شعر تالشی( دل تنگ)

برگردان فارسی

دلم تنگ است ،دلم تنگ است ، دلم تنگ

بیا و با این دلم کمتر بجنگ

باد پاییزی میزند بر رو دلم

بیا و کمی استراحت کن و در کنارم بنشین

که از دیدنت دلم شاد می شود

غم و غصه های دلم خاکستر می شود

تو این دنیای خاموش من از تنهایی میترسم

بگو تا به کی باید در انتظارت بنشینم

میدانی در گلویم حرف هایم مرده اند؟

میدانی غم و غصه ها وجودم را آزار میدهند؟

اینقدر غصه میخورم ولی تو خبر نداری

می خواهی ریشه ام را قطع کنی ولی تو که تبر نداری

اشک هایم وقتی از چشمانتم سرازیر میشود

شب و روز دیگر برایم فرقی نمی کند

بدون تو دلم میخواهد آتش بگیرد

یار و نگار عزیزم تو به آرامی از من دور میشوی

نگاهی به پشت سرت بینداز که دارم برایت خون گریه میکنم

شعر از سر کار خانم سیــــده آرزو جوادی

گردآورنده وترجمه به فارسی از مهدی پور (نصیرمحله)

/ 0 نظر / 59 بازدید