مراسم گِشَه بَری(عروس بران)

اجازه ی نشستن عروس بعداز از اینکه مراسم کلاه زدن به سر عروس توسط برادر داماد وگفتن هفت بار هفت پسر ویک دختر ( ونیت کردن.... این کلمات در گذشته به این دلیل نبود که خانواده های تالشی زبان دختر دوست نداشتند بلکه در گذشته اگر تعداد بیشتر مرد در خانواده می بود به قدرت کاری و مالی خانواده افزوده میشد.چون کارهای سخت کشاورزی و دامپروری بیشتر نیازمند به داشتن مردان قوی بود و در این میان هم اگر زنان مدبر و کار آمد هم در بین این خانواده ها پرورش می یافت چه بسیار نیکو و پسندیده می بود. در ضمن در چنین خانواده ای اگر دختری بزرگ میشد بسیار خوب تربیت شده و ازدواج با چنین دختری در چنین خانواده ای بسیار به نفع خانواده شوهر میبود و برای همین دختران خانواده هایی را می پسندیدند که در ان خانواد مردان موفقی در کار و زندگی بودند و میگفتند:

نَنَه دی یَس کینَه را دَفَرس

یعنی مادر را ببین و از دخترش بپرس

یک اعتقاد دیگر نیز در گذشته دربین مردمان آن زمانها وجود داشت که می گفتند :

اشتع بَدَه چی مردومی مَده عَیبَه و اشتع چاکَه چی مردومی مَده خَیفَه

یعنی چیز بدت و ناجورت را به دیگران نده که عیب و زشت است  و چیز خوبت را به دیگران نده حیف هست و این بود که دختران خوب را از اقوام نمی گذاشتند بیرون بروند....) و بعد از مراسم کلاه دوباره برادر یا اگر برادر نبود یکی دیگر یک چهار قدی را که را در موقع ورود به خانه به کمر عروس می بستند به اسم کَمر دَوند با دادن رونما از کمر عروس باز میکرد و بعد از بجا آوردن این مراسم . بزرگ خانواده پدر داماد وارد خانه میشد وبرای نشستن عروس حتما باید چیز ی مالی یا گاوی و یا ملکی لفظی به عروس میداد و لفظی دادن مال به عروس در گذشته از سند نیز بالا تر بود..عروس می نشست و در این میان اقوام داماد که پسر بچه کوچک ویا چند ماهه داشتند به بغل عروس می نشاندند و عروس به هرکدام از بچه ها یک جفت جورات دست بافت خودش را به عنوان کَشَه نش (بغل نشستن) میداد و در این موقع افراد فامیل به عروس رونما میدادند..

کاری از سرکار خانم زلیخا صبا 

عکس : سر کار خانم : لیلا خالقی

جمع آوری و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)

/ 0 نظر / 4 بازدید