آیا می دانید چرا گاهی به هم می رسیم می گوییم ۱۲۰ سال زنده باشی و این اصطلاح یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم ۱۵۰ یا ۱۰۰ سال یا......

در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می‌کردند که به جای اینکه هر ۴ سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند هر سال را بصورت ۳۶۵ روز محاسبه می‌کردند و پس از ۱۲۰ سال ۳۶۵ روزه یک ماه به آن سال اضافه می‌کردند. یعنی ۳۰ روز کبیسه در یک ماه جمع می‌شد و پس از۱۲۰ سال یکجا استفاده می شد!(البته تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است)بدین ترتیب هر ۱۲۰ سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند(و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند ۱۲۰ سال زنده باشی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱/٢۳ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اگر دقت کنید خیلی چیزها در اون پیدا میشه : از قبیل مرد روستایی چانچو بدوش و زن روستایی در حال هیزم جمع کردن ، بدره ، کردخاله ،گمج ، کویی ، جود ، هندوانه ، جارو ، گاو نشسته بغل ایوان، نرخه (کوزه) و کشکرت رو درخت و بام کلبه نشسته، دستشویی بغل کلبه و ...

این ماکت توسط دایی جناب آقای سعید زاکری ساخته شده است که جا دارد بنده بابت این کار بسیار زیبا از ایشان  تشکر ویژه ای داشته باشم .



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

ماده68- وظایف شورای اسلامی روستا:

الف – نظارت بر حسن اجرای تصمیمهای شورای اسلامی روستا .

ب - ( اصلاحی 6/7/1382 ) – ارائه پیشنهاد جهت رفع کمبودها ، نارسایی ها و نیازها به مقامات ذیربط . مقامات مذکور موظف به بررسی پیشنهادها و ارائه پاسخ ، حداکثر ظرف مدت دو ماه ، به شورا هستند . در صورت عدم ارائه پاسخ در موعد مقرر ، مراتب برای پیگیری قانونی به اطلاع مقامات مافوق می رسد .

ج ( اصلاحی 6/7/1382 ) – تشکیل گردهمایی عمومی جهت ارائه گزارش کار و دریافت یشنهادها و پاسخ به سؤالات و جلب مشارکت و خودیاری مردم برای پیشبرد امور روستا حداقل دو بار در سال و با پانزده روز اعلام قبلی

د- تبیین و توجیه سیاستهای دولت و تشویق و ترغیب روستائیان جهت اجرای سیاست های مذکور .

ﻫ - نظارت و پیگیری اجرای طرحها و پروژه های عمرانی اختصاص یافته به روستا .

و – همکاری با مسئولان ذیربط برای احداث ، اداره ، نگهداری و بهره برداری از تأسیسات عمومی ، اقتصادی ، اجتماعی و رفاهی مورد نیاز روستا در حدود امکانات .

ز – کمک رسانی و امداد در مواقع بحرانی و اضطراری مانند جنگ و وقوع حوادث غیرمترقبه و نیز کمک به مستمندان و خانواده های بی سرپرست با استفاده از خودیاریهای محلی .

ح – تلاش برای رفع اختلافات افراد و محلات و حکمیت میان آنها .

ط - ( اصلاحی 6/7/1382 ) – پیگیری شکایات اهالی روستا از ادارات حوزه مربوط از طریق مقامات مسئول . 

ی – همکاری با نیروهای انتظامی جهت برقراری امنیت و نظم عمومی .

ک – ایجاد زمینه مناسب و جلب مشارکت عمومی در جهت اجرای فعالیتهای تولیدی وزارتخانه ها و سازمانهای  دولتی .




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۳/٢۸ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

از آنجا که زنبورعسل برای درست کردن هر گرم موم، شش گرم عسل مصرف می‌کند، احتمال تقلبی بودن عسل‌های موم‌دار عرضه‌شده در سطح خرده‌فروشی‌های شهر و به‌کارگیری پارافین وجود دارد.

مدیرعامل اتحادیه زنبورداران کشور در گفتگو با ایانا با اعلام این مطلب گفت: کمیته‌ای متشکل از اداره استاندارد، انجمن علمی زنبورعسل، اتحادیه زنبورعسل و بخش زنبورعسل به‌دنبال استانداردسازی عسل تولیدی در کشور است.

عفت رئیسی سرحدی با اشاره به این موضوع که عسل را به‌صورت موم‌دار خریداری نکنید، افزود: اولویت عسل‌هایی که در سطح شهر به‌صورت موم‌دار به فروش می‌رسد، دارای مومی با درصدی از پارافین هستند که برای سلامت افراد زیان‌آور است.

وی خاطرنشان کرد: زنبورعسل برای تولید هر گرم موم، شش گرم عسل مصرف می‌کنند. لذا تولیدکنندگان حقیقی عسل نیز معمولاً حاضر به فروش عسل با موم نیستند و از موم تولیدشده دوباره برای تولید عسل استفاده می‌کنند.

رئیسی سرحدی ادامه داد: موم مصنوعی در کارگاه‌های موم‌سازی با ترکیب پارافین و موم طبیعی تولید می‌شود.

وی ادعا کرد: برندهای مختلفی از عسل‌های تقلبی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای و میادین مشاهده می‌شوند که دارای درصدی از عسل طبیعی و شکر غلیظ‌ شده هستند.

مدیرعامل اتحادیه زنبورداران کشور یادآور شد: فروشگاه‌های زنجیره‌ای به‌دنبال کالاهایی هستند که بیشترین سود را برای آنها داشته باشد و عسل‌های تقلبی را با سود ۳۰ تا ۴۰ درصد به فروش می‌رسانند.

رئیسی سرحدی با بیان اینکه قیمت تمام‌شده هر کیلوگرم عسل طبیعی ۱۲ الی ۱۵ هزار تومان است، تأکید کرد: با اختصاص مراکزی برای عرضه عسل طبیعی می‌توان عسل طبیعی را به دست مصرف‌کننده رساند و تولیدکننده نیز محصول خود را به قیمت مناسبی به فروش می‌رساند.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۳٠ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

از چند سال پیش این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده بود . تقریباً در هیچ کتابی در مورد این موضوع بحث نشده است . از هرکسی ، حتی از افراد بومی آن مناطق وقتی در مورد این قضیه سئوال می کردم چیزی نمی دانستند . آن موضوع و قضیه که در مورد آن سخن می گویم این است : چرا مردم مناطق روستایی در تالش و حتی گیلان و حتی کل نیمه شمالی ایران خانه های خود را با رنگ (( آبی )) رنگ آمیزی می کنند ؟ فلسفه این رنگ در این مناطق چیست ؟ از چه زمانی این رنگ در مورد خانه ها استفاده شده ؟ مدت کوتاهی است ، و یا نه قدمتی هزاران ساله دارد ؟

نکته جالب این که وقتی توجه اهالی خود روستاهای این مناطق را به این موضوع جلب می کنی ، بسیار تعجب می کنند و شگفت زده می شوند . این یعنی این که خودشان تا به حال به این موضوع توجه نکرده و به صورت عادت خانه های خود را با رنگ آبی رنگ آمیزی می کنند ، چرا که گذشتگان آنها نیز چنین کرده اند . به عنوان نمونه ، در یکی از روستاهای اطراف آستارا ، توجه یک جوان تالش را به این موضع جلب کردم . از او پرسیدم چرا خانه ات را آبی رنگ کرده ای ؟ جواب خاصی نداد . وقتی از او پرسیدم چرا تمام خانه های روستای شما آبی است ؟ باز هم جواب خاصی نداشت ، ولی این بار شدیداً تعجب کرد و به فکر فرو رفت .

این موضوع ، یعنی خانه های مناطق روستایی آبی رنگ ، تقریباً در تمام نیمه شمالی ایران مشخص است . اگر هر کسی به استانها و شهرها و روستاهای نیمه شمالی ایران سفر کند ، این موضوع را در خواهد یافت . این قضیه در مناطق گیلان ، مازندران ، کل مناطق آذربایجان ، قزوین و ... بسیار مشخص می باشد . به تمامی این مناطق سفر نکرده ام ، ولی عکس های روستاهای مناطقی که ذکر شد ، در سایت ها و وبلاگ های متعدد وجود دارد و این موضوع ( خانه های آبی رنگ ) در تمام آنها مشخص است . وقتی به منطقه الموت در شمال استان قزوین سفری کوتاه کرده بودم این موضوع در آنجا نیز آشکار بود . و مردم خانه های خود را بیشتر به رنگ آبی رنگ آمیزی کرده بودند . قابل ذکر است که اهالی منطقه بزرگ الموت در استان قزوین به زبان تاتی سخن می گویند .




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٤ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بسیاری از محققان بر این اعتقادند که ایجاد اختلاف میان مردم از سیاستهای برنامه‌ریزی شده حکومت پهلوی اول و دوم با هدف تحکیم سلطه بر جامعه بوده است. ترسیم تصویری موهن از شخصیت شمالی‌ها، قزوینی‌ها، ترکها، اصفهانی‌ها و ... تبلیغ مستمر بر این گونه اهانتها از طریق ساختن جوک و لطیفه، در فرهنگ ملی و تاریخی مردم ایران جائی نداشته است.
در این رابطه مطلبی را برگزیده‌ایم که خواندن آن خالی از لطف نیست.
ساختن جوک‌های مستهجن و توهین‌آمیز درباره شمالیها تاریخچه چندان طولانی نداشته و به دوره رضا شا ه بر می‌گردد. زمانی که رضاشاه در مقام سردار سپه بود و مقدمات به قدرت رسیدن خود را فراهم می‌کرد جهت بهره‌برداری از احساسات مذهبی مردم در مراسم سینه‌زنی تاسوعا و عاشورا شرکت می‌کرد. در این مراسم قزاقها و تعدادی از طرفداران سردار سپه شعار می‌دادند:
اگر در کربلا قزاق بودی / حسین بی‌یاور و تنها نبودی
مردم گیلان که هنوز خاطره دمکراسی و فضای آزادی را که در منطقه وجودداشت از یاد نبرده بودند، نمی‌خواستند باقیمانده دستاوردهای مبارزات‌شان زیر چکمه قزاقها لگدکوب شود. گیلانیها که تجارب شرکت فعال در جنبش مشروطیت (نیروی اصلی تسخیر تهران به سرکردگی سپهدار اعظم تنکابنی را گیلانیها تشکیل می‌دادند) و همچنین تلاشهای استقلال‌طلبانه و آزادیخواهانه شان در جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان و سپس تشکیل اولین دولت جمهوری در گیلان، را پشت سر گذاشته بودند فریب تبلیغات آزادیخواهی و میهن‌پرستی دروغین قزاقها که عموماً تحت کنترل افسران روسیه تزاری و سپس انگلیسیها بودند را نخورده و در دوره‌ای که همه جای ایران شعار:
اگر در کربلا قزاق بودی/ حسین بی‌یاور و تنها نبودی
سرداده می‌شد در رشت مردم طی تظاهرات می‌خواندند:
اگر در کربلا قزاق بودی/ عبا و کفش، از حسین ربودی
که بعدها این بیت در جریان «کشف حجاب» به شکل زیر هم خوانده می‌شد:
اگر در کربلا قزاق بود/ حجاب را از سر زینب ربودی
می‌گویند رضا شاه از آن موقع کینه رشتی‌‌ها را به دل گرفته و همه جا با توهین از ‌آنها یاد می‌کرد و زمینه ساز ساختن جوک‌های مستهجن، مبتذل و توهین‌آمیز علیه ‌آنها شد. او که خود شمالی مازندرانی بود هیچ فکر نمی‌کرد روزی این جوک‌ها یا فحشها متوجه نه تنها رشتیها بلکه همه شمالیها ازجمله مازندرانیها هم خواهد شد. چون اغلب در این جوکها منظور از رشتی تمام اهالی ساکن بین شهرهای آستارا تا گنبد است.
توهین و فحاشی به شمالیها معمولاٌ با دو گونه تهمت صورت می‌گیرد: اول هرزگی زنان و بی‌غیرتی مردان شمالی، دوم ترسو بودن شمالیها.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ | ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شومینه سنتی تالشان کورَه kura که به آن کورَه پِپراز kurapepraz هم میگفتند و میگویند. در گذشته ها نقش شومینه را داشت. هیزم ها را به صورت عمودی به دیواره اش تکیه میدادند تا اندک اندک بسوزند و خانه را گرم کنند. از آتش آن گاه برای دم گذاشتن چای و گرم کردن و گرم نگه داشتن خوراکی ها هم استفاده می کردند. و البته استفاده های دیگر هم داشت. از راه سوراخی لوله مانند دودش به بیرون فرستاده می شد. و چه بسا بخش قابل توجهی از دودش هم وارد اتاق می شد و … خیلی ها از ان خاطره ها دارند. یادش به خیر اون زمان ها.

نظر یادتون نره

منبع : وب سایت پورعزیزی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۸ | ۸:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اختلاف بر سر آب اسطلخ خشک نودهان لولمان

(سال 1331 قمری)

محمدرضا توسلی

(با راهنمایی‌های استاد فریدون نوزاد)

شهریور 1390

 

از جمله بخش‌هایی که جزو گسکرات قدیم محسوب می‌شده، لولمان است که اکنون در محدوده جغرافیایی شهر فومن قرار گرفته است.

در بخش لولمان دهستان‌ها و روستاهای متعددی وجود داشته که از جمله می‌توان از روستای خشک نودهان یاد کرد. در دوران انقلاب مشروطیت و زمانی که حکومت قاجاریه استقرار داشت، در استان گیلان مفاخرالدوله حاکم گیلان و طوالش و مفاخرالملک ریاست نظمیه‌ی گیلان بر مسند قدرت تکیه زده بودند. در این دوران در سال 1331 قمری بر سر تقسیم آب اسطلخ روستای خشک نودهان مابین مالکین اختلافات بالا گرفته و آقاسید قدیر و آقاسید اشرف و آقاسید جلال از یک طرف و آقای حجة‌الاسلام شریعتمدار و حاج سید حسین آقای مجتهد مدعی مالکیت آب اسطلخ برای کشاورزی خود می‌باشند و اختلافات بر سر مایملک اراضی و آب مرحوم حاج حسن خمامی بالا می‌گیرد. لذا ریاست نظمیه گیلان دستور رسیدگی می‌دهد و قرار می‌شود که هر چه شهود گواهی دادند مورد قبول بلا اعتراض طرفین دعوی باشد.

بنابراین جمعی از بزرگان منطقه از جمله معتمدالسلطان اکبرخان و حاج احمد کسمائی و حاج محمد اسمعیل کسمائی و آقا ابوطالب و سایرین به محل اسطلخ خشک نودهان رفته و پس از بررسی جامع منطقه گواهی کتبی می‌دهند که آب اسطلخ متعلق به آقا حاج سید حسین آقامجتهد است.

بر مبنای شهادت گواهان حکمی از طرف مفاخرالملک رئیس نظمیه گیلان صادر و آب را حق شرعی و ملکی مجتهد دانست و حاکم گیلان و طوالش مفاخرالدوله دستور حکومتی را تنفیذ و به نائب‌الحکومه فومن مهدی‌خان برای اجرا ابلاغ نمود. اسناد گواهی شهود و حکم حکومتی به پیوست تقدیم می‌گردد.

نهم جمادی‌الثانی 1331 قمری (1289 شمسی هجری)

تصدق آستان مبارکت گردم. حسب‌الامر مبارک حضرت مستطاب عالی چاکر باتفاق آقای میرزا احمدخان و حاج سیداسماعیل کهنه‌سری و بنده ابوطالب نعوذی در قریه خشک نودهان در سر اسطلخ جناب مستطاب آقای حاج سیدحسین آقا مدظله عالی رفتیم به کدخدا و کسان آقا سید قدیر و آقا سید اشرف نوشتیم فرستادیم که حاضر شده حضوراً تحقیقات بعمل آمده باشد تا دو ساعت بغروب مانده منتظر شدیم از طرق آقا سید قدیر و آقا سید اشرف کسی پیدا نشد و لابد خود چاکرین در سر اسطلخ رفتیم ملاحظه نمودیم از یک طرف مدخل اسطلخ یک کنک تازه احداث کسان سید اشرف و سید قدیر گذاشته بودند و ایضاً از طرف دیگر هم در نهر اسطلخ احداث نهر تازه نموده بودند در چشمه مشترکی انداخته که ممر آب چشمه شده باشد و آب آن چشمه هم حق شرب اشتراکی است انداخته است از قرب جوار هم تحقیق شد که آیا کسان آقا سید قدیر و آقا سید اشرف حق شرب از اسطلخ داشته یا نداشته‌اند بل اتفاق مذاکره داشتند که بعد در تقسیم ورثه‌گی در این اسطلخ کسان آقا سید اشرف و آقا سید قدیر آب نبرده‌اند و ممر نداشته‌اند و این کنک احداث جدید است.

محض اطلاع عرض شد امر امر مبارک است.

پانوشت: خدمت جناب جلالتمآب اجل آقای مفاخرالملک دامه اقباله حضرت صاحب مهارت و حقیر فرستاد این‌طور تصدیق نمودند ملاحظه فرمائید. بعدا محکمه بدهید سند جناب عالی است و لطف‌الله… (امضا ناخوانا)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٦ | ٩:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

محمد رضا طلوع در وبلاگ گفتگوی دوستانه نوشت:

قابل توجه کسانی که می پرسند :


چرا نماز را باید به زبان عربی خواند؟درحالیکه ما فارسی (پارسی) زبان یا ایرانی هستیم؟

خاطره آقای محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی در رابطه با راز عربی بودن نماز:سال یکهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟
چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.
والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.
آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خوانداین عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .

درروز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفربودیم،
به محضرمبارک ایشان بردند، درهمان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.
آقا در آغازدستورپذیرایی ازهمه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند،
به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.

هرکس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی وپاسخ درست پرسش روبرو می شد.پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود:
والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است؟
یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من ازعهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟
آن جوان گفت:طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.

حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:

گمان نکنم ترجمه درستِ بسم الله چنین باشد.
درمورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد.

اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛مثلاً اگر اسم کسی «حسن»باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا،خوشش نمی‌آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

پرورش غاز در گیلان هر چند که طرفداران بیشماری دارد، ولی بدلیل نبود اطلاعات مکفی در این زمینه، شروع کار چه به صورت صنعتی و یا به صورت نیمه صنعتی مشکل به نظر می رسد. پروسه پرورش غاز در تمام نقاط روستایی گیلان  قابل اجرا است ولی باید بدانیم که معمولا غازها ، طاقت سرما را بیشتر از گرما دارند و این به دلیل وجود لایه چربی زیر پوست و پرهای عایق مانند آن است (بدلیل چرب بودن پرها، که آن هم به غدد چربی موجود بر می گردد) .

غازهای گیلان از جمله؛ غاز پیشانی سفید کوچک ،‌غاز پیشانی سفید بزرگ، غاز سفید و خاکستری و غاز پا زرد بسته به ن‍‍ژاد، مدیریت پرورش، تغذیه، منطقه آب و هوایی و طول مدت تخمگذاری، تعداد 60 – 40 تخم می گذارند . وزن هر تخم غاز نیز بسته به نژاد و ... از 130-80 گرم متغییر می باشد .

بلوغ غازها معمولا در سنین 10-8 ماهگی است و غازها را می توان قبل از این سنین آماده جفتگیری نمود. فصل تخمگذاری از اوایل آذر ماه تا اواخر فروردین انجام می شود . غاز بر خلاف اردک، که غذای خود را در لجن زار جستجو می کند،از علوفه و گیاهان تغذیه می کنند و در کشورهای اروپایی و امریکا بعنوان یک غذای لوکس در رستورانها و در اعیاد آنها استفاده می شود. از غاز برای تولید کبد چرب استفاده می شود، که به نوبه خود یکی از لذیذ ترین غذاها حسوب می شود که قیمت بسیار بالایی در بازارهای اروپا و امریکا دارد و فرانسه یکی از بزرگترین کشوهای صادر کننده این محصول محسوب می شود. کبد چرب را در غازها در طی مدت 3 الی 4 هفته و با استفاده از جیره های خاص که به صورت اجباری به غاز خرانده می شود، ایجاد می کنند و وزن آنها را در نژادهای سنگین، به 800 گرم و بعضا تا 1 کیلو گرم میرسانند. از پر غاز نیز بدلیل اینکه از لطافت خاصی برخوردار است، استفاده می شود.




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

درخت سیب در بیشتر نقاط دنیا پرورش داده می‌شود و سیب میوه‌ ایست که می‌توان گفت در هر جای دنیا وجود دارد و همه مردم دنیا آن را می‌شناسند. در ایران این درخت به صورت وحشی در جنگلهای شمال وجود دارد در  تالش به آن سف و در لاهیجان و رودسر به  آن را آسیب ، هسی و هسیب و در مازندران به آن سه می‌گویند.تاکنون بیش از 7500 گونه سیب شناسایی شده است. جنگل های شمال کشور ما محیط مناسبی برای رشد و نمو نوع وحشی آن نیز هست. سیب انواع مختلف دارد. انواع وحشی آن کوچک و پرورش یافته آن درشت می‌باشد. سیب نوع ترش و شیرین دارد.

 در مناطق کوهستانی تالش سیب ترش جنگلی را بعد از چیدن و شستشو و خشک شدن میوه با  چاقو از وسط به دو نیم میکنند و  به آن نمک مخلوط به گلپر می زنند ، بعد هم نخ میکنند و بصورت حلقه های گردنبدی در آورده و در زیر نور آفتاب و یا در کنار بخاری هیزمی آن را خشک می کنند و بعد در طول فصل پاییز و یا زمستان به مصرف خود و خانواده می رسانند . این نوع خشک کردن میوه که نوعی لواشک  بصورت امروزی می باشد. خیلی هم خوش عطر و خوش طمع می باشد. و یکی از  خوراکی های سنتی تالشان می باشد .




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

قبل از این که حلب پوشش سقف خانه ها شود مردم در سراسرگیلان سقف خانه ها را سفال می کردند. فرقی نداشت از غنی و فقیر از شرق تا غرب مردم سقف خانه ها را به دلیل باران های منطقه شیروانی می ساختند. شیروانی خانه ها در حقیقت اسکلتی شیبدار از چوب های محکم بود که روی آن را با تخته و نی می پوشاندند و سپس سفال ها را بر روی آن می چیدند.
ماده اولیه سفال، خاک رس قرمز رنگ بود که با آب آن را خمیر می کردند و مخلوط حاصل را پس از هواخوردن به صورت ناودانی قالب گیری می کردند و سپس در کوره می چیدند؛ بسته به زمانی که یک کوره پر می شد از زمانی که آتش کوره روشن می شد تا زمانی که سفال ها از آن بیرون بیایند یک هفته زمان لازم بود.
چگونگی استقرار سفال ها روی بام هم قاعده خاصی داشت به طوری که سفال چینی از پایین به بالاصورت می گرفت و تنها انتهای ردیف پایینی و سر ردیف بالایی را با ملات گل و آهک می گرفتند تا سفال ها لیز نخورد و نریزد. سفال را در ۲ ردیف می چیدند ردیف زیرین آب بر بود و بر روی تخته ها و نی ها می نشست و ردیف بالایی به عنوان بالاپوش بر روی ردیف های زیرین چیده می شد، در نتیجه پوششی قفل و بست شده به دست می آمد که مانع از نفوذ باران به داخل سقف بود
در شیروانی ها ،ستونی دودکش مانند نیز وجود دارد که به آن کلاغ نشین می گفتند.
کلاغ نشین برای این ساخته می شد تا هر وقت به تعمیر سفال ها نیاز باشد سفالگردان از راه آن داخل بام خانه شود و سپس به روی سفال ها بیایند. برخی دهانه کلاغ نشین را با چوب می بستند تا حیوانات به داخل نیایند.
در استان های شمالی خانه های آجری، بام پوش های سفالی، حیاط های بزرگ و درختان مرکبات که طراوت و شادابی به همراه داشتند مدت هاست که در خطر نابودی قرار گرفته و چند سالی است که شاهد فرو ریختن این یادگارهای باعظمت گذشته و هویت معماری ایرانی تاریخی متاسفانه هستیم.

نوشته شده توسط : سرکار خانم افسانه امانی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

طرز تهیه ماست کم چرب،کره وماست چکیده در زمان قدیم ماست فروشها ماست کوزه ای را که خیلی هم چرب بود را از روستا ییها در بازار روز می خریدند. سپس آن را داخل این خم که به زبان محلی(نِرخه یانِره) نیز می گفتند می ریختند و کمی آب به آن اضافه می کردند بعد چند چوب صاف به اندازه 10 سانتی متر در داخل این خم می گذاشتند.

ویک یا چند نفر نِره زن زیر سایه بان درختی می نشستند، دو دسته اش را می گرفتند و در حالی که غم زمانه را زمزمه می کردند، به طرف جلو و عقب تکان می دادند. در اثر این تکان های مداوم کره ی ِ داخل ماست به چوب ها می چسبید و ماست تقربین بی چربی میشد. نِره زن سپس چوب ها را بیرون می آورد، کره را جمع می کرد و ماست را در داخل ِ سطلی می ریخت و با یخ قاطی می کرد و در بازار برای ازدحام مردم جار می زد.



ماستیه برار ماست خودی روغان ِ کره ،برار عجب ماستیه گدا تقی ماستیه


طرز تهیه ماست چکیده

برای درست کردن ماست چکیده،همان ماست را از کوزه در آورده داخل یک کیسه پارچه ای سپید می ریختند و سپس آن را به شاخه درخت یا به میخی روی دیوار یا ستون ایوان آویزان می کردند. آب داخل ماست آرام ارام و اندک اندک و یا جرعه جرعه چکیده می شد یابه اصطلاح (زَکَنه آئوش) جدا می شد. و آنچه که در خل کیسه می ماند،ماست غلیظ بودکه اصطلاحن به آن دوغ هم می گفتند. بعد در هوای گرم یک قاشق از این ماست غلیظ را در لیوان می ریختند، با اب قاطی می کردند و بعد به آن نمک و نعناع می زدند و سپس با یخ می نوشیدند که بسیار دلچسب و گوارا بود نوش جان همگی شما

نویسنده : خانم افسانه امانی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢۱ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شیخ میرزا ابوالقاسم افصح المتکلمین املشی

شیخ افصح انقلابی آزادیخواه؛ عالمی نواندیش و مصلح دینی و اجتماعی و از پیشگامان جنبش مشروطیت در منطقه گیلان و از انقلابیون و مصلحان حوزه دیده و سنت خوانده ای بود که سودای ترقی وطن و تعامل دین با مناسبات خرد و عقلانیت و مقتضیات عصر جدید در سر داشت.

تاریخ پر رمز و راز، نوستالژیک و درس آموز جنبش مشروطیت در سینه پراندوه و در بطن دردناک خویش؛ گذشته از روایت آشکار و پربار در باب مبارزات و مجاهدت های چهره های مشهور و مثال زدنی روایتگر مشروطه خواهان بی نام و نشانی است که به رغم کنش های بسیار در این نهضت برای تحقق عدالت و آزادی، اینک به صداهای خاموش پیوسته اند و در میانه انبوه نوشته ها، گفته ها و تحقیقات تاریخی صدایی از آنان به گوش نمی رسد. یکی از آنان مبارز پرشور شیخ میرزا ابوالقاسم افصح المتکلمین املشی مشروطه خواه گیلانی و نخستین روزنامه نگار گیلان است. شیخ افصح انقلابی آزادیخواه؛ عالمی نواندیش و مصلح دینی و اجتماعی و از پیشگامان جنبش مشروطیت در منطقه گیلان و از انقلابیون و مصلحان حوزه دیده و سنت خوانده ای بود که سودای ترقی وطن و تعامل دین با مناسبات خرد و عقلانیت و مقتضیات عصر جدید در سر داشت. با داشتن این پیشینه ذهنی بود که با تاسیس روزنامه خیرالکلام نخستین گام ها را در این مسیر برداشت. شیخ افصح املشی را باید بنیانگذار مطبوعات در گیلان دانست هر چند زندگی او در هاله ای از ابهام و نادانستنی های تاریخی قرار دارد اما مرحوم شیخ بهاءالدین املشی (میزان) خواهرزاده مجاهد و دانشمندش که او نیز از مشروطه خواهان گیلان و عضو هیات اتحاد اسلام و از همرزمان کوچک جنگلی و نیز هم سلول مشروطه خواه نامدار میرزاحسن رشدیه بنیانگذار مدارس به سبک جدید در ایران بود در کتاب گوشه هایی از تاریخ گیلان، خال نستوه اش یعنی شیخ افصح املشی را اینگونه به ما شناساند:

«میرزا ابوالقاسم معروف به ملاباشی ملقب به افصح المتکلمین از اهالی رانکوه شهرستان املش بوده که معمولاً در تهران و رشت اقامت می گزید، مردی بود از هر جهت به زیور طبع آراسته، دارای حسن خط در نسخ و نستعلیق و صاحب اطلاعات در ریاضی و هیات و نجوم و ادبیات فارسی و عربی.»

«خیرالکلام»، «ساحل نجات» و «راه خیال» سه روزنامه ای بود که شیخ افصح در اوان خیزش مشروطیت مدیریت آنها را به عهده داشت.

{تشکر از آقای محمدتقی صیادی امام}

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱۳ | ۸:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

نویسنده : محمد رضا قلی پور مبرهن

 نام شهرستان

 شماره پلاک

 رشت

 46ب ج د س

 لاهیجان

 56 ج

 بندر انزلی

 56 ب

 رودسر

 56 ص

 لنگرود

 56 م

 املش

 56 و

 سیاهکل

 76 ب

 آستانه اشرفیه

 76 ج

 تالش

 56 س

 آستارا

 56 د

 رضوانشهر

 56 ن

 ماسال

 56 هـ

 شفت

 56 ی

 فومن

 56 ل

 صومعه سرا

 56 ق

 رودبار

 56 ط

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱۱ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

یکی از خوردنیهای خوشمزه شمالی ها در شب های زمستان خوردن ازگیل آب انداخته است که هم خوردنش و هم درست کردنش در بین مردم شمال در حال فراموشیه که اتفاقا هم خیلی خوشمزه است و هم درست کردنش خیلی ساده و آسان و کافیه که شما ازگیل خام » پخته نه » را بعد از شستن در یک ظرف شیشه ای در دار ریخته » ظرف پلاستیکی رو من سفارش نمی کنم » و بعد روی آن اَذگیل آب بریزید تا ظرف شما پر از آب شود و بعد درب آن ظرف شیشه ای را به مدت یک هفته بسته و بعد از یک هفته اگر دیدید که آب ازگیل داخل ظرف کم شده،دوباره آب ریخته تا پر شده و درب را ببنید تا هفته دیگر. معمولا ازگیل تو این دو هفته باید قابل خوردن باشه،مگر اینکه از نوع جنس بدش باشه که اگر شما چند ماه هم در آب بذاریش،آب به خودش نمی گیره. داخل آب ازگیل » دو هفته تمام شد » کمی نمک ریخته تا خوشمزه تر شود و شما یک روز پس از ریختن نمک می توانید نوش جان کنید.

پس  موقع خریدازگیل به فروشنده سفارش کنید که برای چه نوع خوردن می خواهید ازش استفاده کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱٠ | ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

کــــولــــوشــــکن
ͼ●○○○●ʘ۝ʘ●○○○●ͽ
در زبان گیلکی کولوشکن به مُرغی گفته می شود که جوجه دار شده است و مُرغی که آماده جوجه دارشدن است را مُرغ "کوُلک" یا "کُورک" مینامند.
.
به یاد شیون فومنی که میگه:


وطن کولوشکن اما کیشکاایم چه خوبه

که او کولوشکن خو کیشکانا به دور هم بداره
.
وطن مثل یک کولوشکن (مرغ) می مونه و ما جوجه های اون . . .
که اون کولوشکن بچه هاشو دور و بر خودش نگه میداره ( و محافظت میکنه )


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۸ | ٩:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شکار ضمن تفریح بودن برای عده قابل توجهی از مردم شفت ، نوعی منبع درآمد برای روستاییان این منطقه نیز محسوب می شود .در گذشته شکار آهو ، گوزن ،و برخی از جانوران حلال گوشت در شفت و کوهستانهای اطراف در فصل زمستان صورت می گرفت که اکنون متداول نیست .

اما شکار انواع پرندگان در فصل پاییز و زمستان در رونق است .از جمله شکار انواع مرغابیها که با گذاشتن انواع و اقسام دام ها صورت می گیرد .

برای شکار مرغابی ها از روش درست کردن کومه ای به نام نما که شامل اتاقک نمابر و در کنار آن جایگاه پرچین شده ای برای نگهداری اردک ها است . کومه در نزدیک آبگیر قرار دارد که در انتهای دام (نما خال ) نهاده شده است .

هنگامی که مرغابی ها بر فراز محوطه می رسند معمولا توام با صداست . نمابر اردکها را به پرواز در می آورد تا در هوا همراه آنها شده و آنها را به سوی آبگیر بکشاند .

پس از توفیق در این مرحله ، نمابر با انداختن گِلهای گلوله شده ی کوچک آنها را به سوی دام می راند . وقتی مرغابی ها همراه اردک در نزدیکی دام قرار می گرفتند ، نمابر با کشیدن طنابی که به دام متصل است ، دام را  بر روی مرغابی ها می اندازد و سپس آنها را می گیرد . و سپس مرغابی ها را به بازار برده و به فروش می رساند تا جزیی از خرج زندگی خود را از این روش تامین کنند .

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٧ | ٥:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

آداب زیارت معصومین و امام زادگان علیهم السلام


1. غسل کردن پیش از رفتن براى زیارت .

2. پرهیز نمودن از کلام بیهوده و لغو و پرهیز از مخاصمه و در طول مسیر.

3. خواندن دعاى وارده و مخصوص آن امام .

4. طهارت از حدث اکبر و حدث اصغر.

5. پوشیدن جامه هاى پاک ، پاکیزه و نو. بهتر است رنگ جامه سفید باشد.

6. در حین رفتن به زیارت گام ها را کوتاه بردارد و با وقار حرکت کند و همچنین باید خاضع و خاشع باشد و سر به زیر راه برود و به بالا و اطراف خود توجه نکند ؛ یعنى به منزلت و عظمت زیارت فکر کند.

7. خوشبو نمودن خود در غیر زیارت امام حسین علیه السلام .

8. هنگام رفتن به حرم مطهر، زبان را به ذکر تکبیر، تحمید، تسبیح ، تهلیل و تمجید مشغول کند و با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله دهان خود را معطر نماید.

9. ایستادن بر در حرم شریف و اذن دخول طلبیدن و سعى کردن در به دست آوردن رقت قلب و خضوع به وسیله تصور و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور؛ به فکر این باشد که ایستادن او را مى بیند، کلام او را مى شنود و جواب سلام او را مى دهد. همچنین باید در محبت و لطفى که ایشان به شیعیان و زائران خود دارند، تدبیر کند و همچنین در خرابى هاى حال خود و خلاف هایى که نسبت به آن بزرگواران کرده است ، تاءمل کند.

10. بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه . سزاوار است براى خدا به شکرانه این که او را به این مکان رسانده است ، سجده کند.

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۱ | ٩:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

یکی از سرگذشت های جذاب و اسرار آمیزی که در قرآن کریم بیان شده است، سرگذشت حضرت یونس علیه السلام می باشد.

وقتی به اینجای سرگذشت حضرت یونس علیه السلام می رسیم این سۆال برای ما پیش می آید که بین این همه گیاه و بوته چرا خداوند متعال کدو را برای حضرت رویاند؟

قرآن می فرماید : «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ »(پس افکندیمش در هامون) یعنى او را به مکانى انداختیم که نه گیاهى بود، نه درختى و گفته‏اند منظور از (عراء) ساحل مى‏باشد که خداوند به ماهى وحى کرد که یونس را از شکم خود به سوى زمین خشک بیفکند.

«وَ هُوَ سَقِیمٌ» (و او بیمار بود) در آن هنگامى که ماهى افکندش.

«وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ»(آیه 146سوره صافات) (و رویاندیم براى او درختى از کدو) «ابن عباس» گوید: مراد از (یقطین) هر گیاهى است که ساقه نداشته و به روى زمین روئیده شود.

در کتاب توحید مفضل آمده است: «تفکر کن اى مفضّل در خلقت کدو و خربزه و هندوانه و خیار و امثال اینها. چون خالق حکیم مقدّر فرموده که میوه‏هاى بزرگ از اینها به وجود آید چنان کرده که بر روى زمین پهن شوند، و اگر مانند زراعات و درختان دیگر راست مى‏ایستادند کجا تاب برداشتن این میوه‏هاى گران مى‏آوردند و پیش از رسیدن میوه در حد کمال، در هم مى‏شکستند، پس نظر کن که چگونه مقدّر ساخته که بر روى زمین پهن گردد تا میوه‏هاى خود را بر روى زمین گذارد و زمین حامل میوه‏هاى آن گردد مى‏بینى یک بته از کدو و خربزه را چند دانه به روبروى خوابیده و میوه‏هایش بر دورش گذاشته مانند گربه که خوابیده باشد و فرزندانش بر دورش گرد آمده باشند و پستان‏هاى او را در دهن گرفته و شیر مى‏مکند.» (توحید مفضل/ترجمه علامه مجلسى، ص 202)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کدو عقل را زیاد می کند.

مى‏گویند: کدو علاوه بر اینکه برگهاى پهن و پرآبى دارد و مى‏توان از آن سایبان خوبى تهیه کرد مگس نیز بر برگهاى آن نمى‏نشیند، و یونس به خاطر توقف در شکم ماهى پوست تنش آن قدر نازک و حساس شده بود که از نشستن حشرات بر آن رنج مى‏برد، او اندام خود را با این کدو پوشانید تا هم از سوزش آفتاب در امان باشد و هم از حشرات

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

میوه درخت«اربه» را درفصل پاییز از درخت می چینند بعد از جدا کردن دمبرک میوه ها را در ظرفی چوبی به شکل «ناو» می ریزند .وآن ظرف را به این مناسبت «اربه ناو یا اربه ناف» گویند.

حدود یک متر از کل ناو را با تخته ای جدا می کنندو سوراخی در آن تعبیه میکنن  ومقداری «کولوش-ساقه ی برنج» را در جلوی سوراخ قرار می دهند که نقش آبکش را داشت

«اربه»را در قسمت بزرگتر ناو می ریختند وآن را با چوبی سرپهن به شکل «کوبه» له می کردند وبعد کمی خاکستر هیزم یا پوست برنج (=فلfal) روی آن میریختند و بعد لگد میزدند. لگد زدن به تناوب انجام می گرفت پس از لگد زدن و چنگ زدن ناو را کمی به طرف خالی ظرف بلند می کردند تا «شیره» به دست آمده از آن سوراخ به ظرفی دیگر مثلا «تشت» منتقل گردد.زمانیکه شیره ها کاملا چکیده شدند آن را در دیگی می ریزندو روی اجاق می گذارند تا بجوشد و کف سفید روی شیره را دور می ریزند و گرما میدهند تا آبش بخار شود.

در طب سنتی به بیماران بیماری «فاویسم» و زردی (یرقان) اربه دوشاب می خوراندند که خاصیت درمانی داشت. ار آنجا که دوشاب دارای طبع گرم است بیشتر در فصل زمستان مصرف می شود.

در زمستان «اربه دوشاب»را با برف بهم می آمیزند و می خورند که به آن «ورف دوشاب» می گویند.

همچنین برنج برشته شده را با دوشاب مخلوط می کنن و به عنوان تنقلات استفاده می کنن.

امروزه هنوز هم در گوشه و کنار گیلان این خوراکی محلی تولید می شود.

جهت دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٢ | ۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

در زمان قدیم مردم از بخاری های هیزمی استفاده می کردند بخاری های حلبی که محتوای سوخت آن را هیزم و شاخ و برگ های درختان تشکیل می داد. این بخاری با آن گرمای مطبوع و دلنشین خود یک مشکل اساسی داشت و این که با تمام شدن سوخت یکباره فضای اتاق سرد می شد، به همین خاطر صاحبان خانه مجبور بودند مرتب هیزم بخاری را که خیلی سریع سوخت آن تمام می شد، چک کنند، این مساله به هنگام خواب و در نیمه های شب سخت تر بود، چرا که پدر یا مادر خانه باید نیمه های شب چند بار از خواب بلند می شدند و هیزم داخل بخاری قرار می دادند. این بخاری ها در حال حاضر در برخی روستا های کشور مورد استفاده قرار می گیرد و منازل روستاییان را گرم می کند. اگر چه امروزه تهیه سوخت برای شوفاژ و شومینه وقتی را از مردم نمی گیرد و فقط کافی است با پرداخت صورت حساب قبض گاز و برق هزینه سوخت را تامین کرد، در آن زمان برای تهیه سوخت بخاری های هیزمی پدر خانه مجبور بود که قبل از شروع سرما چند روزی را در جنگل ها برای تهیه هیزم سپری کند و با خرد کردن آنها و قرار دادنشان در مکانی محفوظ، سوخت یک سال خود را تامین کند.

عکس : میلاد پور عزیزی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٠ | ٤:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

پروفسور سمیعی در آخرین ساعات حضورش در ایران توصیه کرد که مغزتان را مشوش نکنید.

به گزارش خبر آنلاین پروفسور سمیعی در پاسخ به این سؤال که "چه توصیه‌های کاربردی به مردم دارید تا با به کار گرفتن آنها در زندگی روزانه، سلامت ذهن و مغزشان را تامین کنند" اظهار داشت: یکی از مطالب مهم این است که مغزمان را مغشوش نکنیم. دنیای امروزه شاید باعث شود حجم زیادی از اطلاعات در آن واحد وارد مغز شود اما باید بسیار مراقب بود که مسائل مختلف را وارد مغز نکنیم چرا که این کار کیفیت ارتباط سلول‌های مغز را دچار اختلال می‌کند.

وی افزود: به تمام افراد و به ویژه به جوان‌ها توصیه می‌کنم ابتدا یک کار را به انتها برسانند و بعد به سراغ مطالب دیگر بروند چرا که در غیر اینصورت رفته رفته عملکرد مغز کاهش می‌یابد.

مشهورترین جراح مغز و اعصاب در توصیه‌ای دیگر برای والدین با بیان اینکه تا جایی که می‌توانند کودکان را از کامپیوتر دور کنند و اجازه ندهند وقت زیادی از آنها از طریق بازی‌های کامپیوتری پر شود تصریح کرد: حجم زیاد اطلاعاتی که به مغز کودک وارد می‌شود باعث آلودگی مغزی و فکری در کودکان می‌شود. به‌ ویژه بازی‌های رایانه‌ای که اگر به‌مدت طولانی از آنها استفاده شود جز تلف کردن انرژی مغزی و آسیب‌های جسمی و مغزی به کودکان دستاورد دیگری در پی ندارد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 روغن سبوس برنج محصولی شگفت‌انگیز است که از پوسته خارجی و قهوه‌ای رنگ برنج که متفاوت از شلتوک است تهیه می‌شود. تنها 8% از مقدار برنج آسیاب نشده را پوسته یا سبوس تشکیل می‌دهد اما همین مقدار حاوی 20-15% روغن است. 

خواص تغذیه‌ای روغن سبوس برنج

• ارزش تغذیه ای روغن سبوس برنج به دلیل اینکه حاوی اسیدهای چرب ضروری است بالا می باشد.تحقیقات نشان داده است که مصرف این روغن در رژیم غذایی باعث کاهش چشمگیر کلسترول به ویژه کلسترول بد خون(LDL) و افزایش کلسترول خوب(HDL )می‌‌گردد بنابراین برای کسانی که از رژیم غذایی کم چربی پیروی می کنند، ایده آل است.[اسیدهای چرب ضروری را به رژیم غذایی‌اتان اضافه کنید]

• تندی اکسایشی ( طعم تندی که به علت اکسیداسیون روغن ایجاد می شود) معمول ترین نوع فساد روغن است که واکنش اسیدهای چرب غیر اشباع با اکسیژن موجب بروز آن می‌گردد. سبوس برنج از نظر پایداری اکسیداسیونی بسیار عالی است، این پایداری مربوط به وجود آنتی اکسیدان‌های مختلف طبیعی موجود در آن است.

• از جمله آنتی‌اکسیدان‌های موجود در روغن سبوس برنج می‌توان به ویتامین E و اوریزانول اشاره کرد .وجود این آنتی‌اکسیدان‌ها برای طولانی مدت پایداری اکسیداسیون را در هر دو دمای بالا و پایین حفظ می‌کنند و باعث ماندگاری بالای غذاهای پخته شده با روغن سبوس برنج می‌شوند. همچنین وجود این آنتی‌ اکسیدان‌ها به کاهش کلسترول خون کمک بسزایی می‌کند.

• از‌آنجایی که این روغن نقطه دود بالاتری نسبت به سایر روغن‌های گیاهی دارد (257-245 درجه سانتی‌گراد) استفاده از آن برای مصارف پخت و پز راحت است.

اما نکته مهم دیگری که نباید فراموش شود این است که این روغن به دلیل مقدار نسبتا بالای اسید لینولنیک (یک نوع اسید چرب با چند پیوند دوگانه) نباید برای مدت زمان طولانی تحت حرارت بالا قرار بگیرد و یا در آشپزخانه و فروشگاه در مجاورت نور و حرارت باشد زیرا منجر به پدیده برگشت طعم در روغن شده و بعضی از خواص ارزشمند خود را از دست می‌دهد.

کاربردهای روغن سبوس برنج

روغن تصفیه شده سبوس برنج با رنگ روشن و طعم مطلوب ، روغن مناسبی برای تولید سس مایونز و مارگارین‌سازی و مصرف در سالاد‌هاست و نیز تحت شرایط خاص، روغن مطلوبی برای سرخ کردن محسوب می‌شود.

همچنین به دلیل وجود آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی در این روغن که تغذیه کننده پوست ، ضد پیری ، ضد چروک هستند می‌توان از آن در تهیه و تولید ضد آفتاب‌ها و لوازم آرایشی استفاده‌های فراوانی کرد.

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٢۸ | ٦:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

این غذای ساده و آسون و خیلییییییی خوشمزه شمالیاست که بنده شما را به طرز تهیه اون دعوت میکنم تا یاد بگیرید و از خوردن آن لذت ببرید

مواد لازم برای 4 نفر:

گوجه فرنگی رسیده قرمز خوشگل: 6، 7 تا درشت

سیر: 5 حبه ( بسته به ذایقه تون کم و زیاد کنین)

نمک، فلفل و زرچوبه

تخم مرغ: 2 تا

طرز پخت:

گوجه های سفت رو واسه این خورش استفاده نکنین.. با گوجه های رسیده و خوشرنگ (ترجیحا محلی و نه گلخونه ای) درست کنین..پوست گوجه ها رو اینجوری بگیرین و خردشون کنین.. سیر خرد شده رو با نمک و زرچوبه توی روغن طلایی کنین..

 

2 قاشق از سیرها رو توی یه ظرف کنار بذارین و تخم مرغها رو توی بقیه سیرها بشکنین و هم بزنین تا مخلوط بشه و ببنده.. حالا تخم مرغها رو هم بردارین و گوجه و اون سیری که کنار گذاشته بودین رو با هم برگردونین توی ظرف و نصف لیوان آب بریزین و درش رو بذارین تا گوجه ها خوب بپزه و له بشه

 

بعد از حدود یکربع، نمک و فلفل بزنین و خوب هم بزنین.(حواستون که هست..قبلا به سیرها نمک زدینا...گفتم که گفته باشم!!!)..این غذا رو ما تند دوست داریم..پس از فلفل غافل نشین!!

 

حواستون باشه که خشک نشه...این خورش باید کمی آب داشته باشه.در همین حدی که می بینین..تخم مرغها رو هم توش بریزین و مخلوط کنین.

 

با کته و ماهی شور یا دودی و سبزی خوردن ...به به...چه شود! البته ما هیچکدوم رو نداشتیم...با خیار خوردیم که اونم عالیه !! (ستاد روحیه دهی به خودمون!!) تازه هیچی هم واسه تزیین نداشتم از جمله حال و حوصله !!

 

منبع :http://hanichef.blogfa.com



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٢٠ | ٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

پرورش گوسفند

روش های نگهداری گوسفند
1- نگهداری به روش چرای آزاد ( گسترده یا عشایری)
2- نیمه آزاد (روستایی)
3- روش ساکن ( پرورش در مزرعه)



1- روش چرای آزاد:
در مناطقی که از آب و هوای معتدل برخوردار بوده و در مجاور مراتع وسیع پر بار قراردارند بکار می رود. در این روش دامها دردامن طبیعت بسر برده و هیچ گونه آغل خاصی برایشان درنظر گرفته نمی شود. مهم ترین مزیت این روش با صرفه بودن آن از نظر اقتصادی است. از آنجایی که گوسفند در موقع چرا علوفه را از ته می کند بهتر است زمین (مرتع) ابتدا توسط گاو چراینده شده سپس در اختیار گوسفندان قرار بگیرد.



2- روش نیمه آزاد (روش توأم کشاورزی – گله داری):
در این روش گله داری جنبۀ غالب دارد. محل زندگی گله دار معمولاً درهمان روستای مبدأ می باشد. در مدتی از سال گله دار مجبور می شود گلۀ خود را کوچ دهد.



3- پرورش ساکن (‌پرورش در مزرعه):
در این روش حرفه اصلی روستایی کشاورزی است. گوسفند درمواقع نامناسب از نظر جوی در آغل بسر برده و به طور دستی تغذیه می شوند. این آغل ها در روستای مبدأ مستقر هستند.



طبقه بندی گوسفند در دنیا:
1- براساس نوع تولید (‌گوشتی،‌ شیری، پشمی،‌ پوستی)
2- براساس وضعیت شاخ
3- براساس منطقۀ جغرافیایی
4- براساس وضعیت دنبه
5- براساس نوع پشم،‌ مهم ترین روش تقسیم بندی گوسفند است.



گوسفندان ایرانی برحسب نوع تولید به دسته های زیر تقسیم می شوند:
1- نژادهای گوشتی مثل گوسفندان لری- مغانی – افشاری – شال
2- نژادهای پشمی مثل گوسفندان بلوچی – کلکو – ماکوئی
3- نژادهای شیری مانند گوسفندان قزل
4- نژادهای پوستی مانند گوسفندان قره گل



صفات اقتصادی در گوسفند
گوسفند نوعی دام چند هدفی برای پرورش می باشد و بویژه از نظر تولید گوشت،‌شیر ، پشم، پوست – تولید مثل از اهمیت بالایی برخوردار است. در میان صفات ذکر شده بازده تولید مثل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. میزان تولید گوشت نیز به موازات صفت تولید مثل از جمله صفات مهم اقتصادی به شمار می آید.


پشم نیز یکی از صفاتی است که اهمیت اقتصادی بالایی دارد. امروزه گوسفندان دنیا را بر اساس کیفیت پشم تقسیم بندی می نمایند امروزه کارهای ژنیتیکی زیادی روی گوسفند انجام شده تا نژادهای خوب گوسفند از نظر پشم را ایجاد کنند و از جمله نژادهای مرغوب همچون مرینوس که از پشم مرغوب برخوردار هستند،‌ از این طریق ایجاد نموده اند. به طور کلی تولید پشم تا حدود زیادی تابع وزن و طول تار پشم می باشد. اگر طول تار پشم گوسفندی به اندازه 25/1 سانتی متر افزایش یا بد وزن پشم خام آن به اندازه 350-300 گرم و وزن پشم تمیزه شده آن به اندازه 250 گرم افزایش خواهد یافت. وزن در پایان شیرخوارگی نیز یکی دیگر از صفات مهم اقتصادی برای گوسفندان می باشد. رشد سریع می تواند سبب شود که گوسفندان در سن کم تر به وزن مناسب برای کشتار رسیده و مدت کم تری برای پرواربندی لازم داشته باشند و یا این که در سن مساوی گوسفندان سنگین تر تولید خواهند شد.

منبع : http://animal-science89.blogfa.com



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٢٠ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

گزنه (نام علمی: Urtica dioica) گیاهی از تیره گزنه، علفی و پایا با ساقه‌ای منشعب است. ساقه آن راست و چهارگوش بوده و برگ‌های آن پوشیده از کرک‌های گزنده‌ است.

 خواص دارویی چای گزنه (دم‌کرده گزنه):


• مجاری ادرار (پروستات) را مداوا می‌کند.
• دستگاه تنفسی را درمان می‌کند.
•  ضد قند خون است.
•  افزایش دهنده گلبول‌های قرمز خون است.
• صرف نظر از جنبه‌های خوراکی که به صورت پخته مانند اسفناج خورده می‌شود و سرشار از مواد معدنی و مغذی است دارای ماده‌ای به نام سکرتین است که بهترین عامل جهت به کار انداختن غدد ترشحی هاضمه در معده، ‌روده، کبد، لوزالمعده و کیسه صفرا است.
• ضد سرفه، سل و آسم است.
• ضد آرتروز،  رماتیسم و دیگر اختلالات مفصلی و ماهیچه‌ای می‌باشد.• با مشکلات پوستی مقابله می‌کند.
• اختلالات روده‌ای را درمان می‌کند.
• در درمان آلرژی‌های مختلف مانند اگزما و تب یونجه موثر است.
• برای درمان عفونت ادراری به کار می‌رود.
• از ریزش موی سر جلوگیری می‌کند.
• خون را تصفیه می‌کند.
• به ازدیاد شیر مادران کمک می‌کند.

منبع :http://club.golestan.com



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٦ | ٧:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

دکتر علی بشری با اشاره به اینکه پرندگان زینتی مانند مرغ مینا،طوطی،شاهین و...از مخازن مهم بیماری هستند که معمولا بیماری را نشان نمی دهند ولی از طریق مدفوع و ترشحات مخاطی ویروس را در محیط پخش می کنند،گفت:پرندگان مهاجرو آبزی نظیر اردک،غاز،چنگر،خوتکا،قرقاول،حواصیل،کبک خاکستری ،چلچله ،قو،بوقلمون نیز بیماری را به انسان منتقل می کنند.

وی با بیان این مطلب که بیماری آنفولانزای فوق حاد پرندگان یک بیماری ویروسی حاد و کشنده در بین پرندگان است که می تواند تحت شرایطی به انسان منتقل شود و باعث بیماری انسان شود؛افزود:این بیماری یکی از مهم ترین و خطر ناک ترین و مسری ترین بیماریهای ویروسی طیور است که با علائم افسردگی،کاهش مصرف آب و غذا،سرفه،عطسه و آبریزش از چشم،ورم سر و اشکال در تنفس و افت شدید تولید تخم مرغ و بروز مرگ و میر ناگهانی است.

وی ادامه داد:تب،سردرد،درداعضای بدن،خستگی،گلودرد،سرفه،تنگی نفس،اسهال و استفراغ علائم موجود این بیماری در انسان است و در تعدادی از موارد منجر به مرگ می شود.

وی تصریح کرد: برای پیشگیری از این بیماری باید از تماس با طیور اهلی با پرندگان وحشی به خصوص پرندگان آبزی مهاجر جلوگیری شود و از خرید پرندگان وحشی در بازارهای محلی خودداری شود.

وی گفت:باید طیور بومی را در مکانهای سربسته و محصور به توری نگهداری کردو بعد از تماس با طیور مرده و زنده ،حتما دستها را آب و صابون شست.  

منبع : گیلان آنلاین



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٥ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

خشکه‌دریا

تالش سرزمینی زیباست. این سرزمین برای بسیاری از هموطنان ناشناخته است. حتی برای خیلی ازخود تالشان. سرزمین تالش دارای مواهب بی‌کرانی است که از سرانگشت نقاش ازلی خداوندگار هستی‌آفرین تراویده و طبیعت بی‌کران آن چنان دارای آراستگی است که آدمی در تماشای جلوه‌های بس بدیع و بی‌بدیل آن ناگزیر است انگشت حیرت به دندان گزد. «تالش‌زمین» هم مکان زیارت است؛ چه آن‌که در جای‌جای آن بزرگانی از اولیاءالله خفته‌اند. انسان‌های شریفی که در حیات خویش ملجاء و مأمنی برای مردم این سامان بودند و آن‌گاه که به دیار دوست شتافتند, تُربت‌شان زیارتگه عشاق عارف این دیار شده است.  و هم محل سیاحت. سیاحتی در طبیعت‌های بکر و شگرف. گردش در تابلوهای رنگارنگ طبیعیِ تالش‌زمین آدمی را در فراسوی رؤیاهای واقعی سیر می‌دهد. طبیعت خیال‌انگیز ییلاقات مخملین سبزپوش تالش آن‌چنان زیباست که باید رفت و دید نه گفت و شنید، چه آن‌که از قدیم گفته‌اند «شنیدن کی بود مانند دیدن؟».  امّا ما ناگزیریم از نوشتن. به جهت این‌که بشناسیم و بشناسانیم به دیگران تالش‌زمین‌ را.

آن‌چه در پی می‌آید گوشه‌ای است از این دریای بی‌کران زیبایی الهی در دل جنگل‌های آرمیده در خاک تالش به نام «خشکه‌دریا». امید که با سفر به ییلاقات بی‌بدیل تالش بر هموطنان عزیز خوش بگذرد و همواره با خاطری مملوّ از شادی و مسرَّت از مسافرت‌های‌شان به تالش یاد نمایند.  

موقعیت جغرافیایی و تاریخی

خشکه ­دریا منطقه­ی گود افتاده­ای است که در حدود 5/1 کیلومتر طول و به همین اندازه هم عرض دارد و با تیغه­ی کوهی که خلخال و شاندرمن را از هم جدا می­کند، چندان فاصله ندارد[1]. در «کتاب گیلان» وسعت دریاچه‌ی خشکه­دریا به صورت تقریبی، «4 هکتار» نوشته شده است اما این وسعت صحیح نیست و به صورت حدس و گمان ثبت شده است. در واقع کتاب گیلان با استناد به نوشته‌های رابینو وسعت دریاچه را چهار هکتار ذکر کرده است اما بر اساس آخرین اطلاعاتی که توسط پایگاه «سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور» منتشر شده وسعت خشکه‌دریا 12.5 هکتار اندازه‌گیری و ثبت شده و عمق متوسط آن‌را حدود 10 متر ثبت کرده است. همچنین در زمان رابینو در آنجا آثار قنات‎هایی دیده شده است که به نظر او برای ذخیره­ی آب استفاده می­شده است. با توجه به وفور آب  در چشمه‎ها و جویبارهای اطراف منطقه وجود هرگونه قنات در این منطقه بسیار بعید به نظرمی‎رسد.  نیز در خصوص وجود این قنات‎ها نگارنده به معتمدین و ریش‎سفیدان متعددی از جمله آقایان «شعبان پورمحمد چاله‌سرایی» و« احد خانی خساره‌زادی» مراجعه و پرسش نمودم ولیکن آن‎ها نیز دست کم این موضوع را تأیید نکردند. در تاریخ 02/03/80 ضمن گفتگویی که با آقای احد خانی خساره‎زادی داشتم از ایشان پرسیدم نظر شما در مورد وجود قنات در خشکه‎دریا چیست؟ آقای خانی که از معتمدین و ریش‎سفیدان محلی ساکن در روستای دران شاندرمن است گفتند: « در افسانه‎ای محلی آمده است که در روزگاران گذشته چوپانی در ارتفاعات خشکه‎دریا به دامداری مشغول بود و منزل مسکونی‎اش در حومه خشکه‎دریا قرار داشت. از آن‎جایی که حمل و نقل شیر از ارتفاعات به منزل برایش به صورت روزمره آسان نبود , برای سهولت انتقال شیر مسیر «آلا[2]»ی خود در «بَـنْد[3]» تا منزل مسکونی‎اش در خشکه‎دریا را با قطعاتی سفالینه به صورت لوله‎کشی امروزی درآورده بود و بدین صورت شیر دوشیده شده را به پایین انتقال می‎داد! شاید آثار سفالینه‎هایی که کم وبیش در منطقه یافت می‎شود این ذهنیت را ایجاد کرده که در خشکه‎دریا قنات بوده باشد».

ارتفاع خشکه ­دریا از سطح دریای آزاد حدود 1500متر است[4]. برای مسافرت به خشکه­ دریا بایستی مسیر شاندرمن ـ دران ـ طالب دره ـ حاجی­بیجارـ لَچور ـ کوهسار را طی کرد که هر کدام از مناطق مذکور خود دارای زیبایی‌های خاصی هستند. البته هنگامی که مسافر به لـچور رسید می­تواند ادامه­ی مسیر را از طریق میمونَه ـ کوهَن ـ وییَرگا و سیف­آستونَه ـ نایَه‌شرـ أمروئَه‎خوار, طی نماید ولیکن از مسیر اخیر چندساعتی دیرتر به مقصد خواهد رسید. منطقه­ی بسیار زیبای خشکه دریا یکی از مناطق ییلاقی و بدیع شاندرمن است که در فاصله­ی تقریبی یک روزه راه (به صورت پیاده)و با مسافت حدود 8 فرسخ از شاندرمن واقع شده است.

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٢ | ٩:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟


چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟

● کلید اول
تخصص عبارت است از توانایی شما در بکار بستن استعدادتان آنهم در قسمتی حیاتی که برای شما یا مشتریان تان ارزشمند است. انتخاب این قسمت که در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار تعیین کننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
جنبه های مثبت خود را تقویت کرده، موارد ضعیف را در اولین فرصت ممکن، شناسائی و اصلاح نمائید.

● کلید دوم
تمایز عبارت است از اینکه چگونه در یک یا چند زمینه که تخصص دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست. شما به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری برتر باشید. اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند:
برتری او در چه زمبنه ای است؟ آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟
در کدام قسمت کار، شما برجسته هستید؟
چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟
چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟
اگر تاکنون در حرفه خود یک زمینه را مشخص نکرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام کنید.
نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته، در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یک زمینه کاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری، استاندارد شما را برای کارایی نشان می دهد.
بهترین بودن در یک زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما کمک می کند. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

● کلید سوم
تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می کنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می کنید. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید. مشتری های اصلی خود را درست بشناسید و به آنها نزدیکتر شوید. تا با نیاز آنها آشنا شوید.

● کلید آخر
تمرکز عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی بر روی خدماتی است که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد. این چهار استراتژی نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
از خود بپرسید:
کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟
پاسخی که به این سؤال می دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.

دکتر ظهرابی

پارسینه



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٩ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

نیمه ی [ماه]قوس – دو ساعت از ظهر می گذرد مردم از هر طرف به سمت باغ سبزه میدان که در مرکز رشت واقع است در حرکت اند . هیاهوی غریبی بر پا است . مثل آنکه شهر را برچیده و اهالی را به یک طرف آن نقل داده اند .بادِ سردِ سوزناکی از خِلال شاخه های درختان گذشته و در اثر تموج خود صدای محزونی به سمع جمعیت می رساند. تماشاکنندگان همه در حالِ انتظار و روی هم رفته چهره ی آنها کدر و غمگین به نظر می رسد.
ابرهای سیاه کم کم آسمان را که با ابر سفید پوشیده شده بود در تحت لوای خود گرفته و بر تیرگی منظره می افزود . این روز یکی از روزهای اواسط برج قوس و روزی بس تیره و تاریک است . در خیابان ها که ازدحام مردم راه عبور و مرور را سد کرده از هر طرف غوغایی بلند است . گاهی تفنگدارهایی دیده می شوند که از ته خیابان سواره به سرعت آمده و می گذرند . گاهی قزاقهای سوار در حین عبور و مرور با زبان تعرض و دشنام به یک قسمت از جمعیت فشار آورده و آنها را از وسط خیابان به عقب می برند . زمانی با نوک شلاقهای خود سر و صورت بعضی ها را نواخته و گاهی نیز ته تفنگ ها را به سینه آنها آشنا می سازند . یک عده سوار بتاخت از منتهی الیه خیابان شرقیِ باغ پیدا شده به سمت بازار رفتند .
از هر جا زمزمه شنیده می شود مردم با یکدیگر برای دیدنِ سری که از تن جدا شده و می خواهند آن را واردِ شهر نمایند همهمه می کنند . عده ی دیگر در گوشه و کنار ایستاده این منظره ی رقت آور را نظاره و در زیر لب سخنی می گویند ؛صاحب سر که همین جمعیت روزی به سرش گل می ریختند و امروز انتظار تماشای آن را دارند مرحوم کوچک جنگلی است .کسی که قسمتِ اکثرِ زندگیِ خود را برای حفظ آزادی و خدمت به هموطنان به زحمت و مشقّت گذرانیده و متحمّل انواع صدمات گردید ودر آخرین دفعه بعد از عقب نشینی ممتد و عدم رغبت به جنگ، بالاخره و باتفاق رفیق خود گائوک به کوه پیمایی مشغول شد. تصادف با بوران و برف و طوفان گائوک را از پای درآورد و جسدش که هنوز رمقی در آن باقی بود روی برف افتاد . فقط کوچک خان باقی ماند ، او یکّه و تنها با قوایِ طبیعت مبارزه می کرد . گرسنه و برهنه و خسته و مانده متحیّر ایستاده نمی دانست چه بکند . نمی توانست حتی در این موقع رفیقِ نیمه جان خود را ترک کرده و به تنهایی رهسپار شود . ناچار گائوک را به دوش کشید و آنقدر رفت تا مغلوب و مسلوب الحرکة گردید .در این وقت چند نفر از مکاری ها از همان خط عبور می کردند ، به آنها برخورده و مرحوم کوچک خان را شناختند . یکی دو نفر به آبادی نزدیک شتافت و بقیه برای حال آوردنِ آن مرحوم کوشش می کردند اما تشنجاتِ مرگ کم کم  در اندامش پیدا بود و به اطراف نگاه های حسرت آمیز می نمود . مثل آنکه دیگر طاقت کشیدنِ بارِ زندگی را نداشت و این حیات که این همه مصائب برای او تهیه کرده در نظرش جلوه نمی کرد . می خواست زودتر خلاص شده و از این عالم رخت بربندد . باز هم در همین وقت عده ای از طالشها به معیت چند نفر قزاق که به تعاقب مشغول بودند به محل مذکور رسیدند و از واقعه مستحضر شدند و عوضِ آنکه کمک کرده آن مرحوم را نجات دهند تنها به امید انعام و جایزه و فرونشاندن آتش حرص و طمع سر را از قفا با تمام زنخ و یک قسمت لبِ زیرین از تن که هنوز قبض روح نشده بود جدا ساختند و چندی روی چوب گذاشتند و به مردم تماشا دادند و بالاخره تسلیم صاحب منصبان خود نموده و جایزه گرفتند و اینک امروز می خواهند آن را وارد شهر نمایند و نمونه ای از مدنیت و نجابت و مزایای اخلاقی ما را به معرض تماشا در آوردند .

بشر بی عاطفه برای منفعت موهوم خود از ارتکاب به هیچ نوع جنایتی روگردان نیست . آری امروز روزی است که سر مروحوم کوچک جنگلی وارد رشت می شود و آنهایی که سرمست باده ی فتوحات هستند می خواهند از تماشای آن لذتِ خود را تکمل و ضمناً عاقبت حق پرستی و حقیقت طلبی را به مردم ارائه کنند .

منبع : http://kochakejangali.ir



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

راضی و خوشحال بودن در محیط کار به میزان علاقه فرد به کارش مرتبط است. اما راه هایی وجود دارد که بتوانیم بیشتر از محیط کار لذت ببریم. به نوشته ریدرزدایجست اگرچه بعضی از این راه حل ها بسیار جزئی به نظر می رسد، اما تاثیر زیادی خواهد داشت.
▪ حداقل روزی یک بار برای پیاده روی بروید. نور خورشید و فعالیت برای ایجاد تمرکز و حفظ روحیه مفید است.
▪ سلام کردن به تمامی همکاران نه تنها نشانگر ادب است بلکه باعث می شود بتوانید ارتباط خوبی با دیگران داشته باشید.
▪ کارهای تلفنی و ایمیل های اداری را هرچه سریع تر انجام دهید تا باری از دوش شما برداشته شود. تعلل یا پشت گوش انداختن امور، کارها را سخت تر خواهد کرد.
▪ نگذارید گرسنگی شما به حدی برسد که پرخوری کنید. هر چند ساعت سعی کنید یک ماده غذایی سالم بخورید.
▪ به مکالمه جواب مثبت تلفنی ندهید به جای آن بگویید «خبر می دهم» هنگام مکالمه تلفنی خوش برخوردی با افراد بسیار مهم است و این کار باعث می شود بدون فکر کردن به خواسته طرف مقابل جواب مثبت ندهید.
▪ تنقلاتی مانند آب نبات و شکلات را در دسترس قرار ندهید.نتایج بررسی ها نشان داده است تنقلات باعث می شود فرد به خوردن وسوسه شود و طی یک سال ۲ یا ۳ کیلو اضافه وزن پیدا کند.
▪ هندزفری بخرید تا بتوانید به هنگام مکالمه تلفنی چند قدم راه بروید.
▪ راست بنشینید و شانه ها را به طرف پایین بدهید. هر بار که طرز نشستن را درست کنید، بلافاصله احساس راحتی و انرژی بیشتری خواهید کرد.
▪ دست خود را به حالت سلام نظام روی پیشانی خود قرار دهید. اگر چشم های شما احساس راحتی پیدا کرد بدانید که نور محل کار شما بیش از حد زیاد است.
▪ نسبت به اخباری که به شما ارتباط ندارد، بی اعتنا باشید.

منبع :روزنامه خراسان



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۸ | ۸:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

دودی و شور کردن ماهی یکی از روش های قدیمی عرضه ماهی در گیلان است که همچنان به شکل سنتی خود در مناطق ساحلی انجام می شود.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۸ | ٦:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
کدشهرستان نام شهرستان
0181277     آبکنار
0132475     آج بوزایه
0182521     آستارا
0142422     آستانه اشرفیه
0132737     آلیان
0142254     آهندان
0182343     اباتر
0132793     احمدسرگوراب
0182472     اردجان
0182476     ارده
0182479     ارشادمحله
0132482     اژدهابلوچ
0182456     اسالم/خلیفه آباد/ناورود
0182355     اسپند/چکوور
0142455     استخربیجار
0132685     اسطلخ جان
0132476     اسطلک
0182347     اسفقن سر
0132634     اسکولک
0132426     اشکیک
0142553     اطاق ور
لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۱ | ۸:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

حتما بارها با حسادت همکارانتان در محیط کار روبه رو و دلخور هم شده اید که چرا آنان با شما این گونه رفتار می کنند. اگر دوست دارید این حس منفی را در همکارانتان از بین ببرید یا به حداقل برسانید، بهتر است به توصیه های زیر توجه کنید.
۱) توجه به همکاران را فراموش نکنید و تقریبا با همه به یک گونه رفتار کنید. گاهی به وجود آمدن حس حسادت ناشی از نوعی از رفتار شماست که همکارتان را به چنین واکنشی وادار می سازد و او فکر می کند شما او را تحویل نمی گیرید یا از او خوشتان نمی آید. بهتر است شما خود را جای او بگذارید، چه حالی به شما دست خواهد داد؟ مسلما توجه حتی به میزان اندک هم می تواند در جلوگیری از بروز این حس منفی موثر باشد.
۲) به همکارانتان نشان دهید که با آنها دشمنی ندارید و در شما هیچ حس رقابتی هم وجود ندارد. یکی از دلایل بروز حسادت، احساس دشمنی در فرد مقابل است. پس شما باید ظاهر و روش خود را اصلاح کنید.
۳) یکی دیگر از دلایل بروز حسادت، نبود اعتماد به نفس است. پس تعریف و تمجید از کارهای همکارتان را فراموش نکنید. وقتی کار خوبی را مشاهده کردید از آنها تعریف کنید. وقتی او خود را با شما برابر ببیند، دیگر به شما حسادت نمی کند.
۴) اگر از حسادت همکارتان عصبانی شدید، به خودتان نگاه کنید. شاید کاری از شما سر زده که حسادت او را تحریک کرده اید، پس سعی کنید این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه یادتان باشد که فقط شما در این اداره کار نمی کنید.
۵) اگر همکارانتان به شما این گونه نگاه می کنند که شما آدمی هستید که فقط موفقیت خود را می خواهید، پس بهتر است تصویر خود را عوض کنید تا نگاه آنان به شما هم عوض شود.
۶) اگر پروژه ای به شما محول شد، می توانید آن را با دیگران تقسیم کنید. هرازگاهی باعث شوید دیگران هم بدرخشند.
۷) اگر شرایطی پیش آمد که چند نفر از همکارانتان برایتان توطئه کردند بهتر است خود را از هر غیبت یا شایعه پراکنی دور سازید و فقط روی کارتان تمرکز کنید.
۸) در محیط کار دوستانی برای خود داشته باشید، چرا که از این طریق تا حدودی از حسادت برخی دیگر در امان می مانید.

منبع : روزنامه جام جم



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

با ارسال پیامک به سامانه 300002828 قبض تلفن خود را بگیرید.

نادر صالح مدیر روابط عمومی شرکت مخابرات گیلان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - منطقه گیلان، با اعلام راه‌اندازی سامانه دریافت قبض تلفن با ارسال پیامک گفت: برای استفاده از این سامانه کافیست کد شهر و شماره تلفن مورد نظر را به سامانه 300002828 ارسال کنید تا از میزان صورتحساب، شناسه قبض و شناسه پرداخت آن مطلع شوید.

وی افزود: پرداخت صورتحساب تلفن ثابت با شماره 2828 و پرداخت صورتحساب تلفن همراه با سامانه رایگان 9990 و 09129990 آسان‌ترین و سریع‌ترین شیوه پرداخت صورتحساب است.

صالح خاطرنشان کرد: هموطنان می‌توانند برای اطلاع از میزان کارکرد تلفن همراه خود حرف S را به سامانه 990009 پیامک کنند.

منبع : گیلان آنلاین



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 زمانی که هنوز از یخچالها و سردخانه های امروزی خبری نبود ، در گیلان از روش های مختلفی برای نگهداری مواد خوراکی استفاده می کردند.

مثلا برای جلوگیری از فاسد شدن گوشت قرمز آن را  در داخل اتاقک مخصوص پخت غذا (خوشک کن =  آشپزخانه) از سقف آویزان می کردند.

در این اتاقک  یا خوشک کن ها تمام پخت و پزهای  زن خانه   انجام می گرفت و به همین دلیل آتش آن  همواره روشن بود، گوشت های آویخته بر سقف خوشک کن ها به مرور تحت مجاورت شعله های آتش دود اندود شده و به این صورت مدت طولانی تری سالم و قابل مصرف می ماند.

اما برای نگهداری میوه:

میوه های پاییزه ار جمله پرتقال ها رو بعد از چیدن در یک جایی اطراف محل زندگی در زیر خاک دفن می نمودند،

به این صورت که ابتدا مکان مناسبی را که کمتر در مسیر رفت و آمد باشد را انتخاب نموده و به عمق  مناسب چاله کنده میوه ها را داخل آن قراداده و سپس با کولوش(ساقه ی برنج) استتار می کردند،  به طوری که پیدا کردن آن برای افراد دیگر تقریبا غیر ممکن بود! 

این میوه ها تا شب عید سالم و شاداب می ماند و در این شب بر سر سفره آورده می شد.

هنوز هم در گوشه و کنار گیلان زمین این شیوه ی قدیمی نگهداری میوه دیده می شود.

 (محوطه ی محل زندگی حاج محمد شفقتی -روستای مژدهه-جیرده از توابع شفت-پاییز1390)

منبع :گیلان دیروز

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٩ | ٥:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

با توجه به اهمیت تولید گل وگیاهان زینتی درفرآیند درآمد زایی و شغل آفرینی، به نظرمی رسد حل مشکلات ساختاری این بخش به ویژه در زمینه ی تسهیلات بانکی درشتاب گرفتن فرآیند توسعه ی گل وگیاهان تزیینی درگیلان بسیار موثر باشد.
حل مشکلات مالی گلخانه داران و به سامان کردن وضعیت وام های بانکی آنها با تقویت نقدینگی تولید کنندگان، آنان را به بکارگیری امکانات نوین تولید گل و گیاه ترغیب و در نتیجه از هزینه های تولید می کاهد و فرآیند تولید گل و گیاه را اقتصادی می کند.
البته نباید فراموش کرد در کنار حل مشکلات تولید گل و گیاه باید برای حل مشکلات بازرگانی گل و گیاه هم همت کرد چرا که گل و گیاه تزیینی را تولید شود اما راهی برای صادرات منطقی آن وجود نداشته باشد، مشکل از جایی به جای دیگر منتقل شده است.

گرچه گیلان سرسبز، گلخانه ای بزرگ وطبیعی است که خاک و آب وهوایش، دست کم برای رویش 350 گونه گیاه بومی شناخته شده مناسب است اما این توانمندی خدادادی باعث نشده تا تولید و پرورش گل و گیاهان گلخانه ای درگیلان رونق نداشته باشد.
 براساس آمارهای سازمان جهاد کشاورزی گیلان، سرزمین گیل و دیلم، دومین تولید کننده ی گل و گیاهان تزیینی و آپارتمانی در ایران است.
رییس سازمان جهاد کشاورزی گیلان در گفتگو با کارشناس تفاسیر خبری صدا و سیمای مرکز گیلان گفت: در حال حاضر370 واحد گلخانه ای، به وسعت 34 و نیم هکتار در گیلان فعال است وغیر از آن 108 هکتار فضای غیرگلخانه ای هم در این استان به پرورش گل و گیاهان زینتی و درختچه های تزیینی اختصاص یافته است.

 
اردشیر روحی ماسوله افزود: سالانه بیش از یک میلیون و100 هزار شاخه ی گل، بیش  از 660 هزار گلدان گل و گیاه زینتی و بیش از 5 میلیون و500 هزار درخت و درختچه تزیینی در گیلان تولید می شود که ارزش اقتصادی آنها حدود 300 میلیارد ریال است.
این مقام مسئول در ادامه با بیان اینکه تولید گل و گیاه زینتی در گیلان، علاوه بردرآمد اقتصادی اش، باعث شغل آفرینی هم می شود گفت: این فعالیت اقتصادی در حال حاضر به صورت مستقیم  باعث اشتغال 2 هزار و819 نفر شده و دست کم  برای 10 هزار نفر هم بصورت غیرمستقیم شغل ایجاد کرده است.
رییس سازمان جهاد کشاورزی گیلان در ادامه با تاکید برامکان توسعه ی تولید گل و گیاهان زینتی در گیلان گفت: توان فعلی گیلان در تولید گل و گیاهان تزیینی  به علت شرایط مناسب آب و هوایی و درصورت حمایت جدی تر دولت، دست کم تا 4 برابر قابل افزایش است و اگر این امر محقق شود درآمد حاصل از این فعالیت اقتصادی سالانه، هزار و200 میلیارد ریال خواهد بود و دست کم ازاین طریق، برای 12 هزارنفربه صورت مستقیم و برای 36هزار نفر به صورت غیر مستقیم شغل ایجاد خواهد شد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢٤ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

سرو هرزویل درختی است بسیار کهن که ناصر خسرو در سفرنامه اش از آن یاد کرده‌است. یکی از آثار طبیعی ملی ایران و تحت حفاظت سازمان محیط زیست است. مساحتی در حدود ۰٫۶۲۵ کیلومتر مربع با حصار از بقیه منطقه جدا شده‌است و درخت سرو هرزویل در آن محدوده قرار دارد.

این درخت سرو تنومند، با عمری بیش از هزار سال را ساکنان هرزویل «نظرکرده» می‌دانند. پس از زمین‌لرزه ۱۳۶۹ دهکده هرزویل به کنار سرو تاریخی نقل مکان کرده که این امر باعث نگرانی شدید گشته، زیرا پساب و آلودگی‌های روزمره شهرک ممکن است ماندگاری درخت کهنسال را به خطر بیاندازند.

در مورد سن این ابردرخت گفته‌ها بسیار است. در برخی منابع صحبت از ۳۰۰۰ و در برخی صحبت از ۱۰۰۰ سال شده ولی متاسفانه هیچ گفته ای پشتوانه علمی ندارد در صورتیکه امروزه تخمین یا تعیین سن یک درخت برای اهل فن کاریست ساده.

---------

اثر طبیعی ملی سرو هرزویل با مساحتی بالغ بر625/0 هکتار در سال 1366طی مصوبه شماره 113 مورخ 20/6/66 شورایعالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست.

موقعیت جغرافیایی:
این اثر با مختصات 4066947 عرض جغرافیایی و 360720 طول جغرافیایی در استان گیلان واقع گردیده است.

ویژگیهای منطقه:
این اثر کهنسال که نامش در سفرنامه ناصر خسرو هم آمده است دارای قطر یقه و ارتفاعی برابر با 3/4 و 25 متر ودر ارتفاع 600 متری از سطح دریا ودر روستای هرزویل شهرستان رودبار واقع گردیده است.شکوه و عظمت این درخت و باورهای مذهبی جامعه؛زمینه بازدید مردم را از این اثر با ارزش فراهم آورده است.

اثر طبیعی ملی سرو هرزویل در استان گیلان و در محدوده شهر منجیل و در عرض شمالی 50/36 و 10/50 طول شرقی واقع شده است. مساحت آن در حدود 0.625 هکتار می باشد.

در دل روستای هرزویل منجیل، سروی به یادگار مانده که به‌دلیل قامت برافراشته و قدمت طولانی‌اش مورد توجه است.

سرو کهنسال هرزویل که در سال 1362 توسط شورای عالی محیط زیست به‌عنوان یک اثر طبیعی ملی ثبت شده، در نزدیکی منجیل در دامنه‌ی کوه‌های شمالی جاده‌ی رشت - تهران که سرسبز از درختان زیتون و رزبین است، پابر جاست.

سروهرزویل درختى کهنسال با ارتفاع ۳۰متر و قطر تنه چهارمتر، به روایات مختلف از ۱۰۰۰ تا۳۰۰۰سال است که در خاک شهرک تاریخى هرزویل ریشه دوانده است. حتى ناصرخسرو قبادیانى در سفرنامه اش از درخت سرو زیبا و کهنسالى در منطقه هرزویل یاد مى کند

منبع : وبلاگ استان گیلان



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢٢ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

برای رسیدن به استان گیلان دو انتخاب پیش روی شماست مسیر هوایی و مسیر جاده. البته اگر از کشور آذربایجان قصد دارید به این استان بروید مسیر ریلی و دریا را هم می توانید انتخاب کنید. اما بهترین انتخاب مسیر جاده و البته استفاده از خودروی شخصی است.

 

با خودروی شخصی:

برای رسیدن به استان گیلان، سه راه اصلی زمینی وجود دارد که عبارتند از: محورهای قزوین – رشت از جنوب، چابکسر – رشت در شرق و اردبیل – رشت در سمت غرب.

 

اگر شما می‌خواهید سفر به گیلان را با خودروی شخصی تجربه کنید، می‌توانید خودرویتان را در مسیر آسفالته آستارا- اردبیل، به گردنه زیبای حیران که در امتداد مرز آذربایجان شرقی است بیندازید. این جاده شما را پس از عبور از تالش به شهرستان های صومعه سرا و فومن و سپس به انزلی و رشت می‌رساند.
مسیر رشت - قزوین هم از راه‌های پرتردد استان گیلان است که تهرانی ها و مسافرانی استان های غربی کشور از این طریق به گیلان می رسند.
اگر هم کسی بخواهد پس از مازندران به گیلان بیاید با عبور از شهرستان‌های لاهیجان، لنگرود و رودسر در امتداد ساحل مازندران از جاده کناره به گیلان می‌رسد.
در کنار راه‌های اصلی، شبکه وسیع و کارآمدی از راه‌های فرعی که عمدتا آسفالته هستند، شهرها و روستاهای موجود در داخل گیلان را به هم مربوط می‌سازند و بدین ترتیب دسترسی به هر نقطه‌ای را در گیلان به راحتی فراهم می‌کنند.

با اتوبوس:


ترمینال بزرگ رشت در ابتدای ورودی شهرستان رشت از مسیر تهران قرار دارد. اتوبوس از شهرهای مختلفی برای شهرهای گیلان وجود دارد به عنوان مثال از مبدا تهران به رشت و مقصد بندر انزلی

با هواپیما:

شما می توانید از بسیاری از شهرها به رشت مرکز این استان بروید. تنها فرودگاه استان گیلان در شهرستان رشت واقع شده است.

 

با قطار:

نزدیک ترین راه آهن، خط آهن باکو - آستارا است که می توانید به نقطه مرزی ایران برسید و بعد پیاده به این سمت مرز بیایید.
گفته می شود خط آهنی تهران - قزوین - رشت - آستارا را در آینده به یکدیگر متصل خواهد کرد.

با کشتی:

هر هفته از باکو در جمهوری آذربایجان مسیرهایی برای بندرانزلی وجود دارد. ممکن است قایق های شخصی نیز شما را بتوانند از استان مازندران به گیلان برسانند.

 

منبع : سفرنما



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢۱ | ٧:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱۸ | ٩:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 گیلان دارای سه چراغ دریایی یا فانوس دریایی می باشد که یکی از آنها در شهر بندر انزلی و دوتای دیگر در حومه شهر های لاهیجان و تالش واقع شده اند.فانوس دریایی که در انزلی قرار دارد در کنار موج شکن غربی بندر است و پس از ساخت برج کنترل ناوبری در کنار موج شکن اندکی موقعیت آن تغییر کرد یعنی چراغش به بالای برج کنترل منتقل گردید و از سال ۱۳۷۳ برج کنترل نقش فانوس دریایی را هم ایفا می کند.ولی فانوس دریایی قدیمی درجای خود باقی هست اگرچه نوری ندارد. در عکس زیر می توان بخوبی موقعیت برج کنترل -فانوس دریایی جدید- را بافانوس دریایی قبلی مقایسه کرد. که در حدودپنجاه متر با هم فاصله دارند.

گیلان موقعیت جغرافیایی

1- بندر انزلی واقع در انزلی :     LAT 37*28.1'N  LONG 049*28.1'E       Fl 5s

2- تالش در منطقه کرگانرود :     LAT 37*51.4'N  LONG 048*57.1'E       Fl 5s

3- لاهیجان در منطقه امیرآباد:   LAT 37*21.3'N  LONG 050*11.3'E       Fl 5s

فانوس دریایی امیر آباد لاهیجان مثل برج ناوبری  بندر انزلی بصورت بتونی نیست و مثل تیر برقهای فشار قوی فلزی است. فانوس دریایی کرگانرود تالش هم  مثل چراغ امیر آباد است. و در منتهی الیه شمالی این سواحل می‌توان آن را مشاهده نمود. این فانوس دریایی در محدوده یکی از صیدگاههای قدیمی شیلات برای صید ماهیان خاویاری قرار دارد. اگر در یک شب چند مایل از بندر انزلی به سمت شمال دریانوردی کنید و آنگاه به غرب خیره شوید می توانید نور چراغ کرگانرود را ببینید.

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٧ | ٦:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

رئیس اداره حفاظت محیط زیست فومن و شفت گفت: سوزاندن کاه و کلش پس از برداشت برنج سرطان ریه را افزایش می‌دهد و موجب تشدید بیماری‌های عفونی دستگاه تنفسی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس از فومن، علی اصغری روشنی در جلسه حفاظت محیط زیست این شهرستان با اشاره به سوزاندن کاه و کلش پس از برداشت برنج اظهار کرد: چند سالی است که گیلان از دود سوزاندن کاه و کلش پس از برداشت برنج رنج می‌برد و این رسم غلط  که از گذشتگان طبق یک باور قدیمی مبنی بر تقویت زمین برجای مانده است، هر ساله تکرار می‌شود.

وی مهم‌ترین مشکلات زیست‌محیطی ناشی از آتش زدن مزارع را آلوده کردن هوا دانست و تصریح کرد: انتشار گاز دی‌اکسیدکربن، تشدید پدیده گازهای گلخانه‌ای، انهدام بافت خاک، کاهش رطوبت خاک، از بین رفتن موجودات زنده محیط به ویژه کرم خاکی، فرسایش شدید خاک، کاهش حاصلخیزی زمین نتیجه سوزاندن کاه و کلش است.

این مسئول، مهم‌ترین عوارض جبران‌ناپذیر ناشی از سوزاندن کاه و کلش را به محیط زیست و سلامت شهروندان دانست و تصریح کرد: مشکلات تنفسی، تندی ضربان قلب، فشار مراکز خون‌ساز بدن به ویژه سلول‌های مغز استخوان، ناراحتی چشم، تخریب زودرس گلبول‌های قرمز به خاطر ترکیب آلاینده اکسید کننده و عامل بروز سرطان ریه و تشدید بیماری‌های عفونی دستگاه تنفسی است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٦ | ٩:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

همانند کفشهای لاستیکی زنان است که اغلب در فوصول پاییز و بارانی استفاده می شود و به علت قابلیت غیرنفوذ بودن آب هم اینک نیز طالبان زیادی دارد . پاپوش از جنس لاستیک و رزین که دارای سطحی صاف در کف پا بوده و قسمت داخلی جداره گالش از نوعی پارچه کلکدار قرمز رنگ پوشیده می شد .

بانوان گیلانی ابتدا چموش می پوشیدند سپس زرین گالوش به پا کردند . البته قشر مرفه کفش ساغری می پوشیدند . تا اینکه ارسی پاشنه بلند به نام بوزبولند buz bulond و پاشنه کوتاه به نام بوزکوتاه buz kuta مرسوم شد .

در تهیه این نوع کفش ابتدا بخش زیرین کفش را از پلاستیک می برند یعد بر اساس بزرگی یا کوچکی رویه آن را بریده و بعد از پرداخت کاری ، به وسیله سنباده ، رویه را با چسب به قسمت کف می چسبانند . این نوع کفش دار ای دوام و کیفیت خوبی نسبت به بقیه است .



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٤ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اندر زمین ، اندر هوا ، کولا بسر سبز قوبا

روی زمین ، روی هوا ، روی سر کلاه  قبای سبز

 خیار درختی

ای سر قالی او سر قالی وسط نیشته غلامالی

این سر قالی اون سر قالی ، وسط نشسته غلامعلی

 چراغ

ای سر آرده او سر آرده میون زرده

 این سر آرد آن سر آرد میانش زرد است

 تخم مرغ 

ای سر دراز قرقره ،او سر دراز قرقره ، دورون دره تورش تره ، بیرن فجه سگ نخوره

این سرش دراز است مانند قرقره ، آن سرش دراز است مانند قرقره از درونش تره ترش بیرون تراوش می کند که سگ نمی خورد

بینی 

اونه سره بیبینی خوره پریه کونه

اگر سر آن را ببری برای خودش گریه می کند

پیاز

اونه سر نیبینی حرف نزنه

تا سر آن را نبری حرف نمی زند

نامه

اونه بوکوشی ونگ زنه

اگر آن را بکشی گریه می کند

درخت انگور

از جور بکفی خو گوشونه تکان دهه

اگر از بالا بیفتد گوش خود را تکان می دهد

زنبیل

تا اونه چشم انگوشت کونی اونه دهن وا به 

تا انگشت در چشم آن می کنی دهنش را باز می کند

قیچی  

دینه اما نینه

می بیند اما نمی بیند

بیسواد 




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱۳ | ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

نان برنجی تمیجان از نانهای سنتی منطقه گیلان میباشد که با آرد برنج وبه صورت سنتی پخت میشود  و بیشتر در مناطق روستایی شرق گیلان پخت میشود .  و در بازار روز شهرهای لاهیجان ُ لنگرودُ رودسر ُ املش ُ  آستانه اشرفیه و رشت یافت میشود . از سوغات های بسیار پرطرفدار منطقه نیز به شمار میرود و مسافران با اولین خرید همواره مشتری دائمی این نوع نان میباشند . تمیجان اسم روستائی تاریخی و با قدمت طولانی در حوالی املش میباشد که ظاهراْ این نان نخستین بار از این منطقه به بازار گیلان معرفی و به همان اسم نیز شهرت یافت .

عکس زیر نیز از بازار ماهی فروشان لنگرود گرفته شده که نان تمیجان به وفور در آن پیدا میشود .

منبع :http://iranchaf.blogfa.com



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱۳ | ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

در این عکس زنبوری را پس از نیش زدن دست یک فرد نشان می‌دهد، در حالی که مقداری از بافت شکمش به نیش به جا مانده، چسبیده است.

عکسی که در زیر می‌بینید، توسط «کتی کیتلی گاروی» گرفته شده است، و برنده نشان طلای «انجمن ارتقای ارتباطات» Association for Communication Excellence شده است.

به گزارش سه نسل به نقل از یک پزشک ، این عکس زنبوری را پس از نیش زدن دست یک فرد نشان می‌دهد، در حالی که مقداری از بافت شکمش به نیش به جا مانده، چسبیده است.

این عکس منحصر به فرد است و پیش از این هرگز عکسی مشابه ندیده بودیم. از نیمه قرن نوزدهم، اجداد خانم گاروی در کالیفرنیا زنبورداری می‌کردند، خود او در دپارتمان حشره‌شناسی یک متخصص است. این عکس زمانی گرفته شد که او متوجه وزوز یک زنبور عسل دور و بر دوستی که در حال قدم زدن با او بود، شد. او حدس زد که زنبور می‌خواهد دوستش را نیش بزند، خوشبختانه او دوربینی همراه داشت و آمادگی لازم برای گرفتن این عکس را هم داشت.

منبع : تبیان



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٧ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

در ادامه این مطلب نکاتی در مورد طرز استفاده از لپ تاپ و باطری لپ تاپ ارائه شده است که امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد .

برای باراول حتماً دستگاه رابمدت 8 ساعت شارژ کنید. البته در عصرکامپیوتر ،  لپتاپها ابتدا 8 ساعت شارژ شده  و سپس نصب ویندوز  و آماده سازی آن انجا میشود و در نهایت به مشتری تحویل میدهیم

بجز بار اول در دفعات بعدی درصورت استفاده ازبرق حتماً به چراغ باطری لپتاپ خود توجه کنید.

اگرباطری شما 100 % شارژشده و چراغ نشانگر باطری لپتاپ  ازحالت نارنجی به سبز تغییر رنگ داده ، شارژر را را از برق کشیده وفقط با باطری کار کنید.

اگر با پیام Low Battery  مواجه شدید (و یا به صورت نارنجی و چشمک زن شدهبدین معنی است که  باطری رو به اتمام است و درصورت عدم توجه به این علامت، دستگاه بعدازچند دقیقه خاموش می شود. لذا باید مجددا شارژر را وصل کنید .

آداپتور نوت بوک را به هیچ دستگاه دیگری متصل نکنید.

روی سیم آداپتور، اجسام سنگین قرار ندهیدوروی آن نایستید. سیم آداپتور را در مسیر رفت وآمد،قرارندهید.

برای جدا کردن آداپتورازبرق، هیچگاه سیم آداپتور را نکشید وفقط ازدوشاخه بکشید.

سعی کنید برای ارتباط برق با آداپتورازسیم بلند استفاده نشود.
ازقراردادن نوت بوک درشرایط زیرخودداری کنید:
نورمستقیم آفتاب
محیط مغناطیسی
 باران ومحیط های مرطوب
 تکان شدید مخصوصاً درهنگام روشن بودن



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٦ | ٧:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٩ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 


برای دیدن عزیزنوروزی پرور(مرد غارنشین) ، ابتدا می بایست وارد روستایی سرسبز و زیبا به نام جیرده در دهستان آلیان شهرستان فومن شوید. روستایی که مردمانی خوش قریحه و باصفا دارد و استعدادهای درخشانی هم از منطقه آلیان رشد نموده و وارد جامعه شده اند.

 

 

در مرکز روستای جیرده ( جیردی ) ( به معنی دهِ پایین ) قهوه خانه ای قدیمی وجود دارد که پیران آن حوالی از روستاهای جیرده ، مِشَه کَه ، کُلتانسر ، گاوکوه ، مسجدپیش و کوریه درآن جمع شده و اوقات فراغت خود را به خوشی می گذرانند. پس از طی مسافتی در حدود دو کیلومتر در دل جنگل به سکونتگاه جنگلی عزیزغارنشین ، که به این نام معروف شده، رسیدیم. او با آنکه تا کلاس چهارم ابتدایی درس خوانده اما بسیاری از اشعارشعرای بزرگ را از حفظ است.

در ابتدا برایمان شعر خواند: ( الهی من شوم شاهین پروین/ شب و روز بگردم دورقزوین). با احساسی عجیب و نگاه غریبانه ای شعر می خواند...  از وی سوال کردیم :که در این گرمای تابستان چه می خوری؟ آیا می توانی به مغازه های روستا بروی تا چیزی تهیه کنی؟

گفت : آره می روم . در هفته چند بار به ده می روم و در روزهایی هم که برف بیایید، برخی از مردم ده برایم چیزی می آورند تا بخورم و سپس دوباره برایمان شعر خواند که مضمون شعرش به کم خوردن و قناعت گری اشاره داشت: ( قناعت توانگر کند مرد را / خبرکن حریص جهانگرد را ).

عزیزغارنشین شاعرانی چون سعدی،حافظ وهمچنین ملانصرالدین را هم می شناخت و اشعار زیادی در ذهن خودش ثبت کرده بود، هر چند اشعاری را که بر زبان جاری می ساخت کاملاً دقیق نبوده و خودش آنها را اندکی تحریف کرده بود.

درباره علل انزوای عزیز گمانه زنی های متفاوتی وجود دارد از جمله ی آنها اینکه عزیز در عنفوان جوانی عاشق دختری که ظاهراَ اسمش (نگار) بوده می شود اما در آن زمان که خان و رعیتی بود و تصمیمات ازدواج را بزرگان خانواده می گرفتند، با این ازدواج مخالفت می شود و عزیز پس از ناکامی در عشقش به جنگل روی می آورد. البته عده ای هم اعتقاد دارند که در اثر پیگیری و سماجتش در ازدواج با نگار بین او و خانواده و برادران نگار دعوا راه افتاده و در این بین ضربه ای به سر عزیز وارد می آید که وی پس از آن دچار اختلالات ذهنی می شود.

مساله دیگری که در این زمینه مطرح است اینکه ( نگار) هنگامی که براسب سوار بود، از اسب افتاده و می میرد و عزیز با غم فراق نگارش به چنین روزگاری مبتلا می شود. مسائل دیگری نظیر جن زدگی عزیز هم مطرح است.

البته براساس تحقیقات نگارنده ( و همچنین سردبیر نشریه که در حدود 8 سال پیس مصاحبه ای با او برای اولین بار انجام داد که در روزنامه های محلی ، روزنامه ایران و خبرگزاری فارس درج گردید )، موضوع عشق و عاشقی عزیز و نگار از صحت بیشتری برخوردار است. او از بیست سالگی در جنگل زندگی خود را آغاز کرد.  با وی گفتگوی مختصری را انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد.

شایان ذکر است که در سال گذشته برای عزیز ، از سوی اداره ثبت و احوال فومن شناسنامه صادر شد و همین هفته گذشته نیز رئیس ثبت احوال فومن و همچنین آقای جمال محمدی در طی بازدیدی از وضعیت عزیز ، اقدامات اولیه را برای تحت پوشش قراردادن وی در کمیته امداد و اخذ یارانه برای این مرد غازنشین انجام دادند.

- البته ذکر این نکته که عزیز سوالات را معمولاً دقیق جواب نداده و در بسیاری از سوالات طفره می رود و یا چیزی به ذهنش نمی آید و یا غیرمرتبط پاسخگویی می کند.




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اغلب شما بارها نام داماش را دست کم با نام تیم های ورزشی گیلانی و غیر گیلانی (باشگاه فوتبال داماش گیلان، بسکتبال داماش گیلان(لنگرود)، تیم منحل شده ی والیبال داماش گیلان، داماش تهران ، داماش لرستان (گهر زاگرس) و...) آشنایی دارید اما شاید ندانید داماش چیست و از کجا آمده است!
داماش امروزه نام روستایی از روستاهای ییلاقی دهستان جیرنده بخش عمارلو، شهرستان رودبار است. این روستا منطقه‌ای کوهستانی است.
معروفیت اصلی داماش نه در آب معدنی هایش ، نه در باشگاه هایش بلکه از این جهت در جهان مشهور است که رویشگاه گیاه یگانه‌ای با نام محلی سوسن چلچراغ است که تنها در این روستا و منطقهٔ لنکران جمهوری آذربایجان و آن هم تنها درایامی محدودی از سال یافت می‌شود!

اما چیزی که جالب است بدانید این است که وجه تسمیه داماش چیست و این نام از کجا آمده است؟!
در گذشته های دور و دوران پادشاهی کوروش هخامنش، قبایل ساکن در دیلمان و در اطراف دلفک همواره استقلال طلب بودند و قیام های فراوانی بر علیه حکومت می کردند که همواره تلفات سنگینی به دربار هخامنش وارد می نمود.(البته گاهی با هم نیز وارد جنگ می شدند) گاهی نیز این درگیری ماه ها به درازا می کشید تا اینکه کوروش ، پادشاه هخامنشی یکی از سرداران خود به نام " اسپی تاماس " را جهت سرکوبی و پایان دادن به این درگیری ها به این منطقه اعزام می کند و او با ورود به منطقه با تلاش زیادی سعی در سرکوبی قیام ها می کند و سعی می کند تا درگیری را به پایان می رساند و آرامش نسبی را بر این منطقه ی پر جادسه ی تاریخ حاکم کند ، و کوروش هم تصمیم گیری در خصوص این منطقه را به سردار خود می سپارد. سردار هخامنشی سر انجام در همین منطقه توسط دیلمیان(دربیک ها) کشته می شود و پسر اِسپی تاسس بر طبق وصیت کوروش به منطقه اعزام می شود که پس از مدتی این منطقه که همواره در طول تاریخ دارای حکومت های مستقل و یا نیمه مستقل بود مستقل می گردد اما داماش فعلی به سرزمین اسپی تاماس لقب می گیرد و با گذشت زمان اسپی تاماس به تاماس خلاصه می شود و در نهایت امروز به داماش تبدیل شده و کسی هم از فردا خبر ندارد و اکنون ماییم و داماش و خبرهای پر فرازو نشیبش...

نکته ی جالب توجه نوع خاص گورستان سردار و سربازان هخامنشی در منطقه است!
در این عکس نقش های حکاکی شده یک سرباز هخامنشی در دل کوه در منطقه داماش به چشم می خورد(عکس کیفیت چندانی ندارد).
این عکس از فاصله ای دور یکی از همین نقش های حکاکی شده در دل کوه را نشان می دهد.
تا کنون سه عدد از این نقوش توسط تیم تاریخ سیاهکل دات کام در دیلمانات کشف شده است و به گفته ی محققان امر اعتقاد آنها به این بوده که این سربازان حکاکی شده از ارواح سربازان و سردار خود محافظت می کند...
با سپاس از رضا دیلمی



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

1- تجاوز روس ها به شمال ایران(گیلان) و قتل و غارت روستاهای این مناطق. (1287 ش)

2- کمیته اطلاعاتی استان گیلان صبح امروز در دفتر استانداری با حضور رئیس ساواک استان، رئیس شهربانی، فرمانده هنگ مستقل ژاندارمری، فرمانده تیپ مستقل و استاندار گیلان تشکیل جلسه داد. در این جلسه تصمیماتی به منظور مراقبت بیشتر در ایام اربعین و چهلم واقعه 15 خرداد و روزهای آخر ماه صفر اتخاذ گردید و مقرر شد عوامل اطلاعاتی و سازمانها نهایت مراقبت را معمول دارند و اطلاعات به دست آمده را در اسرع وقت در اختیار مسئولان امر قرار دهند.

رؤسای شهربانی و ژاندارمری استان نیز دستورات مؤکدی به ادارات و واحدهای شهرستانهای تابعه صادر و لزوم هوشیاری و مراقبت بیشتری را متذکر شوند. (1342 ش- 18 صفر 1383)



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | ٥:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 دراکولا  یا بند نامی است که در چندین سال اخیر در گیلان و مازندران به یک نوع حشرهٔ سمّی از خانوادهٔ سوسک‌ها داده شده‌است. این حشره در مناطق گرم و مرطوب سراسر جهان پراکندگی دارد و نام علمی آن Paederus است. در گیلان دراکولا و در مازندران به این حشره بند گفته می‌شود

این حشره برخلاف تصور بیشتر مردم نیش نمی‌زند؛ بلکه فقط له کردن یا فشار آوردن به حشره روی پوست ایجاد ضایعه می‌کند. بر اثر له شدن این حشره ماده فعالی که در همولنف آنها به طور طبیعی وجود دارد سطح پوست را آغشته می‌کند و موجب بروز اپیدرمولیز می‌شود. این ماده پدرین نام دارد که با شستشو در همان لحظه هیچ ضایعه‌ای به وجود نمی‌آید.

شکل ظاهری دراکولا باریک و کشیده است که آن را قادر به پرواز و حرکت سریع می‌سازد. جثه‌اش تقریبا اندازه یک دانه برنج است و به دلیل سم موجود در بدن این حشره به نام پدرین (pederin) 
حتی پرندگان نیز از خوردن آن خودداری می‌کنند

 این حشره نیش نمی‌زند بلکه در صورت له شدن، مایعات بدنی آن (همولنف) باعث ایجاد واکنش پوستی می‌شوند. دراکولا در آغاز صبح و نزدیک غروب تمایل بیشتری به آسیب رساندن به طعمه‌های خود دارد. این حشرات از نور آفتاب گریزان هستند و به نورهای مصنوعی مانند فلورسنت تمایل دارند. در محلی که سَمّ این حشره روی آن ریخته می‌شود، زخم‌های دردناکی ایجاد می‌شود که در صورت برخورد ترشحات زخم با قسمت‌های دیگر بدن، آن نواحی هم زخم خواهند شد. بیشتر نواحی‌ای از بدن که پوست حساسی دارند و بیشتر بدون پوشش لباس هستند، مثل گردن، در معرض سمّ این حشره‌اند. غالباً پوست نقاطی از بدن که کلفت‌تر است، مثل کف دست و کف پا، دچار ضایعه حاصل از این حشره نمی‌شود.
سمّ این حشره از دیرباز از جمله در چین مصرف دارویی داشته است.

تصویری از التهابات ناشی از تماس این حشره:

منبع : وبلاگ گیلان و چشم اندازهای آن

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

پاسخ:

غیبت امام زمان(عج) به معنای انقطاع مطلق آن حضرت از مردم و جهان نیست. بلکه غیبت به معنای پنهان بودن حضرت از انظار عمومی است یعنی حضرت در شرایط غیبت ضمن اشتغال به امور شخصی به طور ناشناس در جامعه حضور دارد و حوادث و رخدادهای اجتماعی و مشکلات مردم را به طور کامل زیر نظر دارد و خصوصاً نسبت به شیعیان و دوستانش عنایت خاصی دارد و از وضع آنان باخبر است و مراقبت می نماید. چنانکه خود حضرت در یکی از توقیعاتش به شیخ مفید (ره) می نویسد: «ما شما را رها نکرده و در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم, پس تقوی پیشه کنید و ما را یاری نمائید تا از فتنه هایی که به شما روی می آورد، شما را نجات بخشیم... »(1)
بنابراین مخفی بودن از انظار عمومی به این معنا نیست که مردم نیز از آن حضرت پنهان باشند بلکه حضرت در شرایط غیبت نیز همانند شرایط حضور از حوادث جامعه آگاه است و نسبت به کلیه امور جاری اشراف کامل دارد از شادی و پیروزی مسلمانان شاد می شود و از مشکلات و گرفتاری آنان غمگین می گردد و تا جایی که با فلسفه غیبت منافات نداشته باشد به اذن الهی به رتق و فتق امور می پردازد.
به همین جهت وقتی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد آثار و فوائد امام مهدی در عصر غیبت سوال گردید، در پاسخ فرمود: «والذی بعثنی بالنبوة انهم ینتفعون به و یستضیئون بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.»(2) قسم به آن خدای که من را به پیامبری مبعوث فرمود، مردم در آن زمان همانند آفتاب در پس پرده ابر از وجود مهدی ـ علیه السلام ـ بهره می برند و از نور ولایت او نورانی می گردند.
خود حضرت نیز می فرماید: مردم از وجود من همانند آفتاب پس ابر سود می جویند و من سبب آرامش و امنیت مردم روی زمین هستم همانگونه که ستارگان امان اهل آسمانند.»(3)
این روایات گویای اشراف و حمایت حضرت ولی عصر(عج) از مومنین و دوستداران اهل بیت(ع) است و طبیعی است که اشراف و حمایت غائبانه آن حضرت مایه آرامش و تقویت روحی شیعیان و مسلمانان خواهند بود.
بنابراین خود این باور و ایمان به چنین امام حی و حاضری که ملجاء و پناهگاه مظلومین و حافظ دین و شریعت است موجب دلگرمی و قوت قلب طرفداران آن حضرت و مانع از یأس و ناامیدی آنان می باشد. این اعتقاد باعث مقاومت شیعیان در برابر ظلم و جور و تقویت روحیه عدالت خواهی و دشمن ستیزی آنان می گردد.
این اعتقاد موجب می شود که جامعه شیعی و پیروان آن حضرت، خود را همواره متکی به یک پایگاه قوی و نیرومندی بدانند که سرانجام و آینده جهان بشریت را رقم خواهند زد و شاداب و پرنشاط خود را برای هر گونه ایثار و فداکاری آماده نموده و برای رسیدن به وضع مطلوب جهانی بر تلاش بی وقفه و پایدار خود بیافزایند.
از این نظر وجود امام غائب ـ علیه السلام ـ قطع نظر از فوائد بی شماری دیگری که دارد، مهم ترین عامل استحکام روحی و دلگرمی شیعیان و منتظران حضرت به شمار می آید و انگیزه مبارزه برای استقرار عدل و قسط و رسیدن به عصر شکوهمند ظهور را در جان آنان بارور می سازد. دقیقاً همین روحیه و اعتقاد زنده، تفکر پویای شیعی را از دیگران متمایز نموده است و باعث بقاء رشد و بالندگی روز افزون جامعه شیعی گردیده است.

                                                                      نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. طبرسی، ابومنصور، الاحتجاج، مشهد، انتشارات سعید، نشر مرتضی، ج2،‌ ص497.
2. قندوزی، ینابیع الموده، بیروت، موسسة الاعلمی، ج3، ص170.
3. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ص485.

منبع : http://mr532011mr.persianblog.ir



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱۳ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

نرم افزار چند رسانه ای " قلعه رودخان " برای نخستین بار در ایران توسط گروه 22 نفره ای از مهندسان، اساتید نرم افزار، هنرمندان و پژوهشگران ایرانی تهیه و تولید می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر مصطفی صدر مدیرعامل شرکت استودیو گل نرگس ضمن اعلام این خبر گفت: این نرم افزار در خصوص قلعه رودخان که یک اثر تاریخی و فرهنگی گیلان است به صورت سه بعدی و از دوربین 360 درجه استفاده خواهد شد.

مصطفی صدرافزود: از خصوصیات دیگر این نرم افزار قابلیت پخش زبان فارسی، انگلیسی و عربی است و رندر آن بلادرنگ است.

وی اظهارداشت: برای ساخت این انیمیشن از به روزترین موتوربازی سازی جهان که محیط آن به رئال نزدیک است استفاده  خواهد شد، این نرم افزار به کاربر امکان دسترسی به هر نقطه از قلعه را می دهد.

مدیرعامل شرکت استودیو گل نرگس گفت: در ساخت این انیمیشن از بافت کیفیت بالا استفاده و اکوسیستم کنار قلعه نیز بازسازی خواهد شد.

وی افزود: با توجه به اهمیت بنای تاریخی قلعه رودخان در گیلان و کشور به عنوان یک اثر تاریخی و فرهنگی مهم در این نرم افزار اطلاعات کاملی از قلعه رودخان نظیر تاریخچه، متن، فیلم، عکس و مصاحبه قرار داده می شود.

بنای تاریخی قلعه رودخان به شماره ثبت 1546 در 30 مردادماه 54 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است و کمتر گردشگریست که به گیلان وارد شود و از این بنای عظیم تاریخی دیدن نکند.

منبع : خبر آنلاین



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۸ | ۸:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

فرودگاه بین المللی سردار جنگل رشت تنها فرودگاه استان گیلان می باشد که در سال 1348 بنا و در 7 کیلومتری جاده رشت به انزلی و حدود 15 کیلومتری منطقه آزاد بندر انزلی واقع و مساحت کل فرودگاه 220 هکتار و ارتفاع آن 40 پا پایین تر از آبهای دریای آزاد می باشد و به سیستمهای کمک ناوبری دقیق و ارتباطی با 7 طرح تقرب مجهز می باشد.


با اجرای روکش باند درسال 1385و مقاوم سازی باند و گسترش پارکینگ با زیربنای 55 هزار مترمربع آماده پذیرش هواپیمای متوسط و پهن پیکر با شرایط خاص می باشد. همچنین بااجرای پروژه ساختمان اداری و تکنیکال بلاک بامساحت 2200مترمربع، و با راه اندازی آن دراوسط سال 1386 بر توانمندیهای بالقوه این فرودگاه افزوده شد.


بخش‌های فرودگاه شامل ترمینال ورود پروازهای خارجی، سالن بارانداز، سالن گمرک با مساحت حدود ۷۵۰ متر مربع، سالن عمومی مستقبلین و مشایعین، سالن ترانزیت مرزی، سالن ترانزیت و تشریفات پروازی میباشد. همچنین از امکانات و تسهیلاتی نظیر ، پارکینگ خودرو، رزرواسیون هتل، کیوسک اطلاع رسانی، انواع غرفه ها، مسجد، اطلاعات پرواز، باجه ارزی، خود پردازها و تسهیلات جهت معلولین نیز برخوردار است.

منبع :انجمن گفتگوی گیلانیان



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٧ | ٦:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
تزیین و پوشش دیوار و کف اطاق خانه های گیلان چنین نبود که هست، هر خانواده( حتی مستاجر هر اطاق ) در یک روز اسفند ماه حصیرهای خانه را به حیاط می ریخت، زنبیل خاک رس ( خاک بعضی از زمینها رسی بود و چون زیر قیمت نداشت هرکس از هر جا می توانست خاک رس بردارد) در حیاط خانه می ریخت و مقداری آب ( پوست شلتوک) به آن می پاشید و لگد می زد (پا برهنه شبیه درجا زدن سربازان ) تا حالت ارتجاعی پیدا کند.
آنگاه لایه ای از گل را با ماله ی چوبی به کف اطاق می کشید که پوشش آن صاف و تمیز شود چون هوای گیلان مرطوب است، «گل کار» در چند ساعت خشک نمی شد و حداقل سالی یک بار در اسفند ماه « گل کار » می کردند تا پستی و بلندی خاک کف اطاق همطراز شود.

منبع :وبلاگ گیلان - املش



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٦ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()


بال‌لاکی (نام علمی: Bombycilla) سردهٔ گنجشک‌سانانی به همین نام بوده و از نوشته‌های بیشتر پرنده‌شناسان چنین برمی‌آید که تنها سردهٔ خانوادهٔ بال‌لاکیان باشد.

مشخصات ظاهری

مشخصهٔ این پرنده، پرهای نرم و ابریشم مانند آن است و معنای نام علمی آن نیز دم ابریشمی می‌باشد. نوک برخی از شاهپرهای بال‌لاکی قرمز است و در بال‌لاکی‌های بوهمی و سدری به رنگ قرمز لاکی می‌باشد. پاهای پرنده کوتاه و قوی بوده و بال‌ها و کاکلشان نوک‌تیز می‌باشد. پاها، چشم‌ها و نوک پرنده تیره رنگ است و خطی سیاه از میان چشمها عبور میکند. پرهای پایین نوک نیز سیاهرنگ می‌باشد. دم بال لاکی کوتاه است و انتهای مربع مانند آن زرد و یا قرمز می باشد.

زیستگاه و تغذیه

بال‌لاکی‌ها پرندگانی شاخه‌نشین هستند و در جنگل‌های شمالی زندگی می‌کنند. غذای اصلی آنها را از آغاز فصل تابستان تا شروع بهار، میوه‌های فصلی همچون توت فرنگی، توت، تمشک، گیلاس، انگور و زغال اخته تشکیل می‌دهد. در فصل بهار نیز از شیرهُ جوانه و خود گل‌ها تغذیه می‌کنند. این پرندگان در زمان‌های گرمتر از سال به شکار حشرات نیز می‌پردازند و معمولاً لانه‌هایشان را یا در مناطقی که میوهٔ فراوان دارد بنا می‌کنند یا آنها را در نزدیکی آب می سازند تا بتوانند حشرات در حال پرواز در آنجا را شکار کنند.

عکس بال لاکی

 

منبع : ویکی پدیا

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

- بوته چای جزو معدود گیاهانی است که به دلیل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبیعت هیچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع این گیاه نیاز به سمپاشی ندارند و هیچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزدیک نمی شود. اگر در بین علوفه چهارپایان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حیوان به محض جویدن آنها را از دهانش بیرون می ریزد!

2- در بسیاری از مناطق کشاورزی، برای آن که احشام و سایر حیوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزدیک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می کارند. حیوانات با مشاهده بوته چای به مزرعه نزدیک نمی شوند!

3- اولین وارد کننده تخم این گیاه به ایران در اوایل دوره قاجار انگلیسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته ای در دربار قاجار، کشت این گیاه و نوشیدن دم کرده آن را در ایران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکمای سلیم النفس آن دوران در برابر این حرکت پلید استعماری شدید بود. در یکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهید گیاهی را در ایران رواج دهید که حتی الاغ ها از نزدیک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!». واقعیت آن است که حکمای ایران زمین از چند هزار سال قبل با این گیاه آشنایی داشته و به خوبی می دانستند که این گیاه ارزش غذایی نداشته، بلکه مصرف غیر دارویی آن مضر است.

4- موادی که در اصطلاح علم شیمی ساختار مولکولی حلقوی دارند (مواد آروماتیک) سرطان زا هستند. «پلی فنول» یکی از مواد آروماتیک است که چای هم این ماده را دارد. فنول چیست؟ فنول یک ماده دارای ترکیبات حلقوی است که بر روی پوست، کبد و سیستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد. جالب اینجاست که قریب به اتفاق مواد معطر شیمیایی که در کارخانجات به چای اضافه می کنند هم جزء مواد آروماتیک و سرطان زا هستند! (گل بود به سبزه هم آراسته شد!!)

برای دیدن مطالب بیشتر بر روی  ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱ | ٥:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 جعفری، گیاهی سرشار از خواص دارویی و غنی از ویتامین های A،K،C، فولات، آهن، منیزیم، پتاسیم و کلسیم است. جعفری در فهرست ۱۰ گیاه دارویی برتر جهان قرار دارد.

* این گیاه ۲ هزار ساله خشکی عضله و درد مفاصل را کاهش می دهد. به نقل از سایت «ehow»، میزان هورمون های زنان را تنظیم می کند.

* عوامل سرطان زا ناشی از سیگار کشیدن را خنثی می کند.

*سوءهاضمه، نفخ و احتباس آب را رفع می کند.

* کلسیم موجود در آن استخوان و دندان را تقویت می کند.

* پاک سازی کلیه را انجام می دهد و به شکستن سنگ کلیه کمک می کند.

* از ناراحتی قلبی و بیماری های قلبی عروقی پیشگیری می کند.

* در پیشگیری از بروز سرطان موثر است.

* بوی نامطبوع دهان را رفع می کند.

* کاهش دهنده کلسترول است.

* میزان بالای آهن در آن، خستگی مفرط را رفع می کند.

* اسهال را برطرف می کند.

* تصفیه کننده کبد است.

* به طور کلی سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

* ویتامین C آن در جذب آهن به بدن کمک می کند.

* در از بین بردن سنگ صفرا موثر است.

به نقل از روزنامه خراسان

منبع :  www.parsiteb.com



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٤ | ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بهارنارنج همان گل های درخت نارنج است که دارای بوی معطر و طعم مطلوبی است.

 بهارنارنج همان گل های درخت نارنج است که دارای بوی معطر و طعم مطلوبی است. در این مطلب به نقل از «ehow» به معرفی خواص این گل می پردازیم.

-این گل تپش نامنظم قلب و اضطراب را از بین می برد.

-برای رفع کم خونی یا بی خوابی مفید است، قبل از خواب عرق یا دم کرده آن را بنوشید.

-آب بهارنارنج اثر آرام بخش و ضدتشنج دارد.

-این گل آرامش بخش است و سردردهای عصبی و میگرنی را کاهش می دهد.

-پوست نارنج ضدیبوست و ضد ترش کردن است.

-عرق بهارنارنج، اشتهاآور و برای اعصاب مفید و نشاط آور است.

-برای کاهش اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی استفاده می شود.

-پوست نارنج علاوه بر تقویت دستگاه گوارش، انگل ها را دفع می کند.

به نقل از  خراسان



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٤ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بی‌اشتهایی کودکان در دنیای امروز یکی از دغدغه‌های اصلی بسیاری از والدین محسوب می‌شود که نگران سوءتغذیه فرزندشان هستند. بهبود وضعیت تغذیه،‌ گسترش و در دسترس بودن انواع خوراکی‌ها و البته تولید انبوه تنقلات متنوع اشتهای ناچیز معده‌های کوچک را به سرعت اشباع می‌کند و هنگامی که والدین مشاهده می‌کنند​ فرزندشان سر سفره غذا از خوردن امتناع دارد نگران و حیران می‌مانند که چگونه او را به خوردن تشویق کنند.

گاه اصرار والدین و امتناع کودک کار را به جای باریک می‌کشاند و بی‌اشتهایی به یک مساله بغرنج در روابط آنان تبدیل می‌شود؛ غافل از این‌که بی‌اشتهایی دلیلی دارد که باید در پی رفع آن بود.

بی‌اشتهایی یا لجبازی؟!

گاهی غذانخوردن از بی‌اشتهایی نیست، بلکه از لجبازی‌ کودک ناشی می‌شود. کودکان بویژه در سه تا شش سالگی از توجه والدین نسبت به تغذیه خود آگاهند و گاه آن را به ابزاری برای لجبازی، مقاومت و گرفتن امتیاز تبدیل می‌کنند.

این کار اگر به عادتی دائمی تبدیل نشود برای کودکان، مشکل سوءتغذیه ایجاد نخواهد کرد، چون بالاخره امتناع کودک حدی دارد و اشتهایش بر لجبازی می‌چربد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٤ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 بعضی‌ها تصور می‌کنند داروخانه‌ها سوپرمارکت است و پزشک معالج هم یک واسطه نه‌چندان موردنیاز است که تنها هزینه ویزیت را می‌گیرد اما این باور صحیح نیست...

 در بازار داروی کشور ما، داروهای بسیاری بدون نسخه به فروش می‌رسند اما نباید فراموش کنید دارو ماده‌ای شیمیایی است که در بدن واکنش‌های شیمیایی مهمی به وجود می‌آورد. اطلاعات شما از داروها تنها در حد اینکه آشناهایتان قبلا چطور آن را مصرف کرده‌اند، خلاصه شده و از تاثیرات آن ماده شیمیایی بر اعضای مختلف بدن بی‌خبرید. والدین معمولا به شیرخواران و نوپایان که قشر آسیب‌پذیری محسوب می‌شوند و نمی‌توانند به درستی علایم خود را توصیف کنند سرخود داروهایی می‌دهند که اصلا کار صحیحی نیست چرا که عوارض داروهای شیمیایی و حتی داروهای گیاهی در کودکان شدیدتر و شایع‌تر است. در ادامه چند مورد از مهم‌ترین این داروها را برایتان فهرست کرده‌ایم.


1.آسپیرین: هیچ‌وقت سرخود به فرزندتان آسپیرین بچه یا هر داروی دیگری که حاوی آسپیرین است ندهید مگر آنکه پزشک معالج او، تجویز کرده باشد. آسپیرین کودک را در معرض نشانگان رِی -یک بیماری نادر اما مهلک- قرار می‌دهد. تصور نکنید داروهای مخصوص کودکی که در داروخانه‌ها بدون نیاز به نسخه پزشک تجویز می‌شوند آسپیرین ندارند. قبل از دادن هر دارویی به فرزندتان، باید حتما بروشور دارو را مطالعه کنید تا از ترکیب‌های تشکیل‌دهنده آن مطلع شوید. در مورد برخی داروها، آسپیرین با نام شیمیایی «سالیسیلات» یا «اسیدسالسیلیک» نشان داده می‌شود. اگر با خواندن بروشور دارو از وجود داشتن یا نداشتن آسپیرین در دارو مطمئن نمی‌‌شوید، می‌توانید از پزشک معالج یا داروساز حاضر در داروخانه سوال بپرسید. برای درمان تب و سایر ناراحتی‌های فرزندتان، بهتر است در مورد استفاده از داروی ایبوپروفن یا استامینوفن با متخصص اطفال مشورت کنید. یادتان باشد هیچ‌گاه به کودک زیر 6 ماه ایبوپروفن ندهید.

2.داروهای ضدسرفه و سرماخوردگی بدون نیاز به نسخه
: والدین نباید بدون داشتن نسخه داروهای ضدسرفه یا سرماخوردگی را به شیرخوار یا نوپای خود بدهند زیرا تحقیقات دانشمندان ثابت کرده این داروها هیچ تاثیری در بهبود علایم سرفه و سرماخوردگی نوزادان و شیرخواران ندارد و ممکن است خطرناک هم باشد خصوصا اگر مقدار و مورد مصرف این داروها اشتباه باشد. علاوه بر عوارضی چون سرگیجه، خواب‌آلودگی، ناراحتی معده، کهیر و حساسیت پوستی، ممکن است کودک در اثر مصرف این داروها دچار تپش قلب شدید، تشنج یا مرگ شود.

3.داروهای ضد تهوع: به هیچ‌وجه به فرزند خود داروهای ضدتهوعی که در خانه دارید یا از داروخانه گرفته‌اید را ندهید مگر آنکه پزشک متخصص کودکتان آن را تجویز کرده باشد. در بیشتر بچه‌ها، حالت تهوع و استفراغ گذراست و نیازی به دارو خوردن نیست اما اگر فرزندتان زیاد استفراغ می‌کند و بدنش کم‌آب شده، او را به متخصص اطفال نشان دهید.

4.داروهای بزرگسالان:
بعضی از والدین تصور می‌کنند داروهای بزرگسالان و کودکان از لحاظ ترکیب شیمیایی کاملا مشابه‌اند و فقط میزان مصرف آنها به سن افراد بستگی دارد. چنین افرادی به تجویز خودشان، داروی بزرگسالان را به مقدار کمتر به فرزندشان می‌دهند و انتظار دارند با این کار فرزندشان بهبود یابد. این تصور را دور بریزید. باید بدانید که دوز مصرف هر دارو به سن و وزن فرد بستگی دارد از طرفی میزان ماده موثر هر دارو در نوع بزرگسالان، کاملا از نوع کودکان متفاوت است حتی غلظت قطره‌های نوپایان هم با نوزادان متفاوت است و مصرف دلخواه دوز هر دارو عوارضی جدی‌ای دربردارد.

5.دارویی که برای بیمار یا بیماری دیگری تجویز شده است:
داروهایی که برای هر بیمار دیگری- حتی کودکی همسن فرزندتان یا خواهر و برادر او- و همچنین داروهایی که متخصص برای درمان بیماری دیگری تجویز کرده را نباید برای وضعیت فعلی فرزندتان مصرف کنید زیرا عوارض نامطلوبی را به بار می‌آورند.

6.داروهای تاریخ‌گذشته:
به محض گذشتن تاریخ هر نوع دارویی، آن را به مراکز جمع‌آوری دارو تحویل دهید. اگر هم تاریخ انقضای دارو هنوز نرسیده اما رنگ، شکل (مثلا پودر شده) یا بوی دارو تغییر کرده نباید دیگر آن را مصرف کنید. داروها را به سیستم فاضلاب وارد نکنید زیرا باعث آلودگی منابع آب آشامیدنی می‌شوند.

7.استامینوفن یا ایبوپروفن اضافه: در ترکیب برخی از داروها، مقداری استامینوفن هم گنجانده شده تا تب و درد کودک زودتر برطرف شود بنابراین به هیچ‌وجه سرخود علاوه بر دارویی که پزشک تجویز کرده به فرزندتان استامینوفن یا ایبوپروفن ندهید.

8.داروهای جویدنی: داروهای جویدنی یا هر دارویی که به شکل قرص عرضه می‌شود، خطر خفگی را برای فرزند شما به همراه دارد بنابراین قبل از دادن هر نوع قرصی به شیرخوار یا نوپای خود از پزشک متخصص اطفال یا داروساز بپرسید که آیا خرد کردن قرص و آمیختن آن با غذای جامد یا نوشیدنی اشکال دارد یا نه؟ اگر مخلوط کردن قرص با غذا عیبی نداشت، مطمئن باشید فرزندتان تمام آن مقدار غذایی که دارو با آن مخلوط شده را بخورد تا دوز کافی هر نوبت را دریافت کند.

9.شربت اِپیکا (عرق الذَهَب): شربت اپیکا، تهوع‌آور است و در گذشته برای از بین بردن مسمومیت استفاده می‌شد اما امروزه متخصصان برای مقابله با مسمومیت، استفراغ عمدی را نمی‌پذیرند و در مورد این دارو هم می‌گویند که عوارض آن بیشتر از فوایدش است.

منبع :http://fa.parsiteb.com
به نقل از هفته نامه سلامت



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٤ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()


استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٩ | ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

کدام را سوار می‌کنید؟

شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.

  یک پیرزن که در حال مرگ است. 

 یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است.

  دوستی بسیار عزیز که سالهاست اورا ندیده اید و آرزو داشتید دوباره او را بیابید و همدم و همراه او باشید.

 شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید.

 کمی فکر کنید...

 قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد.

 پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.

   شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می‌توانید جبران کنید. اما شاید بتوانید بعداً هم جبران کنید.

  شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید او را پیدا کنید.

 از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

 سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه دوست عزیزم منتظر اتوبوس می‌مانیم. 

شرح

 همه می‌پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی‌کند. چرا؟

 زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خود را (ماشین) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.

در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت‌های خود را ببخشیم می‌توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.

 شاید خیلی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند که ماشین خود را ببخشند تا همدم و عزیز گم کرده خود را با خود همراه کنند. بنابراین چه چیزی باعث می‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه کنند. دلیل آن این است که به صورت جانبی تفکر نمی‌کنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را کنار نمی‌گذارند. اکثریت شرکت‌کنندگان خود را در این چارچوب می‌بینند که باید یک نفر را سوار کنند و از این زاویه که می‌توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فکر نکرده‌اند.

 چند نکته برای بهتر زیستن

 

هرگز گره ای را که می شود باز کرد، نبر ; هنگام مواجهه با کار سخت ، طوری عمل کن که انگار شکست غیر ممکن است.

- مردم دار باش ، هرگز کسی را از خود نرنجان

- خود را با معیار های خودت بسنج ، نه با معیار های دیگران

- فراوان بخند ، شوخ طبعی درمان تقریبا همه دردهای زندگی است

- از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن ، هیچکدام قابل بازگشت نیستند.

- حال و هوای بچگی را فراموش نکن

- خود را به "خود بهسازی" دائم متعهد کن

- به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر

منبع : وبلاگ بلسبنه 

گردآورنده :وبلاگ نصیرمحله



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢۱ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بعد از چیدن برگ ها توسط کشاورزان زحمتکش برگها را به مدت یک شبانه روز در سایه می ریزند تا برگ ها پلاس شوند . سپس آن را در داخل طشت چوبی ای به نام لاکه میریزند و با دست و پا میمالند . و بیش تر آن را با دست انجام می دادند که باعث تغییر رنگ چای از سبز به سیاه می شود .

سپس آنرا در داخل ظرفی به نام فر قرار میدادند که از تورهای سیمی درست شده بود . و آن را زیر آتش زغال میگرفتند تا همه برگ ها خشک شود و به آن چای دستی میگویند .در گذشته تهیه چای بسیاری از خانوار های شفتی که اندکی باغ چای داشتند از این طریق صورت میگرفت علاوه بر مصرف سالانه خانواده گاه به بازار شفت نیز عرضه می شد .

در زیر عکسهایی از فر مخصوص خشک کردن چای رابراتون آماده کردم که این فر متعلق به مرحوم سید ناز آقا موسوی میباشد که در روستای شالما زندگی میکرد .

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد

منبع : تاریخ شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٥ | ٤:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

به خاطر عادی بودنش، بی تفاوت از کنارش عبور نکنید، منظورمان سیب است. شاید یک میوه دم دستی باشد که در هر فصل به راحتی می توان آن را پیدا کرد اما خاصیت هایش آنقدر زیاد هست که هیچ گاه نباید همیشه در دسترس بودنش را تحت تاثیر قرار دهد. خاستگاه اصلی سیب بنابر تحقیقات مورخان، مناطق سردسیر شمال اروپا بوده است. اگر گذری کوتاه بر تاریخ داشته باشید متوجه می شوید که سیب از دیرباز در تمدن بشر به چشم آمده. قصه ها و حکایت های فراوانی در وصف سیب وجود دارد که بارهاوبارها به گوش همه ما خورده است.

میوه ای که همواره سنبلی از سلامت، عشق، دوستی، زیبایی و خوشبختی بوده است. حالا خودتان قضاوت کنید آیا می توان بی تفاوت از کنار این میوه عبور کرد؟

برای تهیه پای سیب دو سیب زرد را خرد کرده و با دو قاشق غذاخوری آبلیمو، یک قاشق غذاخوری شکر و یک قاشق چایخوری دارچین مخلوط کنید.

▪ کمپوت سیب را به عنوان یک دسر فوق العاده، سر میز بیاورید. فقط کافی است سیب و شکر را با هم بجوشانید.

▪ سوئدی ها در سالاد کلم از سیب سبز رنده شده که ترش مزه است، استفاده می کنند.

▪ دانه سیب، دارای اندکی مواد سمی است و خوردن آن توصیه نمی شود. دانه هایش را دور بریزید، اما سیب را کامل بخورید.

▪ این میوه برای حفظ طراوت و شادابی پوست بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

▪ اگر پوست رنگ پریده ای دارید حتما روزی یک سیب نوش جان کنید، چون به صورت شما رنگ و لعاب می بخشد.

▪ آهن، منیزیم، کلسیم و پتاسیم به همراه ویتامین های A و C به وفور در سیب پیدا می شود.

▪ اگر فشار خون نامنظمی دارید حتما سراغ سیب بروید چون فشار خون را منظم می کند.

▪ اگر برخی شب ها امکان مسواک زدن ندارید حتما قبل از خواب یک سیب میل کنید، چون برای دندان ها و لثه بسیار مفید است.

▪ اسیدهای موجود در سیب باکتری های دهان را از بین می برد و دندان و لثه را تمیز می کند.

▪ سیب مینای دندان را محکم تر می کند و مانع از جرم گرفتگی دندان ها می شود.

▪ آب سیب بدون هیچ گونه افزودنی دیگر خاصیت ضدالتهابی دارد.

▪ برای قوی تر شدن عضلات فک جویدن سیب به شدت توصیه می شود.

▪ اگر درد مفاصل امان تان را بریده خوردن سیب را در برنامه غذایی روزانه تان قرار دهید.

▪ همیشه چند عدد سیب درون بشقاب جلوی میز کارتان باشد، برای جلوگیری از گرسنگی یک گاز سیب کافی است.

▪ سیب آب دار برای رفع مشکل ورم روده کودکان و اسهال خونی و همچنین تب مفید خواهد بود.

▪ اگر جزو آدم های جوشی هستید باز هم خوردن سیب به شما توصیه می شود، چون اثر آرام بخشی دارد.

▪ پوست سیب خشک شده به صورت جوشانده برای کسانی که ناراحتی های کلیوی دارند بسیار مفید خواهد بود.

▪ آن دسته از افرادی که از یبوست رنج می برند بهتر است سیب را حتما در برنامه غذایی روزانه خود جای دهند.

▪ آنتی اکسیدان موجود در سیب فعالیت بدن را بهبود می بخشد.

▪ کوئرستین موجود در سیب مانع از لختگی خون می شود و خطر حملات قلبی را کاهش می دهد.

▪ سیب در رفع گرسنگی بسیار موثر است و ساعت های زیادی شما را سیر نگه می داد پس می تواند عاملی در جلوگیری از چاقی باشد.

▪ سیگاری ها بدانند که برای جلوگیری از تخریب دیوار مثانه بر اثر مصرف تنباکو باید جایی برای سیب در برنامه غذایی شان پیدا کنند.

▪ سیب خاصیت ضدسرطانی دارد پس لطفا در خوردن آن صرفه جویی نکنید.

▪ سیب برای دیابتی ها هم بسیار مفید است چون خوردن آن تاثیری در افزایش سریع قند خون نمی گذارد.

▪ سیب قدرت ویروس کشی قوی دارد، به خصوص در فصل سرماخوردگی خوردن سیب را فراموش نکنید.

▪ سیب را همیشه با پوست بخورید چون در پوست آن نیز فواید بسیاری نهفته است.

▪ همچنین سیب به دلیل پکتین موجود در خود، کلسترول خون را در افراد مبتلا به چربی خون پایین می آورد.

▪ ترکیب آب سیب، آب آناناس و آب پرتقال یک نوشیدنی اعجاب انگیز را می سازد.

▪ در آخر هم اینکه از استعمال قلیان، به خصوص از نوع دو سیب پرهیز کنید و اسم این میوه سلامت را با دود و دم لکه دار نکنید.

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اژدها سرشار از نیرو و شور نشاط زندگی است و تا هنگامی که جان در بدن دارد، از پستی، ناجوانمردی، دورویی و شایعه پردازی فاصله می گیرد و در وجود او نشانی از حیله گری و دسیسه پردازی یافت نمی شود؛ با این حال، او به بی آلایشی و معصومیت خوک نیست؛ افزون بر این، به سادگی فریب می خورد، ولی در عین حال، شهامت پذیرش اشتباه و اعتراف به آن را دارد.

اژدها غالباً خود را در بدترین شرایط و موقعیت ها قرار می دهد. او آرمان خواه و کمال گرا به معنی واقعی است، به همین علت همیشه طالب بهترین هاست. توقع او از خود و دیگران بیش از حد معقول است. وی از دیگران انتظار زیادی دارد وئ در برابر، انتظارات دیگران را تا حد امکان بر آورده می کند.

اژدها بد خلق، سرکش، لجوج، سرسخت و حاضر جواب است و اغلب بی اندیشه سخن می گوید. اما به رغم این ویژگی ها، سخنان و پندهای او بسیار با ارزش است. مردم به گفته های او گوش فرا می دهند و در حقیقت نفودش بر آنان غیر قابل انکار است

اژدها موجودی مغرور ، پر شور و عجول است که به سادگی عنان اختیار از کفش رها می شود . او با استعداد ،با هوش، با اراده و بخشنده است و از عهده انجام هر کاری به خوبی بر می آید و تا لحظه مرگ هرگز محتاج دیگران نخواهد شد.

اژدها در تمام عرصه های هنری، مذهبی، نظامی . پزشکی ، یا سیاسی می درخشد و کامیاب می شود. اژدها می تواند خود را وقف اهداف و کارهای با ارزش و بزرگ کند. این اهداف ــ هر چه که باشد ـــ او می تواند پایان کار را بسنجد/ احتمال دارد استعداد و توانایی اژدها در راه های نادرست به کار افتد و در اعمال خلاف نیز سر آمد دیگران شود.

اژدها محبوب خاص وعام است؛ اما خود کمتر به کسی دل می بندد. و هرگز در گیر ماجراهای عاشقانه نمی شود و طعم تلخ ناکامی را نمی چشد؛ بلکه اوست که همیشه دیگران را ناکام می گذارد؛ طوری که اغلب زنان متولد این سال خاطر خواه ها و خواستگران زیادی دارند.

متولدان سال اژدها در اوان جوانی ازدواج نمی کنند و حتی برخی از آنان تا آخر عمر مجرد می مانند ؛ چرا که تنهایی و انزوا طلبی را دوست دارند . حتی می توان گفت از تنها بودن لذت می برند



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۸ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
گروهی از زبانشناسان آمریکایی با کشف این که هر کودک دو ساله باید 25 واژه مشخص را بداند، دریافتند که با انجام یک تست ساده در مدت 10 دقیقه می توان فهمید که آیا این کودک در دوران نوجوانی دچار مشکل یادگیری زبان خواهد شد یا خیر.

به گزارش خبرگزاری مهر، پژوهشگران کالج "برین ماور" در پنسیلوانیا فهرستی از 310 واژه را تهیه کردند و از والدین خواستند که هر واژه ای که از کودک خود می شنوند (حتی اگر تلفظ آن اشتباه باشد و یا در بافت متفاوتی از معنی واقعی اش استفاده شود) را در این فهرست علامت بزنند.

در کل واژگانی که یک کودک در سن دو سالگی می تواند تلفظ کند بین 70 تا 225 واژه است اما از این تعداد، 25 واژه مامان، بابا، سلام، اسباب بازی، سگ، گربه، بچه، شیر، آب میوه، توپ، بله، نه، دماغ، چشم، موز، بیسکوئیت، ماشین، گرم، مرسی، حمام، کفش، کلاه، کتاب، بیشتر و خداحافظ را باید بداند.

به گفته این زبانشناسان، این کلمات واژگان پایه هستند و عدم آگاهی از آنها می تواند به عنوان شاخصی برای شناسایی بعضی از مشکلات یادگیری زبانی و حتی مشکلات مهمتری چون ناشنوایی، اوتیسم و خوانش پرشی (دیسلکسی) مد نظر قرار گیرد.

براساس گزارش ABC، این محققان که نتایج یافته های خود را در اجلاس سالانه انجمن پیشرفت علم آمریکا در ونکوور کانادا ارائه کردند به مدت 15 سال روش حرف زدن 78 کودک دو ساله را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که 20 درصد از این کودکان 2 ساله از نظر زبانی عقب تر از همسالان خود هستند.

از این تعداد، در حدود 60 درصد نوعی از تاخیر در توسعه زبانی را نشان دادند که با گذشت زبان و تمرین قابل درمان است.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

مت‌آمفتامین، که صورتی از آن بنام "شیشه" معروف است، نام یکی از ماده روان گردان است. این ماده محرک اعصاب است. مت‌آمفتامین گاهی اوقات توسط پزشکان برای بیماری‌های خاص تجویز می‌شود که با تاثیر مستقیم بر مکانیسم‌های مغز شادی و هیجان در فرد ایجاد می‌کند. مت‌آمفتامین همچنین باعث اختلال شدید در خواب و یا بی‌خوابی شدید می‌شود. مصرف کننده دچار بی‌اشتهایی شدید شده و ساعت‌ها و حتی تا روزها اشتها به غذا ندارد. در عین حال این ماده باعث تشنگی می‌شود و مصرف کننده مجبور است مقدار زیادی آب بنوشد.
این ماده در سال ۱۸۹۳ در ژاپن ساخته شد. در زمان جنگ جهانی دوم توسط سربازان ژاپنی، امریکایی و آلمانی برای برطرف کردن خستگی و افزایش انرژی استفاده می‌شد. بعد از جنگ داروی باقی مانده وارد بازار ژاپن شد و یک همه گیری از مصرف مت آمفتامین رخ داد و باعث شد که مصرف آن ممنوع گردد.

مواد مخدر از خانواده متافتامین که در خیابان ها با اسامی شیشه،نخ،کریستال و... شناخته شده است مشکلات زیادی را برای مصرف کنندگان به همراه دارد که تخریب اعضای مختلف بدن به صورت بسیار وحشتناک و دلخراش را در کنار تخریب روان در پی خواهد داشت.شما می توانید در زیر عکس های گرفته شده بین سال های 2005 و 2009 از معتادین به این نوع مواد را ببینید و خود قضاوت کنید.

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٦ | ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

1-فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

۲ از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

۳ روی راه حل ها تمرکز می کنند.

۴ هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

۵ مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶ سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

۷ به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

۸ سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟ آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

۹ وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که سر کار به هر دلیلی از لحاظ روانی دچار عصبانیت شده باشیم. حتی ممکن است گاهی اوقات خواسته یا ناخواسته این آشفتگی در نوع صحبت یا لحن ما با رئیس یا همکاران مان نمایان باشد. چیزی که شما می گویید، تصویری از شما در ذهن اطرافیان درست می کند که ممکن است تا سال ها از شما باقی بماند.

بعضی اوقات ممکن است به رئیس تان چیزی بگویید و بعد از خجالت سرخ و سفید شوید ولی این تنها یکی از عواقب آن حرف بی جا است. ممکن است حتی آینده شغلی و پیشرفت تان را با گفتن بعضی از حرف ها به خطر بیندازید و این تنها به خاطر تصویری است که از شما در ذهن رئیس تان نقش می بندد. ممکن است رئیس تان حرف بی جای شما را عینا به خاطر نداشته باشد ولی قطعا احساسی که آن لحظه به خاطر حرف شما پیدا کرده، هنوز با اوست!

● اصلا چرا باید این کار را انجام داد؟ این واقعا احمقانه است!

هرگز این جمله را به رئیس تان نگویید. این جمله اقتدار او و قدرت قضاوت او را درمورد درست بودن یک کار زیرسوال می برد. این باعث تحقیر رئیس تان و کل مجموعه ای می شود که در آن مشغول فعالیت هستید. با گفتن این جمله شما به طور واضح شایستگی رئیس تان را به چالش می کشید و این حرکتی عاقلانه نیست.

● در شرح وظایف من نیست

این روزها کارفرمایان دوست دارند افرادی را استخدام کنند که به اصطلاح «همه کاره»اند. یعنی علاوه بر وظایف «رسمی»شان، کارهای دیگر را هم در «راستای» شغل شان انجام دهند. بیشتر راغبند با کسانی که کمتر گله و شکایت دارند همکاری کنند. اگر رئیس تان احساس کند شما به اندازه کافی مشتاق نیستید یا شایستگی انجام کاری که به شما محول شده، ندارید، ممکن است تصویر یک فرد ضعیف در ذهنش نقش ببندد.

● تقصیر من نیست

اینکه واقعا تقصیر چه کسی است برای رئیس شما اصلا مهم نیست. برای او بیشتر برطرف شدن مشکل مهم است وقتی شما می گویید «تقصیر من نیست» درواعق اینطور به نظر می رسد که شما هیچ میلی بریا رفع آن مشکل ندارید و یا حتی بدتر: قصد دارید خطای خودتان را با گرفتن انگشت اتهام به سمت کسی دیگر، لاپوشانی کنید. این رفتار به رئیس شما نشان می دهد که نه تنها نمی توان درمورد یک مسئله به شما اتکا کرد بلکه شما فردی قابل اعتماد هم نیستید.

● مشکل من نیست


اگر رئیس تان بگوید، آنوقت مشکل شما هم هست. علاوه بر این، مشکلی که در سر کار وجود دارد، مشکل همه است. گفتن این جمله نشان می دهد که اولا این مشکل اصلا برای شما مهم نیست ثانیا شما یک عضو همدل با گروه تان نیستید. پس با گفتن اینکه مسئله ای، مشکل شما نیست، مسئولیتی را از گردن شما ساقط نمی کند و باعث ایجاد دلسردی در ذهن رئیس تان نسبت به عملکرد شما می شود.

● نمی دانم این کار را چطور باید انجام دهم

درست است، ممکنم است شما ننداید کاری را چطور باید انجام داد ولی موضوع، طرز بیان این مورد است. اینکه راحت بگویید «من نمی دانم چطور باید این کار را بکنم» نوعی ضعف را از طرف شما نشان می دهد و باعث می شود که رئیس تان این را به عنوان بهانه ای برای انجام ندادن کار تلقی کند. به جای آن جمله بگویید که شما آماده انجام دادن آن وظیفه هستید اما به دلیل اینکه قبلا این کار را انجام نداده اید ممکن است به راهنمایی نیاز د اشته باشید و از او بخواهید در این راه به شما کمک کند.

● سطح کاری من بالاتر از این است که من این کار را انجام دهم

شاید اینطور باشد، شاید هم نباشد. ولی چیزی که واضح است، این است که شما در یک تیم به کاری مشغول هستید و به جای گوشزدکردن جایگاه رفیع علمی تان و سطح بالای دانش تان، آستین بالا بزنید و وظیفه ای که به شما محول شده به درستی و دقت انجام دهید. این آن چیزی است که رئیس تان از شما انتظار دارد و چیزی غیر از این، ممکن است که فکر کند شما شایستگی لازم را ندارید.

● انجام این کار را غیرممکن است

گفتن این جمله به معنای این است که «نمی دانم چطور آن را باید انجام دهم» یا «نمی خواهم که آن را انجام دهم» در هر صورت اگر کس دیگری این کار را برعهده بگیرد و انجامش دهد، شما از آن پس تبدیل به یک آدم خنگ و ناتوان می شوید که شایستگی انجام کاری را ندارد. گفتن این جمله شاید بزرگ ترین اشتباه زندگی شغلی تان باشد. اشتباهی جبران ناپذیرد.

● به اندازه کافی حقوق نمی گیرم

باتوجه به نرخ بالای بیکاری میلیون ها نفر هستند که اصلا حقوقی دریافت نمی کنند و بسیار خوشحال خواهند شد که جای شما خالی شود تا شغل شما را داشته باشند و این دقیقا همان چیزی است که در رابطه با این شرایط، در ذهن رئیس شما هم هست.

● تلاشم را می کنم

رئیس تان از شما نمی خواهد تلاش تان را بکنید. او از شما می خواهد کار را «انجام دهید» تلاش کردن جایگزینی برای انجام دادن محسوب نمی شود. گفتن اینکه شما تلاش تان را می کنید به رئیس تان این را القا می کند که شما شایسته انجام این وظیفه نیستید و نمی توان به شما برای انجام این کار اطمینان داشت. پس با گفتن این حرف، شما چیزی را تضمین نمی کنید.

● متاسفانه از لحاظ زمان در مضیقه هستم

معنی این جمله می شود: «من نمی خواهم این کار را انجام دهم.» اگر سرتان از لحاظ کاری خیلی شلوغ است و برعهده گرفتن وظیفه ای جدید از توان شما خارج است این را خیلی راحت به رئیس تان بگویید و از او بخواهید تا انجام این وظایف را اولویت بندی کند.

منبع : روزنامه هفت صبح



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهند که آواز خواندن بویژه برای کودکان به رشد ذهنی آنها کمک بسزائی می‌کند. برای کودکان آواز خواندن نه تنها لذت‌بخش است، بلکه آنها را در جهت آموختن زبان‌های دیگر و تمرکز در یادگیری یاری می‌دهد.

در یک مهد کودک آلمانی-فرانسوی در شهر ووپرتال (Wuppertal) کودکان خود را با سرگرمی‌های مختلفی مشغول می‌کند. آنها با هم بازی می‌کنند، نقاشی می‌کنند و صبحانه می‌خورند. سپس زمان آواز خواندن و خواباندن "نوا" (Noah)، قورباغه عروسکی محبوب آنها می‌رسد. آنها نوا را در پارچه‌ای بزرگ و آبی رنگ قرار می‌دهند و او را تکان می‌دهند تا بخوابد. کودکان در ابتدا با صدای آهسته ترانه‌ای فرانسوی می‌خوانند. پس از مدتی صدای آنها بلندتر می‌شود و پارچه را به شدت تکان می‌دهند. تکان‌ها آنقدر محکم هستند که قورباغه عروسکی بالا و پائین می‌پرد. بازی با نوا و خواباندن او همراه با آواز، برنامه هر روز کودکان در این مهدکودک دو زبانه‌ در ووپرتال است.

استفاده از صدا به عنوان ساز موسیقی

فرانکوا روئل، یکی از مربیان این مهدکودک می‌گوید: «ما زیاد به زبان فرانسوی آواز می‌خوانیم. چون آواز خواندن همیشه با بازی و تحرک همراه است، کودکان از یادگیری لذت می‌برند و به این صورت درک بهتری برای زبان پیدا می‌کنند.»

شمار زیادی از ۴۴ کودکی که در مهدکودک ووپرتال ثبت‌نام شده‌اند، از خانواده‌هایی با ریشه‌های مهاجرتی هستند. آنها علاوه بر زبان آلمانی، در خانه ترکی، ایتالیایی و اسپانیایی حرف می‌زنند.

هایکه هلند، مدیر مهد کودک فرانسوی-آلمانی ووپرتال می‌گوید: «استفاده از صدا به عنوان یک ساز موسیقی نکته تأثیرگذاری است. این، تجربه‌ای است که کودکان با علاقه آن را تکرار می‌کنند، بویژه زمانی که آنها با صدای بسیار بلند آواز می‌خوانند، جیغ می‌زنند و دوباره آهسته به آواز خواندن ادامه می‌دهند.»

هایکه هلند همچنین اعتقاد دارد که آواز خواندن به کودکان کمک می‌کند که منظور خود را بهتر بیان کنند، در عین حال به سبکی سرگرم‌کننده حافظه را تقویت می‌کند و آنها با تکرار ریتمیک یک ترانه راحت‌تر می‌توانند واژه‌های جدید را به خاطر بسپارند.

تقویت ارتباط بهتر منطق و احساسات

Bildunterschrift: توماس بلنک، جامعه‌شناس آلمانی از دانشگاه شهر مونستر (Münster) به مربیان مهدکودک‌ها توصیه می‌کند که به کودکان فرصت زیادی برای تجربه موسیقی دهند. نتیجه‌ی پژوهشی که در آن پانصد کودک مورد بررسی قرار گرفته‌اند، نشان داده کودکانی که زیاد آواز می‌خوانند، توانایی یادگیری بالاتری نسبت به کودکانی دارند که کمتر این کار را انجام می‌دهند.

نتیجه‌ی بدست آمده از این پژوهش برای توماس بلنک زیاد عجیب نیست. او اعتقاد دارد که در کودکان دو تا شش ساله ارتباط بهتری میان بخش چپ و راست مغز وجود دارد. بلنک تأکید می‌کند که دقیقا همین ارتباط میان منطق و احساسات هنگام آواز خواندن تقویت می‌شود.

در این میان صحیح آواز خواندن اصلا مهم نیست و کودکان نباید تحت فشار قرار گیرند. آنها باید این مجال را داشته باشند که صدای خود را به هر طریق که می‌خواهند آزمایش کنند.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

نتیجه پژوهشی تا‌زه حاکی از آن است که بیشترین سکته‌های قلبی در فاصله زمانی ۶ صبح تا ۱۲ ظهر اتفاق می‌افتند. پژوهشگران اسپانیایی می‌گویند احتمال ایست ‌قلبی، سکته ‌یا اختلال در ضربان قلب هم با ساعات روز در ارتباط است.

پژوهشگران اسپانیایی که در مورد مشکلات دستگاه گردش خون و بیماریهای قلبی تحقیق می‌کنند، معتقدند سکته قلبی در ساعات اولیه روز بیشتر رخ می‌د‌هد.

این پژوهشگران می‌گویند، خطرناک‌تری زمان، فاصله بین ساعات ۶ صبح تا ۱۲ ظهر است. آنان اضافه می‌کنند که احتمال مرگ در اثر سکته قلبی در این ساعت بیشتر است.

سیستم گردش خون و عضلات قلب در نخستین ساعات روز انرژی کمتری دارند. از اینرو احتمال ایست ‌قلبی، سکته ‌مغزی یا قلبی و اختلال در ضربان قلب در این ساعات بیشتر است. دلیل این ضعف هم به ریتم ساعت زیستی یا همان ساعت درونی بدن انسان برمی‌گردد که فعالیت‌هایی مثل ساعت خواب یا میزان حرارت بدن را تنظیم می‌کند.

پژوهشگران معتقدند این ساعت درونی هم ریتمی ۲۴ ساعته دارد و میزان نور خورشید و حرارت بر فعالیت آن تأثیرگذار است.

اندازه‌گیری وسعت بافت مرده قلب پس از سکته

پژوهشگران اسپانیایی اطلاعات پرونده ۸۱۱ بیمار را که در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ دچار سکته قلبی شدند بررسی کردند. این بیماران همگی در یکی از بیمارستان‌های مادرید بستری شده بودند.

آیدا سوآرز بارینتوس و همکاران او مقاله‌ی ‌در مورد نتیجه پژوهش خود نوشتند که در مجله تخصصی قلب به چاپ رسیده است.

این پژوهشگران در مقاله خود شرح می‌دهند که به طور معمول وقتی بیماری به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری می‌شود پزشکان میزان دو آنزیم مختلف در خون او را انداز‌ه‌گیری و ثبت می‌کنند. غلظت این آنزیم‌ها نشان‌دهنده آن است که در اثر سکته چه میزان از بافت عضله قلب مرده است.

بررسی اطلاعات مربوط به این بیماران نشان می‌د‌هد که بافت مرده عضلات قلب در افرادی که در فاصله ساعات ۶ صبح تا ۱۲ ظهر سکته کرده‌اند حدود ۲۰ درصد وسیع‌تر از بافت مرده در عضلات قلب افردی بوده است که در ساعات دیگری از روز دچار سکته شده‌اند.

اطلاعاتی برای تحقیق در مورد روش‌های پیشگیری از ابتلا به سکته

یک سوم بیمارانی که در بیمارستان مادرید بستری شدند در فاصله ساعات ۶ تا ۱۲ صبح سکته کرده بودند، ۲۹ درصد در فاصله ساعات ۱۲ ظهر تا ۱۸ عصر، ۲۰ درصد در فاصله ساعت ۱۸ عصر تا نیمه شب و ۱۷  درصد از نیمه شب تا ساعت ۶ صبح.

البته پژوهشگران اسپانیایی در مقاله خود تأکید می‌کنند که در تحقیق آنها اندازه‌گیری میزان بافت مرده قلب تنها با توجه به غلظت آنزیم‌های قلبی تعیین شده است. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی قلب روش دیگری است که از آن برای اندازه‌گیری وسعت بافت مرده قلب استفاده می‌شود. نکته دیگر اینکه در این تحقیق، تنها اطلاعات بیمارانی منظور شده که موفق شدند خود را بیمارستان برسانند.

با این حال پژوهشگران اسپانیایی معتقدند، نتیجه این تحقیق شامل اطلاعات باارزشی برای تحقیقات بعدی است که روش‌های پیشگیری از ابتلا به سکته را بررسی می‌کند. اکنون می‌توان ساعات پرخطر روز را هم در آنالیز اطلاعات در نظر گرفت.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

 

محققان سلامت روان اعلام کرده اند 25 میلیون ایرانی بیماری روانی دارند. ضمن اینکه مردم از ترس "انگ خوردن" برای درمان خود، کاری نمی کنند.

خبرآنلاین: امید سلیمی بنی: محققان می گویند یک سوم از جمعیت ایران، بیماری روانی دارند. به گفته یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، 35 درصد از مردم ایران، دچار بیماری روانی هستند.

این موضوع در نشست "تجربیات جهانی و نگاهی همه جانبه به پیشگیری از کودک‌آزاری" مطرح شد. جایی که مقامات رسمی قوه قضائیه نیز حضور داشتند. در این نشست، دکتر دماری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، روند بیماری روانی در میان ایرانیان، همچنان رو به افزایش است.

این استاد دانشگاه توضیح داد: " سال 79 شیوع بیماری‌های روانی 21 درصد بود در حالی که اکنون این رقم به  34 و 9 دهم درصد افزایش یافته است و طبق پیمایش‌های کشوری و داده‌های اولیه این روند رو به افزایش است."

وی با انتقاد از سیاستهای کلان کشور در زمینه سلامت روانی شهروندان، افزود: " در سیاستگذاری‌های کلان کشور، بعد اجتماعی و معنوی رها شده است."

به گفته وی، در رتبه‌بندی نشاط ملتهای جهان، در سال 2006 رتبه ایران در میان 170 کشور 96 بود. اکنون با توجه به اینکه در نمودار توزیع جمعیت ایران بیشتر به سمت سنین بالای دوره جوانی متمایل است، می توان محاسبه کرد در ایران بیش از 25 میلیون بیمار روانی در کنار همدیگر و افراد سالم، زندگی می کنند.

بیماری های روانی، اولین عامل بیماری در ایران

محققان و چهره های دانشگاهی بارها هشدار داده اند تهدید سلامت ایرانیها، ابتدا با بیماریهای روانی انجام می شود. مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران در این باره می گوید: "بیشترین بار بیماری‌ها در ایران به بیماری‌های روانی، حوادث و تصادفات و امراض قلبی- عروقی اختصاص دارد."

شهرام خرازی‌ها، اصلی ترین عوامل مربوط به شیوع بیماریهای روانی را متوجه بخش دولتی عهده دار سلامت مردم می داند: " نبود برنامه‌ای مشخص در این زمینه از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت،اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود سر راه ساماندهی بیماریهای روانی در کشور است."

این چهره دانشگاهی همچنین، فرار مردم از مراجعه به مراکز مشاوره روانپزشکی به علت انگ این بیماری را از جمله دلایل افزایش این مشکلات می داند.

به گفته خرازیها: " عمده برنامه‌های کشوری در برخی حوزه‌های خاص- و نه همه حوزه‌های سلامت روانی و اجتماعی- تعریف شده و معطوف کودکان، زنان و سالمندان است و به سلامت روان مردان جوان و میانسال و اختلالات جنسی با منشاء روانی که تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، تبعات روانی منفی تجرد در این برنامه‌ها توجه چندانی نشده و نمی‌شود."

این عضو هیات علمی دانشگاه با انتقاد از تغییرات اخیر در ساختار سلامت وزارت بهداشت، معتقد است: " وزارت بهداشت چندی پیش در ساختار جدید خود، دفتر سلامت روانی - اجتماعی و اعتیاد را به حاشیه راند و فعلاً باید منتظر نتایج دورخیز این وزارتخانه برای ایجاد تحولی تازه در عرصه نظام سلامت و پرداختن بیش از پیش به بهداشت روان آحاد مردم ماند."

محققان می گویند بیماریهای روانی یکی از عوامل اصلی بروز جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی مانند کودک آزاری، خشونتهای خیابانی، قتل و حتی اختلافات مالی است. گفته می شود در سال 88، اصلی ترین عامل شکایات مردم از همدیگر، "ضرب و جرح" بوده که نشان می دهد آستانه تحمل افراد به دلیل مشکلات فراوان زندگی، به شدت پایین آمده. این مشکلات، هم اکنون سلامت ایرانیان را نیز به خطر انداخته و امروز اعلام می شود بیش از یک سوم ایرانیان، بیمار روانی اند.

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اسامی بسیاری از درختان، گیاهان و علف ها ریشه و تاریخچه جالبی دارند. اسامی بقیه هم از زبان های مختلف دنیا گرفته شده اند. حالا به سراغ گیاهان و درختان و علف هائی می رویم که اسامی جالب تری دارند. مثلاً درخت کاج (pine) اسم خود را از یک کلمه لاتین (pinus) گرفته است که معنی نوک تیز را می دهد. درخت اسپروس (صنوبر) در حقیت باید «پروسیا» نامیده شود، چون یکی از گیاهان بومی سرزمین پروس بود، که این اسم تدریجاً به اسپروس تبدیل شده است.
گل ماگنولیا به خاطر « پیرماگنول» فرانسوی که یکی از دانشمندان گیاه شناس فرانسه بود، نامگذاری شده است. درخت « سایپرس» یا سرو برای اولین بار از جزیره سایپرس ( قبرس) در مدیترانه آورده شده است.
«ویلو» یا درخت بید که از یک کلمه قدیمی انگلوساکسون (Wileg) آمده است.
در ماداگاسکار، یک نوع درخت است که به نام «تراولر» معروفست. یعنی درخت مسافر! چون این درخت دارای برگ های پهن بادبزنی شکل است که آب باران را در خود نگاه می دارد و هر وقت که مسافری از زیر این درخت عبور می کند می تواند با آبی که توی برگ های درخت جمع شده است رفع عطش کند!
در میان درختانی که اسامی جالبی دارند، یک درخت هم هست به نام «درخت باربِر» ( که به فارسی معنی سلمانی می دهد) و در مشرق می روید. اهالی بومی برگ های این درخت را به صورتشان می مالند تا ریششان بلند نشود.
گیاه «مینت» یا نعناع، اسم خود را از کلمه (Menthe) گرفته است. این کلمه نام زنی در افسانه های قدیمی بوده است که در اثر سحر و جادوی رقیب خود «پراسپرینا» به صورت گیاهی در آمده است. گیاه «تیم» یا آویشن اسم خود را از کلمه لاتین Thymus گرفته است، که معنی قربانی می دهد. رومی ها این گیاه را در محراب اماکن مقدسشان می سوزانده اند. «دنولیون» نام خود را از زبان فرانسه گرفته که در اصل دان دولیون یعنی دندان شیر بوده است چون برگهای این گیاه بی شباهت به دندان شیر نیست.
«آوروت» گیاهی است معروف که به وسیله سرخ پوستان شمال آمریکا به کار رفته به این معنی که عصاره آن را به زخم های ناشی از اصابت «تیر» می مالیده اند.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٥ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

سازمان سلامت ذهنی انگلستان معتقد است بی‌خوابی باید به عنوان یک بیماری مهم مورد توجه پزشکان قرار گیرد و برای درمان آن تمهیدات ویژه‌ای اندیشیده شود.

در آخرین گزارش این سازمان آمده است بی‌خوابی اثرات بسیار بدی مانند مشکل در تمرکز، روابط بد زناشویی و کمبود انرژی به همراه دارد.
نداشتن خواب خوب می‌تواند منجر به افسردگی، نقص سیستم ایمنی در بدن انسان و حتی ابتلا به بیماری‌های قلبی شود.
به همین دلیل پزشکان عمومی باید تلاش بیش‌تری برای شناسایی و درمان علائم این بیماری انجام دهند و به سادگی از آن نگذرند.
تخمین زده می‌شود 30 درصد افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند از بی‌خوابی رنج می‌برند. برای بررسی این موضوع یک مطالعه آنلاین روی 6 هزار و 800 نفر در کشور انگلستان انجام شد که در نوع خود بسیار قابل توجه است.
این مطالعات نشان می‌دهد افرادی که از بی‌خوابی رنج می‌برند با احتمال 4 برابر بیش تر از دیگران ممکن است در زندگی خانوادگی خود دچار مشکل شوند. این افراد با احتمال سه برابر بیش‌تر از دیگران افسردگی را تجربه می‌کنند و با احتمال سه برابر بیش‌تر از دیگران ممکن است در تمرکز کردن دچار مشکل شوند.
دکتر دن روبوتام محقق فنداسیون سلامت ذهنی انگلستان که در انجام این تحقیقات شرکت داشته است در این باره گفت: افرادی که خواب کافی ندارند با احتمال بسیار زیادی در دراز مدت به بیماری‌های ذهنی و روانی دچار می‌شوند که این حالت هم به نوبه خود می‌تواند روی کیفیت خواب آن‌ها اثر بگذارد.
به همین دلیل کارشناسان معتقدند مدارس، کارفرماها و افراد مسوول در مورد سلامت عمومی جامعه بهتر است برای شناسایی علائم کم‌خوابی در انسان توجه بیش‌تری به خرج دهند. درصد زیادی از تصادفات رانندگی به واسطه بی‌خوابی به وجود می‌آیند، اما متاسفانه این موضوع مهم چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد.



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ | ٢:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

دانشمندان آمریکایی در بررسی های خود دریافتند که شایعات می توانند روش نگاه ما به افراد را تغییر دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه نورث وسترن در بوستون که نتایج یافته های خود را در مجله علمی ساینس منتشر کرده اند، نشان دادند که دستگاه عصبی بسیار هشیار و آماده است تا افرادی را که پشت سر آنها غیبت می شود با دقت زیر نظر بگیرد.

این توانایی مغز به ما اجازه می دهد که فیزیونومی چهره یک فرد خاص را در بین صدها چهره ای که هر روز می بینیم تشخیص دهیم. به همین علت شایعات می توانند نگاه ما را نسبت به افرادی که موضوع این شایعات هستند تغییر دهند.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: "در طول یکروز ما با دهها و دهها نفر برخورد می کنیم اما تنها بر روی بعضی از آنها تمرکز می کنیم که این تمرکز همیشه برپایه انتخابهای آگاهانه نیستند. اطلاعات غیرآگاهانه ای که از تعداد وسیعی از منابع غیرقابل کنترل دریافت می کنیم (به ویژه شایعات) موجب می شود که مغز بعضی از افراد را فیلتر کرده و بر روی افراد دیگری با دقت تمرکز کند."

یکی از این موارد برای مثال، اتفاقی است که در تقسیم بندی دوستان و دشمنان رخ می دهد. تعیین اینکه بخواهیم یک نفر را در گروه دوستان و یا دشمنان قرار دهیم تنها با آگاهی مستقیم ما که می تواند به شایعات آغشته باشد انجام می شود.

برای اینکه چهره کسی را از بین هزاران نفر به یاد آوریم کافی است که کسی نزد ما از آن فرد بدگویی کند درحقیقت این قدرت افتراء، توهین و بدگویی است که دقت مغز را بر روی یک فرد خاص افزایش می دهد.

این دانشمندان به منظور دستیابی به این نتایج از تکنیک رقابت دو چشمی استفاده کردند. در این تکنیک، بر روی چشم فرد، عینکی گذاشته می شود که دو چشم را از هم تفکیک می کند و به یک چشم یک تصویر و به چشم دیگر یک تصویر متفاوت را نشان می دهد.

این دانشمندان دو آزمایش را انجام دادند در آزمایش اول از 66 داوطلب و در آزمایش دوم از 51 داوطلب استفاده شد. در این آزمایشات به طور همزمان تصاویری هم به چشم چپ و هم به چشم راست افراد نشان داده شد.

این تصاویر به سه دسته تفکیک شده بودند. به طوریکه داوطلبان از قبل شایعاتی منفی را در مورد بعضی از پرتره ها شنیده بودند، بعضی دیگر از تصاویر را برای اولین بار می دیدند و در مورد سایر تصاویر پیشداوریهای خنثی و یا مثبتی داشتند.

نتایج این تحقیقات نشان داد افراد بر روی تصاویری که در مورد آنها شایعات منفی و بدگویی وجود داشت تامل بیشتری کردند.

این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "این تامل یک اسلحه دفاعی برای مغز است که می تواند ما را از دروغگوها و متقلبها محافظت کند و به ما اجازه دهد که آنها را به مدت طولانی تری نگاه کنیم و اطلاعات بیشتری درباره رفتار آنها به دست آوریم."



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ | ٢:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

بر خلاف باورهای گسترده ای که وجود دارد، نتایج تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تحت شرایط کنترل شده، افراد بزرگسال نسبت به کودکان موفقیت بیشتری در کسب مهارت زبانی جدید از خود نشان می‌دهند

خبرآنلاین؛ محمود حاج‌زمان: هیچ‌گاه برای یادگیری یک زبان دیگر دیر نیست. نتایج تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تحت شرایط کنترل شده، افراد بزرگسال نسبت به کودکان موفقیت بیشتری در کسب مهارت زبانی جدید از خود نشان می‌دهند.

به گزارش نیوساینتیست، این باور گسترده وجود دارد که کودکان زیر 7 سال در یادگیری یک زبان جدید بهتر از دیگران هستند، زیرا مغز آنها در بازآرایی خود راحت‌تر عمل می‌کند. همچنین آنها از حافظه رویه‌ای یا تلویحی برای یادگیری استفاده می‌کنند، به این معنا که زبان جدید را بدون تفکر خودآگاهانه می‌آموزند. اما تصور می‌شد که بزرگسالان از حافظه مستقیم استفاده می‌کنند، و زبان جدید را با یادگیری فعالانه قوانین آن می‌آموزند.

اما اکنون گروهی از زبان‌شناسان این مساله را مطرح کرده‌اند که این تفاوت ظاهری در یادگیری زبان، منعکس کننده طرز برخورد ما با خردسالان و بزرگسالان، و نه تفاوت‌های مغزی آنها است. سارا فرمن از دانشگاه اورشلیم می‌گوید: «اگر بزرگسالان دچار خطایی بشوند ما آن را اصلاح نمی‌کنیم، زیرا نمی‌خواهیم به آنها توهین کنیم.»

فرمن و همکارش آوی کارنی، آزمایشی را طراحی کردند که در آن به کودکان 8 ساله، 12 ساله و بزرگسالان این شانس داده شد که یک قانون زبانی جدید را یاد بگیرند. به عنوان یک قانون ساختگی، یک فعل بسته به اینکه به یک شی جاندار یا بی‌جان اشاره می‌کرد، نحوه نوشتن و تلفظ متفاوتی داشت.

این موضوع به شرکت‌کنندگان گفته نشد، اما از آنها خواسته شد که به تلفظ صحیح یک لیست از فعل-اسم گوش کنند و سپس فعل صحیح را برای کلمات دیگر به کار ببرند. محققان قبلا نشان داده بودند که کودکان 5 ساله در انجام این وظیفه بسیار ضعیف هستند و لذا نمی‌توان آنها را در این مطالعه شرکت داد. دو ماه بعد تمام شرکت‌کنندگان مورد آزمایش قرار گرفتند تا مشخص شود که چه چیزی را از این آموزش‌ها به خاطر می‌آورند.

فرمن می‌گوید: «در تمام اندازه‌گیری‌ها، عملکرد بزرگسالان به طرز واضحی بهتر از دو گروه دیگر بود.» وقتی از شرکت‌کنندگان خواسته شد که قانون مذکور را برای کلمات جدید به کار ببرند، کودکان 8 ساله این کار را کاملا به صورت شانسی انجام می‌دادند، در حالی‌که میزان موفقیت کودکان 12 ساله و بزرگسالان بیش از 90 درصد بود. عملکرد گروه بزرگسالان حتی بهتر است و به گفته فرمن، آنها پتانسیل بالایی برای یادگیری تلویحات زبانی جدید دارند. بر خلاف گروه جوان‌تر، اغلب بزرگسالان و کودکان 12 ساله نحوه عملکرد قانون را درک کرده بودند و پس از هر بار امتحان، نتایج آنها بهتر می‌شد. به گفته فرمن، این مساله قاطعیت یادگیری تلویحی را نشان می‌داد.

دیوید بردسانگ از دانشگاه تگزاس، نتایج به دست آمده را بسیار شگفت‌انگیز می‌خواند؛ خصوصا این یافته را که مهارت تلفظ کودکان نسبت به بزرگسالان در مرتبه پایین‌تری قرار دارد.
اما رابرت دی‌کیسر از دانشگاه مریلند هشدار می‌دهد که آزمایش‌های ساختگی مانند این، لزوما قابل تعمیم به دنیای واقعی نیست. وی می‌گوید: «حتی اگر بزرگسالان در یادگیری تلویحی بهتر از کودکان عمل کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان برای زبان‌آموزی از یادگیری تلویحی استفاده کنند.»



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ | ٢:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

نتایج تحقیقات دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که انسان های ذی شعور در 164 هزار سال قبل همانند انسان های مدرن با بکارگیری فناوری های پیچیده قادر بوده اند غذای خود را از دریا بدست آورند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دیرینه شناسان دانشگاه ایالت آریزونا که نتایج یافته های خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند، با بررسی منطقه "نقطه اوج" واقع در سایت پلیستوسن میانه (اواسط دوره چهارم زمین شناسی) در جنوب آفریقا ابزارآلاتی را کشف کردند که نشان می دهد انسان های اولیه در 164 هزار سال قبل دریا را به عنوان یک منبع غذایی کشف کرده اند.

این تحقیقات نشان می‌دهد که انسان های ذی شعور از توانایی های سمبلیک و تکنولوژیکی پیچیده ای برای تهیه غذا از دریا برخوردار بودند.

در حقیقت این دوره 70 هزار سال قبل از زمانی است که تاکنون تصور می شد انسان از منابع غذایی دریایی استفاده می کرده است.

این دانشمندان کشف کرده‌اند که انسان‌های ذی شعور در مدت 40 هزار سال توانسته اند خود را با زندگی در مناطق ساحلی دریا سازگار کنند و این مسئله می تواند دلیل اصلی زنده ماندن این انسان ها در مدت عصر یخبندان که بین 195 تا 25 هزار سال قبل رخ داده است، باشد.

در این دوره زمانی بیشتر بخش های آفریقا از بیابان ها تشکیل شده بود و این مسئله می تواند در خصوص مهاجرت انسان ها از آفریقا به قاره های دیگر توضیح دهد.

اعتقاد براین است که انسان ذی شعور دوره تکامل خود را بین 100 هزار تا 200 هزار سال قبل در آفریقا گذرانده است. این در حالی است که شواهد اخیر نشان می دهد این انسان ها توانایی های تکنولوژیکی و ادراکی انسان های مدرن را داشته اند.

اطلاعات دیرینه محیط زیست شناسان حاکی از آن است که در آن دوره در تمام آفریقا تنها پنج یا شش منطقه وجود داشته است که انسان ها می توانستند شرایط مطلوبی برای زندگی داشته باشند.

در این خصوص این دانشمندان اظهار داشتند: "ما در منطقه نقطه اوج تیغه‌های کوچکی را روی دیوارها پیدا کردیم که می توانستند با یک بند ثابت شوند. همچنین در این بقایا مواد رنگی را کشف کردیم که در مراسم عبادی مورد استفاده قرار می گیرند. این دو رفتار نشان می دهد که این انسان ها توانایی های زبانی تکامل یافته ای داشته اند و توانایی های ادراکی برای ساخت ابزارهای پیچیده را کسب کرده بودند."



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢۱ | ۸:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

سیب

محافظت از قلب

جلوگیری از یبوست

بند آوردن اسهال

بهبود ظرفیت ریه

نرم کردن مفاصل

زرد آلو

مبارزه با سرطان

کنترل فشار خون

حفظ دید چشم

حفاظت در برابر آلزایمر

کند کردن روند پیری

آرتیشو یا کنگر فرنگی

کمک به هضم غذا

پایین آوردن کلسترول

محافظت از قلب

ثابت نگهداشتن قند خون

محافظت در برابر بیماری کبد

آوکادو

مقابله با بیماری دیابت

پایین آوردن کلسترول

کمک به جلوگیری از سکته

کنترل فشار خون

نرم کردن پوست

موز

محافظت از قلب

آرام کردن سرفه

تقویت استخوان ها

کنترل فشار خون

بند آوردن اسهال

لوبیا

جلوگیری از یبوست

چاره هموروئید

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

ثابت نگهداشتن قند خون

چغندر

کنترل فشار خون

مبارزه با سرطان

تقویت استخوان ها

محافظت از قلب

کمک به کاهش وزن

آلو   

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

ثابت نگهداشتن قند خون

زیاد کردن حافظه

جلوگیری از یبوست

براکلی یا کلم سیاه

تقویت استخوان ها

حفظ دید چشم

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

کنترل فشار خون

کلم

مبارزه با سرطان

جلوگیری از یبوست

گسترش کاهش وزن

محافظت از قلب

چاره هموروئید

طالبی، گرمک

حفظ دید چشم

کنترل فشار خون

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

نگهداری سیستم ایمنی بدن

هویج

حفظ دید چشم

محافظت از قلب

جلوگیری از یبوست

مبارزه با سرطان

گسترش کاهش وزن

گل کلم

محافظت در برابر سرطان پروستات

مبارزه با سرطان سینه

تقویت استخوان ها

بیرون کردن کوفتگی، کبودی

محافظت در برابر بیماری قلبی

گیلاس

محافظت از قلب

مبارزه با سرطان

پایان دادن به بیماری بی خوابی

کند کردن روند پیری

حفاظت در برابر آلزایمر

شاه بلوط

گسترش کاهش وزن

محافظت از قلب

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

کنترل فشار خون

فلفل قرمز

کمک به هضم غذا

تسکین گلودرد

باز کردن سینوس ها

مبارزه با سرطان

بالا بردن سیستم ایمنی بدن

انجیر

گسترش کاهش وزن

کمک به جلوگیری از سکته

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

کنترل فشار خون

ماهی

محافظت از قلب

زیاد کردن حافظه

محافظت از قلب

مبارزه با سرطان

نگهداری سیستم ایمنی بدن

بزرک

کمک به هضم غذا

مقابله با بیماری دیابت

محافظت از قلب

بهبود سلامت ذهنی

بالا بردن سیستم ایمنی بدن

سیر

پایین آوردن کلسترول

کنترل فشار خون

مبارزه با سرطان

از بین بردن باکتری

مبارزه با قارچ

گریپ فروت یا دارابی

محافظت در برابر حمله قلبی

گسترش کاهش وزن

کمک به جلوگیری از سکته

مبارزه با سرطان پروستات

پایین آوردن کلسترول

انگور

حفظ دید چشم

غلبه بر بیماری سنگ کلیه

مبارزه با سرطان

افزایش جریان خون

محافظت از فلب

چای سبز

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

کمک به جلوگیری از سکته

گسترش کاهش وزن

از بین بردن باکتری

عسل

درمان زخم

کمک به هضم غذا

محافظت در برابر زخم معده

افزایش انرژی

مبارزه با آلرژی

لیمو

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

کنترل فشار خون

نرم کردن پوست

جلوگیری از کمبود ویتامین ث

لیمو ترش

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

کنترل فشار خون

نرم کردن پوست

جلوگیری از کمبود ویتامین ث

انبه

مبارزه با سرطان

زیاد کردن حافظه

تنظیم غده تیروئید

کمک به هضم غذا

حفاظت در برابر آلزایمر

قارچ

کنترل فشار خون

پایین آوردن کلسترول

از بین بردن باکتری

مبارزه با سرطان

تقویت استخوان ها

جو دوسر

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

مقابله با مرض دیابت

جلوگیری از یبوست

نرم کردن پوست

روغن زیتون

محافظت از قلب

گسترش کاهش وزن

مبارزه با سرطان

مقابله با بیماری دیابت

نرم کردن پوست

پیاز

کاهش خطر حمله قلبی

مبارزه با سرطان

از بین بردن باکتری

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با قارچ

پرتغال

نگهداری سیستم ایمنی بدن

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

منظم کردن تنفس


 

هلو

جلوگیری از یبوست

مبارزه با سرطان

کمک به جلوگیری از سکته

کمک به هضم غذا

چاره هموروئید

بادام زمینی یا پسته شامی

محافظت در برابر بیماری قلبی

گسترش کاهش وزن

مبارزه با سرطان پروستات

پایین آوردن کلسترول

تشدید آماس واگراهه

آناناس

تقویت استخوان ها

فرو نشاندن سرما خوردگی

کمک به هضم غذا

آب کردن زگیل

بند آوردن اسهال

آلو بخارا

کند کردن روند پیری

جلوگیری از یبوست

زیاد کردن حافظه

پایین آوردن کلسترول

محافظت در برابر بیماری قلبی

برنج

محافظت از قلب

مقابله با بیماری دیابت

غلبه بر بیماری سنگ کلیه

مبارزه با سرطان

کمک به جلوگیری از سکته

توت فرنگی

مبارزه با سرطان

محافظت از قلب

زیاد کردن حافظه

تسکین استرس (تنش)


 

سیب زمینی شیرین

حفظ دید چشم

رفع خستگی

مبارزه با سرطان

تقویت استخوان ها


 

گوجه فرنگی

محافظت از پروستات

مبارزه با سرطان

پایین آوردن کلسترول

محافظت از قلب


 

گردو

پایین آوردن کلسترول

مبارزه با سرطان

زیاد کردن حافظه

سرحال آوردن

محافظت در برابر بیماری قلبی

آب

گسترش کاهش وزن

مبارزه با سرطان

غلبه بر بیماری سنگ کلیه

نرم کردن پوست


 

هندوانه

محافظت از پروستات

گسترش کاهش وزن

پایین آوردن کلسترول

کمک به جلوگیری از سکته

کنترل فشار خون

آرد مغز گندم

مبارزه با سرطان روده

جلوگیری از یبوست

پایین آوردن کلسترول

کمک به جلوگیری از سکته

بهبود هضم غذا

سبوس گندم

مبارزه با سرطان روده

جلوگیری از یبوست

پایین آوردن کلسترول

کمک به جلوگیری از سکته

بهبود هضم غذا

ماست

محافظت در برابر زخم معده

تقویت استخوان ها

پایین آوردن کلسترول

نگهداری سیستم ایمنی بدن

کمک به هضم غذا



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۸ | ۳:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

چای سبز مانند چای سیاه لزومی به دم کردن ندارد.

چای سبز فعالیت سلول‌های مغز به ویژه بخش‌های مربوط به حافظه را تقویت و تحریک می‌کند. از طرفی چای سبز باعث کاهش میزان استیل کولین در سلول‌های مغز شده و با این عمل مانع از تخریب سلول‌های مغز و بروز بیماری آلزایمر می‌شود.

اثرات معجزه‌آسای چای سبز مربوط به وجود پلی‌فنول‌های کاتچین به خصوص اپی گالو کاتچین گالات (EGCG) است. ولی قرار نیست برای بهره‌مندی از خواص مفید این نوشیدنی سبز، این نام سخت و طولانی را به خاطر بسپارید.  

در اینجا ۹ علت خوردن چای سبز را به شما توصیه کرده‌ایم که به شرح آن‌ها می‌پردازیم؛

1- از بین برنده فوق‌العاده چربی‌های اضافی کل بدن است. این نوشیدنی به خاطر وجود ترکیبی در خود به نام EGCG سرعت سوخت چربی در بدن را افزایش می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد نوشیدن روزانه سه فنجان چای سبز می‌تواند تا ۷۰ کالری انرژی ناشی از سوخت چربی‌ها ایجاد کند.

2- چربی‌های اضافی شکم را از بین می‌برد. طی نتایج حاصله از تحقیقات محققان دانشگاه توفتز، ‌ EGCG در چای سبز مانند دیگر کاتچین‌ها، ژن‌های سوخت چربی را در شکم فعال می‌کند و سرعت کاهش وزن را تا ۷۷ درصد افزایش می‌دهد.

۳- معمولا با افزایش سن، قندخون هم کم کم بالا می‌رود، خصوصا اگر به رژیم غذایی خود توجه کافی نداشته باشیم. وزن به مرور زمان بالا رفته و به دنبال آن احتمال بروز دیابت نوع دو هم افزایش می‌یابد. مصرف روزانه پنج فنجان چای سبز می‌تواند از بروز دیابت جلوگیری کند. چای سبز قادر است از عوارض ناشی از دیابت همچون آب مروارید و بیماری‌های کلیوی به طرز معجزه آسایی جلوگیری کند. اما چای سبز چطور قادر به کاهش قندخون است؟ به نظر می‌رسد ‌اصلی‌ترین مکانیسم، ‌مهار کردن فعالیت آنزیم آمیلاز بزاق و روده (آنزیم مسوول هضم نشاسته) است. با مهار شدن فعالیت این آنزیم، نشاسته با سرعت بسیار آهسته‌ای می شکند و در نتیجه قندخون با سرعت کمی بالا می رود.

۴- مصرف این نوشیدنی در درمان سرطان ریه مفید است. طی نتایج تحقیقات منتشره در نشریه پیشگیری از سرطان در سال ۲۰۱۰ ، EGCG موجود در چای سبز به عنوان متوقف کننده رشد سلول‌های سرطان ریه معرفی شد.

۵- ممکن است از بروز سرطان کلورکتال یا روده پیشگیری کند.

۶- مطالعه جدید نشان می‌دهد، ترکیبات آنتی‌اکسیدانی چای سبز ممکن است رشد و پیشرفت سرطان پروستات را کاهش دهد.

۷- از رسیدن هر نوع آسیب به پوست پیشگیری می‌کند. آنتی اکسیدان‌های موجود درچای سبز سلول‌های پوست را در مقابل آسیب‌ها به ویژه رادیکا‌ل‌های آزاد که یکی از عوامل ایجاد سرطان و افتادگی و آسیب به پوست‌اند، محافظت می‌کند.

۸- چای سبز را به عنوان داروی ضدپیری (Anti – Aging) می‌شناسند. دلیل اصلی آن وجود میزان قابل توجهی آنتی‌اکسیدان در چای سبز به ویژه آنتی‌اکسیدان‌های موثر در حفظ شادابی و جوانی است. آنتی اکسیدان‌ها یکی از شاخص‌ترین عوامل برای حفظ سلامتی و شادابی سلول‌های بدن‌اند که باعث به تعویق انداختن شروع روند پیری سلول‌ها هستند.

۹- چای سبز فعالیت سلول‌های مغز به ویژه بخش‌های مربوط به حافظه را تقویت و تحریک می‌کند. از طرفی چای سبز باعث کاهش میزان استیل کولین در سلولهای مغز شده و با این عمل مانع از تخریب سلول‌های مغز و بروز بیماری آلزایمر می‌شود.

نحوه استفاده و میزان مصرف؛‌ برای هر نفر یک قاشق مرباخوری چای سبز را در قوری ریخته و به ازای هر یک قاشق، یک لیوان آب داغ با دمای ۸۰ تا ۸۵ درجه به آن اضافه کرده و درب قوری را به مدت هفت تا هشت دقیقه بگذارید سپس آن را بنوشید.

یادآوری این نکته ضروری است که چای سبز مانند چای سیاه لزومی به دم کردن ندارد.



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۳ | ٦:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

بعضی افراد فکر می‌کنند اغلب مردم خودخواه و احمقند. تعجبی ندارد اگر مردم از آنها خوششان نیاید. اما نحوه قضاوت ما درباره سایر افراد، می‌تواند بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم بیانگر شخصیت خودمان باشد!

محمود حاج‌زمان: آیا شما هم دوستی دارید که فکر می‌کند اغلب مردم خودخواه و احمق هستند؟ تعجبی ندارد اگر مردم از او خوششان نیایید. اما نحوه قضاوت شما درباره سایر افراد، می‌تواند بسیار بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید بیانگر شخصیت خود شما باشد.

 

به گزارش ساینتیفیک‌آمریکن، نتیجه مطالعه مشترکی که در دانشگاه ویک‌فارست، دانشگاه نبراسکا و دانشگاه واشینگتن انجام شده، نشان می‌دهد دانشجویانی که بیشتر تمایل دارند در خصوص همسالان خود مثبت‌اندیش باشند، -یعنی دوستان خود را افرادی قابل اعتماد، مودب و از نظر احساسی باثبات می‌دانند- رضایت بیشتری از زندگی خود دارند، کمتر دچار افسردگی می‌شوند و حتی نمرات بهتری در امتحانات خود می‌گیرند.

به طور کلی، زنان بیشتر از مردان نظر مثبتی نسبت به دیگران دارند. نتایج بررسی بر روی گروهی از داوطلبان هم‌کلاسی نشان داد افرادی که با دید مثبت به دیگران نگاه می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که از سوی همسالان خود مورد توجه قرار گیرند و از نظر آنها به عنوان افرادی خوش‌مشرب، باوجدان و با احساس شناخته می‌شوند.

از طرف دیگر، افرادی که نظر منفی نسبت به دیگران دارند احتمال بیشتری دارد که اشخاصی نامطبوع، ضد اجتماعی و خودخواه باشند. داستین وود، روانشناس و سرپرست گروه تحقیقاتی می‌گوید: «شما می‌توانید تنها با توجه به اینکه یک فرد چطور دیگران را توصیف می‌کند، نکات مختلف زیادی درباره یک شخص بفهمید. ثبات این تمایلات نشان می‌دهد که آنها به صورت لنزهایی عمل می‌کند که تجربیات شما را درباره دیگران پررنگ یا کم‌رنگ می‌کنند.»

به گفته وود، این بدان معنی است که درک و شناخت یک فرد از دیگران، به سختی تغییر می‌کند.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٩ | ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

دانشمندان نیوزلندی در بررسی های خود دریافتند که پول زیاد خوشبختی نمی آورد؛ بلکه استقلال فردی می تواند خوشبختی را تامین کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، یک ضرب المثل قدیمی مشترک در میان تمام فرهنگ ها بیان می کند که پول خوشبختی نمی آورد.

اکنون به نظر می رسد که گروهی از محققان دانشگاه ویکتوریا در ویلینگتون نیوزلند این ضرب المثل را از دیدگاه علمی به اثبات رسانده اند. دانشمندان تمام دنیا از دیرباز در جستجوی فاکتورهایی هستند که بیشترین ارتباط را با شادی و خوشحالی دارند.

در این تحقیق جدید، پژوهشگران نیوزلندی این سئوال را طرح کردند که میان دسترسی اقتصادی و حق انتخاب و آزادی کدامیک بیشترین نقش را در ایجاد حس خوشبختی دارند.

این محققان با بررسی مطالعاتی که در سه تست روانشناسی مختلف انجام شده بود به جواب این پرسش دست یافتند.

این تست های روانشناسی عبارت بودند از:

1- پرسشنامه بهداشت عمومی که چهار علامت پریشانی و اندوه (نشانه های جسمی، اضطراب و بی خوابی، ناکارآمدی اجتماعی و افسردگی حاد) را اندازه گیری می کند.

2- پرسشنامه خصیصه و وضعیت اضطراب اسپیلبرگر که از پرسش شوندگان سئوال می کند که در یک موقعیت خاص چه احساسی دارند.

3- پرسشنامه فرسایش شغلی ماسلاچ که بحران عاطفی، زوال شخصیت و عدم ادارک فردی را ارزیابی می کند.

براساس گزارش لایو ساینس، نتایج ترکیب این سه تحقیق که با مشارکت 420 هزار و 599 نفر در 63 کشور در طول 40 سال گذشته جمع آوری شده بود نشان داد که دو متغیر کلیدی (رفاه اقتصادی و استقلال فردی) هرگز با هم مورد بررسی قرار نمی گیرند، بلکه به صورت مستقل و در ارتباط با متغییرهای دیگری چون سلامت، اضطراب و فرسایش شغلی عمل می کنند.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: "با این سه نوع تست روانشناسی و اجماع اطلاعات آنها ما نتایجی منسجم و معتبر را به دست آوردیم که نشان می دهند ارزشهای اجتماعی استقلال فردی بهترین شاخصهای ارزیابی خوشبختی هستند. علاوه بر این، هرچند رفاه اقتصادی یک فاکتور واحد و مهم است اما اثر آن زمانی که استقلال فردی وارد بازی می شود کمرنگ می شود. پول می تواند همراه با استقلال فردی باشد اما نمی تواند حداکثر رفاه و حداکثر استقلال فردی را با خود بیاورد."

به گفته این محققان، اثر پول یک تاثیر محدود در سطح خوشبختی دارد و به محض اینکه میزان پول به یک سطح تضمینی برای تامین نیازهای پایه رسید و از زمانی که ترس از دست دادن وضعیت اجتماعی- اقتصادی بر فرد قالب شد افزایش دسترسی مالی تنها به میزان کمی موجب افزایش رضایت فردی می شود و در مجموع، آزادی و استقلال بیشتر، بالاترین رفاه و خوشبختی را به فرد می دهد.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٩ | ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

 

روزنامه ایندی‌پندنت، چاپ لندن، با اشاره به تازه‌ترین نتایج تحقیقات پزشکی و با یادآوری انواع گوناگون اعتیاد، مثل اعتیاد به مواد مخدر، الکل یا وابستگی به بعضی از خوراکی‌ها می‌نویسد که یافتن دلایل این نوع رفتار در میان مردم چندین دهه ذهن پزشکان و روان‌شناسان را به خود مشغول کرده است.

چه طور است که بعضی‌ها می‌توانند سال‌های سال روزانه مقدار زیادی الکل بنوشند و هیچ گاه الکلی نشوند، ولی شماری دیگر از اولین سال‌های آغاز نوشیدن الکل به نوعی معتاد آن می‌شوند؟

چه طور است که برخی با یک بار کشیدن سیگار برای سال‌ها به نیکوتین وابسته و معتاد می‌شوند، اما دیگران پس از چند تجربه حالت انزجار پیدا کرده و دیگر هیچ گاه سراغ سیگار نمی‌روند؟‌

برخی از مسئولان و نهادهای پزشکی در بریتانیا و آمریکا و دیگر نقاط جهان در سال‌های اخیر عادت به قمار یا خوردن شکلات فراوان و حتی اشتهای سیری‌ناپذیر برای خرید کردن را نیز از جمله موارد اعتیاد به حساب آورده‌اند.

کار‌شناسان امور اعتیاد می‌گویند معمولا این رفتار‌ها نتیجه معاشرت و تاثیرپذیری در محیط است. برای مثال، برخی افراد بر اثر همنشینی با دیگران به سیگار، مواد مخدر یا الکل روی می‌آورند. با وجود آن که همیشه حالت خوشایندی در آدم ایجاد نمی‌کند، تکرار این عادت در محیط دوستان وسیله‌ای می‌شود برای تداوم و تحکیم رابطه.

در مورد مواد مخدر، حس وابستگی و اعتیاد در فرد معتاد نوعی نیاز همراه با هیجان و اضطراب ایجاد می‌کند و سپس مصرف مواد مخدر لذتی در این فرد می‌آفریند که باعث می‌شود دوباره این تجربه را تکرار کند.

گرچه در سال‌های اخیر داروهای نسبتا موثری برای ترک اعتیاد به الکل، مواد مخدر یا نیکوتین ساخته شده است، هنوز کار‌شناسان می‌گویند که دلیل اصلی بروز حالت اعتیاد با مصرف این مواد تقریبا ناشناخته است.

متخصصان روان‌شناسی می‌گویند دلیل بروز اعتیاد یک نوع خاص از ویژگی‌های شخصیتی نیست. ممکن است این طور تصور شود که افراد برون‌گرا و ماجراجو بیشتر در معرض اعتیاد هستند، ولی حقیقت این است که افراد درون‌گرا و گوشه‌گیر نیز در معرض انواع دیگری از اعتیاد هستند.

در هر صورت به نظر می‌رسد که عوامل موثر را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: عوامل فیزیکی و بیولوژیکی، روانی و اجتماعی. مسلما استفاده از مواد مخدر یا الکل برای مدت طولانی و به میزان فراوان بر کارکرد مغز انسان اثر می‌گذارد، ولی فقط آن عده‌ای معتاد می‌شوند که دیگر نمی‌توانند کارکرد مغز خود را به حالت سابق بازگردانند.

فرزندان افرادی که خود معتاد هستند بیشتر در معرض خطر اعتیاد هستند. حتی اگر در دوران کودکی و نوجوانی این اتفاق نیفتد احتمال فراوان دارد که تحت تاثیر تجارب بد از جمله خشونت پدر و مادر و عواملی شبیه به آن در سنین بالا‌تر به مصرف زیاد الکل یا مواد مخدر روی بیاورند.

برخی حتی معقتدند که در بعضی از افراد یک عامل موسوم به «شخصیت اعتیادپذیر» باعث اعتیاد می‌شود. این افراد خصوصیتی دارند که به آن‌ها نوعی سماجت، خطرپذیری و حس سیری‌ناپذیری دائم می‌دهد. به همین خاطر افراد موفق و مشهوری مثل آندره آقاسی، تنیس‌باز، پل گاسکوین، فوتبالیست، و یا ایمی واین‌هاوس در حد شدیدی معتاد می‌شوند.

اما اعتیاد در جهان امروزه آیا فقط به الکل، مواد مخدر و سیگار محدود می‌شود؟ برخی از رفتار‌شناسان معتقدند که اشتهای سیری‌ناپذیر برای خرید پوشاک، تمایل بی‌مهار برخی برای آراستن ظاهر و حتی علاقه مفرط به خوردن شکلات را می‌توان در زمره رفتارهای اعتیادی قلمداد کرد. همان طور که اعتیاد به مواد مخدر یا الکل زندگی بسیاری را زیر و رو کرده زیاده‌روی در این زمینه‌ها نیز می‌تواند زندگی شخصی و حرفه‌ای افراد را به ویرانی بکشاند.

روزنامه ایندی‌پندنت در پایان این مطلب چند پرسش را فهرست کرده و خاطرنشان می‌کند که اگر فردی به سه مورد یا بیشتر از این پرسش‌ها پاسخ مثبت بدهد رفتار معتادگونه دارد و باید برای حل مشکل خود به متخصصان ترک اعتیاد مراجعه کند:

آیا برای استفاده از یک ماده یا یک نوع رفتار اشتهای فراوانی دارید؟

آیا برای کنترل مقدار چیزی که می‌نوشید یا مصرف می‌کنید با مشکل مواجه هستید؟

آیا به این مواد عادت کرده و برای رسیدن به نتایج همیشگی و قبلی به مصرف بیشتر نیاز دارید؟

آیا برای تامین این نوع نیاز و اشتهای خود خواست دیگران را زیرپا گذاشته و به آن بی‌توجهی می‌کنید؟

آیا در دوره‌هایی که این مواد را مصرف نمی‌کنید، دچار افسردگی و اضطراب می‌شوید؟

آیا با وجود اطلاع داشتن از عوارض منفی این مواد کماکان بر مصرف آنها اصرار دارید؟



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٩ | ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

عضو کمیته اجرایی پنجمین کنگره انجمن علمی جراحان عمومی با بیان اینکه خوردن ته دیگ‌های سوخته و افزایش مصرف کربوهیدرات‌ها نظیر برنج به ویژه در مناطق شمالی کشور افزایش بروز سرطان مری و معده را سبب شده گفت: نوشیدن چای داغ و سوختگی مری نیز بروز سرطان مری را موجب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، آرمین استفاده از فست‌فودها و نمک به مقادیر فراوان را از دیگر علل بروز سرطان مری و معده برشمرد و افزود: افزایش سن امید به زندگی، تغییر وضعیت زندگی و تغذیه، افزایش استعمال دخانیات و شرایط محیطی میزان بروز سرطان را در کشور افزایش داده است.

وی استعمال دخانیات را دشمن درجه یک سلامتی و علت اصلی ایجاد انواع سرطان‌ها عنوان کرد و افزود: به علت شیوع فراوان سرطان معده در ژاپن غربالگری این سرطان از سنین کم و مراحل ابتدایی انجام می‌شود.

آرمین مراجعه برای انجام تست‌ها و آزمایش‌های غربالگری را از دهه پنج به بعد توصیه کرد و یادآور شد: اگر تشخیص و درمان به موقع و زود هنگام انجام شود 5 سال پس از درمان و تحمل عوارض آن فرد طول عمر طبیعی را خواهد داشت.

عضو کمیته اجرایی پنجمین کنگره انجمن علمی جراحان عمومی از روش‌های اندوسکوپی و اندوسونو به عنوان روش‌های تشخیصی با هدف تشخیص و درمان زود هنگام و اثربخش نام برد و یادآور شد: سرطان معده در مردان شایع‌تر است.

پنجمین کنگره انجمن علمی جراحان عمومی 19 تا 21 آبان 89 با موضع سرطان‌های شایع در ایران با حضور اساتید برجسته در هتل المپیک تهران برگزار می‌شود که شرکت برای عمومی آزاد است.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

   ارنست همینگوی, رمان نویس نامدار آمریکایی در سال های جوانی, بوکسور آماتوری بود.

ü   طی یک نظر سنجی در سایت شبکه بی. بی. سی, نلسون ماندلا محبوب ترین سیاستمدار دنیا لقب گرفت.

ü   به اسناد گزارش سازمان ملل در سال 2005 میلادی, کشور امارات متحده عربی با 4/4 درصد, بیشترین نرخ رشد جمعیت جهان را داراست.

ü   برپایه آمار سال 2000 میلادی, توکیو با جمعیتی بالغ بر 000/400/26 نفر, پرجمعیت ترین شهر جهان شناخته شد.

ü   برخورد کشتی تایتانیک با یک کوه یخی شناور در 14 آوریل 1912 میلادی, منجر به مرگ 1500 نفر از سرنشینان آن گردید. تایتانیک, 46000 تن وزن داشت.

ü   کوفی انان؛ دبیر کل سازمان ملل متحد: روزانه 30 هزار کودک در جهان, قربانی فــقر می شوند.

ü   تعریفی از تجارت الکترونیکی: تجارت الکترونیکی, انجام هرگونه کارهای تجاری و بازرگانی به گونه ی Online  و با کاربر شبکه ی رایانه ای می باشد و خرید و فروش کلی یا جزیی کالاها چه به صورت محسوس و یا غیر محسوس و ارایه سرویس دهی های گوناگون به مشتریان و دیگر امور بازرگانی را دربر می گیرد.

در این روش نوین, بازرگانان می توانند فارغ از مرزهای جغرافیایی, محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به همه ی متقاضیان و خریداران در سراسر دنیا, عرضه کنند.

ü  از سوی انجمن نویسندگان جمهوری ارمنستان و رهبر مذهبی ارامنه جهان, جایزه بزرگ ترجمه در کشور ارمنستان, موسوم به گانتق در سال 2005 میلادی به احمد نوری زاده, شاعر و مترجم ایرانی و بنیانگزار ارمنی شناسی فارسی اعطا شد.

ü  اتانازی  Euthanasia  به معنی مرگ خوب, یا مرگ راحت که در تعریف شورای اخلاقی و قضایی انجمن پزشکان آمریکا عبارت است از: " عمل ایجاد مرگ در بیماری غیرقابل درمانی که درد و عذاب وی غیرقابل تحمل و درمان می باشد, به شیوه ای نسبتاً سریع و بی درد به دلایل دلسوزانه. "

اتانازی که از آن " به مرگی " و " مرگ سبز " نیز نام برده می شود, در حال حاضر در دو کشور بلژیک و سوئیس, برای تسریع مرگ بیماران لاعلاج, قانونی شمرده می شود.

ü   سازمان بهداشت جهانی World Health Organization : هر سال حدود یک میلیون انسان خودکشی می‌کنند. آمار خودکشی در جهان, ۱۶ نفر به ازای هر صدهزار نفر است و بطور متوسط در هر ۴۰ ثانیه یک‌نفر خودکشی می‌کند. پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۰ این تعداد به ۱،۵ میلیون نفر در سال برسد.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

خبرآنلاین: هنگام صحبت از مسایل مثبت، دست غالبمان را بیشتر تکان می‌دهیم، ‌بنابراین چپ‌دست‌ها و راست‌دست‌ها در این زمینه اشتراک حرکتی ندارند. ولی وقتی از روبرو (مثلا برنامه تلویزیونی) یک فرد چپ‌دست‌ را می‌بینید چه اتفاقی می‌افتد؟

بهنوش خرم‌روز:‌ وقتی صحبت می‌کنیم،‌همه ما از دست‌هایمان استفاده می‌کنیم. اما تا به حال شده دقت کنید که برای هر جمله‌ای که به کار می‌برید بیشتر از کدام دستتان استفاده می‌کنید؟ خب،‌ ظاهرا این موضوع برای گروهی از محققان آمریکایی جالب شده است.

بر اساس گزارش لایوساینس اغلب انسان‌ها گرایش دارند که وقتی از جمله‌ها و موضوعات مثبت استفاده می‌کنند، از دست غالب خود کمک بگیرند. برای مثال، ‌اگر در مورد یک موضوع خوب مثل مهربانی،‌ عدالت یا مانند آن حرف می‌زنید، اگر راست ‌دست باشید، به احتمال بیشتری از دست راستتان استفاده خواهید کرد و اگر چپ ‌دست باشید هم از دست چپ استفاده خواهید کرد. در مقابل، اگر در مورد یک موضوع منفی مانند تبعیض یا جنایت حرف بزنید، ‌بیشتر از دستی استفاده می‌کنید که معمولا به کار نمی‌برید.

اما پژوهشگران آمریکایی برای بررسی صحت این فرضیه به سراغ سیاستمداران آمریکایی رفته‌اند و تعداد جملات مثبت و منفی سخنرانی‌هایشان را با تعداد حرکت دست چپ و راستشان مقایسه کرده‌اند. اما در این میان یک نکته مهم وجود دارد، بیشتر مردم دنیا راست دستند و بر اساس برخی آمارها، فقط 10 درصد مردم در سراسر جهان چپ دستند و به همین دلیل هم اغلب متفاوت محسوب شده یا اصلا به حساب نیامده‌اند. کافی است نگاهی به ابزارهای اطرافتان بیاندازید تا متوجه شوید تقریبا همه آن‌ها برای راست‌دست‌ها طراحی شده‌اند.

اما نکته جالب توجه در مطالعه محققین آمریکایی این است که با وجود اقلیت بودن چپ‌دست‌ها، به نسبت تعداد زیادی از آن‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برنده شده‌اند و به کاخ سفید راه پیدا کرده‌اند، نمونه آخری هم اوباما است.

یکی از فرضیه‌هایی که عنوان شده این است که وقتی این افراد از مسایل مثبت صحبت می‌کنند، دست چپ خود را تکان می‌دهند که برای شمای بیننده می‌شود کدام سمت؟ سمت راست! حدس بزنید با حضور حداکثری راست دست‌ها چه اتفاقی می‌افتد؟ هنگام صحبت از مسایل مثبت نوعی همسانی در جهت به وجود می‌آید که برای مخاطبین جذاب است. البته فراموش نکنید که این فقط یک فرضیه است!



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٤ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

عضو هیئت مدیره انجمن سم شناسی و مسمومیت های ایران گفت: جویدن و خرد کردن برگهای گیاه آپارتمانی "دیفن باخیا" توسط کودکان باعث تحریک مخاط دهان و حلق شده و در برخی موارد موجب خفگی می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، دیفن باخیا گیاهی است که در اغلب خانه های ایرانیها وجود دارد و جزو معروفترین و پرطرفدارترین گیاهان آپارتمانی به شمار می رود. نام فارسی اصیل دیفن باخیا، "سمبرگ" است که اشاره به سمی بودن برگ آن دارد.

دکتر کامبیز سلطانی نژاد، متخصص سم شناسی در خصوص این گیاه به خبرنگار مهر گفت: دیفن باخیا یک گیاه تزئینی و آپارتمانی محسوب می شود که برگهای بزرگ و رنگهای مختلفی دارد.

این عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی افزود: این گیاه حاوی ماده ای به نام "اگزالات کلسیم" است که بیشتر برای کودکان مشکل ساز می شود.

وی گفت: اگر برگهای این گیاه جویده شود باعث تحریک مخاط دهان و حلق و در پاره ای از موارد باعث سوزش مخاط دهان و گلو می شود.

عضو هیئت مدیره انجمن سم شناسی و مسمومیتهای ایران افزود: خرد کردن و جویدن برگهای این گیاه در کودکانی که حساسیت دارند، ممکن است باعث تورم مخاط و انسداد راههای تنفسی و در نهایت خفگی شود.

سلطانی نژاد در عین حال به تصورات نادرستی که از این گیاه وجود دارد، اشاره کرد و گفت: اینکه گفته می شود اگر دست انسان به این گیاه بخورد و سپس با چشم تماس ببیند منجر به کوری می شود، منبع علمی ندارد.

وی تاکید کرد: بیشترین موارد خطر این گیاه متوجه کودکانی است که برگهای آن را بجوند و یا خرد کنند که منجر به آزادسازی ماده خطرناک اگزالات کلسیم می شود.

دیفن باخیا حاوی ماده‌ای سمی است که در دهان و زبان، ایجاد سوزش و درد شدید می‌کند و مخاط دهان را متورم می‌کند. البته خود این ماده سمی کشنده نیست،‌ ولی می‌تواند بافتهای دهان را آن قدر متورم کند که راه نفس کشیدن را ببندد و باعث خفگی و در نهایت منجر به مرگ شود.
 
بر همین اساس، معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت به خانواده ها توصیه کرده است در منزل خود از نگهداری گیاهان تزئینی که دارای میوه ها و ظاهر جذاب برای کودکان هستند، خودداری کنند.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٤ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

گروهی از باستان شناسان ایتالیایی در منطقه ای واقع در استان توسکانا بقایای اولین نان تاریخ را که انسان مدرن در 30 هزار سال قبل پخته است پیدا کردند.

 نخستین نانی که انسان مدرن تهیه کرده است، یک نان برشته خوش طعم و مغذی بوده که روی سنگهای گداخته پخته شده است.

تاکنون اعتقاد بر این بود که انسان مدرن از 18 هزار سال قبل شروع به تولید آرد و طبخ نان کرده است. اکنون گروهی از محققان "موسسه ماقبل تاریخ و ابتدای تاریخ"(Iipp) کشف کردند که انسانهای مدرن در دوره بلافاصله پس از دوره انسانهای اولیه در 30 هزار سال قبل طرز تهیه نان را پیدا کرده بودند. 

همچنین تاکنون تصور می شد که جمعیتهای شکارچی- جمع کننده عصر پارینه سنگی متاخر کاملا گوشتخوار بودند اما این کشف نشان می دهد که این انسانها از یک نان غنی از هیدراتهای کربن تغذیه می کرده اند. این نان به آنها کمک می کرده که انرژی لازم برای زندگی در محیطهای سخت و زمانهای بسیار سرد را تامین کنند. در حقیقت این نان، غذایی ساده برای نگهداری و سبک برای حمل بوده است.

از سویی دیگر این کشف پیشنهاد می دهد که خاستگاه اولیه استفاده از غلات اروپا و نه خاورمیانه بوده است. آثار قدیمی ترین نان دنیا در یک سایت باستانی ماقبل تاریخ در استان توسکانا کشف شده است.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: "ما دو تکه عجیب ماسه سنگ را پیدا کردیم که به نظر می رسید سنگ آسیاب باشند. با بررسی محیط اطراف این سنگها ما نشاسته هایی را کشف کردیم که در لا به لای حفره های دو سنگ آسیاب باقی مانده بودند. ما این نشاسته ها را استخراج کردیم و با میکروسکوپ الکترونیکی مورد بررسی قرار دادیم."

این باستان شناسان با مقایسه این نشاسته ها و نشاسته های دیگری که در سایر سایتهای باستان شناسی کشف شده بود توانستند نوع گیاهی که این ماده از آن تهیه شده بود را پیدا کنند. این گیاه، نوعی چغندر قندر مردابی بوده است که ریشه های آن شکلی متورم و بلند داشته و غنی از نشاسته بوده اند.

این محققان افزودند: "ما تردیدی نداریم که این اولین آرد تاریخ است."

این باستان شناسان مراحل تهیه این نان را بازسازی کردند و دریافتند که انسانهای 30 هزار سال قبل این ریشه ها را جمع آوری کرده، آنها را خشک می کردند، سپس آسیاب کرده و روی یک سنگ تنور گداخته می پختند.

براساس گزارش آنسا، نتایج این بازسازیها تائید کرد که نانهای طبخ شده بسیار خوش طعم بوده اند.



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٤ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

به نام خدا

 

قدیم‌ترین سندی که تاکنون به دست آمده و در آن از برنج در شمال ایران و در مازندران خبر می‌دهد از یک طبیب طبرستانی به نام علی بن سهل بن الطبری است که زمانی دبیر مازیار بن قارن اسپهبد طبرستان بود و سپس به خدمت معتصم بالله خلیفه عباسی و متوکل درآمد.  

 

سکونت در جلگه گیلان به گونه‌ای که به تشخص قومی گیلک و نقش تاریخ‌ساز آن در این جلگه و هرگونه سکونت و اجتماع فشرده و تاریخ‌ساز به گونه‌ای که نمادی از فرهنگ، قومیت و اجتماع سیاسی در این جلگه بوده باشد، تنها در پرتو رواج کشاورزی به مفهوم زراعت در جلگه گیلان میسر بوده و زراعت در جلگه نیز لزومآ با کشت برنج در درجه نخست و پرورش کرم ابریشم در درجه دوم ملازمه داشت. و این بدان معنی نیست که لزومآ هیچ‌گونه استقرار یا سکونتی هرچند پراکنده در جلگه میسر نبوده است.

 

پس از تمدن آهن در گیلان، تمدن‌های کوهستانی و دام‌پرور مارلیک-دیلمان و تالش، رغبتی برای گسترش قلمرو خود به نواحی جلگه‌ای نداشتند. زیرا اقتصاد این تمدن‌ها بر پرورش دام به ویژه دام کوچک استوار بود که جلگه مرطوب گیلان برای آن‌ها محیط مناسبی تلقی نمی‌شد. آن‌ها نهایتآ از کوهپایه‌های آن به عنوان قشلاق بهره گرفتند.

 

در نتیجه خلاء قدرت در نواحی جلگه‌ای موجب شد تا گروهی که بر شیوه مترقی‌تری از معیشت یعنی کشاورزی متکی بودند و الگوی کشت منطبق با این ناحیه را در نواحی شرقی گیلان (مازندران) تجربه کرده بودند به آسانی نواحی جلگه‌ای شرق گیلان را به اشغال خود درآورند .



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۸ | ۸:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

- مرحوم محمد امین زکی مولف کتاب (( کورد و کوردستان )) می نویسد: که وطن قوم (( گوتی ها )) منطقه کوههای زاگرس بوده است . این طایفه به تدریج جای خود را به قومی قوی تر و متمدن تر به نام (( کاسیت ها )) داد که (( کاسیت ها )) یا (( کاسوها )) یا (( کاشوها )) یا (( کاشی )) گفته می شوند . بلائی عظیم جهت ساکنان بشمار می آمدند و با یورش های خود زندگی را بر آنها سخت می کردند . این طایفه به احتمال قوی از نژاد آریا بوده که از جانب قفقاز به معیت مهاجرین دیگر پیش از هجوم ، اقوام ماد و پارس به ایران آمده و در کوهستانهای (( تالش )) نزدیک دریای مازندران سکونت اختیار کردند . (( گوتی ها )) اقوامی از نژاد (( آسیایی )) بودند که قبل از مهاجرت آریاها ، در دره های سلسله جبال زاگروس بسر می بردند . مراکز اولیه آنان حدود کرمانشاه و جنوب کردستان بوده است . (( گوتی ها )) امپراطوری جدید را که توسط (( ساگن سامی )) در (( سومر )) تاسیس گشته بود از بین بردند و مدت 15 سال با عنوان شاهی بر (( سومر )) و (( آکاد )) حکومت کردند . نقوش برجسته سنگهایی که (( گوتی ها )) یا خویشاوندان ایشان یعنی (( لولوبی ها )) در زاگرس بجای گذاشتند شاهد یک حکومت نسبتا توانایی است . (( لولوبی ها )) نیز اقوامی از نژاد (( آسایی )) می باشند که قبل از ورود آریائی ها در دره های کوههای زاگرس در حدود کردستان امروزی ساکن بودند . در تایید نوشته مرحوم محمد امین زکی باید گفت : خاورشناسان به اشتباه آنها را (( کاسیت )) می خواندند در حالی که در کتیبه داریوش (( کاشی ها )) آمده و آنها اجداد کسانی هستند که امروز به نام (( کاشی ها )) معروفند . هنر کاشی سازی هم منسوب به این طایفه اشت . (( استرابون )) آنها را (( متانی )) خوانده و گفته است که از حاشیه دریای خزر تا حدود زاگرس غرب ایران سکنا گزیده اند . (( دولاپورت )) آنها را از نژاد آریایی شناخته و (( مورگان )) نیز تاکید کرده است که آنها پیش از (( مادها )) در حدود زاگرس و غرب ایران سکونت داشته اند و (( گوردن شیلد )) آنها را آریایی دانسته و متذکر است که یک شاهزاده آریایی در هجوم آنها به بابل بر انان ریاست داشته است . (( آشوریها )) نیز آنها را (( کاشو )) و (( انشانی ها )) (( کوشی )) خوانده اند . ( کتاب : به دنبال روشنایی – عزیز طویلی – صفحه 32 – 33 )...

 - پیدایش نژاد آریایی ...

 نژاد آریایی در اطراف دریای خزر در (( ده ها هزار سال )) قبل از میلاد ساکن بوده و شروع به نشو و نما و تکمیل وسایل زندگی و مادی و معنوی خود نموده و پس از اینکه جا برای نشو و نما و سکونت آنها به تدریج کم گردید در پنج ستون به طرف جنوب ، خاور ، باختر فلات ایران ، آسیای کوچک ، و اروپا کوچ کردند . به شرح زیر :

1- یک ستون از اطراف مرو ، بخارا به طرف جنوب سرازیر شده و راه هندوستان را پیش گرفته و در دره سبز و خرم (( سند )) ساکن گردیده و نمدن عظیم هند را تشکیل داده و تمدن باستانی خود (( سانسکریت )) را تکمیل نمودند .

2- ستون دیگری به طرف خاور عزیمت و افغانستان و قسمتی از چین را اشغال کردند و دنباله تمدن هند و آریایی را گرفتند .

3- یک دسته قوی از آنها از کنار جنوبی دریای خزر به طرف باختر فلات ایران کوچ کرده و سرتاسر غرب ایران را به تدریج اشغال و به داخل دشت فرات و دجله نفوذ نمودند ، این دسته اولین شهر را در کنار دریاچه (( چیچست )) ارومیه ( رضائیه ) به نام (( پارسومش )) ساخته و شروع به نشر تمدن خود در داخل بومیان محل نمودند . جنگها و زد و خوردهائیکه در این منطقه برای اشغال آن شده است خود داستان مفصلی دارد .

4- دسته دیگر از باختر دریای خزر راه آسیای کوچک (( آناطولی )) را گرفته و آنجا را به تدریج اشغال نموده و بسط تمدن و زبان و عادات خود کوشیدند . اولین شهری که این دسته در کنار شرقی دریاچه (( و آن )) ساخته اند به نام (( کرده )) بوده است .

5- دسته دیگری از شمال باختری دریای خزر از حاشیه شمالی ارتفاعات (( آرارات )) آسیای کوچک و در کنار دریای سیاه اشغال و از بغارهای داردانل و بسفور به طرف یونان و اروپا سرازیر شدند و در آنجا ساکن شدند .( همان – صفحه 76 – 77 )...

 

بنا به نوشته (( سرلشگر مظفر زنگنه )) ، نژاد آرایایی که از ایلات زیر تشکیل یافته بودند پس از کوچ های پشت سر هم در فلات ایران هر کدام در استانی جای گرفتند و نام خود را بر آن استان داده و یا به نام آن محل نامیده شدند . 1- هند و اروپایی در جنوب شرقی فلات ایران ، دره سند ، پنجاب ، کشمیر ، هندوستان و پاکستان .

2- پارت ها در شمال و مشرق فلات ایران .

3- مادها (( کرد – ارمن )) در شمال باختری – باختر فلات ایران (( ارمنستان – کردستان )) .

4- پارس ها – در جنوب باختری ایران (( آنزان - انشان - خوزستان - پارس – فارس – کرمان )).  

امروزه در اثر کاوش های باستان شناسی در ایران آثاری بدست آمده است که قدمت آنها تا 6000 سال قبل از میلاد مسیح محرز است و این آثار متعلق به طوایف مختلف آریایی از جمله ، تپوری ها – آماردها – کاشی ها – گیل ها – سک ها – دیلم ها – تالش ها – اورارتوها – پرتوها – و ساکنان ناحیه ماد – انشان و ناحیه لوت و تپه یحیی در کرمان . برای محققان بی نظر این امر مسلم است که مردم انشان (( ایلام )) و سومری ها مردمی آریایی بوده اند و آثار بدست آمده از این طوایف آریایی تا 6000 سال پیش از میلاد مسیح قدمت دارد . با توجه به این آثار فرهنگی و هنری چگونه می توان پذیرفت که طوایف آریایی مستقر در مرکز و غرب و جنوب ایران در 2400 سال ق.م به ایران آمده اند ؟  در حالیکه شواهد و آثاری که در دست داریم در حدود 11000 سال پیش آریاییها از کناره سیحون و جیحون به سرزمین (( آرین ویج )) سرازیر بوده اند .( همان – صفحه 84 – 85 )...

...............................................................................................

منبع :  به دنبال روشنایی ، یا تاریخ تمدن صدهزار ساله ایران – عزیز طویلی – بندر انزلی – انتشارات فروهر – چاپ اول – 1365



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٥ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

کاشت دانه روغنی کلزا در گیلان

    
سبز یکنواخت ورشد یکدست از بوته های کلزادر سطح مزرعه تاثیر زیادی در افزایش تولید و دستیابی به عملکرد بالا دارد. برای رسیدن به این تعداد بوته کافی و یک اندازه در هر مترمربع عوامل زیادی دخالت دارند. این عوامل عبارتند از:


تناوب زراعی: محصول قبلی از نظر انتقال بیماری ، بجا گذاشتن بقایای گیاهی بر سبز شدن ورویش بوته های کلزا تاثیر می گذارد.


کیفیت بذر:بذر های سبز رنگ،بذورنگهداری شده در انبار گرم و مرطوب و بذور خشک شده با حرارت زیاد، قدرت جوانه زنی و سبز شدن زیادی ندارند. انتخاب بذر با کیفیت خوب یکی از عوامل بسیار مهم در داشتن تعداد بوته کافی در سطح مزرعه می باشد.


تهیه بستر بذر: با توجه به کوچک بودن اندازه دانه های کلزا ،بستر بذر باید در حد مطلوب کلوخه های ریز و نرم داشته باشدتا ضمن تماس خوب بذر با خاک از تشکیل سله در سطح زمین جلوگیری به عمل آید.هرگونه عدم دقت کافی در تهیه بستر بذر می تواند منجر به کاهش تعداد بوته در هرمترمربع و عدم یکنواختی در سطخ مزرعه گردد.


تاریخ کاشت:وقتی گرما و رطوبت خاک به اندازه کافی تامین گردد بذر کلزا سریع جوانه می زندو در سطح زمین ظاهر می شود.در شرایط دیر کاشت با سرد شدن خاک جوانه زنی بذر و سبز شدن آن به کندی صورت می گیرد و احتمال خسارت علف های هرز،بیماری ها و آفات افزایش می یابد.

مقدار بذر:با توجه به ریزی ودرشتی اندازه دانه ای کلزا ،زمان کاشت و شرایط بستر بذرو عوامل دیگر مقدار بذر لازم جهت کاشت یک هکتار زمین متغیر است ومقداربین 5تا8کیلو بذر در هکتار درکشت کلزا مورد استفاده قرار می گیرد.


عمق کاشت:محل قرار دادن بذر در عمق مناسب خاک به اندازه بذر، بافت خاک، شدت سله بندی و خسارت گنجشگ بستگی دارد . در خاک های سبک و خشک بذر را درعمق پائین تر می گذارندو عمق کاشت بذر کلزا 2تا5سانتی متر می باشد.


کوددهی: اگر در زمان کاشت، بذر در نزدیک ویا در تماس با کود در خاک خشک قرار گیرد منجر به دیر جوانه زنی یا سبز شدن بذر کلزا می شود یا باعث ازبین رفتن بذر و یا گیاهچه می گردد.

بیماری های بذر زاد یا خاک زاد: تعدادی از بیماری های گیاهی موجب پوسیدگی بذر و مرگ گیاهچه می شوند و برای جلوگیری از خسارت این نوع بیماری ها، بذور کلزا را با سموم قارچکش مناسب ضد غفونی می کنند.


خسارت کک: این سوسک کوچک برگخوار ازبرگهای تازه سبز شدن بوته های کلزا تغذیه می کند و خسارت شدید این آفت می تواندموجب تنک شدن مزرعه کلزاگردد و آفات دیگری نیز وجود دارد که باعث کاهش تعداد بوته های کلزا در سطح مزرعه می شوند.


منبع: پایگاه تخصصی دانش کشاورزی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۳ | ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شعر کودک در ایران پیش از آنکه از دیوان رسمی شاعران سربرآورد از دل ترانه‌های عامیانه برخاسته است. به گفتة محمود کیانوش «کودکان ترانه‌ها، لالایی‌ها، متل‌ها و بازی‌ها را از پدرها و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها می‌آموختند، و در بازی‌ها وآوازهایشان بکار می‌گرفتند.

شاعران پیش از مشروطیت کمتر شعری برای کودکان سروده‌اند؛ زیرا از دیدگاه آنان کودکان چندان ارزشی نداشتند. با این حال گاهی در دو اوین آنها اندک نمونه‌هایی به چشم می‌خورد که درون مایه‌ای همسان با افسانه‌ها و متل‌های کودکانه دارند. «مثنوی اسرار چنگال» از بوسحق اطعمه از نمونه‌های این گونه شعرها محسوب می‌شود.



دوره مشروطه:

در دوره مشروطیت پدیداری شعر کودک، پیامد دگرگونی در شعر فارسی است. دگرگونی فرهنگ و تعلیم و تربیت و ادبیات که بهرحال در وقوع خود از غرب مایه گرفته بود موجب شد که شاعران گاه به یاد کودک نیز بیفتند.

شعر دورة مشروطیت از نظر تحولاتی که عمیقاً در جامعه رخ داده بود و از نظر طبقات مختلفی که همراه آن عمل می‌کردند با شعر دوره‌های پیش از خود شدیداً فرق می‌کرد.



بنیانگذاران شعر کودک در ایران

محمودخان ملک الشعرای صبا: وی را باید نخستین سرایندة اشعار کودکانه در ایران دانست. البته شعر او به سبک دورة بازگشت است و در چارچوب شعر مشروطیت نمی‌گنجد. گروهی از شعرهای محمودخان که درونمایه و قالبی همسان با ترانه‌های عامیانه دارند، نخستین سروده‌های کودکانه‌ای به شمار می‌آیند که پدیدآورنده‌ای مشخص دارند. البته سروده‌های او اگرچه اندرونة کودکانه‌ای دارند اما از لحاظ قالب شعری سست و بی مایه‌اند.

ایرج میرزا: ایرج میرزا یکی از معماران ادبیات نوی کودکان محسوب می‌گردد، زیرا آگاهانه برای کودکان شعر می‌سرود، اشعار او برگرفته از فضای مشروطیت ساده، گویا و همه فهم است. احترام به پدر و مادر، میهن پرستی، راستگویی و پاکدامنی را به کودکان می‌آموزد. بخشی از شعرهای ایرج میرزا که بیشتر محتوای اندرزی دارد در قالب گفتگو با کودکان سروده شده است. برای نمونه می‌توان به شعر «مادر»، «منظومة عباس قلی خان» و شعر بلندی به نام «نصیحت به فرزند» اشاره کرد.

شعرهای کودکانه ایرج همچون دیگر آثاری که در این دوره برای کودکان سروده شده‌اند از آرایه‌های زبانی نو و زیبا برخوردار نیستند و بیشتر روایت آهنگین حکایتی اخلاقی به شمار می‌روند.

نسیم شمال: سید اشرف الدین گیلانی نامدار به نسیم شمال از دیگر شاعران دورة مشروطیت است که برای کودکان شعر سروده گیلانی کتاب گلزار ادبی را که مجمعه‌ای از حکایات منظو و شعر با درونمایه آموزشی است برای کودکان منتشر کرد. او اعتقاد داشت «حفظ اشعار نه تنها باعث ازدیاد قوه حافظه شاگردان است بلکه باعث آموزش اخلاق می‌شود».

سبک گیلانی در گلزار ادبی روایی و داستانی است. این کتاب مشتمل بر حکایاتی است که برخی بر ساخته خود و برخی اقتباس از لافونتن و فلوریان است. روایت ا وبه اعتقاد منتقدان ضعیف و از جنبه‌های ساختاری پیش پا افتاده است.

میرزا علی اکبر دهخدا: دهخدا جز در پاره‌هایی کوتاه به شعر کودکان نپرداخت که گاهی آن نیز برای طنزهای سیاسی بود. بااینحال نمی‌توان نقش او را در شعر کودک نادیده گرفت.

ابوالقاسم لاهوتی: اندکی از اشعار لاهوتی با الهام از ترانه‌های عامیانه در گسترة ادبیات کودکان محسوب می‌شود نظیر شعر بالای لای.

حسین دانش: وی بر پایة افسانه‌های لافونتن کتابی به نام «جنگلستان» انتشار داد.

کتاب او در دورة خود در آموزشگاه‌ها با استقبال روبرو شد.



دورة پس از مشروطه

با گذار از دوره مشروطیت و کمرنگ شدن شعر انقلابی و اهمیت یافتن فرهنگ عامیانه، کم کم قالب‌های شعری عامیانه به آثار شاعران نام آور راه یافت. نخستین عامل در سربرآوردن شعر کودک در ایران دگرگونی در زبان آن بود که هر چه بیشتر به زبان مردم کوچه و بازار و زبان طبیعی نزدیک شده بود. شعر کودک از جنبة موسیقایی یا وزن و آهنگ اگرچه نواوری‌هایی داشت اما بیش از شعر بزرگسالان در چارچوب اوزان عروضی که وزن‌های غیر طبیعی‌اند باقی ماند. شعر کودک در این دوره بیشتر با نظم همسانی داشت. نظم به معنای سروده‌ای‌ست که ساختار شعری ندارد، و در آن تنها به سخن، آهنگ یا وزن عروضی غیر طبیعی داده دشه است. بعد از نیما شاعران کودک ایراین از راه آشنایی با شعرهای کودک کشورهای دیگر به اهمیت زبان کودک و ساختار شعری آن پی بردند و به فرم درونی شعر توجه کردند.

نیما یوشیج: دهة نخست کار نیما یعنی از سال 1299 ش تا 1309 اگرچه از جنبة شعر شناسی چندان اهمیت ندارد از دیدگاه ادبیات کودکان بسیار مهم است. او از همان قوالب سنتی استفاده نمود اما آنچه کار او را متمایز می‌کند بیان ساده ، زبان عامیانه نزدیک به زبان بومی است. از حکایت‌های شیرین کودکانة او «بز ملاحسن مسئله گو» است. «آواز قفس» و «بهار» نیز دو شعر شناخته شده او در زمینه ادبیات کودک می‌باشد. در اشعار نیما می‌توان افق شعر امروزی کودک را دید. از ویژگی‌های سبکی شعر کودکانة نیما استفاده از بندهای کوتاه است که به گنجایش شعری کودک نزدیک است و همچنین آهنگ تند شعر که آنرا کودکانه‌تر کرده است:

بچه‌ها! بهار

گلا واشدن

برفا پاشدن

از رو سبزه‌ها

از روی کهسار

بچه‌ها‌! بهار

شعرهای «بچه‌های خوب» و «زنبور عسل» از کارهای دیگر اوست. بیان اندرزی و دستوری او که گاه به ناسزا نزدیک شده بازتاب ماندگاری نگاه پدرسالارانه در شعر کودک است. سرودة دیگر او «کودکان شاد» نام دارد.

زاغی در باغ

لانه داره

بر سر شاخ

واخ واخ

گنجشکه هم

خانه داره

توی گلها

واخ واخ

علاوه برا ین یک لالایی هم از نیما به جا مانده است. شهرام رجب زاده از منتقدین شعر کودک می‌گوید:

«نیما به نوآوری در وزن انعطافی را که وزن شعر فارسی برای شکل گیری شعر کودک به آن نیاز داشت پدید آورد. او با در هم شکستن مرز بین کلمات شاعرانه و غیر شاعرانه زمینه‌های استفاده از کلمات، الفاظ و اصوات کودکانه‌ای را فراهم کرد که بعدها واژه‌های کلیدی و پرکار شعر کودک شدند. از جمله صدای حیوانات و اصوات طبیعت و اشیاء

دینگ دانگ

چه خبر؟

که می‌کند گذر؟

قوقولی قوقو! خروس می‌خواند

دودوک دوکا! آقا توکا

چه کارت بود با سن؟

احمد شاملو: شاملو با کاربرد گستردة ترانه‌های کودکانه کاری ممتاز انجام داد. ترانه‌های احمد شاملو مخاطبان خود را هم در میان بزرگسالان و هم در میان کودکان پیدا کرد. از اینگونه آثار وی می‌توان به ترانه‌های ماندگار «پریا»، «تنه دریا»، «بارون» و «مردی که لب نداشت»

یکی بود، یکی نبود

زیر گنبد کبود

لخت و عور تنگ غروب

سه تا پری نشسته بود

زار و زار گریه می‌کردن پریا

مث ابرای باهار گریه می‌کردند پریا...

فروغ فرخزاد: فروغ اگر چه کار جدی در زمینه ادبیات کودک نکرد اما ترانه ماندگار او به نام «علی کوچیکه» هنوز هم مخاطبان زیاد از میان کودک و بزرگسالان دارد.

علی کوچیکه، علی بونه گیر

نصفه شب از خواب پرید

چشماشو هی مالید با دس

سه چار تا خمیازه کشید، پاشد نشس...

یحیی دولت آبادی: دولت آبادی بیش از آنکه شاعر کودکان باشد سهم بزرگی در گسترش مدرسه‌های نو دارد. اما با همین چند شعری که برای کودکان سروده در زمرة پایه گذاران ادبیات نوی کودکان جای می‌گیرد. شعر «صبح» او نشان می‌دهد که دولت آّادی زبان شعر کودک و تکنیک‌های آن را بهتر از شاعران چون بهار و نسیم شمال می‌شناسد. ویژگی چشمگیر این شعر آن است که آموزش مستقیم ندارد و تنها بر مفاهیم و تصاویر شعری استوار است.

گلچین لیگانی: وی با سرودن شعر «باران» شاهکاری از شعر کودک را به نمایش گذاشت در این شعر ساختار پیچیده یک متن ادبی دیده می‌شود. در روساخت تنها از دلتنگی شاعر برای روزهای کودکی خود سخن به میان می‌آید، اما در ژرف ساخت پژواک صدای کودکی ست که از سرزمین سبز زندگی سربرمی‌آورد. جای تأسف است که گلچین گیلانی تنها همین یک شعر را برای کودکان سرود.

پروین اعتصامی: پروین بیش از آنکه برای کودکان شعر بگوید دربارة کودکان شعر گفته است. او زندگی و رنج کودکان دوران خود را در اشعارش بازتاب داد بهرحال از جنبة زبان و درونمایه در شکل گیری شعر کودک تأثیر گذاشت.

حسین گل گلاب: یکی دیگر از پایه‌گذاران سنت شعری کودکان که برای ارتقای شعر کودک بسیار تلاش کرد حسین گل گلاب بود. او سروده‌هایی با عنوان «سروده‌های مدارس» دارد که در دوره‌ای سرودهای او در مدارس توسط دانش آموزان خوانده می‌شد.

عباس یمینی شریف: وی از جمله پیشگامانی ست که در عرصة شعر کودک مخاطب خود را با ویژگی‌هایی متفاوت از بزرگسالان شناخت. یمینی شریف بعد از «باغچه بان» دل سپرده‌ترین شاعر کودکان بود. این ویژگی به سبب شناخت او از نیازهای متفاوت کودک و توجه به عواملی از جمله سرگرم کنندگی و لذت بخشی شعر، بکاربردن عنصر بازی و تخیل، اصوات گوناگون، زبان و توصیف‌های ساده، زیبا و درخور فهم کودکان و همچنین روایت پاره‌ای از شعرها به کودکان، جانوران و اشیاء بود.

در اشعار او سیلان تخیل و اندیشه به تدریج بر پند آموزی و حکمت پیشی می‌گیرد. او همچنین داستان‌هایی منظوم برای کودکان دارد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

در یک جمع دوستانه پسر بچه ای به همراه والدین خود حضور داشت ، هشت ساله ،کودکی زیبا و مرتب از یک خانواده تقریبا مرفع چند کودک دیگر نیز حضور داشتند . پسر بچه گوشی تلفن همراهش را که بیشتر جنبه نمایشی داشت در دستش نگهداشته بود و تقریبا به همه نشان می داد گاهی به اطراف خود نیم نگاهی می کرد گوشی خوبی بود آخرین ورژن از برند یک کمپانی معتبر، بعد از مدتی بچه های دیگر دور و برش جمع شدن ، پسرک شروع کرد به نشان دادن بازیها و تصاویر ، مادرش گفت تمام وقتش را با آن می گذراند ، پچه ها با حسرت نگاه می کردند و پسرک هم بدش نمی آمد که مورد توجه باشد . بعد او بی توجه به سایرین همچنان بی هدف برروی آبشن ها و فایلهایی که چندین بار دیده بود کلیک می کرد به مادرش گفتم چه چیزی باعث شد که برایش تلفن همراه بخرید . با لحنی معنی دار گفت :خواست ما هم خریدیم امروزه نوع اسباب بازیهای بچه ها هم عوض شده این که چیزی نیست ،: پدرش روز تولد بهش کادو داده ، آخه دو سالی بود که همش بهانه می گرفت و گوشی می خواست و پدرش هم قول داد که اگه شاگرد خوبی باشه و تمام نمراتش .....  روز تولدت .............

بعد ادامه داد: تو این دور و زمانه خواسته بچه ها عوض شده ، اصلا ممکنه هیچ تماسی تلفنی باهاش نداشته باشیم و مدرسه که اجازه نمی دن ببره  بقیه وقت رو هم که همش تو خونست اما چون بهانه می گرفت ما هم خریدیم،

گفتم  اصلا به عواقب و اثرات مخرب اون فکر کردید اینکه ممکنه چه خطرات جسمی براش داشته باشه ، لبخند معنی داری زد  و گفت این همه می گن اما همه بچه ها دارن استفاده می کنن چرا پسر من نه؟ همش الکی می گن ما که تا به امروز نشنیدیم کسی بخاطرش فلج یا نابینا بشه  .

احساس کردم که اشاره به این موضوع نه تنها برای مادر جذابیتی نداره بلکه موجب آزارش هم می شه به همین خاطر از ادامه صحبت منصرف شدم .

گذشته از اثرات مخرب روحی و رواج نادرست شیوه تشویق فرزوندان جهت  کسب علم و دانش و برخورداری از تحصیل با کیفیت مطلوب با اعمال جایزه دادن های این چنینی و خارج کردن و یادآوری به کودکان به انجام وظایف خود در  چرخه طبیعی و تکلیفی و بحق و اشاره به  چشم و هم چشمی های والدین که ناشی از نوعی فقر فرهنگیست ، بد نیست که به برخی از نکات اشاره شده به واسطه صاحب نظران و کارشناس توجه کرد که در صورت آگاهی والدین نسبت به آن برای استفاده از این فن آوری به واسطه کودکانشان می تواند بسیار هائز اهمیت باشد .

کارشناسان در این زمینه به این باورند که :

تشعشعات گوشی تلفن همراه می تواند برای سلامتی زیان آور باشد ، ولی جزییات تاثیرات جانبی استفاده از تلفن همراه بر سلامتی انسان هنوز ناشناخته است.
فعالان این موسسه همچنین اعلام کردند میزان خطر استفاده از تلفن همراه هنوز بطور دقیق شناسایی و مشخص نشده است و نکته بارز دراین مورد این است که مغز و جمجمه کودکان به این دلیل که هنوز بطورکامل رشد نکرده اند ، بیشتر د ر معرض آسیب پذیری قرارد ارند.
 وقتی دارویی وارد بازار می‌شود تحقیقات انجام شده بر روی اثرات احتمالی مصرف آن نیز در سطح عمومی منتشر می‌شود اما یک فناوری جدید مانند تلفن همراه در حالی وارد بازار مصرف می‌شود که هنوز تاثیرات کاربرد آن ناشناخته است.

کودکان به ویژه باید در برابر اشعه‌های ساطع شده از تلفن‌های همراه محافظت شوند.

استفاده از این وسیله برای کودکان می‌تواند به اندازه حمام آفتاب گرفتن خطرناک باشد.

خودداری از قراردادن بازی‌های دیجیتالی بر روی تلفن‌های همراه است.

کارشناسان هشدار داده اند و از تولیدکنندگان تلفن همراه درخواست کرده‌اند که روی گوشی‌ها برچسب‌هایی بزنند که میزان پرتوهای تلفن را نشان دهد.

وزارت بهداشت و سلامت فرانسه به مشترکان تلفن‌همراه و به خصوص کودکان در استفاده بیش از حد از این دستگاه هشدار داد. این در حالی است که پژوهش‌های علمی تاکنون نتوانسته‌اند خطر فناوری ارتباطی آنتن‌های تلفن‌همراه را به اثبات برسانند.
به گفته مسؤولان بخش ورزش و جوانان وزارت بهداشت فرانسه، با ورود گوشی‌های جدید به بازار تلفن‌همراه که به طور خاص برای استفاده کودکان و جوانان طراحی شده‌اند، استفاده از این دستگاه از سوی جوانان و نوجوانان بسیار بیشتر شده است و این موضوع می‌تواند در آینده، باعث به وجود آمدن برخی بیماری‌های جسمی شود.
گفتنی است با وجود اینکه فرضیه خطر استفاده از تلفن‌همراه برای کودکان هنوز به طور رسمی به اثبات نرسیده است، اما کارشناسان بر این عقیده هستند که پیشگیری و احتیاط در استفاده از این محصول برای کودکان می‌تواند مفید باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٠ | ٥:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

گل رز:
* رز سرخ: عشق بی ریا-زیبایی-شجاعت-احترام-تبریک- "دوستت دارم"
* رز سفید: پاکی-معصومیت-راز-سکوت-فروتنی-احترام- "عشق من به تو عمیق و خالصانه است"
* رز صورتی: قدردانی- "متشکرم" وقار-ستایش-همدلی-لطافت-شادکامی- "باورم کن" - "تو خیلی دوست داشتنی هستی"
* رز زرد: شادمانی-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نکن" - "معذرت میخواهم"
* رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجی: اشتیاق-شیفتگی-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاکی و زیبایی-جوانی-عشق نوپا.
* یک شاخه گل رز: سادگی-سپاسگزاری-عشق تازه.
* یک شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
* رزسفید عروس: عشق مبارک و فرخنده.
* رز قرمز سیر: سوگواری.
* رز سیاه: مرگ.
* ترکیبی از رز سفید و سرخ: اتحاد-سازش
* رز کاملا شکفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدردانی.
* دسته گل رز کوچک: "من به یاد تو هستم"

- داوودی: حقیقت - "تو دوست فوق العاده ای هستی"

- نیلوفر آبی: حقیقت.

- نرگس: غرور - خود بینی.

- بنفشه: اندیشه های ناگفته- سفر- "سفر بخیر" -پاکدامنی-فروتنی.

- سوسن سفید: دوشیزگی - پاکی.

- اقاقیا: عشق پاک - عشق پنهانی.

- بگونیا: هشدار.

- کاکتوس: پایداری - استقامت.

- کاملیا صورتی: "در آرزوی تو هستم"

- کاملیا قرمز: "عشق تو همچون آتشی در قلب من است"
- کاملیا سفید: "تو در خور پرستشی"

- میخک: شیفتگی - عشق زن - ستایش - "بله"

- قاصدک: وفاداری - خوشبختی - صداقت - پیام آور عشق.

- فراموشم نکن: خاطرات گذشته - عشق ناب.

- پیچک: عشق - صداقت - وفاداری.

- نسترن: آرزو - همدلی - "دوستم داشته باش".

- لادن: پیروزی - غلبه - فتح.

- لاله: عاشق تمام عیار - "باورم کن"

- ارکید: عشق - زیبایی.

- نرگس زرد: احترام - جوانمردی - " تا زمانی که تو در کنار من هستی خورشید بر من خواهد تابید"

- اطلسی: شرم - ازدواج فرخنده.

- گل پامچال: "بدون تو قادر به زندگی کردن نمیباشم"

- یاسمن: شادی - شیرینی - دلپذیری - وقار.

- رزماری: یادآوری - خاطرات - یادگاری.

- آلاله: پروت - زرق و برق.

- آفتاب گردان: ستایش - غرور - پرستش.

- مریم: لذت.

- گلایل: ستایش - صداقت - "به من فرصت بده"

- زنبق: اندوه - تاسف.

- آنتوریوم: عاشق.

- مرغ بهشتی: شکوه - عظمت.



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱۱ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 

این جستار نه چنان که باید در این مورد کنکاش کرده است و به گذری سطحی بسنده کرده است، باشد که الهام گرفته از این گفتار و تحقیقی آن چنان که باید کرده و گزارشی بی هیچ حرف و حدیثی که نه جای شبهه اش باشد نه جای ایراد نگاشته شود.

نخستین باری که در گیلان زمین، صحبت از قیام به میان آمده است و یا بهتر بگوییم مقابله با دشمن، در زمان ماد ها می باشد که مردم گیلان با دولت ماد بر سر جنگ افتادند. همانطور که می دانیم دولت ماد از چند قبیله تشکیل یافته بود که یکی از این قبایل مغان نام داشت و بزرگترین این قبایل نیز بود. مغان حکومت و احکام مذهبی را در دست داشت. مغان همانهایی بودند که آیین میترایی را می پراکندند و بعدها راهبان و روحانیون زرتشتی شدند. این اولین باریست که گیلانیان برخواستند تا با دولتی بجنگند. شاید این نبرد و فتنه رویارویی مستقیم گیلانیان با دین نباشد اما می توان از آن به عنوان نبردی با حکومتی که مذهب با آن آمیخته گشته بود نام برد. پس این چنین که در می یابیم گیلانیان با حکومتی سر ناسازگاری گذاردند که دین رکن اساسی آن بود.

به گفته گزارش نویسان و تاریخ نویسان بعد از ورود آریایی ها به نجد ایران، مردم سرزمینهای جنوبی خزر به آیین های سابق خود ماندند و سالها با همان اعتقاد ها طی طریق می کردند.

پس از دولت ماد، گیلانیان در زمان هخامنشیان، چند باری قیام می کنند که البته هیچ کدام این قیامها در دوره شاهانی چون، کورش، داریوش و خشایارشاه نبوده است، زیرا که اینان حکومتی را آراسته بودند( آنچنان که از کتیبه هاو سنگ نبشته ها و آثار مورخین بجای مانده است) که در آن هرکس در داشتن عقیده اش آزاد بود. اما دیگرانی چون اردشیر خوش حافظه که زرتشتیت را بی چون و چرا می خواست درگیر جنگ با گیلانیان شد.

در دوره ساسانیان که همواره خود را در پناه شریعت زرتشتی حاکم بالحق می دانستند نیز گیلان دست دوستی و مودت نداد با ایشان و همواره کمر به اغتشاش بسته بود و همیشه موی دماغ حکومت ساسانی بود.

اما در دوره اشکانیان و سلوکیان، هیچ گاه سخن از آشوب و یا قیامی به میان نمی آید. به راستی چه دلیلی می تواند داشته باشد قومی که سرتاسر نبرد و مبارزه بود و این را تاریخش هویدا می سازد چنان در دوره طولانی از تاریخ به سکوت روی آورد. می توان این مسئله را این گونه توضیح داد: تنها مسئله ای که می تواند وجود داشته باشد وجود دین و مذهب است که در دوره اشکانیان وجود نداشت و آزادی اعتقادی و مذهبی وجود داشت.

در این راستا، در زمان ساسانیان در کتب مختلف از دیوهای شمالی یاد شده است. اما سخنی باید گفت در مورد کلمه دیو. امروزه دیو را موجودی عظیم جثه می پندارند که خرق عادت است. دیو از آغازو حتی امروزه در لغت به معنای ضد دین می باشد که چون مردم آن روزگار گیلان و مازندران از هیکلهای تنومندی برخوردار بودند این نشان بر دیوها اضافه شد و در گذر زمان دیو را موجودی درشت هیکل و زمخت چهره می گفتند. پس دیو نه موجودی خرق عادت بلکه کسی بود که با دین سر دشمنی داشت.اما دیوهای شمالی همانهایی بودند که در گیلان زنگی می کردند چرا که بارها در وندیداد که همان وَ دیو داد می باشد به ورن اشاره شده است و به بادهایی که از آن سمت می آمد و باعث خرابی می شده و دیوهایی که در آن سرزمین زنگی می کردند.

در همین دوره، یعنی ساسانیان مزدک پا به عرصه می گذارد و عقایدی را منتشر می سازد که کم کم تبدیل به عقایدی کمونیستی می شود و به مسائل سیاسی پرداخته می شود و آزادی و برابری را برای اشخاص طلب می کند( هر چند که رهبران این مسئله کسانی باشند که برای سو استفاده از این جریان تلاش می کنند.) گیلانیان عقاید مزدک را که بر پایه برابری بود می پذیرند اما نه شکل دینی آن را چون که در زمان مزدک این مسلک را نپذیرفته بودند. آنان زمانی به مزدکیه روی می آورند که تبدیل شده بود به مکتبی که نه ایمان داشت و نه نشانی از خدا ترسی در آن بود.

این چنین که می بینیم در می یابیم که در دوره ای که دین زرتشتی دین رسمی فلات ایران بود، مردمی در قسمتهای جنوبی دریای خزر می زیستند که از یوغ بندگی دین رها بودند.

در دوره ای که اعراب به ایران یورش آوردند، تنها جایی که در برابر ایشان ایستادگی نمود و تبدیل به مرکز مخالفتها شد، گیلان بود. اینجا همان جایی است که بارها با دین حکومتی زرتشتی جنگیده است. اکنون دیگر دین زرتشتی وجود ندارد و جای آن را دینی جدید گرفته است که از سرزمینهای جنوبی آمده است و اسلام نامیده می شود. گیلانیان که مخالف دستگاه ساسانی بودند و دینشان را نمی پذیرفتند با این میهمانان تازه وارد نیز به جنگ پرداختند. میهمانانی که اصلی ترین دلیل هجومشان تبلیغ و انتشار دین بوده است.

مردم گیلان تا سال 250 هجری قمری به همان اعتقاد سابق خود باقی مانده بودند و بعد از آن است که کم کم شروع به پذیرش اسلام می کنند. اما مسئله اینجاست که اسلامی را که اینان قبول می کردند چه بود؟ دینی که علویان زیدی با خود به همراه داشتند بیشتر از این که یک مسلک و مذهب خداپرستی باشد، جریانی بود سیاسی که مخالفت خویش را با دستگاه خلافت و حتی شیعه جعفری بارها نشان داده بود. پس این ماجرا نمی تواند نشانی از دین داری باشد چرا که جریانیست متخاصم که مبلغینش از قلمرو حکومت اسلامی روی به سرزمینی چون خویش دشمن با دستگاه آورده اند.

مسعودی می نویسد: دیلمان و گیلان از نخست که بودند دین نپذیرفته، آیینی را دوست نداشتند.

احمد کسروی با اشاره به این سخن ادامه می دهد: دیلمان دین زرتشتی را که پیش از اسلام دین رسمی ایران بود نپذیرفته از نخست مردم آزاده وارسته بودند. در قرنهای دیرتر نیز دیلمان در عالم دین و آیین نام نیک و شهرت خوشی نداشتند و داستان ملحدان و فداییان در زمان سلجوقیان که مرکز ایشان الموت دیلمستان بود معروف است. پس از آن نیز قرنها مولفان همواره مردم آن نواحی را به بی دینی ستوده اند.

حمد الله مستوفی نیز در اواخر دوره مغول درباره گیلان و دیلمان و تالشان می نویسد: چون کوهی اند از مذهب فراغتی دارند اما به قوم شیعه و بواطنه نزدیک ترند.

ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ گیلان خود نشان داده است که گیلانیان در قرنهای نهم و دهم هجری نیز به بدی در دینداری معروف بوده اند و پای بندی به شریعت و مذهب نداشته اند.

در سال 800 هجری قمری مردی به نام محمود پسیخانی آیینی را عرضه می کند که پسیخانیه یا نقطویه نام گرفت. این آیین بسیار سریع در گیلان رواج یافت و تا قرن یازدهم هجری نیز در گیلان نفوذ داشت و بعد از آن کم کم رخت بر بست. اما این آیین چه بود؟ آیینی که به خدا، روز جزا، بهشت و دوزخ اعتقادی نداشت و مبتنی بر انسان خدایی بود و چنین می گفت: اگر انسان قبول کند که تکیه گاهی غیر از نیروهای خود ندارد، کاربرد صحیح آن را در برخورد با طبیعت و مشکلات خواهد آموخت و بی آن که چشم به آسمانها داشته باشد در برخورد با واقعیتهای دشوار با اندیشه و عملی زمینی روبرو می شود.

و اعتقادی داشتند این چنین: از خویشتن یاری بجوی زیرا که غیر از تو هیچ خدایی نیست.

از این آیین و نحوه گسترش آن در گیلان در می یابیم که مردم گیلان دینداران خوبی در آن دوره نبوده اند.

اما بعد از ماجرای پسیخانیان، ماجرای بابیان رخ می دهد و آنان نیز طرفداران بسیاری در گیلان می یابند. بابیه که می گفت نه محمد (ص) آخرین پیامبر است و نه قرآن آخرین کتاب آسمانیست. این دایره تسلسل همچنان ادامه خواهد داشت و هر چند وقت یک بار پیامبری بر خواهد خواست. گیلانیان که این آیین را پذیرفتند در مقابل سرکوبها و کشتارهای بهاییان( پیروان میرزا حسین علی معروف به بهاءالله که بعد از علی محمد باب گروه کثیری از بابیان را زیر لوای خود در آرود.) همچنان پایدار ماندند تا جایی که امروزه بسیاری در گیلان در خفا این رسم و آیین را قبول دارند.

پس از ماجرای باب و کشتار بهاییان و اختفای آنها تقریبأ بی هیچ رقیبی به ضرب و زوری که از دوره صفویه باقی بود حکومت شیعه اثنی عشری رواجی پیدا کرد و در همه جا رسوخ کرد اما باز هم گیلانیان نام نیکی از خود بر جای نگذاشتند چرا که در این باره شیخ جعفر معروف به کاشف الغطاء در مورد ایشان چنین می گوید: ایها الناس، رشت شما مانند بهشت است. چه در بهشت قصور(قصرها) هست و در رشت هم قصور عالیه... و در بهشت حورالعین... و زنان رشت نیز مانند حورالعین باشند... در بهشت غلمان( مروارید یا غلامان{هر دو معنی را می دهد}) باشند هم چنین است در رشت و در بهشت تکلیف از نماز و روزه و سایر عبادات برداشته است و همچنین است در رشت.

از این سخنان می توانیم دریابیم که آن زمان نیز مردم گیلان فراغتی داشتند از دین. چون خبری از رویبندهای زنان در کار نیست خبری از دست و پا گیریهای دین در کار نیست. به طور نمایان مروارید و زیور آلات تزئینی در شهر رشت وجود دارد و برای تزئین استفاده می شود چیزی که اسلام آن را مخالف است و نهی کرده است.

در قرن معاصر نیز، فرهنگ دوستی و هنر پروری و نوخواهی گیلانیان و دلبستگیشان به آزادی و مخالفتشان با مشروعه نمایانگر این قضیه بوده است که ایشان توجه کمی به مسائل شرع و موضوعات دست و پاگیر مذهب داشتند. سعید نفیسی در این مورد می گوید: ای کاش تمام ولایات ایران چون گیلان بود در نو اندیشی و فرهنگ دوستی.

و در پایان این گونه سخن را به انجام برسانم:  شاید این سخن که نیمی از مردم گیلان کمونیست و نیمی دیگر از ایشان بی دینند، اغراق به نظر بیاید اما می توان باور داشت و به صراحت اعلام کرد که ریشه های مذهب در گیلان آنچنان استوار نیست.   



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱ | ٥:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بهتر است قبل از هرگونه صحبتی، ابتدا توضیح دهیم که خانواده روستایی چگونه خانواده ای است و کلیاتی را در این باره ذکر کنیم.

خانواده روستایی نه تنها کانون پرورش کودک است، بلکه در عین حال یک واحد تولید اقتصادی نیز می باشد و اعضای خانواده به منزله کارکنان دستگاه اقتصادی واحدی هستند که با همکاری یکدیگر به کار تولید اشتغال دارند.

حال با این تعریف می پردازیم به مقایسه این دو خانواده؛

در جامعه روستایی ایران اساس خانواده کشاورز بر قدرت پدر استقرار دارد، حال این اساس در خانواده کشاورز گیلانی بر قدرت زن و مرد تقسیم می شود.

این مسئله را می توانیم این گونه توضح دهیم. اساس خانواده روستایی و کشاورزی بر زمینهای کشاورزیست و محصولی که از آن زمینها به دست می آید، پس با نگاهی به چگونگی فعالیت بر روی زمین به این مسئله پی می بریم که اساس خانواده بر چه مبنایی است.

در جامعه روستایی ایران، این مرد خانواده می باشد که بر روی زمین کشاورزی به کار می پردازد اما در جامعه گیلانی زنها به همراه مردها و شاید بیش از آنها به کار بر روی زمین می پردازند.

آقای اسمعیل عجمی تقسیم بندی فعالیتهای خانواده ایرانی را بدین صورت یادداشت نموده اند:

« مردان با شرکت خود در فعالیتهای تولیدی اجتماع، خانوداه را نان می دهند. اغلب پسرها در چرای گوسفندان و دیگر کارهای کشاورزی بویژه درو شرکت می کنند. مردان بیش از شصت سال نیز دست از کار نمی کشند مگر در مواردی که دچار امراض سخت شده باشند.

زنان علاوه بر اداره امور خانه و نگاهداری دامها، در موقع وجین و دراوردن محصول از مزرعه به انبار به مردان کمک می کنند. همینطور در قسمتهایی از ایران که صنایع دستی وجود دارد زنان به این کار نیز می پردازند.»

با استناد به این گفته می بینیم که تفاوتهای چشمگیری بر این دو جامعه حکم فرماست ززیرا در جامعه روستایی گیلان، این زنان  می باشند که به کار کشت می پردازند و به کار« توم بیجار» و « نشا» اشتغال دارند.

مراقبت از مزرعه به عهده مردان می باشد و رسیدگی به مشکلاتی که در طول فصل داشت به وجود می آید با آنهاست.

در مورد وجین کردن، جامعه روستایی گیلان شباهت به جامعه ایرانی دارد، زیرا زنان در این نیز به فعالیت می پردازند، اما در مورد آوردن محصول به انبار می توان گفت در گیلان همچین کاری صورت نمی پذیرد که دلیلش را پایین تر توضیح خواهیم داد.

در گیلان نیز زنان به صنایع دستی می پردازند و از دامها مراقبت می نمایند، اما پا را از این فراتر می نهند و در بازار های محلی به فروش حیوانات خانگی و انواع تخمها( مرغ، اردک، غاز و ...) و دیگر خوراکیها و وسایل و صنایع دستی می پردازند.

از نظر تقسیم بندی کار بر روی زمین کشاورزی که از روی آن می توان به تقسیم بندی خانواده رسید در جامعه روستایی ایران، حتی در خانواده های گشترده که شامل مرد و زن و فرزندان و همسرانشان و اولاد آنها می شود همگی( البته فقط مردها) بر روی یک زمین و مزرعه فعالیت دارند و مشترکأ از ان بهره برداری می کنند. 

اما در جامعه گیلانی، قبل از هر کاری به تقسیم زمین پرداخته و هر یک از اعضا زمین مشخصی را برای کار انتخاب می کند. البته این مورد همگانی نمی باشد زیرا عده ای برای حرمت نهادن به اولیا از تقسیم دست می کشند و برای پدر و مادر کار میکنند و تقسیم بر سر محصول صورت می گیرد که این مسئله هم فقط در مورد پسرانی که با پدر و مادر خود در یک خانه زندگی میکنند صدق می کند وگرنه تقسیم بر زمین صورت می گیرد.

این تقسیم بندی قبل از اصلاحات عرضی نیز فرق می کرد که دلیل آن آب و هوای گیلان می باشد. قبل از اصلاحات عرضی در ایران زمین های کشاورزی را بنه بندی می کردند و کشاورزان بطور جمعی بر روی یک زمین به فعالیت می پرداختند و هر کدام سهم خود را بر مبنای کاری که انجام داده بودند از خان می گرفتند اما در گیلان چه قبل و چه بعد از اصلاحات عرضی زمینها به قطعات کوچکی به نام « بیجار»( شالیزار) تقسیم می شدند و معمولأ یک نفر بر روی یک قطعه زمین کار می کرد و یا چند قطعه زمین به یک نفر می رسید و دیگر اعضای روستا به او کمک می کردند و این کمک دوجانبه بود یعنی این شخص در کارهای کشاورزی به آنها کمک می کرد و هرکس بر طبق زمین زیر کشت خود از خان سهم میگرفت که البته اکثرأ زمینها به طور مساوی تقسیم می شد.

مسئله مهمی که در اینجا وجود دارد این است که شیوه  سنتی ارباب رعیتی که در ایران رایج بود و دراصلاحات عرضی از دور خارج شد در گیلان از زمان انقلاب مشروطه جای خود را به شیوه دیگری از کشاورزی داد. قانون مشروطیت، نظام زمینداری را از پشتوانه حقوقی برخوردار نمود و به همین دلیل در گیلان شاهد خرید زمین های کشاورزی توسط بازرگانان و دیگر عناصر شهری هستیم. این روند رابطه شهر و روستا را در گیلان شدت بخشید و مالکیت اراضی کشاورزی را از انحصار اربابان سنتی خارج کرد. نظام زمینداری فوق نیز در اصلاحات عرضی جای خود را به زمینداران کوچک و محلی(زمین برای کشاورز) داد.

زمینهای کشاورزی که برروی آن کار می کنند در روستاهای ایران عمدتأ خارج از روستا قرار دارند. یعنی روستایی متمرکز که از خانه های اهالی تشکیل می شود، وجود دارد و زمینها در اطراف این تجمع قرار می گیرند. اما این وضعیت در گیلان وجود ندارد چرا که در گیلان هر شخص در زمینهای خود خانه می سازد( قبل از اصلاحات عرضی در زمینهایی که کشاورز بر روی آن کار میکرد خانه ساخته میشد)و روستا به صورت متمرکز وجود ندارد و اشخاص، پراکنده در روستا زندگی میکنند و این مسئله باعث می شود که در زمان برداشت محصول برای حمل محصول به انبار مشکلی پیش نیاید و می توان گفت فعالیتی که در جامعه روستایی ایران برای زن در نظر گرفته شده در جامعه روستایی گیلان مطلقأ وجود خارجی ندارد حتی باری مردها چرا که انبار و مزرعه در کنار یکدیگر قرار دارند.

حال می خواهیم به نقش اعضا در خانوده بپردازیم. در خانواده ایرانی، پدر سالاری در اوج خود نمایان است و این پدر می باشد که تمامی حرفها را می زند و رئیس می باشد و اوست که تمامی تصمیمات را می گیرد و مابقی افراد خانه گوش به فرمان او هستند و از او پیروی می کنند. اما در گیلان این مسئله نمود کمتری به خود می گیرد و هرکدام از اعضای خانواده به بیان عقیده خود می پردازند و زنها در موارد بسیاری تصمیم گیری می نمایندو حق ابراز وجود دارند. این مسئله می توان از آزادیهایی که زنان در گیلان دارند متوجه شد. البته نباید خیال کرد منظور از آزادی اینست که زنان روستاهای گیلان هر رفتاری را می توانند انجام دهند. در هر حال جامعه روستایی و حتی جامعه شهری ایران(منظور فرهنگ حاکم بر تمام نقاط چه گیلان و چه دیگر استانها می باشد) جامعه ای نیمه باز محسوب می شود و عقاید مذهبی و مردسالاری در ان وجود دارد و زنها در زیر سایه مردان قرار دارند. اما آرزادی بیان شده در لباس پوشیدن بانوان گیلانی شاهد این مدعاست. اگر به گیلان سفر کرده باشید و یا در گیلان باشید حتمأ در روستاهای گیلان به دفعات با زنانی که با آستینهای کوتاه و روسریهایی که از پشت بسته شده است برخورد کرده اید. این طرز لباس پوشیدن در سایر نقاط ایران به چشم نمی خورد. این آزادی بسیار بیشتر از این مسئله است، چرا که بانوان گیلانی به راحتی در زمان انجام کار در مزرعه به خواندن آواز می پردازند و حتی در عروسیها درکنار مردان به طور واضح و نمایان به رقص و آواز و و پایکوبی می پردازند.  

و در پایان می توان از مهمترین تفاوتهای دو جامعه نام برد که همانا جمعیت روستاها می باشد. در جامعه ایران به علت نبود آب کافی روستاها دور از هم به وجود می آیند و به همین علت خانه های دور از آبادی یافت نمی شود و روستاها اکثرأ جمعیتی پایدار دارند  اما در گیلان چنین ثباتی وجود ندارد و این بی ثباتی به علت آب و هوا و زمینهای فراوان قابل کشت می باشد. به خواطر همین روستاها در نقاط مختلف و نزدیک بهم تشکیل می شود و جمعیت پراکنده میشوند. و در کل بر طبق قاعده کلی که هر چقدر جمعیت بیشتر باشد رشد جمعیت نیز بیشتر می شود رشد طبیعی جمعیت در گیلان نسبت به رشد طبیعی جمعیت روستایی ایران از سرعت کمتری برخوردار است.

با امید به اینکه توانسته باشم  به صورت کلی، نگاهی بر دو جامعه بیندازم و تفاوتهای کلی دو جامعه را نشان دهم، این گفتار را به پایان می برم. باشد که دیگرانی این مقاله را بخوانند و کاستی هایش را بیابند و یادآور شوند و خود نیز به کوششی در این باره بپردازند و نگاهی بر این مقوله بیفکنند.

 

 

منابع:

ششدانگی؛ پژوهشی در زمینه جامعه شناسی روستایی – اسمعیل عجمی

بنه – جواد صفی نژاد

مبانی جامعه شناسی – منصور وثوقی، علی اکبر نیک خلق

کتاب گیلان- جلد دوم - بخش ششم جمعیت – دکتر حبیب الله زنجانی

کتاب گیلان- جلد سوم- بخش پنجم کشاورزی گیلان – دکتر محمد تقی رهنمایی

کتاب گیلان- جلد سوم- فصل شانزدهم مردم شناسی و فرهنگ عامه – محمد میرشکرایی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱ | ٥:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

مهتا اولین کس از مردمان گیلان بود که با اعراب جنگید و مردآویج اولین کس از مردمان گیلان که اعراب را از ایران بیرون کرد

مهتا

پس از پیدایش اسلام و سقوط ساسانیان که سرتاسر ایران از رود فرات تا رود جیحون از خلیج فارس تا قفقاز و دربند به دست اعراب افتاد. در رشته کوه البرز مردمانی که عمده هایشان را دیلمیان( ساکنین گیلان امروزی که به اشتباه آنها را قسمتهای کوهپایه ای معرفی کرده اند زیرا مردآویج که یکی از بزرگترین دیلمیها بود وقتی در جنگ بود برادرش در حال کشت برنج بود و این در کوهپایه های گیلان امکان ندارد و در جلگه ها انجام می گیرد.) و تپوریان( ساکنین مازندران امروزی)  تشکیل میدادند اعراب را به سرزمین خود راه ندادند و استقلال خود را حفظ کردند. اما تپوریان با آنکه به جهت وسعت و جمعیت از دیلمیان نیرومند تر بودند با اعراب پیمان آشتی بستند و ترک جنگ گفتند اما دیلمیان برخلاف تپوریان در دشمنی با اعراب سخت ایستادگی نمودند و بدین اکتفا نکردند که در کوهستان خود آزاد زندگی کنند بلکه در فرصتهای مناسب بر اعراب تاخته و از کشتار آنها دریغ نداشتند. نخستین جنگ دیلمیان با تازیان به روایت معروف در سال 22 ( روایتهای دیگری نیز هست که سالهای 23،24 و 25 را نیز بیان می کند) هجری بود.

موتا یا مهتا امیر دیلم و گیلان و مرزبان پتشخوارگر که از جانب گیل گیلانشاه( فرزند گیلانشاه بن فیروز از سلسله گاوبارگان یا گابرگان و تختگاهش فومن بود) به این مقام منصوب شده بود به عهد پادشاهی یزدگرد سوم بود که قرارگاهش در دوازده فرسنگی شهر قزوین بود. مهتا پس از جنگ نهاوند که تازیان فتح الفتوحش خوانده اند، سخت متأثر شد و تصمیم گرفت تازیان را از کشور ایران براند. نیت خود را با فرمانده کل سپاه ایران در ری که فرخان زیبندی نام داشت، به میان گذاشت. اسفندیار فرخزاد را که فرمانده کل قوای آذربایجان بود را دعوت به همکاری کرد. آنان متحدأ به فرماندهی مهتا که مقام مرزبانی پتشخوارگر را بدست آورده بود، گردن نهادند و به تمرکز نیروها در حوالی دشتبی(دستبی یا دشتپی) و تقسیم وظایف پرداختند و همگی آماده تعرض به تازیان شدند.

در این هنگام حکمرانی همدان بر عهده نعیم بن مقرن بود و مقرر بود پس از تحکیم موقع خود به سوی ری بتازد. یزدگرد غرب ایران را گذاشته و گذشته بود. نعیم بن مقرن که از گردآمدن قوای ایرانی و اتحاد آنها با امیر دیلم مهتا بیمناک بود، نامه ای به عمر خلیفه دوم نوشت. او با کلیه قوا از همدان بیرون تاخت. مهتا نخستین حمله را به قوای تازیان در دستبی انجام داد. در ناحیه« واجرود» و به روایتی در منطقه «داکان و جرندف» که بین قزوین و همدان واقع است جنگی سخت در گرفت که به قول طبری در سختی و جانکاهی کمتر از جنگ نهاوند نبود. عده کثیری از دو جانب به خاک افتادند که از جمله آنها مهتا فرمانده کل قوای سه گانه و امیر دیلمیان بود که بر سر ایمان خود و میهن پرستی به خاک افتاد تا خاک میهن را به تازیان ندهد.( البته به روایتی دیگر این جنگ را مهتا و یارانش به سود خویش به پایان بردند و تازیان را در محاصره قرار دادند. نعیم بن مقرن با رشوه دادن و خریدن یک قوم کرد نیروهای خود را در یکی از شبها به پشت نیروهای ایرانی رساند و با باز کردن آب سد در سرمای اوایل زمستان موجب کشته شدن مهتا شد.)

کشته شدن مهتا باعث شد که لشکریان فرخان زیبندی به سوی ری و لشکریان اسفندیار فرخزاد به جانب آذربایجان عقب بکشند. جنگجویان دیلم نیز عقب نشینی کرده و در ناحیه ابهررود به تجدید قوا پرداخته و به خاطر میهن و یاد مهتا آماده پیکار شدند و به جنگ پرداختند والبته این نبرد نیز چاره ای درپی نداشت و به پیروزی اعراب منتهی شد. تازیان به فرماندهی عتبة بن قرمد و بشیر بن عبدالله فرصت یافتند به دنبال سپاه اسفندیار به سوی آذربایجان برانند. در این ماجرا اسفندیار به چنگ تازیان افتاد  که از اطلاعاتش در جنگهای بعدی استفاده شد. فرخان نیز با اعراب به کنار آمد. اما دیلمیان به فرمان گیل گیلانشاه  به جنگهای دفاعی و تعرضی ادامه دادند تا وقتی که امیران و شهریارانی چون مردآویج و آل بویه از آنها برخاستند و بر اعراب مستولی شدند و خلیفه وقت را به زیر افکندند و خلیفه ای فرمان بردار را دست نشانده خود کردند.

به گزارش تاریخ نویسان گیلان تنها منطقه ای از ایران بود که تازیان نتوانستند آنرا فتح کنند که سرمشق فداکاریهای دیلمیان همان تعرض و دفاع مهتا بوده است.

نکته: در گیلان بعضی آبادیها یافت میشود که نامشان با واژه «ماتا» شروع میشود، مانند: ماتاخانی(روستایی در بالای قلعه رودخان در ناحیه فومن) که معنی آن چشمه ماتا یا قصبه ماتا است. خانی و خونی به گویش تالشی چشمه را گویند و معنی دیگر خانی در گذشته عبارت بود از: ناحیه ای که دارای  هزار خانوار سکنه باشد. به نظر میرسد نام حقیقی امیر آن روزگار گیلان « مهتا »بوده به معنی بزگترین فرد، تای بزرگ، فرد بزرگ، واحد بزرگ و عرب آن را موتا دانسته و در اشعار و روایات یا تاریخ به همان صورت موتا ضبط شده است که این گونه تصرف و تحریف در کلمات و نامهای دیگر در گیلان یا نقاط دیگر ایران دیده میشود.

به هر حال مهتا یا ماتا یا موتا یادش گرامی باد زیرا او اولین کسی بود که بر علیه تازیان برخواست اما آن گونه که باید نامش ارج گذاشته نشد. باشد که نامش بر سر زبانها بیفتد و یادش گرامی باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٠ | ٥:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم

قانون ارتباطی 1: به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.

 

قانون ارتباطی 2: تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: «هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی» واژه‌های «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

منصفانه قضاوت می‌کنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد

.قانون ارتباطی 3: رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی به من هم  فرصت صحبت کردن بدهید

قانون ارتباطی 4: حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بی‌وایل»، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است

قانون ارتباطی 5: از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

«تو می‌خواستی مرا مجازات کنی»

«تو دوستان مرا نمی‌پسندی»

«تو از مسئولیت فرار می‌کنی»

«می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»

عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.

قانون ارتباطی۶: به یک موضوع بپردازید متخصصین آموزش مهارت‌های کلامی به این قانون بهای فراوان می‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاری به اندازه کافی دشوار هست که به آن رسیدگی کنیم در این شرایط نباید با طرح مسائل مربوط به گذشته‌های دور بر حساسیت‌ها بیفزائیم.

قانون ارتباطی ۷: رنجش‌های کهنه را از نو زنده نکنید. مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازه کافی در مورد آن مشاجره داشته‌اید را مجددا مطرح نکنید. رجوع به گذشته برای یافتن شاهد همیشه در زندگی‌های مشترک ایجاد اشکال نموده است و باعث تیرگی روابط می‌گردد.

قانون ارتباطی ۸: از موضوع خارج نشوید. سعی کنید به هنگام به وجود آمدن مشکل به طرح اصل مسئله بپردازید و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای خودداری فرمائید، وقتی با همسرتان درباره ی موضوعات بی‌تناسب و بی‌مورد بحث می‌کنید، بدانید که از موضوع اصلی منحرف شده‌اید و از یکدیگر دلخور و ناراحت هستید. در چنین شرایطی بهتر است در حال آرامش قرار بگیرید و کاملا آرام مشکل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت کردن صادقانه وی را به حل مشکل دعوت نمایید

قانون ارتباطی ۹: از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداری نمائید. هر وقت که ناسزا می‌گویید از منطق فاصله می‌گیرید. درست‌اندیشی حتی در شرایط عادی هم ‌دشوار است و زمانی که شما حتی احساساتتان را نتوانید کنترل کنید بر مشکلات خود می‌افزایید

قانون ارتباطی ۱۰: از طرح شکایات انباشته شده خودداری کنید. همه ما شکایات را روی هم انباشته می‌کنیم، هر چند ممکن است به ظاهر از آن مطلع نباشیم، اما از ما می‌خواهند که مودب باشیم، احترام بگذاریم و ملاحظه دیگران را بکنیم.

قانون ارتباطی ۱۱: در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ی دیگران را کردن قانون بعدی است که متخصصین آموزش‌های ارتباطی اغلب آن را متذکر می‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعایت دیگران را کردن، سرکوب و فرونشانی شکایات است و سرکوب شکایات نیز به معنای انباشت کردن آنها است تا روزی که از خشم همه آنها را یک‌جا بیرون نریزیم. لذا پیشنهاد می‌کنیم به جای اینکه شکایت انباشته شده خود را یکجا تخلیه کنید از این شکایات به عنوان یک راهنما برای حل گرفتاری‌هایتان استفاده کنیدارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعیت است. شخص در پی این ارتباط اجتماعی احساس عزت نفس می‌کند و با دیگران و با موقعیت‌های استرس‌زا راحت تر کنار می‌آید. در این ارتباط قاطعیت مطرح است و معنا و مفهومش این است که به انتخاب خود آزادانه حرف‌ می‌زنید، ولی ارتباط غیر موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افکار، حمله، کاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهای اجتماعیشان ممکن است چند جور واکنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهی واکنش‌ها پرخاشگرانه است، این طرز برخورد به این معناست که «من مهم هستم ولی تو مهم نیستی» گاهی واکنش‌ها انفعالی است، این طرز برخورد به این معناست که «تو مهم هستی ولی من مهم نیستم» چنانچه واکنش قاطعانه باشد به هر دو توجه می‌شود، آشکارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستی

ارتباط موثر، یعنی آنچه را که می‌خواهید و نمی‌خواهید مطرح سازید تعریف و تحسین‌ها را بپذیرید و بدانید چه موقع آری و چه موقع نه بگویید، ارتباط موثر، یعنی احساسات خود را به تناسب مطرح کنید. به راه حل پیروزی طرفین بیندیشید، حرف خود را بزنید، مشخص باشید، خواسته‌های خود را بشناسید. نباید انتظار داشته باشید که دیگران نیازها و خواسته‌های شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشید

برخورد همدلانه می‌تواند اضطراب و افسردگی را تخفیف دهد و مهارت‌های ارتباطی را بهبود بخشد. با خود مهربان باشید تنها در این صورت می‌توانید به دیگران محبت کنید. متخصصین مهارت‌های ارتباطی معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوینده و شنونده باید اصولی را رعایت کنند.

 

 

منبع اصلی : برگرفته از کتاب روان شناسی ازدواج



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٦ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات