نوشته شده توسط : مهدی پور


نصیرمحله منطقه ای جلگه ای ,با طول جغرافیایی 49دقیقه و 20 ثانیه و عرض جغرافیایی 49 دقیقه و 7 ثانیه در جنوب غرب شفت واقع است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب شرقی آن میگذرد . کوه خیر سنگ در 2 کیلو متری جنوب غربی و نساء کوه در یک کیلو متری شمال آن واقع است . زبان مردم آن تالشی است . از محصولات آن برنج، ابریشم ، چای ،لبنیات و عسل است .

مالیات نصیرمحله در سال 1330 هجری 1518/32 قران بوده و در نیم فرسنگی امامزاده اسحاق (ع) واقع است . می گویند بانی این روستا نصیر خان بوده است . نصیر خان از حکمرانان منطقه در اواخر قرن سیزدهم هجری بود که خود سرانجام به عللی این روستا را ترک کرد .

نصیرمحله در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی واقع است و حدود 8 کیلومتر با شهرستان شفت فاصله دارد . از این روستا جاده ای آسفالته به طرف دژ قلعه رودخان کشیده شده است .

نصیرمحله مرکز دوخت البسه پشمی در گذشته شفت بود . وجه تسمیه ی این روستا بر گرفته از نام شخصی است که آن را ساخته است و اهالی خود را در همین محل اسکان داده بود .

نصیرمحله در گذشته مرکز یکی از دهستانهای تابع شفت بود . این محل 500هکتار برنج زار ،20 هکتار باغ چای ، و 15 هکتار توتستان دارد . سرشماری 1385 ، 803 خانوار با 3234 نفر جمعیت دارد که 2309 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

نصیرمحله دفتر مخابرات ،پست بانک ،خانه بهداشت ، به ورز ، مسجد ،شورای اسلامی روستا ، شرکت تعاونی روستا ، برق ، گاز ، آب لوله کشی ، دبستان ، مدرسه راهنمایی و دبیرستان شبانه روزی  دارد .

از محلات آن میتوان آهنکل ، بالا چلافت ، پایین چلافت ، چوکا و شاهرز را نام برد . در این روستا روزهای چهارشنبه بازار هفتگی است . نصیر محله در سال 1135 ، 1070نفر جمعیت داشت .

یکی از مساجد قدیمی این منطقه مسجد امام حسن مجتبی (ع) است که در سال 1290 شمسی ساخته شده که بیش از یک قرن قدمت دارد .

از جاذبه های دیدنی آن میتوان با استخر زیبای آن  نام برد که در ورودی آن قرار دارد و زیبایی منحصر به فردی دارد .

منبع : کتاب تاریخچه شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد




:: برچسب‌ها: درباره نصیرمحله, عکس نصیرمحله, عکسهایی از نصیرمحله
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند

سبحان، کوثر

قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم

مبارک باد




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/۳۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

از معروفترین  آهنگران منطقه شفت استاد  عباد با کوره آهنگری در سمت خروجی نصیرمحله به شا لماء بود مرحوم استاد عباد با اندامی کوچک اما بسیار پخته و آبدیده درکنار کوره آتشین و سندان آهنینش دائم در حال شکل دادن  به فلزات برای ساخت ادوات کشاورزی از جمله در فصل بهار بود.

کمتر کسی است که به نصیرمحله رفته باشد اما صدای چکش وی بر روی آهن گداخته اول باصدای بم وبعد با سرد شدن آهن با صدای بلند وبا تکرار آن توسط شاگردش را نشنیده باشد .

این صنعت گر علاوه بر تولید ابزار آلاتی  چون  خلیک ،  بیل ، فوکا (کاشته کر) کلنگ ، داره، داس  ،تبر ، قندشکن ، ساطور (تاره کو) چکش، دیلم،  کارد ، سلینگه (سه پایه)  گازانبور ، میخ های بزرگ  و گیره و قلاب و غیره هم باعث رفت وآمد بیشتر روستاهای اطراف به آنجا برای رونق بازار می شد و هم کار کشاورزان منطقه را پیش می برد .

اگر الان هم این صنعت در نصیرمحله بود  چهارشنبه بازارش را دو چندان  می ساخت واما درس گرفتن از آن  می توان به کسب روزی حلال با کار سخت وهموار کردن مشکلات زندگی با مقاومت و سختکوشی وراست نمودن وشکل  دادن کجی های روزگار در مسیر زندگی است
روحش شاد
سردار جمالی پور لپوندانی از مشهد مقدس




:: برچسب‌ها: درباره نصیرمحله, صنایع دستی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ییلاق تولاب بره (تولاوی بَره)

این ییلاق معروف از مسیر سلانسر رستم آباد با ماشین قابل دسترسی است. از آنجا بهاکثر ییلاقات شفت راه دارد. تولاب بره از امامزاده ابراهیم و ونی هم قابل دسترسی است. ارتفاع آن 2030 متر می باشد.

ییلاق پشَ رو

این ییلاق زیبا در دل دره ای در دامنه جنوب غربی قله نراب قرار دارد. بهترین راه دسترسی از مسیر خرمکش- آوینه ربار-النز - پش رو می باشد. اگر دنبال مسیرکوتاه تری می باشید می توانید با ماشین به تولاب بره رفته و به پش رو بروید.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: ییلاقات شفت, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

صابون چوناقی، به صابونی گفته میشود که از تفاله روغن زیتون تهیه می گردد ودر گیلان مصرف زیاد دارد .

منطقه حلب در سوریه پیشگام ساخت این نوع صابون است. مردمان رودبار پیش از صفویان در ناحیه حلب می زیستند و با کوچشان به رودبار،زیتون و ساخت صابون زیتون را به ارمغان آوردند.

صابون زیتون به سه رنگ در بازار وجود دارد: سبز پر رنگ، سبز کمرنگ و سفید. بهترین نوع آن سفید است که قیمت گران تری نیز در بازار دارد. درصد روغن موجود در این صابون از دیگر صابون ها بیشتر است. اما متاسفانه،اکثر تولید کنندگان برای کاهش قیمت تولید در آن از چربی های مضر حیوانات استفاده می کنند.

تنها کارگاه تولید صابون زیتون در رودبار به نام( حاج محمد توکلی و پسران) می باشدو منطقه ی (پایین بازار) قرار دارد .

صابون چوناقی ، سوغاتی درون فامیلی و درون قومی است . البته با ورود انواع صابون های روز و تجاری ( که مرتب تبلیغ می شود ) و انواع شامپو ، استفاده از آن بیشتر نزد کسانی معمول است که قبلاً از آن استفاده نموده و به آن عادت کرده اند ...


گردآورنده افسانه امانی




:: برچسب‌ها: محصولات گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

1 -مسیر های دسترسی شهرستان شفت - شهر احمد سر گوراب - دهستان نصیر محله به طرف جاده فومن کیلومتر 3 بهد از پل شصت متری

2 - شهرستان فومن - دهستان گوراب پس - سه راه خسرو آباد به طرف نصیرمحله کیلومتر 2 روستای خسروآبادسمت راست به طرف روستای چلافت

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: روستای خسروآباد فومن, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

هر کس به تناسب زمین زراعی خود مقداری جو آماده می کند و به اصطلاح ما جو به آب می اندازد . برای این کار ظروفی را آماده و جوها « شلتوک » را داخل آن می ریزند وداخل ظروف جو آب میریزند به طوری که آب از ظروف لبریز نشود و جوهایی را که سر آب آمدند که نشانه تو خالی بودن جو « شلتوک » است را از داخل ظرف خارج می کنند .

بعد از این جو یک الی دو روز در آب خیس می خورد جوها « شلتوک » را از ظرف خارج می کنند و آن را داخل زنبیل یا گونی هایی که آب می تواند از آن گذر کند می ریزند و روزی دو بار روی آن گونی ها که داخل آن جو است آب می ریزند . آبی را که می ریزند باید" ولرم" باشد که معمولاً آب را با هیزم در حیاط جوش می آورند و با آن آب سرد را ولرم میکنند تا کار جوانه زنی جو « شلتوک » سریعتر انجام شود .

به تناسب جو « شلتوک » 4 الی 5 روز طول می کشد تا جوانه بزند آن را داخل زنبیل با سینی می ریزند به طوری که جوانه های جو که سفید رنگ هستند نشکند . بعد از آماده کردن خزانه جو جوانه زده برای نشاندن آماده است .
وقتی چند خزانه به شکل مستطیل آماده شد داخل آن شده و شروع به خرد کردن گل های شخم زده داخل خزانه به وسیله پاها می کنند . بعد گیاهی را به نام "شوند" را داخل آن می ریزند . این کارها به علت آن است که این گیاه خاصیتی دارد که باعث کشته شدن حشرات در خزانه می شود. (امروزه استفاده از گیاه شوند بسیار کم شده و به جای آن از سموم و تقویت کننده ها استفاده می شود) .
داخل خزانه را با دست مسطح می کنند که در اصطلاح محلی به این کار" دَسانان" می گویند . بعد داخل خزانه را با آب پر کرده و بعد از نشست گل و لای جو جوانه زده را با دست به صورت افشاندن به داخل خزانه « تُم بیجار » میریزند .فردای آن روز آب خزانه را خالی کرده و بعد از دو روز به آن "سوته" اضافه می شود.
« سوته یعنی کاه را آتش میزدن و بعد آن را با دست به شکل پودر در می آوردن (حال ممکن بود ازکاه اتش زده شده در چهارشنبه سوری استفاده شود که شگون هم داشت ) » ریختن سوته به جو جوانه زده داخل خزانه به این علت است که کاه آتش زده یا همان سوته سیاه رنگ است و با ریختن آن بر روی خزانه باعث جذب نور خورشید شده و باعث رشد سریعتر آن می شود که البته این کار روبه حذف شدن است و به جای آن از روش گلخانه ای استفاده می شود.
وقتی زمین شالیزار اماده نشا شد بانوان زحمت کش شروع به نشا کردن مینمایند..

گردآورنده افسانه امانی




:: برچسب‌ها: رسوم گیلانی, کشاورزی در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ایتا پیرا وپرسم فصل غوره

بگو رسم عزیز بوستن چه جوره

بورد خو سرا می گوش نزدیک

بگوفته هر کی دوره چشم نوره

ترجمه:

در فصل غوره از پیرمردی پرسیدم

که به من بگو رسم عزیز بودن چه طوری هست؟

سرش را به نزدیکی گوشم آورد و گفت

هر کس که دور باشه نور چشم هست

*********

هوا آرام نیگیفته گرگ و میشه

زنه وارش خو انگوشتا به شیشه

خانه کوچه مین اَ شعرا شبگرد

جوانی هفته پیری همیشه

ترجمه:

هوا گرگ و میش هست و هنوز آرام نگرفته است

باران سر انگشتانش را به شیشه می زند

شبگرد در کوچه این شعر را می خواند

جوانی هفته هست ولی پیر همیشگی

*************

کولی ره آبان سر دام خوفته

هیزار کس قبر جیر ناکام خوفته

چره وستی ببه می سوفره رنگین

تا می همسایه زای بی شام خوفته

ترجمه:

برای ماهی کولی در آب ها دام خوابیده است

هزاران نفر در زیر قبر ناکام خوابیده اند

چرا باید سفره من رنگین باشه

در حالی که همسایه من بدون شام خوابیده است

**********

پاییز بولبولی بشکفته بالی

درخته خوشکا بوسته ولگ و خالی

ایه هرکی تی ور، نالا گیری سر

مگر تو روضه خانه پشم و چالی؟

ترجمه:

بلبل پاییزی هستی و بالت شکسته است

یک درخت شاخ و برگ خشک شده هستی

هر کس که پیش تو می آید ناله را از سر می گیری

مگر تو روضه خان پشم وچال هستی؟

**********

پسر دختر نیبه با دوعا دانه

تی مو راتا نیبه با آب و شانه

سرا دن می دیل صارا پسندا

سک گله نشا دشتن بخانه

ترجمه:

با دعا پسر به دختر تبدیل نمی شه

موی مجعد تو با آب و شانه صاف نمی شه

دل صحراپسند مرا راهی کن

که سگ گله را نمی توان در خانه نگه داشت




:: برچسب‌ها: اشعار گیلکی شیون فومنی, دوبیتی های گیلکی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

آیا می دانید چرا گاهی به هم می رسیم می گوییم ۱۲۰ سال زنده باشی و این اصطلاح یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم ۱۵۰ یا ۱۰۰ سال یا......

در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می‌کردند که به جای اینکه هر ۴ سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند هر سال را بصورت ۳۶۵ روز محاسبه می‌کردند و پس از ۱۲۰ سال ۳۶۵ روزه یک ماه به آن سال اضافه می‌کردند. یعنی ۳۰ روز کبیسه در یک ماه جمع می‌شد و پس از۱۲۰ سال یکجا استفاده می شد!(البته تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است)بدین ترتیب هر ۱۲۰ سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند(و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند ۱۲۰ سال زنده باشی




:: برچسب‌ها: دانستنیها, دانستنیهای جالب از گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢٢ | نظرات ()


 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.