نوشته شده توسط : مهدی پور

لدوبه یکی از تصنیفهای شناخته شده تالشی است که مایه رزمی دارد مردم در باره این تصنیف داستانی تعریف می کنند

به این شرح:

در زمانهای قدیم دو برادر بنامهای لدو و محمود زندگی میـکردند و خواهری داشـتند که در شجـاعت و هـنر

و زیبایی شهره زمان بود. لدو و محمود در پهلوانی و جوانمردی همتایی نداشتند و با این احوال خیلی سر به زیر و ساده مانند دیگر مردم زحمتکش تالش با اشتغال به کار دامـداری روزگار می گذراندند . یـک روز هنگامی که لدو و محمود هریک رفته بودند گـروهی راهزن به روایتی شاهسونها – از نواحی خلـخال به ییلاقات تالش هجوم برده و خواهر آن دو جوان پهلوان را در داخـل خانه چوبی حبـس می نمایند و تمــام اسـباب زندگی و دامهای آنان را به غـارت مـی بـرند . خواهر کـه می بیند کـاری از او ســاخته نیسـت و نمی تواند کسی را با خبر سازد نی هفت بند خود را بر می دارد و شروع می کند به نـواختن آهنـگی کــه امروزه به لدوبه شهرت دارد . می گـوید لدو و محمـود از فاصـله بسیار دور صدای نی خواهر را می شـنوند و متوجه مـی شوند که باید اتفاقی رخ داده باشد. از این رو با شتاب خـود را به خانه مـی رسانند و خواهر خود را آزاد کرده و آنگاه به دنبال دزدها می روندو اموال خود را از آنها می گیرند.

منبع :http://www.talesh45.blogfa.com




:: برچسب‌ها: داستان های گیلانی, افسانه های گیلانی, افسانه لدو به
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.