نوشته شده توسط : مهدی پور


میرزا حسین کسمایی ، شاعر ، روزنامه نگار ، نویسنده و نقاش گیلانی به سال 1244 شمسی در شهر رشت متولد شد.
کسمایی در مدرسه جامع رشت به فراگرفتن عربی و ادبیات فارسی پرداخت و در همین ایام نیز نزد مسیو ژان فرانسوی ، زبان فرانسه را آموخت . سپس برای تکمیل تحصیلات عازم عراق شد و پس از 2 سال به گیلان بازگشت .در همین ایام بود که زمزمه های مشروطه خواهی شنیده می شد . شیخ حسین نیز که به افکار آزادی خواهانه علاقمند شده بود ، رهبری مذهبی را کنار گذاشت و به مشروطه خواهان پیوست و از راه دیگری به رهبری و ارشاد مردم پرداخت .
شوق به تکمیل تحصیل و آگاه شدن از علوم و هنر جدید میرزا حسین خان را اغلب به مطالعه در کشورهای بیگانه و شناخت پدیده های علمی در جهان غرب سوق داد ، بازارچه سبزه میدان رشت را فروخت و به پطروگراد ، تفلیس و مسکو سفر کرد بعد از یک سال به رشت بازگشت و بی درنگ عضو کمیته « ستاره » شد .

در قیام محرم 1327 هـ . ق مجاهدین گیلان علیه حکومت وقت ، فرماندهی گروهی از مجاهدین مأمور تسخیر دارالمحکوم را بر عهده گرفت . تسخیر گیلان مقدمه سقوط تهران و فتح ایران بود . مجاهدین بعد از پیروزی ، کمیسیون عالی را که در واقع جایگزین مجلس مقننه و نهادی کاملاً انقلابی بود به وجود آوردند و او را نامزد عضویت در کمیسیون کردند که به اتفاق آراء انتخاب شد . روسهای تزاری که تحمل استمرار مشروطه را در ایران نداشتند ، آزادی خواهان را تحت فشار قرار دادند که کسمائی ناچار به مهاجرت تن در داد و به فرانسه رفت .

حسین خان کسمایی همراه یاران مشروطه گیلان در منزل کریم خان رشتی کسمایی در مبارزه علیه استبداد و روشنگری نقش آفرین بود . سالها با مجاهدین همراهی کرد و پس از قیام نهضت جنگل به میرزا کوچک خان جنگلی پیوست و اداره روزنامه جنگل را با سرمقاله های آتشین خود بر عهده گرفت ؛ اما این همگامی مدت زیادی طول نکشید. میان او و جمعی از سران جنگل اختلاف افتاد. کسمایی از میرزا کوچک خان اجازه گرفت و جنگل را ترک کرد و راهی تهران گردید. در آنجا روزنامه وقت را تأسیس کرد و مستقلاً به مبارزات آزادی خواهانه ادامه داد . بعد از انتشار 66 شماره تصمیم گرفت روزنامه را از تهران به رشت منتقل کند و برای انجام این مقصود به زادگاهش برگشت. کسمایی در ادبیات فارسی و عربی صاحب نظر و ناطقی زبردست بود. در نقاشی ، سیاه قلم ، خط نسخ و نستعلیق و شکسته نیز مهارت داشت. از جوانی به سرودن شعر پرداخت که بیشتر آنها به زبان گیلکی بود. از این رو او را باید از پیشروان شعر گیلکی دانست که عاشقانه در رواج زبان بومی گام برمی داشت ؛ اما متأسفانه جز تعداد اندکی از اشعار گیلکی او که در مجله فروغ به چاپ رسیده چیزی به یادگار نمانده است . در اشعارش روح وطن دوستی و آزادی خواهی موج می زد که سالها مورد تقلید شاعران دیگر قرار گرفت .
میرزا حسین خان کسمایی که در اواخر عمر از سیاست کناره گرفته بود در سال 1299 خورشیدی به علت بیماری کلیه درگذشت و در جوار بقعه سلیمان داراب به خاک سپرده شد. شعر زیر نمونه ای از اشعار گیلکی وی است:

جه اراشیم ، فاگیریم ، قزوین و تهرانا عمو

جه اوراشیم ، فوخوسیم ، ملکه خوراسانا عمو

همه را یا نیشانیم ، پاکار ، ئی جا ، رادار ئی جا

به فغان آوه ریمی جمله یه افغانا عمو

نه ، پونا واخالیمی ، نه شهره ناکپورا پسر

الله آباد دکن ، دارنی و مولتانا عمو

نه سومنات و کجرات و نه رامپو را داداش

نه شکار پور و نه بامپور و نه سیلانا عمو

نه من و مدرس و دهلی و اخالیم ، نه بمبئی

نه بنارس ، نه مجهلی و نه گوکانا عمو

جه باکو شیم تی فی لیس ، جه تی فی لیس تاکوتائیس

جه کوتائیس به باطوم ، دس به گریبانا عمو

براره گفتنی ره ، جومله یه قفقاز می شینه

وا ، اجور پیلا کونم ، جومله یه ئیرانا عمو

ا ، بجا را نادینی ، می ئیله جا را فانده ری

من حوسین کاشی یم و رشت می کاشانه عمو

از کوله ماسوله تا پسخانه پل ، ماله اماست

یده بیضا می دسه ، چوماق می ثعبانه عمو

حاجی هاروته فسون سازم و فومن ، بابل

هر کی ، هر چی بوگویه ، در خطه بوطلانه عمو

ا فتربندا دینی ، باستیله پاریسا بیدین

خد من یوسفی و ، اون چایه زندانه عمو

آسیابم من و گیلانا همه خورداکونم

اون کی می گاز دی نی شه ، میرزا کوچیک خانه عمو

منبع :گیل یاوران




:: برچسب‌ها: در مورد میرزا کوچک خان, نهضت جنگل
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۳/٢٩ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.