نوشته شده توسط : مهدی پور

 

 


این روستا تا سال 1339جزو دهستان شفت و سپس تابع دهستان احمد سرگوراب شد و در 3 کیلومتری جنوب غربی شفت واقع گردیده است.دارای طول جغرافیایی 49دقیقه و 23ثانیه و عرض جغرافیایی 37دقیقه و 8 ثانیه می باشد.

بداو در سال های 1328دارای فراورده هایی چون : برنج ، ابریشم ،چای،لبنیات ،عسل و شال بوده است. گویش مردم آن گیلگی است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب آن می گذرد . زیارتگاه آغا دختر در این روستاست . مولف کتاب دارالمرز می نویسد : بداب در سال 1330هجری 1907/80قران مالیات می داده است . پشت سرا هم جزیی از بداو بود . بداب در سال 1004هجری قمری محل نزاح بین علی خان فومنی فرمانده بیه پس گیلان با میر حاتم شفتی سپه سالار شفت بود .

دکتر منوچهر ستوده در جلد اول کتاب از آستارا تا استرآباد مینویسد :نام این روستا بداو   است .

عبدالفتاح فومنی وقایع نویس قرن دهم و یازدهم هجری می نویسد : قلعه ی شاه بقال در بداو است . و شاه بقال مردی سر شناس بود که در خدمت علی بیک سلطان ، وزیر بیه پس بود . معلوم نیست که این قلعه را او ساخته و یا این یک قلعه قدیمی بوده که او به نام خود کرده است .

دکتر ستوده می نویسد : تپه ای که آثار این قلعه بر آن است امروز به نام شاه خال معروف است و کنار آن نهری به همین نام است که از شرق بداو می گذرد .درختان قطور آزار و کیش این محل را فرا گرفته است و آثار آنرا کم وبیش محو کرده است .

وجه تسمیه ی آن به دلیل اتصال دو رودخانه در این محل و طغیان و یا کم آبی آنکه ضررهایی فراوانی به مردم رسانده است و از این رو به آن بداو و یا بد آب  می گویند .

در سال 1379 ، 318 هکتار برنج زار ، 11هکتار باغ چای ، و 5 هکتار باغ توت دارد. بر اساس سال 1385 این روستا 219 خانوار با جمعیت 810 نفر دارد که 511 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

این روستا ، دبستان ، مسجد ، شورای اسلامی روستا ، برق ، تلفن ، خانه بهداشت ، و بهورز دارد .

بداب در سال 1335، 899 نفر جمعیت داشت .مرحوم سید محمد واحدی که اولین دفتر ازدواج را در سال 1305در شفت دایر کرده از اهالی بداب است .

 منبع : کتاب تاریخ شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

 


...




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان, معرفی روستاهای شهرستان شفت, روستای بداب ( بداو )
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۳/۱۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.