نوشته شده توسط : مهدی پور

سیروس گرجستانی بازیگر توانایی است که در سال‌های اخیر در نقش‌های طنز توانست به خوبی با بینندگان تلویزیون ارتباط برقرار کند.
وی اصلیت گیلانی دارد و در سال 1323 در شهر بندرانزلی به دنیا آمد.

اول دبستانش را در رشت گذراند 8، 9 ساله بود که به همراه خانواده به تهران کوچ کردند و در محله ناصر خسرو و کوچه مروی رشد و نمو کرد، او هنوز هم که در دهه شصت زندگی‌اش است، دلش برای شمال کشور تنگ می‌شود، می‌گوید: (اگر هنرپیشه نبودم، قطعا حالا در شمال زندگی می‌کردم، صفا و پاکی که در آنجا وجود دارد مثال‌زدنی است.)


از زمان کودکی‌اش خاطرات بسیار زیادی دارد، (در آن زمان ویترین مغازه‌های لاله‌زار بسیار دیدنی بود، بنابراین همیشه به پدر اصرار می‌کردم که فرصت بیشتری برای دیدن مغازه‌ها به من بدهد، یادم می‌آید یک کلاه‌فروشی بود که کلاه‌های خیلی شیکی داشت، برای مثال کلاه‌فروشی (محمدزاده) را کاملا به یاد دارم، داخل مغازه یک پیرمرد خوش‌پوشی بود که که پشت میز می‌نشست که مرا مجذوب خود می‌کرد.)

سیروس گرجستانی 25 ساله بود که به سال 1348 وارد اداره تئاتر شد و سپس نخستین تئاترش را در (سنگلج) بازی کرد. (آن زمان این تئاتر متعلق به حرفه‌ای‌ها بود، پس از دو سال که وارد اداره شدم، نخستین نمایشنامه‌ای که کار کردم (سنگ و سورنا) نام داشت که توسط همسر عباس جوانمرد کارگردانی می‌شد.)

گرجستانی اعتقاد دارد که در همه‌ حال باید به بزرگ‌تر خود احترام گذاشت، (یک جوان تازه وارد اگر احترام به پیشکسوت را فراموش کند، بد است، من زمانی که سال 48 وارد اداره تئاتر شدم، یک جوان کم سن و سال بودم، اما وقتی نزد پیشکسوتانی مانند استاد انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی و... می‌رفتم، همیشه اصول را رعایت می‌کردیم. احترام به بزرگ‌تر و استاد یک (فرهنگ) است و نباید بر اثر گذر زمان به فراموشی سپرده شود، متاسفانه هستند در بین ما عده‌ای از هنرپیشگان که به معروفیت رسیده‌اند و یک سری از مسائل مهم را فراموش کرده‌اند

منبع : رشت پیک




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.