نوشته شده توسط : مهدی پور

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که سر کار به هر دلیلی از لحاظ روانی دچار عصبانیت شده باشیم. حتی ممکن است گاهی اوقات خواسته یا ناخواسته این آشفتگی در نوع صحبت یا لحن ما با رئیس یا همکاران مان نمایان باشد. چیزی که شما می گویید، تصویری از شما در ذهن اطرافیان درست می کند که ممکن است تا سال ها از شما باقی بماند.

بعضی اوقات ممکن است به رئیس تان چیزی بگویید و بعد از خجالت سرخ و سفید شوید ولی این تنها یکی از عواقب آن حرف بی جا است. ممکن است حتی آینده شغلی و پیشرفت تان را با گفتن بعضی از حرف ها به خطر بیندازید و این تنها به خاطر تصویری است که از شما در ذهن رئیس تان نقش می بندد. ممکن است رئیس تان حرف بی جای شما را عینا به خاطر نداشته باشد ولی قطعا احساسی که آن لحظه به خاطر حرف شما پیدا کرده، هنوز با اوست!

● اصلا چرا باید این کار را انجام داد؟ این واقعا احمقانه است!

هرگز این جمله را به رئیس تان نگویید. این جمله اقتدار او و قدرت قضاوت او را درمورد درست بودن یک کار زیرسوال می برد. این باعث تحقیر رئیس تان و کل مجموعه ای می شود که در آن مشغول فعالیت هستید. با گفتن این جمله شما به طور واضح شایستگی رئیس تان را به چالش می کشید و این حرکتی عاقلانه نیست.

● در شرح وظایف من نیست

این روزها کارفرمایان دوست دارند افرادی را استخدام کنند که به اصطلاح «همه کاره»اند. یعنی علاوه بر وظایف «رسمی»شان، کارهای دیگر را هم در «راستای» شغل شان انجام دهند. بیشتر راغبند با کسانی که کمتر گله و شکایت دارند همکاری کنند. اگر رئیس تان احساس کند شما به اندازه کافی مشتاق نیستید یا شایستگی انجام کاری که به شما محول شده، ندارید، ممکن است تصویر یک فرد ضعیف در ذهنش نقش ببندد.

● تقصیر من نیست

اینکه واقعا تقصیر چه کسی است برای رئیس شما اصلا مهم نیست. برای او بیشتر برطرف شدن مشکل مهم است وقتی شما می گویید «تقصیر من نیست» درواعق اینطور به نظر می رسد که شما هیچ میلی بریا رفع آن مشکل ندارید و یا حتی بدتر: قصد دارید خطای خودتان را با گرفتن انگشت اتهام به سمت کسی دیگر، لاپوشانی کنید. این رفتار به رئیس شما نشان می دهد که نه تنها نمی توان درمورد یک مسئله به شما اتکا کرد بلکه شما فردی قابل اعتماد هم نیستید.

● مشکل من نیست


اگر رئیس تان بگوید، آنوقت مشکل شما هم هست. علاوه بر این، مشکلی که در سر کار وجود دارد، مشکل همه است. گفتن این جمله نشان می دهد که اولا این مشکل اصلا برای شما مهم نیست ثانیا شما یک عضو همدل با گروه تان نیستید. پس با گفتن اینکه مسئله ای، مشکل شما نیست، مسئولیتی را از گردن شما ساقط نمی کند و باعث ایجاد دلسردی در ذهن رئیس تان نسبت به عملکرد شما می شود.

● نمی دانم این کار را چطور باید انجام دهم

درست است، ممکنم است شما ننداید کاری را چطور باید انجام داد ولی موضوع، طرز بیان این مورد است. اینکه راحت بگویید «من نمی دانم چطور باید این کار را بکنم» نوعی ضعف را از طرف شما نشان می دهد و باعث می شود که رئیس تان این را به عنوان بهانه ای برای انجام ندادن کار تلقی کند. به جای آن جمله بگویید که شما آماده انجام دادن آن وظیفه هستید اما به دلیل اینکه قبلا این کار را انجام نداده اید ممکن است به راهنمایی نیاز د اشته باشید و از او بخواهید در این راه به شما کمک کند.

● سطح کاری من بالاتر از این است که من این کار را انجام دهم

شاید اینطور باشد، شاید هم نباشد. ولی چیزی که واضح است، این است که شما در یک تیم به کاری مشغول هستید و به جای گوشزدکردن جایگاه رفیع علمی تان و سطح بالای دانش تان، آستین بالا بزنید و وظیفه ای که به شما محول شده به درستی و دقت انجام دهید. این آن چیزی است که رئیس تان از شما انتظار دارد و چیزی غیر از این، ممکن است که فکر کند شما شایستگی لازم را ندارید.

● انجام این کار را غیرممکن است

گفتن این جمله به معنای این است که «نمی دانم چطور آن را باید انجام دهم» یا «نمی خواهم که آن را انجام دهم» در هر صورت اگر کس دیگری این کار را برعهده بگیرد و انجامش دهد، شما از آن پس تبدیل به یک آدم خنگ و ناتوان می شوید که شایستگی انجام کاری را ندارد. گفتن این جمله شاید بزرگ ترین اشتباه زندگی شغلی تان باشد. اشتباهی جبران ناپذیرد.

● به اندازه کافی حقوق نمی گیرم

باتوجه به نرخ بالای بیکاری میلیون ها نفر هستند که اصلا حقوقی دریافت نمی کنند و بسیار خوشحال خواهند شد که جای شما خالی شود تا شغل شما را داشته باشند و این دقیقا همان چیزی است که در رابطه با این شرایط، در ذهن رئیس شما هم هست.

● تلاشم را می کنم

رئیس تان از شما نمی خواهد تلاش تان را بکنید. او از شما می خواهد کار را «انجام دهید» تلاش کردن جایگزینی برای انجام دادن محسوب نمی شود. گفتن اینکه شما تلاش تان را می کنید به رئیس تان این را القا می کند که شما شایسته انجام این وظیفه نیستید و نمی توان به شما برای انجام این کار اطمینان داشت. پس با گفتن این حرف، شما چیزی را تضمین نمی کنید.

● متاسفانه از لحاظ زمان در مضیقه هستم

معنی این جمله می شود: «من نمی خواهم این کار را انجام دهم.» اگر سرتان از لحاظ کاری خیلی شلوغ است و برعهده گرفتن وظیفه ای جدید از توان شما خارج است این را خیلی راحت به رئیس تان بگویید و از او بخواهید تا انجام این وظایف را اولویت بندی کند.

منبع : روزنامه هفت صبح




:: برچسب‌ها: دانستنیها
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.