نوشته شده توسط : مهدی پور


دوستان حال پریشانی من گوش کنید

 

قصه بی سروسامانی من گوش کنید

سالها منو دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده جویی بدویدم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک جمله گرفتار از این جمله که گویند نبود

 باعث گرمی بازارشا من بودم

وحشی بافقی


...




:: برچسب‌ها: شعر
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٧/٢٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.