این خاندان از «حاج سمیع» نام گرفته است. « حاج سمیع » فــرزند محمد حسین، بازرگان معتبر مقیم تبریز بود. او در عهد سلطنت نادرشاه افشار از طرف پدر مأمور تمشیت امور بازرگانی در گیلان شد و به شهر رشت که مرکز ایالت بود، عزیمت کرده و مقیم شد و در کار تجارت پایه و مایه عظیم یافت، به گونه ای که محسود کسان شد و زبان سعایت در حق او گشودند تا جایی که عادل شاه برادر نادرشاه او را مغضوباً به خراسان احضار کرد و میل بر چشمش کشید و از دو چشم کورش کرد. پس از گذشت زمانی شاه با وی بر سر مرحمت آمد و او را اکرام و اشفاق به گیلان باز گرداند. حاج سمیع در قزوین دختری از طایفه ی ضرابی ها را به حباله ی نکاح در آورد که از او هشت فرزند ذکور و چهار دختر یافت که عموماً در رشت به دنیا آمدند. نام پسران: 1ـ محمد حسین 2ـ حاج میرزا محمد 3ـ حاجی میرزا مهدی 4ـ حاجی میرزا باقر 5ـ حاجی میرزاحسن 6ـ حاجی میرزامحمدعلی معروف به حاجی میرزاجانی 7ـ حاج میرزا رفیع 8ـ میرزا موسی نایب که کهتر برادران بود. بزرگترین برادر میرزا محمدحسین هم نام جد خویش بود که وی را میرزاآقابابا نیز می خواندند.

 حاج میرزاسمیع برحسب معمول زمان که مقرر بود هر یک از بزرگان گیلان فرزندی از فرزندان خود را به خدمت امیرهدایت خان فـومنی بگمـارند، میرزا محمدحسین را نامزد خدمتگزاری کرد که وی را علی الرسم با اسلحه به حضور برده و معرفی کردند. آقامیرزابابا عریضه ای به حضور امیر عرضه داشت که وی را به خدمت دیگری بگمارد، زیرا که به فن جنگ آشنا نیست. به شرح نامه ی «حسین سمیعی» (ادیب السلطنه) که به خط وی باقی مانده و پس از گراور چاپ شده است، آقـامیرزابابا ابیاتی از سیدجـلال عضـد وزیرزاده امیر مبارزالدین محمد مظفر درعریضه خود گنجانده، بدین مضمون:

 چار چیز  است که گر جمع شود  در  دل سنگ

 لعـل و یـاقـوت شـود سـنگ بـدان خـارایی

 پاکــی   طـینت   و  اصـل  گـهــر   و  اسـتعــداد

 تربیــت  کــردن  مهــر،  از  فلــک مینـایـی

 در من این هر سه صفت هست ولی می باید

 تـربیـت از تـو ، کـه خـورشـید جهان آرایی

 امیرهدایت خان که مردی ادب دوست بود، او را از جرگه ی تفنگچیان خارج کرد و در سلک خدام مخصوص خلوت خویش درآورد که تا پایان دوره ی امارت در خدمت آن امیر به سر برد و پس از قتل وی دستگـیر شد که به حضـور آغامحمدخان پادشاه قاجار بردند. بدواً مورد عتاب قرار گرفت و بعداً عنایت شد که به فرمان پادشاه به خدمت سلیمان خان اعتضادالدوله که مأمور گیلان شده بود، مشغول شد. 

 از او و سایر فرزندان حاج سمیع، فرزندان زیادی به جای ماندند که بعضاً در دستگاههای دولتی به مقامات عالیه نایل شدند و برخی نیز در زمره ی مالکان بزرگ درآمدند و عموماً نام خانوادگی سمیعی را انتخاب کردند و بعضی از شاخه های آن خانواده نام یا شهرت پدر را نیز بر کلمه ی سمیعی افزوده اند، مانند: نبیل سمیعی، رییس سمیعی، مستوفی سمیعی، رحمت سمیعی، نجد سمیعی، ساعد سمیعی، اسدی سمیع، حمید سمیعی، ادیب سمیعی، میراب سمیعی، ابتهاج سمیعی، نصیر سمیعی و غیره. از متمکنین این خانواده مسجد و مدرسه و موقوفاتی به جا ماند با نام حاج سمیع یا حاج میرزابابا که عواید آن به مصرف تعزیه داری و کمک به طلاب یا اموری که از نظر واقفانش خیر بوده، می رسیده است. از این خاندان افراد زیادی مدارج عالی علمی را پیموده اند؛ دکتر حسـن سمیعی (1331 ـ 1281 شـمسـی)، حسن خان سمیعی متخلص به سام (وفات 1338 شمسی)، حسین سمیعی (ادیب السلطنه) متخلص به عطا (1332ـ1254 شمسی)، عنایت الله سمیعی (1316ـ1270شمسی)، پروفسور مجید سمیعی که معروفترین آنها در زمان حاضر است، از این خاندان سرشناس هستند.

 آثار

  مقالات: بیش از 200 مقاله ی علمی در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی. کتابها: برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه ای ـ ضربه های وارد بر قاعده ی جمجمه ـ جراحی در ساقه ی مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعده ی مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقه ی زین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعده ی مغز ـ جراحی کلیوس ـ روشهای نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعده ی مغز ـ اطلس جراحی قاعده ی جمجمه.

 کتب تالیف شده :
Pneumoenzephalo-Tomographie
Aspects Modicales de la Chirurgie des Nerfs Periphriques
The Cranial Nerves
Traumatology of the Skuall Base
Surgery in around the Brain Str
M and the Third Ventricle
Scull Base Surgery
Nerve Lesions Modeme Verfahren der Rekonstruktion von
knochenstrukturen Gefab-und Nervennaht sowie Peripheral
Proceeding of the 1 international Skull Base Congress
Surgery of the Sellar Region and Paranasal Sinuses
Surgry of Skull Base Meningiomas
Surgery of the Clivus