نوشته شده توسط : مهدی پور
جیرنده  ( گیلان )
جمعیت : 2792
کد تلفن : 132
درجه شهرداری : 4
تلفن شهرداری : ۶٩٢٣٣٠٠
جغرافیای سیاسی
جیرنده مرکز بخش عمارلو، شهرستان رودبار، استان گیلان شناخته می‌شود. روستای کوچک آینه‌ده (در لهجه محلی: آیینَه دیه) نیز زیرمجموعه شهر جیرنده است. همچنین یکی از دو دهستان بخش عمارلو نیز جیرنده نامیده می‌شود.

جغرافیای طبیعی
شهری کوهستانی با آب و هوای معتدل کوهستانی است. در ارتفاع بیش از 1,800 متری از سطح آب های آزاد واقع است. همواره باد ملایمی در این شهر وَزان است. از شمال به جنگل های راش و از غرب به جنگل های کاج و از جنوب به باغستان های زیبا مشرف می‌شود.

جغرافیای کشاورزی
امروزه در تولید فراورده‌های باغی سردسیری حرف اول را می‌زند.
گردو – آغوز: در گویش محلی
فندق
انگور
زردآلو
آلو
آلبالو
گیلاس
سیب

جغرافیای انسانی
جیرنده را دارای قدمتی طولانی دانسته اند. مردم آن از تبار آریایی هستند. با ترکیبی از اقوام زیر:
تات شامل: جلالی ها و مقدادی ها
کرد کورمانجی عمارلو شامل: ولی خانی ها، خیاطی ها ، احمدپورها،محمد خانی ها
ولی خانی ها شامل خانواده‌های زیر می‌شود:
زند
زندی
مهرابی
امیر مهرابی
مهرابیان
نوروز خانی
آدینه خانی
انجمن

جغرافیای شهری
محلات شهر جیرنده عبارت‌اند از:
خیاطیه محله
نوروزخانیه محله
محمدخانیه محله
آیینه دیه
میانه کوشک
تَکیَّه

اماکن زیارتی شهر جیرنده عبارت اند از:
شاهزاده عسگر
بیب زَنِ خاتون
امامزاده محمد

رود جیرنده:
رودخان

جغرافیای مذهبی
تا مدت ها پس از ورود اسلام به ایران به دلیل کو هستانی بودن همچونان کیش باستانی خود، مهرپرستی را پاس می‌داشتند.آتش نزد ایشان از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده است و برای پاسداری از آتش جایگاه‌های آتشی با نام کوله سر در چند نقطه شهر برپا بوده است که امروزه آثاری از آن برپاست. کوله سر ها تا پیش از برپایی سلسله پهلوی کاربری پخش آتش برای منطقه عمارلو بر عهده داشته است.


نام جیرنده
جیرنده یا با تلفظ اصیل محلی جیریندیه واژه‌ای است مرکب از:

جیر(به معنی زیر در برابر جوئَر به معنی بالا) + این (پسوند نسبت همانند زیرین و پایین و ...) + دیه (به معنی دِه که تلفظ پارسی باستان این واژه است) = یعنی دهِ پایین و یا کوه پایه ای.
منبع : مرجع شهرهای ایران



:: برچسب‌ها: شهرهای گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٧/٢۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.