نوشته شده توسط : مهدی پور

قاسم آباد

قاسم آباد یکی از روستاهای واقع در شرقی ترین قسمت گیلان و از توابع شهرستان رودسرمی باشد که با اوشیان و سیاهکلرود به ترتیب از سمت شرق و غرب همجوار بوده و از سمت شمال و جنوب بین دریای مازندران و کوههای البرز محصور هست. قاسم آباد از دهات معمولی بزرگتر بوده و در واقع منطقه ای است با مجموعه ای از دهات یا محلات. بخش غربی قاسم آباد موسوم به قاسم آباد علیا شامل محلاتی چون جیر محله، جورمحله ، کُرد محله ، آغوزکله ، روکو ، ملک میان ، خانسر ، بندبن و بیجارپس. بخش شرقی موسوم به قاسم آباد سفلا شامل محلات چایخانسر ، گالش محله ، کلافه محله می باشد. قاسم آباد چون دیگر شهرها و روستاهای منطقه بین چالوس تا رودسر به سبب نزدیکی دریا و کوه از زیبایی خاص طبیعی برخوردار هست . تقریبا تمام زمینهای ساحلی بین جاده و دریا که عرض آن حدود چهارصد متر و پر از ویلا هست. قبل از انقلاب در تصاحب سرمایه داران بزرگ و مقامات بلندپایه دولتی چون شریف امامی نخست وزیر چند دوره ، جهانشاه صالح پزشک فرح پهلوی ، ارتشبد آریانا ، شاهپور غلامرضا برادر شاه ، مصباح زاده بنیانگذار و صاحب روزنامه کیهان ، اصفیا رئیس سازمان برنامه و بودجه ، القانیان سرمایه دار بزرگ ،احمد نامدار سفیر ایران در ایتالیا بوده و بعداز انقلاب به تملک انواع نهادها و ارگانهای دولتی و نیمه دولتی در آمدند
کشت برنج ، چای ، مرکبات ، کیوی ، دامداری و پرورش کرم ابریشم ، نمدبافی و تولید چادرشب پایه های اصلی اقتصاد قاسم آباد می باشند. به دلیل عدم حمایت از تولیدات داخلی و واردات بی رویه که سودهای کلان نصیب سرمایه داری (غیر تولیدی) می کند چون دیگر مناطق شمالی در قاسم آباد هم کشت برنج ، چای و مرکبات دچار بحران بوده و مردم مجبور شدند زمینهایی را که شالیزار و باغات چای و پرتقال بودند به باغات کیوی تبدیل کنند. بازار کیوی هم به استثنای سالهای اولیه که محصول تقریبا ناشناخته ای بود و رونقی داشت اُفت کرده و بعید نیست به سرنوشت برنج و مرکبات و چای مبتلا شود. وضعیت پرورش کرم ابریشم نیز وخیم تراز دیگر عرصه ها ی تولیدی منطقه بوده و تقریبا رو به اضمحلال می باشد. اما مردم تلاشگر ,خونگرم و مهمان نواز قاسم آباد علیرغم تمام مشکلات سعی می کنند هر لحظه از زندگی ی شان را با عشق ، نشاط و سرزنده گی بگذرانند. هنوز هم مراسم کشتی گیری در تابستانها پابرجاست و هنوز دختران با لباس زیبای قاسم آبادی در عروسیها قاسم آبادی می رقصند. اشاره کنم که روستای سیاهکلرود واقع در غرب قاسم آباد از نظر فرهنگ و آداب و رسوم و لهجه ی خاص زبان گیلکی فرقی با قاسم آباد نداشته و ییلاق جوردشت یا جواهر دشت  نیز صده ها اقامتگاه تابستانی مشترک دامداران این دو روستا که بسیاری از اهالی آنها خویشاوند هستند می باشد
درباره ی تاریخ گذشته ی دور قاسم آباد چون اغلب نقاط ایران اطلاعات دقیقی در دست نیست. اما در منطقه جواهردشت دفینه هایی که از حفاری های غیر تخصصی که اغلب جهت دستیابی به ,گنج, و اشیای قیمتی صورت می گیرد بدست آمده نشان می دهد که منطقه قبل از اسلام مسکونی بوده و به همین جهت هم اهالی از جاهایی که دفینه ای قدیمی درآوردند را ,گبر گور, که نام قبرها یا اماکن بازمانده از دوران پیش از اسلام هست می نامند. متاسفانه به علت سادگی و بی غشی مردم راهزنان حرفه ای توانستند به راحتی آنها را فریب داده و به قیمت ناچیزی اشیای بدست آمده را که می توانستند بازگوی گوشه هایی از تاریخ منطقه و ایران باشند را از آنها خریده و به کلکسیونرهای در خارج از کشور بفروشند . پیر مردی حدود 75 ساله تعریف میکردکه 50 سال پیش اشیای زیادی را از درون خاک درآورده بود. چند روز بعد سر و کله ی چند نفر که با اسب آمده بودند پیدا شد و تمام دفینه ها را از وی خریدند به استثنای یک پارچ مسی نیم لیتری که رویش نقش ها و طرح های زیبایی کشیده شده بود.

روایت است که منطقه قاسم آباد به علت شجاعت و رزمندگی مردمانش همیشه مشکلی برای زورگویی های حکومت مرکزی و محلی در گیلان و مازندران بود. از آنجایی که فاصله بین کوه و دریا بسیار کم هست قاسم آبادی ها به راحتی می توانستند عبور و مرور نیروهای غیر خودی و متجاوز را از بالای کوه تحت نظر داشته و به موقع آنها را مورد یورش قرار دهند. قاسم آباد ازمحدود مناطقی بود که حتا تا زمان قاجار از دادن سرباز به نیروهای دولتی خودداری می کرد. شاه عباس که تصمیم داشت به این خودسری پایان دهد چندین بار قشون فرستاد اما قشونش در چند تلاش با شکست مواجه شد. به همین منظور عده ای از مردم گرجستان و کردستان را به منطقه ی اطراف قاسم آباد کوچ دادند تا ترکیب جمعیت را عوض کرده و از دشمنی شان با حکومت مرکزی بکاهند. یکی از محلات قاسم آباد کُرد محله نامیده می شود که البته کُردی در آنجا نیست ، زیرا کردها و گرجی هایی که به منطقه کوچ داده شده بودند بتدریج در جمعیت محلی مضمحل شده و گیلک شدند. اما این تلاش های شاه عباس به نتیجه نرسید و کماکان مردم از فرستادن سرباز به دولت مرکزی و پرداخت مالیات خودداری می کردند. در اوایل دوره ی قاجار نیز وضع به همین منوال بود. مهدى بامداد در کتاب 6 جلدى خود با عنوان تاریخ رجال ایران قرون 12 و 13 و 14 چنین نوشته است : "که در سال 1196 که هدایت الله خان شفتى یا فومنى معروف به اتل خان رشتى حاکم گیلان بود و آغا محمد خان پادشاه قاجار به قصد دست یافتن به او مرتضى قلى خان برادر خود را به تسخیر گیلان و دستگیرى او مامور نمود. هدایت الله خان میرزا صادق منجم باشى را با پیشکشى قابل ملاحظه اى براى مذاکره و مصالحه به نزد آغا محمد خان روانه ساخت و اتفاقاً وساطت او موثر افتاد و حکومت هدایت الله خان تایید و تنفیذ گردید و میرزا صادق از این پس با آغا محمد خان کاملاً مربوط شده و بعد ها خدماتى نسبت به وى انجام داد. و آغا محمد خان در ازاى خدماتش آبادى قاسم آباد رودسر را به وى بخشید آغامحمدخان در واقع دردسر و مشکلی را که خود از حل آن نا توان بود به دیگری منتقل کرد وگرنه میرزا صادق منجم باشى هم هیچوقت نتوانست کنترلی بر قاسم داشته باشد و این هدیه ی آغا محمدخان سودی عایدش نکرد. در زمان شاه عباس مردم قاسم آباد در محله ی بندن قلعه ای به ارتفاع هشت متر بالای کوه بنا کردند که از آنجا می توانستند براحتی جلگه ی بین کوه و دریا که باریکه ای بیش نیست را تحت نظارت داشته باشند. این بنا که به قلعه ی بند بن معروف است امروزه یکی از جاذبه های گردشگری استان گیلان می باشد.
رزمندگی و شجاعت قاسم آبادی ها زبان زد همه در منطقه بود و امروزه هم اصطلاح "شاه نظری" در موردشان استفاده می شود که منظور این است که حتی پادشاهان ایران هم از آنان حساب می بردند . امروزه اگر کسی بخواهد به قاسم آبادی ها زور بگوید به وی در مورد تحریک کردن "شانظری رگ" مردم که معرف سرسختی و عدم تمکین به ظلم و ستم می باشد هشدار می دهند. روایت است که وقتی در گذشته مردان به جنگ می رفتند نگهبانی از گذرگاههای حیاتی و حتی دریافت مالیات از کسانی که می خواستند از منطقه عبور کنند به عهده زنان قاسم آبادی گذاشته می شد.

اما آشنایی بسیاری از ایرانیان با قاسم آباد مدیون شهرت لباس و رقص زیبای قاسم آبادی می باشد. لباس قاسم آبادی که ویژه زنان می باشد و تا حدود سی سال پیش تقریبا تمام زنان آنرا می پوشیدند امروزه به استثنای بخشی از زنان بالای چهل سال توسط جوان ترها فقط در عروسیها و دیگر جشنها و در موقع رقص قاسم آبادی پوشیده می شود. در المپیک آسیایی که در تهران قبل از انقلاب برگزار شد در مراسم افتتاحیه پیشاپیش ورزشکاران ایرانی عده ای دختر که گویا تعدادی هم از قاسم آباد بودند با لباس قاسم آبادی رژه میروند. سه بخش اصلی لباس عبارتند از پیراهن ، تور دستمال(توری سفید که روی سر می گذارند) ، دامن بلند یا دراز تنبان که دارای چین های فراوان و حدود ده نوار افقی موازی هم با رنگهای متنوع. رقص قاسم آبادی و کشتی(تا ده سال پیش) از مراسم ثابت و همیشگی در جشن های عروسی هستند. کشتی گیری نیز از رسوم قدیمی و جا افتاده در منطقه می باشد. هرسال تابستان در جواهر دشت مسابقات کشتی گیله مردی با حضور صدها کشتی گیر از گیلان و مازندران برگزار می شود.  
نمدمالی یا بافتن نمد از سنتهای دیرین در قاسم آباد می باشد که بیشتر در جورمحله و بندبن صورت می گیرد. نمد که از پشم گوسفند بافته می شود معمولن بعنوان زیر انداز استفاده می گردد. نمدهای کوچک و گرد با طرح های زیبا بعنوان دکور و یا پاچراغی استفاده می شوند
چادر شب بافی نیز از صنایع دستی ویژه منطقه قاسم آباد و سیاهکلرود می باشد. دختران و زنانی که لباس قاسم آبادی می پوشند چادر شب را دور کمر می بندند (به استثنای موقع رقصیدن). در گذشته چادرشب را فقط از ابریشم می بافتند ، اما امروزه از نخ و کاموا هم بافته می شود. از چادرشب به عنوان روتختى ، رختخواب پیچ ، بقچه ، زیرانداز ، پرده ، رومیزی ، جلیقه و لباس هم استفاده می شود. زمینه ی چادرشب ها معمولا سرخ یا سبز بوده و از رنگ های دیگر برای نقش و نگارهای روی آن استفاده می شود . طرح های روی چادرشب علاوه بر خطوط زیگزاگ سیاه و سفید شامل طرح هایی از اسب سوار ، درخت ، گوزن با شاخ‌هاى بلند ، انسان و زن تاج دار نیز می باشند




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٧/۱٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.