نوشته شده توسط : مهدی پور

مولّف فرهنگ لغت برهان قاطع ، شفت به فتح اول و سکون ثانی و فوقانی را به معنی ارزان، نادرست، ناهموار، فربه،. ضخیم و ناتراشیده دانسته است. درفرهنگ معین به معنی ناراست، کج، ستبر وگنده ونیز میوه ی گوشتی وناشکوفا آمده است. درفرهنگ عربی فارسی الرائد ، به معنی کناره ولبه آمده است. کاتب فرهنگ لغت المورد شفته به فتح ش و ف  را  نیز کنار، مزر ولبه معنی کرده است. شفت در فرهنگ لغت احمد سیّاح به معنی  خشن آمده است . شفت در فرهنگ لغت  لاروس نیز خشن معنی شده است .شهاب الدین کاتب  دمشقی درفصل چهارم کتاب خود این محل را زادگاه عبدالقادر گیلانی دانسته  و سفت با فتح س و سکون ف و ت نامیده است که  معرّب شفت است .  در آیه ی بیستم از سوره ی بلد قرآن  کلمه ی شفتین به فتح ش و ت به معنی دولب آمده است . اگر معنی شفت را برگرفته از موقعیت جغرافیایی آن بدانیم،کلمه ی لبه یا کناره  وحتّی مرز، واقعی تر به نظر میرسد. زیرا شهرستان شفت  از نظر جغرافیایی در گوشه و یا در کناره ی شرقی  پاره ی غربی گیلان  و در مرز و یا لبه ی بین دو سرزمین باستانی کادوسها و آمارد ها  واقع شده است .


...




:: برچسب‌ها: شهرهای گیلان, شهرستان شفت
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٦/٢۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.