نوشته شده توسط : مهدی پور

 


- روی زنبیل نباید نشست، اگر دختری روی زنبیل بنشیند نامزدش را از دست می دهد و اگر نامزدی ندارد، هرگز نامزدی پیدا نمیکند. (دوآب سر، صومعه¬سرا)

- در خانه ای که نوزاد به دنیا آمده است، تا چهل روز قند نمی شکنند. اگر بشکنند سر و صورت کودک جوش می زند. (موس¬بیجار، رودبار)

- اگر زن آبستن در دیگ غذا بخورد، سر بچه ای که در شکم دارد بزرگ می شود. اگر با قاشق بزرگ (چمچه، ملاقه) پلو بخورد، دهان بچه ای که در شکم دارد بزرگ می شود.

- اگر دختری بیش از حد در غذا نمک بریزد، نشانه ی آن است که شوهر می خواهد.

- آخرین لقمه ی غذا، زور و قوت است و باید حتماً آن را خورد.

- دست فرزند اول خانواده سبک است. اگر او اعضای دردناک پدر و مادرش را بمالد، درد برطرف می شود. (بارکوسرا، لاهیجان)

- اگر زنی در چهل شنبه، جوراب شوهرش را بشوید زن و مرد ثروتمند می شوند. (گیلوای کوچصفهان)

- اگر کسی که هنوز ازدواج نکرده، ته دیگ (سُخته) زیاد بخورد، حتماً در عروسی اش باران خواهد بارید.

- دوختن پارگی لباس یا دوختن دگمه در حالی که لباس بر تن است، سبب کم عقلی می شود. (ناو نارنج دول اسالم، خوشابر رضوانشهر)

- از گلو (خرخره) گرگ برای رفع نازایی زنان استفاده می کنند.

- عوضی بستن دگمه های لباس، نشان از پولدار شدن صاحبش میدهد. (فشتکه، خمام)

- قرار گرفتن تکه ای از تفاله ی چای بر سطح استکان نشانه ی آمدن مهمان است.

- اگر کسی کتاب خود را لگد کند، دیگر چیزی از آن نخواهد فهمید. (مزردشت خمام، هنده خاله)

- اگر گوشت را کباب کنند، تکه ای از آن را به حیاط خانه می اندازند تا دهان اجنه آب نیفتد و به خانواده ضرری نرسانند. (بالنگامی، رحیم آباد)

- خاریدن دماغ کسی نشانه¬ی آن است که بدِ او را می گویند. اگر کف دست راست کسی بخارد پول دار و اگر کف دست چپ کسی بخارد، مفلس می شود. خاریدن گوش راست نشانه ی آفتابی شدن هوا و خاریدن گوش چپ نشانه ی بارانی شدن هواست. (شرق گیلان)

- خوراندن زرده ی تخم مرغ به کودکی که هنوز زبان باز نکرده سبب لکنت زبان وی می¬شود. (لارسر صومعه سرا)

- نخستین باران سال تازه اگر با رعد و برق همراه باشد، سراسر آن سال کم باران خواهد بود. (شولم فومن)"

  مطلب، کتاب "دانشنامه فرهنگ و تمدّن گیلان: باورهای عامیانه ی مردم گیلان"

جمع آوری و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: باورداشتها در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٤/۸/٢۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.