نوشته شده توسط : مهدی پور
*****
یک ضرب المثل معروف گیلکی می گوید : هرجا درختی بسیار بزرگ وجود دارد ، همانجا زیارتگاه گیلکان است » درخت در محیط جنگلی وسبزگیلان فراوان است ، اما درختان بسیار بزرگ وکم یاب وبا ظاهر عجیب ، از یک سو بنا بر آنیمیسم ( جان گرایی ) رایج در گیلان قدیم واز سوی دیگر بنابر باورهای مذهبی پس از اسلام ، محترم ومقدس شده اند .این نوع درختان که پیر ، بزرگوار ،آقادار ومزار نامیده می شوند ، بیشتر مورد توجه واحترام زن ها هستند .
بیشتر این درختان آزاد دار وکیش ( شمشاد ) هستند تنه ی کشیده ی درخت آزاد وانبوهی شاخ وبرگ آن وسرسبزی همیشگی درختان کیش (شمشاد ) بیشتر مورد احترام اهالی است .
درختان مازو ( بلوط ) ، انار ، نارون ، افرا ، چنار وسرخ دارد نیز در حاشیه ونزدیک به بقاع متبرکه وجود دارند که گاه بر اثر کهن سالی وعظمت مورد احترام وتقدس قرار می گیرند درختچه های کیش با رشد بطئی خودگاه در پس قرن ها به درختانی قطور وبهت انگیز مبدل شده اند .
مثلاً قطر درختان کیش آقا سیدابراهیم در لاهیجان 135 سانتی متر ف آقا سید علی در لیالمان لاهیجان 152 سانتی متر ودو درخت کیش در آقا سید ابوانصار در مالفجان سیاهکل 150 و163 سانتی متر است دو درخت کهن سال نیز در ماسوله وجود دارد که از مدخل شهر توجه بیننده را جلب می کند .
درخت میرحمزه کنار چشمه ی آب معدنی که ثبت سازمان میراث فرهنگی است وآقاداری در محله ی خانه بر وبالای چشمه ی خانه بر که مورد احترام اهالی ماسوله است درختان صاعقه زده نیز گاهی مورد احترام اهالی روستا هستند .
نزدیک توچاه از توابع لشت نشاء درخت تنومندی است که بر اثر صاعقه  آتش گرفته وقسمت اعظم آن نابوده شده است زنان برای آن احترام زیادی قائلند وبر تنه آن شمع روشن می کنند .
در مولمه ( شاه معلم ) بالای شهر تاریخی ماسوله ،کنار تخته سنگی که گفته می شود زیر آن معلمی دفن است ، درختی است که هر کس نذری داشته باشد میخی بر آن فرو می کند .برخی از اهالی چوب همان درخت را قطع کرده واز آن برای مرقد صندوق چوبی درست می کنند گاهی خود آقادار را می برند واز آن بقعه درس می کنند ، بقعه ی شب خسب لات در نزدیکی بقعه ی آقا سید ابراهیم از این دست است.
 
کاری از سرکار خانم : پوران حاجتی
گرداورنده و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)

...




:: برچسب‌ها: باورداشتها در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٤/۳/٢٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.