نوشته شده توسط : مهدی پور

 


اجاق سرد


مانده از شب های دورادور


بر مسیر خامش جنگل


سنگچینی از اجاقی خرد


اندرو خاکستر سردی

همچنان کاندر غبار اندوده ی اندیشه های من ملال انگیز


طرح تصویری در آن هرچیز


داستانی حاصلش دردی

روز شیرینم که با من آشتی بودش


نقش ناهمرنگ گردیده


سرد گشته, سنگ گردیده


با دم پاییز عمر من کنایت از بهار روی زردی

همچنانکه مانده از شب های دورادور


بر مسیر خامش جنگل


سنگچینی از اجاقی خرد


اندرو خاکستر سردی

آبان 1327


نیما




:: برچسب‌ها: شعر
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٦ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.