نوشته شده توسط : مهدی پور

زمانی که هنوز مردم روستا شهری نشده بودند به روستایی بودن خود افتخار می کردند.شهری ها هم با تصوری که از روستا داشتن می گفتند خوشا به حالت ای روستایی .اکنون این سخن معنی خود را گویا از دست داده است. با آمدن امکانات و مخصوصا با وارد شدن تلویزیون و سایر رسانه ها داخل خانه های گرم روستایی فکر مردم عوض شد و به دنبال آن شکل خانه ها و در کل همه روستا تغییر کرد و علایق عوض شد .سبک و فرهنگ روستا نیز کم کم تحت تاثیر قرار گرفت.هرچند روستاهایی هستند که تفکر شهر نشینی آنها را متحول نکرده است اما زندگی روستایی با تمام زیبایی هایش روبه سوی تحول ناخوشایند دارد وسبک زندگی انها به سرعت در حال تغییر است.

من مخالف استفاده از تکنولوژی و وسایل آسایش نیستم ولی حرف من این است که در این میانه فرهنگ وآداب روستایی چه می شود؟

با این روند چند سالی نمی گذرد که آنچه که روستاییان در طول تاریخ بنام فرهنگ روستایی به دست آورده اند به کل نابود می شود. با از بین رفتن فرهنگ روستا نشینی و شهری شدن نسل آینده زندگی در روستا را کاری بیهوده می دانند .در این صورت مهاجر ت به شهرها بیشتر شده و روستاها نیروی کار خود را از دست می دهد. وبه تبع آن تولید از بین می رود.

امروزه شهری شدن با تمام ابعادش در روستای ولاشجرد از توابع شهرستان تویسرکان نمایان است. سبک زندگی جدیدی در حال شکل گیری است که روستا را از حالت قدیمی خارج کرده در حالی که متاسفانه از شهر شدن هم خبری نیست.در نتیجه خیلی چیزها را از دست دادیم که برای بدست آوردنش زمان طولانی صرف شده بود.

جز کشاورزی ودامپروری شکل فعالیتهای روستایی تغییر یافته.هنرهای دستی رو به فراموشی است.پسر روستایی به فکر مهاجرت به شهر افتاده لذا بالاجبار هنرهایی که در طول سالیان متمادی سینه به سینه از پدران ومادران به فرزندان رسیده بود در حال نابودی است.

شکل خانه های روستایی تغییر کرده خانه های روستایی که نشان از سنت های دینی وسبک زندگی روستاییان داشت. حالا خانه های جدید نه شبیه خانه های قبل است نه شبیه خانه های شهر.نسل امروز با تغییرات رخ داده قادر به تفکیک مفهوم خانه های روستایی وشهری نیستند.اگر چه تفاتهای بارزی هنوز بین روستا وشهر وجود داد.این تغییر در شکل ساختمانها باعث تغییر در سبک زندگی مردم در داخل خانه ها و روابط بین افراد خانواده وسایر روستاییان شده است.شهری شدن ارزش حاکم بر روستا شده است که حاکی از نابودی روستا و فرهنگ آن است.

دیگر بوی نان محلی در کوچه های روستا به مشام نمی رسد دیگرسفره روستاییان پر از مواد غذایی نیست که حاصل دسترنج خودش باشد.تصور کنید امروز روستایی شیر  گوشت وتخم مرغ تازه ندارد .تقریبا مغازه های موجود در روستا همه مایحتاج آنها را در اختیارشان قرار می دهند. تلویزیون و ماهواره جای شب نشینی ها را گرفته است.روستاییان که در فصل بیکاری کنار دیوارهای افتابگیر می نشستند ومشکلات را مطرح می کردند و با هم در حل آن می کوشیدند به کنج خانه ها پناه بردند.کم کم از احوال هم نیز بی خبر شدند.

به اعتقاد من هر چند عناصر شهری اکنون در زندگی روستایی نفوذ کرده ولی روستا ضمن استفاده از امکانات باید روستا بودن خودش را حفظ کند. زندگی روستایی مخلوطی از گذشته وحال است.اما روستا همان روستاست با همان مردمانی ساده و پاکی که هر روز با ایمان به خدا رزوی مردمان کشورمان را تولید می کنند.

به یاد داشته باشیم وفراموش نکنیم که روستا به خاطر فرهنگ وآداب وسنن خاصش وکوچه های خاکی و مزارع سر سبز ومردمان خونگرمش روستاست. با تمام این تغییرات در پیکره روستاهای خودمان جای خوشحالیست که روستا صداقت مهربانی وتدین واحترام به بزرگترها را در خود حفظ کرده است!

ای کاش به فکر سنت ها و فرهنگ روستا باشیم تا انها از بین نروند. مثل روز روشن است که با از بین رفتن فرهنگ روستا چه مشکلاتی پیش خوهد آمد. قصدم از نگارش این متن درخواست کمک از صاحب نظران مخصوصا از نخبه های ولاشجرد برای حفظ فرهنگ و سنتهای مردم منطقه است.

با تشکر از آقای جواد نادری

جمع آوری و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)


...




:: برچسب‌ها: مقالات فرهنگی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.