نوشته شده توسط : مهدی پور

(ماجرای جنگی که در دوره قاجار میان گیلانیان وروس ها روی داد)

جنگ موسوم به" پیله داربن "یکی از حماسه های مقاومت مردم گیلان در مقابله با اشغالگران است صدا و سیمای مرکز گیلان در اقدامی درخور تحسین در نظر داشت که این واقعه تاریخی را در قالب تله فیلم تولید کرده که از سرانجام آن اطلاعی در دست نیست. اما جنگ پیله داربن چه بود؟
در ۱۵ ربیع الاول ۱۲۲۰ ه ق مصادف با ۱۸۰۵ میلادی ژنرال تسی تسیانف فرمانده ارتش روسیه در جریان جنگ با ایران، یکی از افسران کارکشته خود موسوم به سرهنگ شفت را با ۱۲ کشتی جنگی، مامور تسخیر رشت کرد. کشتی های جنگی روس از طریق مرداب، وارد بندرانزلی شده و در یک حمله برق آسا و غافلگیرکننده این شهر را متصرف شدند نیروهای نظامی روس پس از اشغال کامل انزلی در اول ژوئیه برابر با چهارم ربیع الثانی همان سال پیربازار را نیز به تصرف خود درآورده و درآنجا اقدام به سنگرسازی نموده و در اقدامی ناجوانمردانه شهر رشت و ساکنان بی دفاع و غیرنظامی آن را زیر آتش سنگین توپخانه خود قرار دادند.

چون خبر تصرف انزلی و پیربازار به مردم رشت رسید اهالی رشت درحالیکه با یک دست قرآن و با دست دیگر شمشیر حمل می کردند کفن پوشیده پابرهنه در مساجد و معابر اجتماع نموده و برای جنگ با قوای اشغالگر روس اعلام آمادگی و از حاکم گیلان که میرزا موسی فرزند میرزا محمدرضای گیلانی بود خواستند که اسباب پیکار را دراختیار آنان بگذارد. میرزا موسی مردم را مسلح نموده و در جنگلهای بین رشت و پیربازار] واقع در روستای کنونی پیله داربن[ به کمین نظامیان روس نشستند.(غلامی گیلانی ۱۳۷۹) در این هنگام روسها که بی خبر از کمین مجاهدین گیلانی بودند با خیال راحت قصد عبور از پیله داربن و تصرف رشت را داشتند که خود را در محاصره مجاهدین مصمم گیلانی گرفتار یافتند که از هرطرف به سوی آنها آتش می گشودند. بنابر گزارش ناسخ التواریخ فقط سرهنگ شفت و عده ای معدود از یارانش از این معرکه جان سالم به در برده به انزلی فرار نموده و با استفاده از کشتی های خود گریختند و بالغ بر ۱۰۰۰ تن از نظامیان روس در پیله داربن قتل عام شدند.
این جنگ در گیلان به نام جنگ "گرده داری "معروف شده بود که مردم گیلان و رشت تا اوایل مشروطه با لذت و افتخار از آن یاد می کردند.
محوطه ای که اوج درگیری و جنگ در آن صورت گرفته درکنار جاده پیربازار به رشت در زیر درختی آزاد و تنومند بود و بعد از آن جنگ این منطقه تبدیل به روستای پیله داربن شده و احتمالا شهدای گیلانی این جنگ نیز درجوار آن مدفون شده اند.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید


باید توجه داشت که پیروزی مردم گیلان بر لشگر روس زمانی بوده که آذربایجان نتوانسته بود در برابر روسها مقاومت کند.جنگ پیله داربن در زمان جنگهای معروف ایران – روسیه بود که سرانجام در سال ۱۸۱۳ میلادی منجر به عقد عهدنامه ننگین گلستان شد.
اما میرزا موسی که حاکم گیلان درجریان این جنگ بود چه کسی بود((میرزا موسی منجم باشی، برادر کوچک میرزا صادق و همعصر با فتحعلیشاه و عباس میرزا ولیعهد او و نیز محمد شاه قاجار بوده است. وی از رجال معتبر زمان خود و مردی بسیار عاقل و زرنگ و مدبر و کاردان بود و چون غالبا وزیر و پیشگار و نایب الحکومه بود از این جهت به (نایب رشتی) معروف شد که مخفف نایب الحکومه و به مفهوم دیگر قائم مقام است
در سال ۱۳۲۰ میرزا موسی منجم باشی حاکم گیلان بود که حمله سیسیانف روسی که اهالی آذربایجان و قفقاز او را ششچندر می نامیدند به گیلان انجام گرفت میرزا موسی او را در پیله داربن شکست داد که باعث هزیمت او به باکو شد.))( گیلان نامه، به کوشش م.ب جکتاجی ۱۳۸۰)

نیزمرحوم جهانگیر سرتیپ پور در کتاب "نامها و نامدارهای گیلان "به طرزی متفاوت از وی یاد کرده است که خواندنی است:"میرزا موسی منجم‌ باشی‌ فرزند میرزا محمدرضا لنگرودی‌ و برادر میرزا محمدصادق‌ منجم‌ باشی‌ است.او از ریاضی‌ دانان‌ و معتبران‌ در علم‌ هیئت‌ و نجوم‌ بود که‌ در دربار قاجار دارای‌ منزلت‌ و اعتبار بوده‌ و به‌ عنوان‌ منجم‌ باشی‌ دربار معنون‌ شد. میرزا موسی‌ از جمله‌ مدبر‌انی‌ بود که‌ با قدرت‌ منطق‌ بر بسیاری‌ مشکلات‌ غلبه‌ می‌کرد. در جریان‌ اختلاف‌ و مخاصمه‌ بین‌ فتحعلی‌ شاه‌ و برادر کارآمدش‌ حسینقلی‌ خان‌ با اینکه‌ مداخله‌ و حتی‌ التماس‌ مادر پادشاه، حسینقلی‌ خان‌ را راضی‌ به‌ آشتی‌ نکرده‌ بود، پادرمیانی‌ میرزا موسی‌ و مذاکره‌اش‌ با حسینقلی‌ خان‌ سبب‌ شد که‌ او بدون‌ قید و شرط‌ پا در رکاب‌ کرده‌ و به‌ سوی‌ فتحعلی‌ شاه‌ بشتابد و مورد اعزاز و اکرام‌ قرار بگیرد و رفع‌ غائله‌ شود.
‌میرزا موسی‌ منجم‌ باشی‌ گیلانی‌ حوالی‌ سالهای‌ هزار و دویست‌ و نوزده‌ و بیست‌ هجری‌ قمری‌ حکمران‌ گیلان‌ بود. در عهد حکمرانی‌ او قسمتی‌ از قوای‌ ژنرال‌ سیتسیانوف‌ روسی‌ تحت‌ فرماندهی‌ «پالکونیک‌ شفت» (سرهنگ‌ شفت) مأمور تسخیر گیلان‌ شد و از راه‌ پیله‌ بازار (پیربازار = پره‌ بازار) متعرض‌ شهر رشت‌ شدند. در آن‌ اوقات‌ همه‌ قوای‌ لشکری‌ و جنگجویان‌ عشایری‌ سرگرم‌ جنگ‌ با روسیان‌ در جبهه‌ قفقاز بودند و شهر رشت‌ فاقد قوای‌ دفاعی‌ بود با این‌ همه‌ مردم‌ رشت‌ داوطلبانه‌ آماده‌ دفاع‌ شدند و میرزا موسی‌ منجم‌ باشی‌ با توزیع‌ اسلحه‌ بین‌ داوطلبان‌ آنان‌ را به‌ سوی‌ پیربازار گسیل‌ داشت. مجاهدان‌ در دو ستون، جانبین‌ جاده‌ عرابه‌ روی‌ رشت‌ و پیربازار را اشغال‌ کرده‌ و در پناه‌ بوته‌ زارها و بیشه‌های‌ طول‌ راه‌ به‌ حالت‌ اختفا کمین‌ کردند تا وقتی‌ که‌ قوای‌ روس‌ به‌ ناحیه‌ «پیله‌ داربن» یا «گرده‌ دارَ‌ی» که‌ درنیمه‌ راه‌ رشت‌ و پیربازار قرار دارد رسیدند. در این‌ هنگام‌ که‌ قوای‌ مجاهدان‌ از دو سو روسیان‌ را در میان‌ گرفته‌ بودند، به‌ ناگاه‌ آتش‌ گشوده‌ و برقوای‌ روس‌ تاختند.

ارتش روسیه که ۱۷ شهر قفقاز را به راحتی از ایران جدا نموده و دو معاهده تحقیرآمیز ترکمنچای و گلستان را به کشور تحمیل نموده بودند در این جنگ توسط مبارزان گیلانی تارومار گردید.
باید در نظر داشت که در برهه تاریخی موصوف در واقع این وظیفه دولت مرکزی در تهران بود که از رشت و انزلی و خاک گیلان دفاع نماید اما کاهلی و کم کاری حکومت قاجار منجر به این شد که توده مردم گیلک، خود راسا دست به اسلحه برده و از موطن خود در برابر بیگانگان حراست نمایند این در حالیست که بسیاری از مجاهدین گیلانی در نبرد مذکور نظامیان حرفه ای نبودند و بسیاری از آنان دهقان بودند اما با نیروی عزم و اراده در مقابل نظامیان تا بن دندان مسلح و حرفه ای روس و افسران فرمانده آنها که فارغ التحصیل بهترین آکادمیهای نظامی مسکو و سن پطرزبورگ بودند پیروز شدند از منظر بالانس تجهیزات نظامی نیز این جنگ حقیقتا یک نبرد نابرابر بود درحالیکه قوای مهاجم روس مجهز به توپخانه و سلاحهای سنگین بودند مجاهدین گیلک تنها به تفنگهای ساده و ابتدایی تجهیز شده بودند. اگر این واقعه تاریخی و این نبرد قهرمانانه در کشور دیگری رخ داده بود مسلما دهها فیلم و سریال تاریخی و رمان در باب آن به طبع می رسید اما مع الاسف دلاوریهای مردان شجاع گیلک در این جنگ سرنوشت ساز در غباری از فراموشی جای گرفته است.

منابع:
1– حماسه‌آفرینان‌ پیربازار
قاسم‌ غلامی‌ گیلانی‌ (کفترودی)
ناشر: اداره‌ کل‌ بنیاد شهید استان‌ گیلان‌
چاپ‌ اول‌: زمستان‌ ۱۳۷۹
2– جهانگیر سرتیپ پور، نامها و نامدارهای گیلان، رشت‌: گیلکان‌، ۱۳۷۳
3– گیلان نامه، به کوشش م.ب جکتاجی ۱۳۸۰
4– ناسخ التواریخ، لسان الملک سپهر

با تشکر از  آقای کیوان پندی

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.