نوشته شده توسط : مهدی پور

در سرتاسر دوره قاجاریه نامی از زن و حقوق و ازادی زن نیست و هر چند به کنایه ذکری از این مقوله نمی رود .

سفرهای کوتاه ناصر الدین شاه به فرنگ و تحولات نسبی که در نتیجه اشنایی شاه و رجال ایران به اوضاع اروپا در کشور پدید امد ، هیچگونه تغییری در سرنوشت زن ایرانی به وجود نیاورد و قیود مذهبی و شرایط اجتماعی همچنان به زن اجازه نداد که نه تنها در بیرون از خانه بلکه در چهاردیواری خانه خود از حقوق و ازادی برخوردارگردد.

میرزا حسین خان عدالت از مردان ازادیخواه اذربایجان که سال ها در بیرون کشور گذرانده بود در شماره 4 روزنامه صحبت که به سال 1327 به زبان اذربایجانی در تبریز دایر کرده بود فمقاله ای نوشت که در ان از رفع حجاب زنان و بهبود وضع انان سخن گفت . این مقاله خشم روحانیان و مردم را برانگیخت و روزنامه اش توقیف و نویسنده به حبس و جریمه محکوم گردید .

در این اوقات به تعلیم و تربیت زنان نیز اهمیت داده نمی شد اما همین که مدارس دخترانه باز شد چاقچور و روبنده یکی پس از دیگری از میان رفت و تنها چادر و پیچه بر جای ماند که زنان با ان تنها نیمی از صورت خود را پوشیده می داشتند .

تاریخ نویسان از شرکت زنان در شورش های مشروطیت ایران و دلیری های انان در راه ازادی سخن ها گفته اند . در نهضت مشروطه ایران زنان ایرانی نیز پای در میان داشتند . در یکی از زد و خورد های بین اردوی انقلابی معروف ستارخان با لشگریان شاه در میان کشته شدگان انقلابیون ، جنازه بیست زن مشروطه خواه در لباس مردانه پیدا شده است .

بعد از عهد مشروطیت نخستین کسی که موضوع حقوق زنان را پیش کشید دهخدا نویسنده روزنامه صور اصرافیل بود . او در مقالات چرند و پرند در چند جا به این مطلب پرداخت و مسأله ازدواج های اجباری و نابهنگام ظلم و استبداد پدر و مادر و شوهر ، تعدد زوجات و خرافات و تعصبات زنانه را با لحن طنز و طعن مورد بحث و انتقاد قرار داد .

همچنین در ان زمان سید اشرف الدین گیلانی مدیر روزنامه نسیم شمال بعضی اشعار خود را به تربیت و حقوق زنان و دختران ایراین اختصاص داد .

روزنامه ملا نصرالدین در قفقاز نیز در صفحات خود جایگاه شایسته ای برای مسأله زن و زنان شرق باز کرد که به روشن کردن افکا و ادامه این بحث در جراید و مطبوعات ایران کمک مؤثری نمود . 


...




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٦ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.