نوشته شده توسط : مهدی پور

یادش بخیر آن زمان که کوچک بودیم وبدون توجه به اطرافمان سخت گرم بازی می شدیم و گزنه به پا یا به دستمان می خورد از سوزشی که اسید گزنه به بدنمان ایجاد میکرد دادمان به هوا می رفت .

بزرگترها فورا ساقه پیلهم (آقطی)را می کندند و با برگش به آن نقطه از بدنمان که گزیده شده بود می زدند و با این تدبیر سوزش گزنه قطع می شد.

بخاطر اینکه بغض مان تمام شود می گفتند" گرزنای ماربمیره پیلهم مارنمیره "در گویش لنگرودی ها یک مثل بر اساس این گیل تجربه هست وقتی که کسی هم نیش و هم زخم زبان به آدم بزند وبعد به نحوی می خواهد از طرف دلجوئی کند می گویند که یارو" هم گرزنه زئنه هم پیلهم "
اگراز کسی این مثل را شنیدید از اینجا نام گرفته است

متن :آقای علی انشایی


...




:: برچسب‌ها: ضرب المثل های گیلکی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.