نوشته شده توسط : مهدی پور

اگر گیجگاه کسی درد بگیرد یا حالت فشردگی پیدا کند، پشت سر او حرف می زنند (غیبت می کنند) که اگر این حالت در سمت چپ گیجگاه باشد بد او را می گویند و اگر در سمت راست باشد در مورد خوبی های او حرف می زنند و در این حالت آن فرد اسامی آشنایان را یک به یک گفته، هرگاه درد کم شد مشخص می شود چه کسی پشت سر او غیبت می کرده.

اگر بینیِ کسی بخارد پشت سر او حرف می زنند.

اگر سگ در حیاط خانه به صاحبش پشت کند پشت سر صاحبِ خانه غیبت می کنند.

اگر پشت سر آدمِ بد، حرف زدی و آن آدم همان لحظه پیدا شد می گویند :چو نامِ سگ بری چوبی به دست گیر

اگر کسی در آستان در خانه بنشیند و به یک طرفِ چارچوب تکیه کند باید تف گونه ای به پشت سر و جلو بیندازد وگرنه به او تهمت میزنند.

اگر کسی هنگام جارو کردن جارو را به پای کسی بزند باید تف گونه ای به جارو بیندازد وگرنه به او تهمت می زنند.

اگر نان را با چاقو یا قیچی ببرنند بد است

اگر در کفش مهمان فلفل بریزند بزودی از آن خانه میرود

اگر کسی شب با جوراب بخوابد شیطان او را می دزدد

اگر شب اطاق را جارو کنند فقر می آورد

اگر با کف دست روی لیوان بکوبند دعوا می شود

اگر کسی پلو را از دیگ در بشقاب بریزد باران می اید

اگر گوش راست کسی بخارد هوا افتابی میشود

اگر لب و لوچۀ بچۀ کوچک را ببوسند بچه لکنت زبان می گیرد

اگر در شبِ بارانی شغال زوزه بکشد و سگ جواب دهد فردا هوا آفتابی می شود.
---------------------
ذکر این نکته ضروری است که این باورداشتها مربوط به سالیان پیش بوده و آنها بر حسب اتفاقاتی که برای افراد پیش می آمده تبدیل به یک باور شده اند که اکثریت انها هیچ توجیه علمی ندارند و من اینجا تنها برای یادآوری و آشنایی شما دوستان با باورهای قدیمی، آنها را ذکر می کنم نه اینکه خود آنها را باور داشته باشم یا بخواهم به کسی تحمیل کنم.
سماموس خدای آشامیدنیها،

جمع آوری و تهیه: عاکف معززلسکو


..




:: برچسب‌ها: باورداشتها در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٠ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.