نوشته شده توسط : مهدی پور

نهضت جنگل وسردار جنگل

(به مناسبت فرا رسیدن نودوسومین سالگرد شهادت رهبر جنبش جنگل )

بی گمان قیام میرزاکوچک جنگلی ، از جمله جنبش یا نهضت هایی است که با اندیشه اسلامی و ضد استعماری و نه اهداف دیگر شکل گرفت . این جنبش که در قیام های تاریخ معاصر کشورمان از همه طولانی تر و ازتأثیر گذار ترین آنان بود ، با هدف مبارزه با فساد دوره قاجار و استبداد باقی مانده از دوره مشروطه و نجات ایران از دست بیگانگانی چون روس تزار و بریتانیا در رجب سال ۱۳۳۳ هجری قمری ( اردیبهشت ۱۲۹۴ شمسی) شکل گرفت و بعد از حدود هفت سال مبارزه و مقاومت ، عاقبت با نیرنگ و خیانت کمونیست ها و عناصر وابسته به انگلیس و نظامی گری سرکوبگرانه رضاخان شکست خورد و با شهادت ، رهبر آن در دوم ربیع الثانی ۱۳۴۰هجری قمری ( یازدهم آذر۱۳۰۰شمسی) به پایان رسید .
اما شناخت این نهضت که امروزه بازشناسی و باز کاوی آن بیش از پیش احساس می شود، بدون شناخت رهبر آن ناقص خواهد بود. رهبر این جنبش همانطور که ما می دانیم میرزا کوچک جنگلی بود که در اردیبهشت یا مرداد ماه سال ۱۲۵۷ خورشیدی از خانواده ای متوسط و مذهبی در محله ی استاد سرای رشت متولد شد. به استناد برخی منابع موجود ، نام اصلی او شیخ یونس بود، ولی از آنجایی که پدرش میرزا بزرگ نام داشت وی به میرزا کوچک معروف و نامبردار گردید . پدرش به قولی از ایل رشوند های الموت قزوین بود که بعد ها به رشت عزیمت نمود و به خدمت میرزا عبدالوهاب مستوفی به عنوان پیشکار امور دفتری در آمد . مادرش به قولی از اهالی منطقه ی فومن و یا شاید روستای زیده بود . همان روستایی که بعد ها میرزا رحیم خان جنگلی ( متوفای ۱۳۴۰) برادر کوچک میرزا کوچک ، بانویی از اهالی آن ، که دختر حسن خان آلیانی از رهبران جنگل بود را به همسری برگزید . اما میرزا کوچک پسر ارشد خانواده بعد از طی دوران کودکی ، تحصیلات مقدماتی را در مکتب خانه محل گذراند و پس از آن وارد مدرسه علوم دینی حاج حسن که در آن زمان در صالح آباد سبزه میدان رشت قرار داشت گردید و بعد هم به عنوان یک طلاب وارد حوزه علمیه جامع که در اول بازار زرگرها برقرار بود شد و چند سالی هم در مدرسه محمودیه تهران به تحصیل دانش پرداخت . میرزا کوچک چندی بعد در سال ۱۳۲۴ ه. ق ( ۱۲۸۵ ه . ش ) ، یعنی دراوایل دوره مشروطه خواهی و پس از تحصن مردم تهران در شهر ری ، شروع به فعالیت سیاسی کرد و در همان دوره در قیام آزادیخواهان رشت علیه پیمان شکنی محمد علی شاه قاجار در صف مشروطه طلبان جای گرفت و حتی در یکی از نبر دها در گمش تپه گرگان مجروح نیز گردید که او را برای مداوا به باد کوبه بردند . او بعد از معالجه به زادگاهش بازگشت که این بار توسط کنسول روس رشت به تهران تبعید شد. در تهران با اعضای هیئت اتحاد اسلام که بعد ها شعبه ای از آن را در گیلان راه اندازی نمود ، آشنا گردید و چندی بعد از راه مازندران و کجور خود را به رشت رسانید و در این شهر فعالیت های خود را به صورت مخفیانه از سر گرفت .
سردار جنگل در اول شوال سال ۱۳۳۳ هجری قمری ( ۲۱ مرداد ۱۲۹۳ شمسی) بود که با تنی از چند از دوستان و همفکران خود که در میان آنان حاج احمد کسمایی ( متوفای ۱۳۳۰) نیز دیده می شد، در جنگل های تولم استقرار یافت و نهضت جنگل را از همان تاریخ بنیان گذاری و رهبری نمود . میرزا کوچک از آن پس با یاران خود که عمدتاً از اهالی گیلک و از منطقه ی فومنات شمرده می شدند ، به جنگ و گریز با قزاق دولتی و روس ها پرداخت و در پایگاه هایی چون : کسما ، گوراب زرمیخ ، زیده و بعد ها ماسوله در رویارویی با قوای مسلح دولتی ادامه داد، تا اینکه عاقبت وقایع و حوادث بسیاری که پیش آمد و حوادث مسیر را تغییر داد ، موجبات تضعیف وی و یارانش فراهم گردید ، تا جایی که یارانش در اواخر یا کشته شدند و یا خود را به ناچار تسلیم حکومت مرکزی نمودند . خود میرزا هم بعد از مدت ها مبارزه و پایداری ، به ناچار با یار باقی مانده خود که یک افسر آلمانی بود از راه ماسوله و ماسال به طرف خلخال عزیمت کرد تا خود را به بانوی مقتدر خلخال رسانده و در فرصتی مناسب به جمع آوری یاران پراکنده خود بپردازد که متأسفانه در میانه راه در ناحیه ای میان ماسال و گردنه کدوک گیلوان خلخال در میان برف و کولاک و بر اثر سرمای شدید از پای در آمد و در چند قدمی یار با وفایش گائوک آلمانی جانش را در راه وطن از دست داد .
گفته می شود که هنوز نفسی داشت که به دستور یکی از خان های منطقه به نام محمد خان سالار شجاع و به دست شخصی به نام رضا اسکستانی سرش در محلی به نام خانقاه از بدنش جدا گردید که پیکرش در امامزاده گیلوان به خاک سپرده شد و سر هم بعد از آنکه چند روز در رشت برای عبرت دیگران به نمایش درآمد ، توسط خالو قربان کرد یار سابق و خائن او به تهران نزد سردار سپه برده شد و بعد هم در گورستان حسن آباد مدفون شد ، تا اینکه در شهریور ماه ۱۳۲۰ آن سر بهرشت اورده شد وبه تن ملحق ودر گورستان سلیمانداراب به خاک سپرده شد.
اما در رابطه با شخصیت و خصوصیات اخلاقی این روحانی مبارز و آزاده نیز بسیار نوشته اند ، اینکه سیمایی متبسم داشت و رفتارش همیشه آمیخته با تواضح بود . به اصول و فرایض دینی اعتقاد راسخ داشت و نماز و روزه اش هرگز ترک نمی شد . شاعر بود و ورزش را نیز دوست می داشت . از استعمال دخانیات بدش می آمد و اهل هیچ گونه مشروبات الکلی نبود . اهل فر هنگ بود و به همین خاطر مدارسی را در سطح منطقه فومنات راه اندازی کرد. مهمتر اینکه با غایت حجب و حیا زن نمی گرفت و به همین خاطر در سال های آخر عمرش بود که تأهل اختیار کرد و با بانویی از اهل گوراب زرمیخ ازدواج نموداما از وی صاحب فرزندی نشد . همسرش مرحومه جواهر خانم رضاپور به قولی بعدها ، به همسری شخص دیگر درآمد و پس از ازدواج و هنگام زایمان به همراه فرزندش که با خودت داشت ، در سال های ۱۳۰۸-۱۳۰۷ خورشیدی فوت کرد و در گورستان سلیمان داراب مدفون گردید . به این ترتیب هیچ فرزندی از ایشان باقی نماند اما نواده گان برادر زاده های میرزا امروزه هستند که با نام خانوادگی «جنگلی» شناخته می شوند.

جمع آوری مطالب : آقای کیوان پندی


..




:: برچسب‌ها: نهضت جنگل
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٠ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.