نوشته شده توسط : مهدی پور

تصویری که مشاهده می کنید، یکی از ابزارهای کار ِ مادران و مادربزرگ های ما در گذشته ی نزدیک در آشپزخانه بود. البته اگر آشپزخانه ای می داشتند.
چون اغلب خانواده ها در زمان بچکی همنسلان من و بچه های قبل از همنسلان من، در یک و حداکثر دو الی سه اتاق با چند بچه زندگی و در همان اطاق هم پخت و پز می کردند.
وسیله ی آشپزی آنها چراغ سه فیتله ای و بالور و یا والور بوده است. آنهائیکه از همین وسیله ی گرمایی محروم بودند، برنج و خورشتشان را روی آتش هیزم، در گوشه ای از حیاط دم و تهیه می کردند.
مثل امروز مولینکس و ابزارهای مدرن آشپزخانه هنوز تولید نشده و به بازار هم نیامده بود.
ابزارهای آشپزخانه ی مادران ما در گذشته غیر از دیگ و ماهی تابه و قاشق و چنگال و کارد، همین ساتورتخته و چوپاره یا تبجه و نمیار یا نمکار بوده است.
در واقع جهیزیه مادران ما در گذشته در کنار رخت و لحاف و تشک و بالش، ساتورتخته و نیمار و چوپاره را هم همراه داشته است.
ساتورتخته ابزاری است که مادران ما سبزی های تمیز کرده را روی آن جمع می کردند و با ساتور بطور منظم بر سر و کله ی سبزی ها می کوبیدند تا خرد و برای تهیه خورشت آماده شود.
برای سابیدن سبزی ها و گردو و و و از نیمار استفاده می کردند و برنج را هم با در چوپاره پاک می کردند.
و دردا وُ اشکها و رنجا
که چه انگشتانی زیر همین ساتور و تخته قطع و له و لورده نشد.
یعنی مادرانی بودند که با همه ی فقر و کارهای بی شمار خانه و چند بچه قد و نیم قد و قنداقه، در حالی که سبزی ها را روی همین تخته جمع می کردند تا با ساتور خردش کنند، باید پایشان را دراز می کردند و گهواره را هم همزمان تکان می دادند و برای بچه ی قنداقه ها لالایی می خواندند. از طرف دیگر بچه های دیگر هم هر یک، یک سازی می زدند که گاهن کارهای خطرناک می کردند که باید با چشمهایشان آنها را مواظب می بودند و با آنها حرف می زدند.
و دردا که در ازدحام همه ی این کارها، گاهن خورشت نهار خون آلود و درده قاتق می شد. اعتراف می کنم که مادر من یکی از این مادران فقیر و دردمند بود که چند بار انگشتش زیر همین ساتور آسیب دید.
یادش شاد و رنج های مادران امروز ما دور و دور و دور باد

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )


...




:: برچسب‌ها: ابزار و وسایل قدیمی در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۸/٢۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.