نوشته شده توسط : مهدی پور

 

خار را در چشم دیگران می بینه و تیر را در چشم خودش نمی بینه !


خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود !


خاک خور و نان بخیلان مخور ! (( … خار نه ای زخم ذلیلان مخور ))


خاک کوچه برای باد سودا خوبه !


خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا ؟!


خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده !


خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز !


خاله سوسکه به بچه اش میگه : قربون دست و پای بلوریت !


خانه ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست !


خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه !


خانه خرس و بادیه مس ؟


خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست !


خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب !


خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره !


خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم !


خانه نشینی بی بی از بی چادریست !


خانه همسایه آش میپزند بمن چه ؟!


خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی !


خدا برف را به اندازه بام میده !


خدا جامه میدهد کو اندام ؟ نان میدهد کو دندان ؟


خدا خر را شناخت، شاخش نداد !


خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی !


خدا دیر گیره، اما سخت گیره !


خدا را بنده نیست !


خدا روزی رسان است، امااِهنی هم می خواد !


خدا سرما را بقدر بالا پوش میده !


خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله ها پر بشه !


خدا گر ببندد ز حکمت دری — ز رحمت گشاید در دیگری !


خدا میان دانه گندم خط گذاشته !


خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه !


خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه !


خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی ؟

 

خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم ، ها میده !

 

خدا همه چیز را به یک بنده نمی ده !


خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره !


خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی ؟ ((خواجه عبدالله انصاری ))


خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن !

 


خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه !


خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !


خر است و یک کیله جو !


خر از لگد خر ناراحت نمیشه !


خر باربر، به که شیر مردم در !


خر به بوسه و پیغام آب نمی خوره !


خربزه شیرین مال شغاله !


خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی !


خربزه میخواهی یا هندوانه : هر دو دانه !


خربیارو باقلا بار کن !


خر، پایش یک بار به چاله میره !


خرج که از کیسه مهمان بود — حاتم طایی شدن آسان بود !


خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟


خر خالی یرقه میره !


خر، خسته – صاحب خر، ناراضی !


خر خفته جو نمی خوره !


خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تاضرر بصاحبش بزنه !


خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور !


خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشه !


خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است !


خر را گم کرده پی نعلش میگرده !


خر، رو به طویله تند میره !


خرس، تخم میکنه یا بچه ؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد !


خرس در کوه، بو علی سیناست !


خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش !


خر سواری را حساب نمیکنه !


خر، سی شاهی ، پالون دو زار !


خر کریم را نعل کردن !


خر که جو دید، کاه نمیخوره !


خر، که علف دید گردن دراز میکنه !


خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ میاره !


خر لخت راپالانشو بر نمیدارند!


خر ما از کرگی دم نداشت !

 


خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود !


خروار نمکه، مثقال هم نمکه !


خر وامانده معطل چشه !


خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره !


خر، همان خره پالانش عوض شده !


خریت ارث نیست بهره خداداده س !


خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید !


خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت !


خواب پاسبان، چراغ دزده !


خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم !


خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه !


خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد !


خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !


خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست !


خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده !


خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره ؟


خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنر مندی !


خودم کردم که لعنت بر خودم باد !


خوردن خوبی داره ، پس دادن بدی !


خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند !


خوشا چاهی که آب از خود بر آرد !


خوش بود گر محک تجربه آید بمیان — تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد .


خوش زبان باش در امان باش !


خولی بکفم به که کلنگی بهوا !


یک ده آباد به از صد شهر خراب !


خونسار است و یک خرس !


خیر در خانه صاحبش را میشناسد !


خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه !



....




:: برچسب‌ها: ضرب المثل
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.