نوشته شده توسط : مهدی پور

 

پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد !


پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو !


پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست !


پز عالی، جیب خالی !


پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه !


پس از قرنی شنبه به نوروز میافته !


پستان مادرش را گاز گرفته !


پسر خاله دسته دیزی !


پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !


پدر کو ندارد نشان از پدر — تو بیگانه خوانش نخوانش پسر !


پشت تاپو بزرگ شده !


پنج انگشت برادرند، برابر نیستند !


پوست خرس نزده میفروشه !


پول است نه جان است که آسان بتوان داد !


پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله !


پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور !


پولدارها به کباب، بی پولها به بوی کباب ،
پول ما سکه عُمَر داره !


پیاده شو با هم راه بریم !


پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرده !


پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه !


پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه !


پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه !


پیش از آخوند منبر نرو !


پیش رو خاله، پشت سر چاله !


پیش قاضی و معلق بازی !



...




:: برچسب‌ها: ضرب المثل
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.