نوشته شده توسط : مهدی پور

خوش ب حال آسمون وَقتی وارع

وَقتی ک اشتَن غرصَه جَمَه سَر پِکَرع

اشتَن خیالی کا وا بدا بوارم دنیا کو

بدا غرصه چمع دیلی کا مَدارم بَندآبو

خوام ک مَردُم بزونون که دیلم خَیلی غَم دارع

بدا تا من بوارم تا دیلم آروم بیگرع

ترجمه فارسی

خوش به حال آسمون وقتی که میبارد

وقتی که غم و غصه هایش را روی سر ما خالی می کند

در خیال خودش می گوید که بگذار بر روی این دنیا ببارم

بگذار غصه ها رو در دل خودم نگه ندارم که جمع شود

می خواهم که همه مردم بدانند که چقد غم دارم

بگذارید تا ببارم تا دلم آرام بگیرد

(در وصف باران امروز گیلان )

شعر: مهدی پور 93/06/14


...




:: برچسب‌ها: شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٦/۱٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.