نوشته شده توسط : مهدی پور

با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .


با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !


با این ریش میخواهی بری تجریش ؟


با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !


با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !


باد آورده را باد میبرد !


با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !


بادنجان بم آفت ندارد !


بارون آمد، ترکها بهم رفت !


بار کج به منزل نمیرسد !


با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !


بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !


بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !


با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !


با کدخدا بساز، ده را بچاپ !


با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !


بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !


بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !


با مردم زمانه سلامی و والسلام .


تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !


با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

 


با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟


باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !


با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !


با یک گل بهار نمیشه !


با یک گل بهار نمیشه !


با یک گل بهار نمیشه !


به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !


به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !


بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !


بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !


بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !


بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !


بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !


به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !


بدعای گربه کوره بارون نمیاد !


بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !


برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !


برادر پشت ، برادر زاده هم پشت


خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!


برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !


برای کسی بمیر که برات تب کنه !


برای همه مادره، برای ما زن بابا !


برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !


برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !


بر عکس نهند نام زنگی کافور !


به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !


بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !


بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !


بز گر از سر چشمه آب میخوره !


به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه ؟!، گفتند : بپر، گفت : شترم !


بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !


بعد از هفت کره، ادعای بکارت !


بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !


به کیشی آمدند به فیشی رفتند !


به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !


به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !


به کک بنده که رقاص خداست !


بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

 

بگیر و ببند بده دست پهلوون !


بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل !


بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !


بماه میگه تو در نیا من در میام !


بمرغشان کیش نمیشه گفت !


بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !


بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !


بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !


به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم،

گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !


به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !


بمیر و بدم !


به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !


بیله دیگ، بیله چغندر !



...




:: برچسب‌ها: ضرب المثل
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.