نوشته شده توسط : مهدی پور

 

آب از دستش نمیچکه !


آب از سر چشمه گله !


آب از آب تکان نمیخوره !


آب از سرش گذشته !


آب پاکی روی دستش ریخت !


آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !


آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !


آب زیر پوستش افتاده !


آب که یه جا بمونه، میگنده .


آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !


آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !


آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !


آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !


آبی از او گرم نمیشه !


آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !



آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !


آدم زنده، زندگی میخواد !


آدم گدا، اینهمه ادا ؟!


آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !


آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !


آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !


آرزو بر جوانان عیب نیست !


آستین نو پلو بخور !


آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !


آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !


آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !


آش نخورده و دهن سوخته !


آفتابه خرج لحیمه !


آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !


آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !


آمدم ثواب کنم، کباب شدم !


آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !


آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !


آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .


آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!


آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !


آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !


آنقدر مار خورده تا افعی شده !


آن ممه را لولو برد !


آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟


آواز دهل شنیده از دور خوشه !


فصل « الف »

اجاره نشین خوش نشینه !


ارزان خری، انبان خری !


از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !


از اونجا مونده، از اینجا رونده !


از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !


از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !


از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !


از این ستون بآن ستون فرجه !


از بی کفنی زنده ایم !


از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !


از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !


از تو حرکت، از خدا برکت .


از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !


از خر افتاده، خرما پیدا کرده !


از خرس موئی، غنیمته !


از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!


از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !


از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !


از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !


از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !


از شما عباسی، از ما رقاصی !


از کوزه همان برون تراود که در اوست ! (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))


از کیسه خلیفه می بخشه !


از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !


از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !


از ماست که بر ماست !


از مال پس است و از جان عاصی !

 

از مردی تا نامردی یک قدم است !


از من بدر، به جوال کاه !


از نخورده بگیر، بده به خورده !


از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !


از هر چه بدم اومد، سرم اومد !


از هول هلیم افتاد توی دیگ !


از یک گل بهار نمیشه !


از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !

اسباب خونه به صاحبخونه میره !


اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !


اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !


اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !


اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !


اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !


استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!


اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !


اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !


اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !


اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !


اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !


اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !


اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !


اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !


اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !


اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !


اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !


اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !


اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت

خرابست !


اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !


اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !


اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !


اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !


اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .


اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

 

اگه لر ببازار نره بازار میگنده !


اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !


اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !


اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !


اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !


اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !


اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !


اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !


امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !


امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !


انگور خوب، نصیب شغال میشه !


اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !


اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !


اول بچش، بعد بگو بی نمکه !


اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن !


اول بقالی و ماست ترش فروشی !


اول پیاله و بد مستی !


اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !


ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !


این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !


اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !


این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !


این قافله تا به حشر لنگه !


اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !


اینو که زائیدی بزرگ کن !


این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !


اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!


اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !

 


....




:: برچسب‌ها: ضرب المثل
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.