نوشته شده توسط : مهدی پور

شال در ابتدا از پشم و سپس از ابریشم بافته می شد. شال های پشمی همان گونه که از نامشان پیداست، از پشم تهیه می شد و دارای کاربردهای زیر بود :

1 - پارچه های کم عرضی که برای جلوگیری از کمردرد و یا برای محفوظ ماندن کلیه ها در برابر سرما به کمر می بستند . نوع بافت و رنگ های به کار رفته دراین شال ها ، با توجه به جنسیت اشخاص متفاوت بود:
شال های زنان که با رنگ های تند وشاد همراه با نقوش متنوع و یا خانه های شطرنجی و مواج بافته می شد، شال های مردان اغلب به رنگ های تیره و تک رنگ مثل آبی، طوسی، سیر، فیلی، سیاه قهوه ای، سورمه ای و ... این شال ها علاوه بر زینت لباس، تکه ای جدا نشدنی از لباس افراد به شمار می رفت و تمامی اقشار متناسب با شان و مقام اجتماعی خویش از آن استفاده می کردند.

شال هایی با پشم نسبتاً زبر و کلفت مختص اقشار متوسط جامعه گیلانی و پشم های مرغوب و نرم و سبک متعلق به بزرگان و خوانین بود که پیشکش ممتاز ارزنده ای به شمارمی رفت و به طاق شال مشهور بود. این طاق شال ها یا ترمه شال ها نه تنها درگیلان، بلکه در سرتاسر ایران بافندگان بسیار داشت. طاق شال ها عموماً دورویه و با نوارهای پهن و یا باریک هفت رنگ و یا راه راه بافته می شدند.

2- شالی که از آن به عنوان پارچه استفاده می کردند. بافندگان، این شال های کم عرض را با مهارت و استادی تمام به هم متصل می کردند و زنان از آن پیراهن، شلوار، جلیقه، کت و ... می دوختند همان گونه که اشاره شد، کیفیت جنس این لباس ها به نوع پشم آن بستگی داشت، به طوری که از پشم بهاره که قدرت چسبندگی کم تری داشت برای بافتن شال ها بهره می گرفتند و از پشم های بسیار زبر و خشن لباس کم ارزشی به نام پشمینه برای درویشان تهیه می کردند. دراکثر نقاط گیلان بافندگانی به بافتن شال مشغول بودند که علاوه بر درآمدزایی، اوقات فراغت بانوان گیلانی را نیز پر می کرد و جهیزیه مناسبی برای دختران دم بخت محسوب می شد. این شال ها در شرق گیلان با نام چادر شب شناخته می شدند.

جهت دیدن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید


بافتن شال در غرب گیلان رواج بیش تری داشت و درواقع، قریب به اتفاق شهرها و روستاهای منطقه غرب گیلان با دودستگاه (افقی یا عمودی) شال می بافتند و نیاز پوشاک استان را بر آورده می کردند. بر خلاف شرق، در غرب گیلان به پارچه ضخیمی که بر اثر مالش غیر قابل نفوذ باشد ، شال اطلاق می کردند. بافندگان تالش درهرروز 50 متر شال به عرض هفتاد سانتی متر می بافتند و پس ازاتمام، آن را درآب ولرم مالش می دادند و آب به راحتی از آن عبور نمی کرد. تا دهه های اخیر عمده ترین تولید کنندگان شال در گیلان شهرستانهای شفت، فومن، صومعه سرا، رضوان شهر، سیاهکل، رودسر، لاهیجان، ماسال، لنگرود و... بودند که با پیشرفت صنایع، این صنعت نیز از بین رفت. هم اکنون تنها در روستای ویسرود از توابع شفت برخی افراد مسن به صورت تفننی در حال بافت شال هستند.

3- نوع دیگر شال که درگیلان بافته می شد "شال چادر" نام داشت که بیش تر مطلوب دامداران و عشایر کوه نشین بود و برای ساختن کلبه های کوهستانی چون کومه (نیمه استوانه ای و یا تخم مرغی)، پرگا، گوال، پرو یا پری (نام کلبه های ییلاقی به زبان محلی) به کار می رفت. این چادرشال ها برای آن که استحکام و مقاومت بیش تری داشته باشند از موی بز بافته می شدند. پشم این شال ها در عرض کم بافته می شدند و همانند شال های دیگر پس از اتمام بافت، با مهارت درکنار هم دوخته و سپس روی اسکلت اقامتگاه موقت کوهستانی کشیده می شدند. این شال ها به تدریج به جهت رنگ سیاه خود با نام « سیاه چادر » شهرت یافتند که درحال حاضر نیز مورد کاربرد ییلاق نشینان است. دراین میان، زنان هنرمند گیلانی به غیر از استفاده به صورت چادر، از این شال برای دوختن شلوار و خورجین نیز بهره می بردند. شال چادرها بادستگاه افقی در شهرستانهای ماسال، تالش، رضوان شهر، شفت و ... بافته می شدند.

4- شال پشمی دندانی یا گل خورده شالی است که علاوه بر پشم از ابریشم نیز بافته می شد که امروزه اثری از آن باقی نمانده و تنها تصویر نمونه ای از آن درکنار مقاله فیلیس آکرمن درکتاب سیری در صنایع دستی ایران به چاپ رسیده است. این شال گویا در گیلان و به ویژه درروستای پاشاکی، اغلب به صورت گل ساده، خورشید تابان و یا ستاره در رنگ های متنوع به شکل های متضاد نقش زده می شد. این نقوش گره زدنی گاه به اندازه یک نقطه کوچک به فواصل نزدیک به هم و یا یک دایره بزرگ بر روی پارچه (شال) ایجاد می شد گاه دراطراف آن نقطه ها، نقش یک رشته گل های کوچک و یا ستاره هایی به شکل یک حلقه بافته می شد. زیبایی این دست بافته پشمی را دو چندان می نمود.

در هر حال، شال دندانی همانند شال های دیگری چون کورشاق با رواج ابریشم تکامل یافت و علاقه مندانی پیدا نمود. شال کورشاق را درگیلان زنان لشت نشا می بافتند و مخصوص منطقه شرق گیلان بود. شال مزبور در ابتدا از پشم نرم و لطیف تهیه می شد و بازرگانان و تاجران فراوانی را به سوی خود می کشاند. آنان در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر، تلاش می کردند تا این شال ها را به چنگ آورند و صادر نمایند. دراین میان، بازرگانان تفلیسی بهترین صادر کنندگان این شال ها به کشورهای اروپایی بالاخص قفقاز، ارمنستان و ترکستان، به شمار می رفتند. گرجی ها نیز پس از خریداری، آن را روی لباس هاس سنتی شان به کمر می بستند.

آنچه این شال را از شال های دیگر متمایز می کرد، مرغوبیت پشم، رنگ بندی های شاد و زنده و وجود نقوش متنوعی چون گل و بوته، پرندگان و حیوانات و طرح های اسلیمی آن بود گفتنی است سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای احیای مجدد صنعت شال بافی تلاش نمود تا با فراهم نمودن تسهیلات و امکانات ، این صنعت را در تالش با کمک بافندگان بومی منطقه اشاعه دهد و آن را به جوانان علاقه مند به به عنوان یک حرفه درآمدزا آموزش دهد که متاسفانه نتیجه نداد .

5- چادرشب یا به گویش محلی چاشو در آغاز از پشم های لطیف و سبک تهیه می شد که به لاوبند شهرت داشت. اهالی لا هیجان به این نوع پارچه ها "کمر دَبَد" می گفتند. لاوبند به زبان محلی یعنی بستن و گره زدن و به پارچه هایی اطلاق می شود که بتوان آن را به چیزی گره زد و بست. این پارچه حتی می توانست بقچه ای کوچک برای گره زدن جامه ها پیچیده در آن و یا بقچه ای برای گره زدن دیگ غذا باشد. این نکته قابل ذکر است که لاوبندها علاوه بر بسته شدن به کمر، در شب های تابستان ملحفه و یا روانداز برای اعضای خانواده بودند.

با گذشت زمان از حدود سی یا چهل سال پیش ، لاوبندها در بین مردمان شهرنشین به چادرشب تغییر نام یافت و در میان خود اهالی "چاشو" خوانده شد. لاوبندهای پشمی یا چاشو دارای دسته بندی نیز بودند. بافته های کم ارزش اغلب به صورت انواع دستمال ها، روکش داخلی بالش ها و تشک ها، انواع لباس های خانگی و ... به شیوه ساده تک رنگ و گاه بدون رنگ و با رنگ اصلی خود پشم و بدون نقش و نگار بافته می شد و یا به صورت دست بافت هایی از پشم مرغوب برای مصارف تزیینی خانه ها چون پرده، روکش طاقچه، رویه اصلی لحاف و تشک و ... تهیه می شد. این پارچه ها همواره پوشیده از نقش و نگارهای زیبایی بود که از ذهن و ضمیر خلاق روستاییان نشات می گرفت و ریشه های آن در کهن ترین دست بافته پشمی، یعنی قالی پازیرک دیده شده است.

با آغاز پرورش کرم ابریشم درگیلان بانوان منطقه برای دست یافتن به منسوجات ظریف تر و زیباتر، ابریشم را جانشین پشم کردند و پارچه های ابریشمی برای مصارف تزیینی و بافت انواع لباس های مخصوص اعیاد و جشن ها و مراسم سنتی با نقش و نگارهایی اسلیمی، نباتی، حیوانی به رنگ های سبز، آبی، زرد، قرمز، جگری، گلی، آجری، سورمه ای، قهوه ای و ... تهیه می نمودند. البته طرح های شطرنجی ، پیچازی و مواج را گاه با ابریشم برای افراد فرودست می بافتند.

زنان پس از ابریشم کشی ابریشم های مرغوب را می فروختند و با تبدیل کردن نخاله یا ضایعات ابریشم آن را برای مصارف داخلی خود می ریسیدند و به شکل نوارهای باریکی می بافتند. این نوارها پس از رنگ آمیزی با رنگ های طبیعی با آراسته شدن به گل و بوته و نقوش دلخواه بافندگان و تقاضای بازار، درکنارهم دوخته می شد. نقوش رایج در چادر شب ها عبارتند از انواع درختان (چنار ، سرو ، کاج و ...) اسب سوار، گوزن با شاخهای بلند، زن تاجدار، گل دریایی، پروانه، گلیم گل، گل چلچراغ، صندوقچه گل، گنجشک، بلبل، شانه گل، شطرنجی، خورجین و ...

اواخر دهه پنجاه با گران و نایاب شدن ابریشم و به صرفه نبودن پرورش کرم ابریشم بافندگان ناگزیر شدند. پنبه و ابریشم های مصنوعی و یا کامواهای رنگی موجود در بازار را جانشین ابریشم نمایند و کار ارزان تری به بازار عرضه کنند.

در گذشته اکثرنقاط شرق گیلان ، چه روستاها و چه شهرهایی نظیر رودسر، کلاچای، بی بالان، گلدشت، واجارگاه، قاسم اباد سفلی، قاسم آباد علیا، لاهیجان ، املش و ... مبادرت به بافتن چادرشب می نمودند. درحال حاضر، تنها درقاسم آباد و روستاهای اطراف آن زنان خستگی ناپذیری هستند که علی رغم به صرفه نبودن، به یافتن ادامه داده اند.

صنایع گیلان، عکس از نت

جمع آوری و تنظیم:عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: صنایع دستی گیلان, مقالات گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٥/٢٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.