نوشته شده توسط : مهدی پور

«الکساندر خودزکو در سالهای دهه‌ی 1830، در عصر سلطنت محمد شاه قاجار به عنوان کنسول روسیه در گیلان خدمت میکرد.»

بنابراین مشاهدات او از گیلان مربوط به حدود 180 سال پیش میشود.

(( در گیلان، فقیر به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. در این سرزمین به سادگی میتوان وسیله‌ی امرار معاش روزانه را به طریقی فراهم آورد. دراویش و متکدیانی که گاهی به چشم میخورند، خارجیانی هستند که از آن سوی کوه‌های کاسپین [البرز] به گیلان آمده‌اند.

یک گیلک در کار پیاده روی در حد کمال است و مهارت او در این کار بیش از قدرت بدنی اوست. او معمولا بدون پاپوش راه می‌رود و همیشه به داسی از آهن یکپارچه مسلح است ...

شیوه‌ی غذا خوردن گیلانی با اعتدال فراوان همراه است. او جز آب نمی‌آشامد؛ آبی که گاهی به اندکی از شیره‌ی انگور، شیرین شده است. خوراک اساسی او برنج است، طبخ شده به صورت کته همراه با ماهی شور. ماهی شور را بیشتر به عنوان چاشنی به کار میبرند تا اینکه به عنوان یک رکن اساسی غذا. در سراسر زمین ایران تنها در اینجاست که از گوشت گاو استفاده میشود و آن را در بازارها می‌فروشند ...

نجبای گیلان علاقه‌ای خاص به طبخ خوب نشان میدهند و مهارت آشپزهای این سامان حتی در دربار تهران نیز از اشتهاری تام برخوردار است ...

شگفت آنکه یک گیلانی پاک خون، از استعمال نان کراهت دارد تا آنجا که به هنگام سخت‌ترین منازعات، این جمله به صورت دشنامی درشت به گوش میرسد که «برو نان بخور و بترک» .... ))

منبع:
سرزمین گیلان_الکساندر خودزکو


...




:: برچسب‌ها: گیلان قدیم
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٤/٢۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.