نوشته شده توسط : مهدی پور

((امروز سالروز تازش عادل شاه گیلانی به لاهیجان و آتش زدن خانه های وابستگان به حکومت صفوی و
توزیع اموال آنها در میان تهی دستان گیلانی است / شاه عباس برای سرکوب این قیام 8 هزار گیلانی را کُشت و عادل شاه گیلانی را به بدترین شکل ممکن شکنجه داد ))

--قیام عادل شاه یک قیام مردمی بود که در عصر صفوی در ایالت گیلان به وقوع پیوست. این قیام به سرعت گسترش پیدا کرد و بسیاری از مردم شهرها و روستاهای گیلان در مخالفت با دولت مرکزی به این قیام پیوستند.

--در دوره های قبل از حکومت صفوی گیلان توسط حاکمانش به صورت مستقل اداره می شد در زمان روی کار آمدن شاه عباس صفوی،شاه صفوی برای تحکیم بخشیدن به قدرت دولت مرکزی به گیلان حمله و حکومت مستقل گیلان را سرنگون کرد ولی همچنان تحرکاتی در میان مردم گیلان برای بیرون رفتن از یوغ حکومت صفوی وجود داشت.

--با گسترش یافتن این قیام در سراسر گیلان و رسیدن خبر پیروزی های عادل شاه گیلانی به دربار صفوی،شاه صفوی برآن شد که این قیام را سرکوب کند.بدین ترتیب این قیام با کشتار قیام کنندگان سرکوب شد و عده ای تعداد کشته شدگان را تا 8000 نفر ذکر کرده اند.

--اولیاریوس در مورد چگونگی دستگیری و شهادت عادل شاه گیلانی می نویسد:"پس از دستگیری پالهنگ و زنجیر بر دستها ودوش او گذاشتند و در این حالت سوار بر الاغش کردند و با عده‌ای فواحش به عنوان‌ملتزم رکاب که عقب و جلوی او حرکت می‌کردند، نزد شاه‌صفوی بردند. شاه‌صفوی دستورداد تا چهار دست و پای عادل شاه را مانند اسب و الاغ نعل زدند و به او گفت درسرزمین گیلان که خاکش مرطوب و نرم است بدون نعل راه می‌رفتی، ولی در اینجا که‌زمین سفت است باید تو را نعل کنند که بتوانی راه بروی.

--سه چهار روز تمام عادل شاه رادر حضور شاه‌صفی به انواع و اقسام وسایل شکنجه می‌کردند و در روز چهارم او را به‌میدان شاه بردند و به بالای ستون و تیر وسط میدان کشیدند و هدف تیر و گلوله قراردادند، بدین ترتیب که شاه صفوی خودش نخستین تیر را به طرف او رها کرد و بعد به‌اطرافیانش گفت: هر کس مرا دوست داشته باشد تیری به سوی این خائن خواهدانداخت. همه کمانهای خود را کشیده و آنقدر تیر بر بدن عادل ‌شاه زدند که جسد او بربالای ستون مشبک شد. سه روز تمام این جسد بالای ستون باقی‌ماند و بعد آن را پایین‌کشیده و به خاک سپردند."

منبع : گیلانیها


...




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/۱٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.