نوشته شده توسط : مهدی پور

* نوشیدنِ آبِ تازه:

آب در ادیانِ باستانی عنصری مقدس و معنوی ست. در گیلان پیش از آن که سالِ تازه شود و آفتاب به برجِ حَمَل (بره)، آبِ خوردنِ موجود در خانه زا بیرون می بردند و در حیاطِ خانه یا در رود می ریختند. از چشمه یا چاهِ خانه آبِ تازه می آوردند و قطراتی از آن را در کوزۀ کره گیری می چکاندند و بر کنجِ اتاق و ایوانِ خانه شِتَک می زدند (می پاشیدند). یا در پاشنۀ زیرینِ دَرِ اتاق می ریختند و می گفتند: « کهنه برود و تازه بیاید ». اینکار را سببِ تندرستی در سراسرِ سالِ تازه می دانستند.

* در کنارِ هم ماندن:

پیش از تحویلِ سال همۀ اعضای خانواده در خانه گرد می آمدند و نبودنِ هنگامِ تحویلِ سال را سببِ آوارگی در سالِ تازه می پنداشتند.

* آغازِ زندگیِ نو:
باور دارند که موقعیت و حالاتِ انسانها در لحظۀ تحویلِ سال، تا پایانِ سال ادامه خواهد داشت. نوپوشی، شادمانی، داشتنِ پول و سکّۀ تازه در دست و یا چیب، نظر کردن به آب، آینه، سبزه و گلِ سفرۀ نوروزی، در به ملاطفت سخن گفتن، خوردنِ عسل، شکر و شیرینی، دلگرم و امیدوار کردنِ دیگران، دست کشیدنِ بر پشتِ چهارپایان و برنج و آذوقۀ خانه را در لحظۀ تحویلِ سال مبارک می پنداشتند.

* رسمِ پهلوانی:

در گذشته های دور، مردانِ خانواده های دهستانِ گشتِ روخانِ فومن، بلافاصله پس از تحویلِ سالِ نو از خانه بیرون می آمدند، در فضا و محلۀ بازِ خانه، بر حسبِ توانِ جسمیِ خود، سنگِ وزینی را انتخاب می کردند و به نیّتِ تندرستی و موفّقیّت در سالِ نو آن را بالای سر می بردند و پس از این حرکت به کنارِ سفرۀ نوروزی باز می گشتند.

* دیدارِ ارواح از بازماندگان:

اگر تحویلِ سال پس از شام بود، در اتاقِ دیگری که سفرۀ نوروزی نبود شام خورده و افراد هر یک لقمه ای از غذای خود را در بشقابِ باقی می گذاشتند و سفره را جمع نکرده و اتاق را ترک می کردند. باور داشتند که ارواحِ درگذشتگان (چارشنبه خاتون) به دیدارِ خانواده می آیند، پس بهتر است چیزی برای آنان باقی بگذارند تا دعای خیرشان را به سویِ خود جلب کنند. بر این باور در شبِ تحویلِ سالِ نو و یا ساعتی پیش از آن، درِ تمامِ اتاق ها، طویله، انبارها، لانۀ ماکیان و تلمبارِ خانه را می گشودند، تا ارواحِ خانواده، آنان زا متبرک کنند.

نخستین پلوی ناهار یا شامِ پس از تحویلِ سال را با خورشت سبزیِ بدونِ گوشت (ترشِ تره)، ماهیِ تازه یا دودیِ برشته شده در روغن و انواعِ سبزی خوردن، صرف می کردند.

گوشتِ گاو گوسفند و مرغ جایی در سفره نداشت. در گذشته سبزی پلو با گوشتِ گاو و گوسفند و مرغ، هنگامِ نخستین شام با ناهارِ سالِ تازه و حتی چهارشنبه سوری مرسوم نبود. این رسم از پایتخت به شهرهای بزرگِ وارد شد و از آنجا به روستاها رسید. تنها گوشتِ مصرفی در اولین وعذۀ غذای شبانه روز بهد از ورود به سالِ تازه، گوشتِ ماهی به ویژه کولی و ماهیِ سفیدِ تازه یا دودی بود. ماهی را در روغنِ حیوانی یا کره سرخ می کردند و با خورشتِ سبزی (ترشِ تره) و پلو می خوردند.

بره گردانی:

در باورِ مردم، برهحیوانی معصوم، سبک پا و خوش قدم است، پس دیدارش را در نخستین ساعت های تحویلِ سال، سببِ خوش شانسی در سالِ تازه می دانستند.

نوشته شده از کتابِ جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو


...




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.