نوشته شده توسط : مهدی پور

 

پاک کردنِ خانه و دور کردنِ زباله و وسایلِ کهنه:

در روزِ سه شنبه خانه را برای ورودِ مهمانِ هرساله؛ چهارشنبه سوری، تمیز و پاکیزه می کنند و آنچه را که نشانه ای از زشتی، پستی و نکبت است، دور می ریزند. زباله ها و وسایلِ کهنه را دور می کنند و ظروفِ سفالیِ کهنه و کثیف را که نمادِ پستی و پلیدی است می شکنند. اغلبِ مردم بر این باورند که نگه داشتنِ وسایلِ کهنه در خانه برای ساکنانِ آن نحسی و نکبت می آورد و شکستنِ ظروفِ سفالیِ کهنه و کثیف را بلاگردانی و دور راندنِ غم و اندوه می دانند.

مردم در شبِ چهارشنبه سوری، به فواصلِ معین، سه، پنج یا هفت کپه از ساقه و پوشالِ خشک شدۀ شالی (کولوش و سراچینا) را در حیاط یا محوطۀ بازِ بیرون از خانه می چینند، آتش می زنند و از روی آتش ها می پرند. در مناطقِ کوهستانی به جای ساقه و پوشالِ شالی، کاه و پوشالِ گندم و علفِ خشک را می سوزانند.

انتخابِ عددِ فرد برای چیدنِ کپه های پوشال ریشه در فرهنگ و ادیانِ باستانیِ ما ایرانیان دارد. تقدّسِ عددِ هفت به دلیلِ اعتقادِ مردمِ ایرانِ باستان به هفت سیاره بوده است که باور داشتند که هر کس نظرِ هفت سیاره را جلب کند، خوش بخت می شود. شاید هم به دلیلِ وجودِ هفت امشاسپند در دینِ زرتشت باشد. زرتشت نیز از هفت نیکوکار سخن می گوید که پسران و دخترانِ اهورا مزدا هستند.

در بعضی از مناطق مانندِ بخشِ کوهستانیِ دیلمانِ سیاهکل به طورِ معمول از روی تعدادِ بوته های فردی که آتش می زنند، می پرند.

اغلبِ مردم بر این باورند که آتشِ چهارشنبه سوری، همۀ بلاها، بیماریها و بدبختی ها را می سوزاند و نابود می کند و اگر بیمار از روی آتشِ چهارشنبه سوری بپرد، شفا می یابد. در شبِ چهارشنبه سورس همۀ افرادِ خانه باید حضور داشته باشند و به نوبت از روی آتش بپرند. ابتدا بزرگترها از آتش می گذرند و آنگاه به ترتیبّ سن، دیگران. خردسالان در آغوشِ پدر و مادر و کهنسالان با کمکِ جوانان از آتش می گذرند. گاه برای پیران در اتاق اسپند دود می کنند و به داخلِ اتاق می برند تا از آن عبور کنند. برای بیماران اسپند دود می کنند به دورشان می گردانند و سپس به نیّتِ دور کردنِ بلا و بیماری با همان ظرفِ اسپند از روی کپه های آتش می پرند.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید


از خانه بیرون رفتن و نحسی را دور کردن:

مردم بر این باورند که در شبِ چهارشنبه سوری می باید از خانه بیرون بروند و نحسیِ این روز را از خود دور کنند. روستائیان به صحرا می روند و در کنارِ جوی و رودخانه ای یا در حاشیۀ مزرعه ای قدم می زنند و یا می نشینند و گاه برای خرید رهسپارِ بازارهای هفتگی می شوند.

در شهرها هم برای خریدِ شبِ چهارشنبه سوری به بازار می روند و یا در شهر و اطرافِ آن گردش می کنند و خلاصه هر کس به بهانه ای در این شب از خانه بیرون می آید.

(2)
خریدِ شبِ چهارشنبه سوری:

شبِ آخرِین چهارشنبۀ سال در بازار غلغله ای برپاست. دست فروشان در حاشیۀ بازارها و کنارِ پیاده رو ها و خیابان های اصلی بساط های شان را پهن می کنند و با صدای بلند و در قالبِ شعر اجناسِ خود را عرضه می دارند. در رشت، دست فروشان با صدای بلند می خوانند:
عاطیلا کون، باطیلا کون
مرده مارا بیرونا کون
اسفند دوکون، چاووش بایه
تی مردِ مار، بهوش بایه
-------------
عاطل کن، باطل کن / مادر شوهرت را بیرون کن
اسپند را دود کن، چاووش بیاید / مادر شوهرت بهوش بیاید

در این شب بیشترِ زنان به بازار می روند. وسایلی که در این شب خریدشان سنت و مرسوم است عبارتند از:
آیینه، شانه (به خصوص شانۀ چوبی)، قاشقِ چوبیِ بزرگِ خورشتی (ملاقه)، اسپند، ظروف سفالی، گمج دانِ درپوش دارِ سفالی (گمج و نوخون)، آجیلِ شیرین (آجیلِ مشکل گشا)، جوراب، دستمال و ... .
----------------
نوشته شده از کتابِ جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٦ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.