نوشته شده توسط : مهدی پور

در گامیشانِ ماسال، اولین گروهِ نوروزی خوان را به درونِ خانه دعوت و از آنان با نان و پنیرِ محلی و چای پذیرایی می کنند و برنج و پول به آنان هدیه می دهند. باور دارند که اگر در یک شب سه گروهِ نوروزی خوان بر درِ خانه ای بیاید، اقبال به صاحبخانه روی آورده است (1353). به درونِ خانه آوردنِ نوروزی خوانان در رشت هم مرسوم بود (1322)

در منطقۀ کوهستانیِ گامیشانِ ماسال، گرفتنِ هدیۀ سر شاخۀ شمشاد از نوروز خوانان متداول است. اگر صاحب خانه در تدارکِ عروسیِ فرزندانِ خود در سالِ تازه باشد، هدیۀ چرب تری به آنان می دهد.

چنانچه در آن سال کسی از اعضای خانواده فوت شده باشد، با پرداختِ هدیه ای از نوروزنامه خوانان می خواهند بر درِ خانه شان نخوانند.

در سیمبرِ صومعه سرا اگر نوروزی خوانان سرشاخۀ شمشاد با خود نمی آوردند، صاحبخانه بر سرِ و روی آنان آب می پاشید (1352). در این روستا هر خانواده تنها یکبار، آنهم در اولین شبی که نوروزی خوانان بر درِ سرای شان می آیند، از آنان سر شاخۀ شمشاد دریافت می کنند و آن را برگِ سبز می نامند. چنانچه گروههای دیگری هم بخواهند برگِ سبز تقدیم کنند، صاحبخانه می گوید: ما دریافت کردیم و ما را بس است (1354).

در نوکاشتِ صومعه سرا، صاحبخانه در مقدمِ اولین گروهِ نوروزی خوانانِ سال، ظرفی آب می ریخت به این معنا که «قدم تان مبارک باشد».

گاه یرشاخۀ شمشاد تقدیمی به صاحبخانه را بر حلقۀ چفتِ بیرونیِ درِ خانه فرو می کنند (اباترِ صومعه سرا، 1354). این تحفۀ برگرفته از طبیعت هیچگاه دور ریخته نمی شود، گاه آنرا در اتاقی که بساطِ نوروزی در آن می گسترند، می نهند و یا بر سرِ سفرۀ نوروزیِ «هفت سین» می گذارند. پس از برجیدنِ سفرۀ سالِ نو، صاحبخانه آنرا به چند قسمت تقسیم می کند و در انبارِ بزنجِ آذوقۀ خانه، انبارِ خوشه های درو شدۀ شالی (کوروج)، طویلۀ دام ها و تلمبار (محلِ پرورشِ کرمِ ابریشم) قرار می دهد.

در بسیاری از روستاهای غربِ گیلان، سرشاخۀ شمشادِ نهاده شده بر سفرۀ هفت سین را به خزانۀ شالیکاری می برند و در گِل فرو می کنند تا برکت و تازگی و سرسبزی به خزانۀ شالی انتقال یابد.
-----------------
برگرفته از جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو


...




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.