نوشته شده توسط : مهدی پور

لالَه کوکو مونُـو.
Lāla Kōkō Mōnō.
مانند فاختهی لال شده است.

توضیح:

این ضرب­ المثل برای فردی که در سوگ عزیزی از بس که به ناله و زاری پرداخته و دیگر صدایش در نمی­ آید، کاربرد دارد.

در تالش به «فاختهی کوهستان»، «کوکو» گفته می­شود. برای این پرنده، افسانه­ای بر زبانهاست بدین مضمون که:

در گذشته ­های بسیار دوری دختر جوانی مادر، برادران و خواهران خویش را از دست داده و اسیر دست نامادری شده بود. این نامادری به بهانه­ های بی­ مورد با دختر جوان بسیار بدسلوکی و بدرفتاری می­کرد. روزی که نامادری شیر گوسفندان را دوشیده بود به دختر می­دهد تا برای جوشاندن روی آتش قرار دهد. از آنجاییکه روی شیر تازه ­دوشیده شده معمولاً پر از کف می­شود، بعد از اینکه شیر به جوش آمد به تدریج کفهای روی آن فروکش کرده بود و اثری از کف نبود. نامادری همین امر را بهانه قرار داده با دختر بیچاره درگیر می شود وبهانه­ جویی کرده و به دختر میگوید که تو همه شیر را خورده ­ای!

دختر هم که دیگر از دست نامادری به ستوه آمده بود، در گوشه ­ای خلوت به درختی تکیه می­کند و از خداوند درخواست می­کند که او را به شکل پرنده­ای قرار دهد تا برای همیشه از دست نامادری رها شود. از قضا دعای او بلافاصله مستجاب می­ شود و او به شکل یک پرنده در می ­آید که به نام «کوکو» شهرت دارد. 

کوکو در سه ماه فصل بهار روی درختان با صدایی محزون، آوازخوانی می­کند. و آوازهایش شبیه ذکر و تکرار این کلمات است: کوکو، شْـتی، پْـتی، تی­تی،...

تالشان اعتقاد  دارند که او می­ گوید: من شیر را نخورده ­ام، آن کف شیر بود که فروکش کرده بود،...

در افسانه ها آمده است که کوکو  بعداز چند ماه خواندن دیگه نمیخواند ولال می شود

منشاء ضرب­ المثل از این افسانه ی محلی است.

برای این پرنده جنگلی شعر و  آهنگی سوزناک در موسیقی تالشی وجود دارد که حکایت از بی­کسی و در سوگ نشستن آن است.

کوکو بَر سَر دار، کوکو بَر سَر دار، کار مَدار بدا بناله

ترجمه: کوکو بر سرِ درخت است، کوکو بر سر درخت است، کار نداشته باش بگذار بنالد

کوکو دِدِ نداره، کار مَدار بدا بناله

ترجمه: کوکو مادر ندارد، کار نداشته باش بگذار بنالد

کوکو برا نداره، کار مَدار بدا بناله

ترجمه: کوکو برادر ندارد، کار نداشته باش بگذار بنالد

کوکو خالی نِداره، کار مَدار بدا بناله

ترجمه: کوکو خواهر ندارد، کار نداشته باش بگذار بنالد

کوکو بَر سَر دار، کوکو بَر سَر دار، کار مَدار بدا بناله

ترجمه: کوکو بر سرِ درخت است، کوکو بر سر درخت است، کار نداشته باش بگذار بنالد


...




:: برچسب‌ها: افسانه های گیلانی, ضرب المثل های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.