نوشته شده توسط : مهدی پور

زندگی روستایی آرام و آهسته پیش می‌رود. زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسوده‌شدن از سختی‌ها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن.

در روستاست که شادی‌ها و غم‌ها تقسیم می‌شوند. آدم‌های روستا به هم نزدیک‌ترند و آنجاست که همسایه از حال همسایه خبر دارد.

آدم‌هایی که همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است که خیلی وقت‌ها می‌گویند خوشا به حالت ای روستایی. روستایی خبر از بوق‌های پی درپی ماشین‌ها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.

زندگی در روستا لذت خواص خودش را دارد که متاسفانه ما امروزی ها از آن کم یا اصلا استفاده نمی کنیم

مثلا در قدیم وقتی که خبری از گاز و کپسول و اجاق گاز نبود و حتی چراغی برای گرم کردن اطاق وجود نداشت به طوری که از یک بخاری هیزمی برای گرمایش اتاق استفاده می شد...

خوب به یاد دارم که مادرم ما را برای جمع کردن هیزم به جنگل می فرستاد و ما هم با بازی گوشی های معمول بچگی با شور و نشاط و عاری از هیچ غم و غصه ای اینکار را به خوبی انجام میدادیم  و وقتی به خانه برمی گشتیم خسته و بی حال و گرسنه منتظر غذا به گوشه ای می نشستیم و به طبیعت زیبای اطرافمان نگاه میکردیم به طوری که نسیم شالیزار صورتمان را نوازش می داد ...

مادرم با هیزم های که ما آورده بودیم آتشی درست می کرد و با سه پایه آهنی به زبان تالشی (سه لینگَه) روی ان قرار می داد و پلو آتشی (آتش پله ) را روی آن درست می کرد و دور دیگ پلو  رو گِل کاری  میکرد تا پلو در آن با عطر طعم خواص خودش پخته شود .

وقتی که عطر پلو سراسر فضای حیاط و محوطه خونه را پر میکرد زندگی زیبای روستایی مان حس و حال وصف ناپذیری  به خود می گرفت .

چه انتظار شیرینی بود ....

وقتی سفره پهن می شد همه دور  هم در کنار سفره می نشستیم و منتظر تقسیم غذا توسط مادر می شدیم ، وای خدای من خوردن پلو آتشی (آتشَه پلِِه) با پنیر محلی (تالشه پنیر )چقد لذت بخش  بود  .

یادش بخیر ...

اما سبک زندگی در روستا حالا مثل بسیاری از جنبه‌های زندگی آدم‌های امروزی تغییر کرده و حالا به چشم روستا، شهر نمادی برای امروزی شدن است.

بسیاری از عناصر زندگی شهری در زندگی روستایی راه یافته است. حالا دیگر زن روستایی تقریبا از همان ابزاری استفاده می‌کند که زن شهرنشین در خانه‌اش دارد.

حالا در خانه زن روستایی جای جارو دستی را جارو برقی، جای پشتی را مبلمان و شاید جای سفره روی زمین را میز ناهارخوری البته نه در شکلی کاملا مدرن پرکرده است. دیگر بوی نان محلی در کوچه پس‌کوچه‌های روستا به مشام نمی‌رسد و انگار نان‌های ماشینی، سفره‌های خانه‌های روستایی را رونق می‌دهد.

هر چند تغییراتی در سبک زندگی روستا‌ها وارد شده اما روستا، همان روستاست با همان مردمانی که آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و پاکی حقیقت زندگی‌شان مال آنهاست.

پس

خوشا به حالت ای روستایی       چه شاد و خرم چه با صفایی

عکس های بسیار زیبا از  پلو آتشی (آتشه پله ) را برایتان به نمایش گذاشته ام امیدوارم که بتواند تداعی گر خاطرات گذشته شما گردد و از این تصاویر لذت ببرید.

جهت دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید


عکس :سر کار خانم فرشته سیدی




:: برچسب‌ها: خاطرات کودکی تالشان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱۱/٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.