نوشته شده توسط : مهدی پور

نوروزخوانها که در گذشته خبردهندگان و پیام آوردن نوروز بودند امروزه در بسیاری از مناطق روستایی و کوهستانی کار خود را ادامه می دهند.

نوروزخوانها معمولاً در شب حرکت می کنند و فانوس و چماق همراه دارند.آنان از فانوس برای دیدن راه و از چماق برای زدن حیواناتی نظیر سگها و شغالها استفاده می کردند و از محله ای به محله دیگر و از خانه ای به خانه دیگر سر می زدند.

بنابراین نوروزخوانها در جلوی هر خانه شعرهایی برای خوشامد صاحبخانه می خواندند مثلاً دعا می کردند پسرهای خانه داماد شوند و روزی سعادت و نیکبختی برای اهل خانه آرزو می کردند که صاحبخانه ها هم هدیه ای مانند تخم مرغ، برنج، شیرینی، پول و . . . به نوروزخوانها می دادند.

گروه نوروزی خوانها معمولاً از سه نفر تشکیل می‌شود یکی از آنان سرخوان است شعر می‌خواند و بیشتر شعر نوروز و نوسال را که اینطور شروع می‌شود می‌خواند:

" فصل بهاران آمده گل در گلستان آمده   مژده دهید ای دوستان نوروز سلطان آمده "  و آن دو نفر دیگر هم این شعر را تکرار می‌کنند. یکنفرشان کوله‌باری هم بر دوش دارد که هدایای مردم را در آن جمع می‌کند شاخه‌هایی از درخت شمشاد نیز به همراه دارند که به صاحب‌خانه‌ها می‌دهند و برایشان دعا می‌کنند.

مردم آمدن نوروزی‌ خوانها را به خانه‌هایشان خوش‌ شگون می‌دانند و به آنان برنج، شیرینی، تخم‌مرغ، پول و چیزهای دیگر می‌دهند

نوروزی خوانی  بخش مهمی از موسیقی آئینی و مذهبی گیلان است

بدین ترتیب نوروزخوانی، آئینی مربوط به نوروز است که در نواحی مختلف به شکلهای گوناگون اجرا می شود این آئین در دو سوی البرز به خصوص در مازندران، گیلان، کومش و طالقان به وفور یافت می شود و در حقیقت بخش مهمی از موسیقی آئینی، مذهبی دو سوی البرز را تشکیل می دهد.

نوروز خوانی در مناطق مختلف با نامهای نوروز نو سال، امام خوانی، بهار خوانی، نوروز نامه و... معروف است و پیشینه و ریشه این آئین تا دوران قبل از اسلام قابل ردیابی است.

بدین ترتیب کارشناسان و صاحبنظران از نحوه شرایط اجرای نوروزخوانها و تطبیق آنها با محیط می گویند:" شاید بتوان گمان داشت که حرفه ای بودن این مراسم و ایجاد درآمدی برای بهار خوانها از علل اصلی تطبیق آنها با شرایط و خواست مذهبی مردم برای ادامه کار نوروز خوانهاست.

از آیین های موسیقایی غیرمذهبی کهن دیگر همچون " آرش تیرانداز" ، " تیرما سیزده " و " ستایش چراغ " در شامگاهان که توسط افراد هر خانواده اجرا می شد به دلیل غیرحرفه ای بودن و عدم وجود جنبه ها و انگیزههای مالی به فراموشی سپرده شد.

اما در حقیقت منع مذهبی دلیل مقبول تری برای فراموشی آئینهای غیرمذهبی است و نوروزی ها به دلیل استفاده از روایات و نقل مذهبی ماندگار شدند.

" مشحون " نیز در کتاب تاریخ موسیقی خود می نویسد: " سرودهای نوروزی که با آهنگ مخصوص در گیلان، مازندران و گرگان در پیش باز سال نو و نوروز می خوانند ظاهراً سابقه بسیار قدیمی دارد".

با این وصف نوروز خوانیها از نظر مضمون و نحوه اجرا به بخشهای مختلفی همچون امام خوانی، توصیف خوانی، مدح خوانی، هجوخوانی، بداهه پردازی و... قابل تقسیم است.

امام خوانی تقریباً در تمام نمونه های شنیده می شود. نوروزخوان از مدح معصومین و امامان کار خود را آغاز می کند. ذکر ۱۲ امام و خصوصیات آنان در اغلب نوروزی ها مشاهده می شود در میان برخی از روایتها ذکر امام حسین(ع) و مصائب او و خاندانش مفصل تر تشریح شده است.

در برخی مناطق، در پایان این بخش از برخی داستانها و روایتها نظیر قصه آدم و حوا، حضرت ابراهیم و... نیز استفاده می شود.

توصیف خوانی، وصف بهار و طبیعت، رستاخیز زمین و ستایش پاکی و نیکی بخش دیگری از آیین نوروز خوانی است. معمولاً این بخش با تغییر ملودی همراه است، ستایش و توصیف بهار و طبیعت ممکن است توسط ترجیع خوانها در میان بخشهای دیگر نیز خوانده شود.

مدح خوانی و هجوخوانی از دیگر مراحل نوروزی خوانی است  که به انعام و خلعت می انجامد وهمچنین امکان ادامه طنز، هجو، ستایش و مدح را برای نوروز خوان فراهم می آورد، دریافت انعام، مدح و عدم آن، هجو و سخره را برای صاحبخانه به دنبال دارد.

بداهه پردازی، موقعیت اجرا، شرایط و مکان اجرای آیین و نحوه انعام صاحبخانه نوروز خوان را در شرایطی قرار می دهد تا با توجه به موارد ذکر شده اجرای خود را با شرایط تطبیق دهد.

حافظه قوی، توان اجرایی و بداهه سرایی از ویژگیهای مهم یک نوروز خوان است

حافظه قوی، توان اجرایی و بداهه سرایی به خصوص در زمینه خلق شعر مناسب از ویژگیهای مهم یک نوروز خوان است. همچنین گرفتن انعام، در برخی مناطق برای نوروزخوان امری نکوهیده بوده پس به مهاجرت می پرداخت تا در منطقه ای دیگر به انجام آیین بپردازد.

تسلط نوروز خوانان کومش به زبان طبری و نوروزخوانان طالقان به گیلکی و طبری به حضور آنان در گیلان و مازندران می انجامید این مسئله سبب انتقال بخشی از فرهنگ شفاهی و سنتهای موسیقی در دو سوی البرز بوده است. همینطور مجالس نوروزخوانی مجموعه ای از عقاید، آداب و رسوم، شادی، انتقاد و اطلاع رسانی را در خود جای داده است.

توصیف و بازگویی احساسات مردم در بازنگری بهار و نوروز، تبلیغ افکار آیینی و اعتقادات مذهبی، بازگویی وقایع ناگوار سیاسی - اجتماعی به شیوه تمثیلی و کنایی و غالباً در قالب طنز و هجو به منظور انتقال اخبار و وقایع از نقطه ای به نقطه ای دیگر از دیگر مزیتهای نوروز خوانی است.

گردش ملودی در نوروزیها ساده و روان است. راویان این نوع موسیقی از میان مردم عادی برخاسته و موسیقیدان حرفه ای نبودند و این خود به سادگی اجرا انجامیده است.

هر بخش از جمله ای کوتاه تشکیل شده که تکرار می شود و گاه به خاطر انطباق با شعر گردش ملودی  مختصر تغییری می یابد در هر منطقه آوازهای نوروزخوان از آوازهای منطقه تأثیر پذیرفته است.

دامنه صوتی کوتاه  آن را از سایر موسیقیهای آوازی متمایز می کند ضمن آنکه در برخی مناطق فرم و ساختار اجرا به آن حالتی غیرملودیک می دهد.

با این حال  استفاده از همخوانی، به صورت سؤال و جواب، ویژگی بسیاری از نوروزیهاست.  نوروز خوانی کاملاً آوازی بوده و در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نمی شود.

 

اشعارنوروز خوانی

" بخوانم من امام اولین را                  شه کشور امیرالمؤمنین را

وصی جانشین یعنی علی را              به یاسین و الف لام و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نوروز                امام دومین هم دسته گل

شفاعت می کند او بر سر پل              اما سومین شاه جهان است

بود نامش حسین شاه یگانه و . . . ".

آنها این اشعار را تا امام دوازدهم تکرار می کنند.

" امام دوازدهم مهدیش نام است           تمامی کل عالم را امام است

بدانید حضرت صاحب الزمان است           به یاسین و الف و لام و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نوروز                خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان

جوانان را داماد گردان                         عروسش صاحب اولاد گردان

به یاسین و الف و لام و فیروز                دهید مژده که آمد عید نوروز

هوا سرد است و بگرفته صدایم             که چند تا تخم مرغ باشد دوایم

ایا همشیره فرخ لقایم بکش زحمت بیار عیدی برایم

جوانب خیر ببینید از دعایم و . . . ".




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/٥/۱۸ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.