نوشته شده توسط : مهدی پور

اییا زنجیل فراوُنَه مَبَرشن  

اییا کو نختَه ارزونَه مَبَرشَن

اییا سَردَه زمستونَه زمستون

همه جا دَشتِه لَیسونَ مَبَرشَن

چرا پِشت آکَری شَو مَنگَه تاوی

خراوَه گَرمَه گیلونَه مَبَرشَن

دَفرسی اَز چرا هی خون هَرم خون؟

چم دیل ای کَچَه خونَه مَبَرشَن

شَوی نصبی چرا من پَس یَنی شی

بیوَختَه (سه برارونَه ) مَبَرشَن

ترجمه فارسی

اینجا زنجیر فراوان است ،بیرون نرو

اینجا دهنه ی اسب ارزان است بیرون نرو

اینجا سرد است ، زمستان است ، زمستان

همه جا مثل (ییلاق دَشته) پس از باران ، پر از گِل و لای است ، بیرون نرو

چرا شب به مهتاب پشت میکنی ؟

قشلاق خراب شده گرم است ، بیرون نرو

از من میپرسی که چرا همه اش خون و دل میخورم ؟

دلم پیاله خون است بیرون نرو

نیمه شب چرا مرا تنها میگذاری و میروی

(سه برارون )ظلمات است ، بیرون نرو

1= سه برارون : نام منطقه ای در ییلاقات شاندرمن


منبع : کتاب شاعران تالش

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۳/۱٠ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.