نوشته شده توسط : مهدی پور

دکتر رضی شبان از مردان ظلم ­ستیز و از اطبای حاذق گیلان در 12 تیر1290 در قریۀ سفیدمزگی ــ شالماــ در شهرستان شفت به جهان زندگی پای نهاد.

پدرش از افراد صاحب اعتبار و برخوردار از احترام بود. او پسرش را به فراگرفتنِ خواندن و نوشتن نزد طالقانی‌هایی که چند ماه از سال را به گیلان آمده و به قراء و قصبات می‌رفتند تا بچه‌های مردم را با قرآن، خط و استثنائاً فارسی آشنا سازند، واداشت.

رضی نزد آن‌ها تا آن‌جا به تحصیل پرداخت که چون به رشت آمد، طی شرکت در آزمایش استعدادی یا قوه‌ای، موفق شد در کلاس سوم مدرسة جدید نام‌نویسی کند. این موفقیت در روحیه‌اش اثر فراوان به‌جای نهاد و وی را برای آموزندگی کامل‌تر آماده ساخت. او همیشه از آن دوران با شادی و افتخار یاد می‌کرد.

رضی شبان پس از پذیرفته‌شدن در امتحانات نهایی ششم ابتدایی در دبیرستان شاهپور (شهیدبهشتی فعلی) نام نوشت و با جدّیت دوران متوسطه را گذرانید. او در اولین دورۀ کنکور طلب دانشکدۀ پزشکی تهران، که فقط یکصد تن دانشجو را پذیرا بود، شرکت کرد و با اخذ رتبۀ اولی در دانشگاه نام نوشت. پس از اخذ دانش‌نامۀ طب عمومی، با شور و شوقی که به خدمات اجتماعی و مردمی زادگاه خود داشت، به گیلان بازگشت و به گشایش مطب اقدام کرد. او عاشقانه به مداوای بیماران پرداخت، ولی از همان آغاز راه از مسائل اجتماعی و شهری  غفلت نورزید. در سال 1327 خورشیدی به نمایندگی مردم در انجمن شهر رشت انتخاب گردید و در آغاز نمایندگی تا ختم دورۀ آن؛ یعنی سال 1331، لحظه‌ای از خدمت به مردم محروم جامعه غافل نشد.

از مبارزات درخشان دکتر رضی شبان، مخالفت شدید وی با ساخت مجسمه و خرید و ارسال هدیۀ یک میلیون و پانصد هزار ریالی عروسی ثریا بختیاری (اسفندیاری)، همسر شاه، به تهران، مصوبۀ انجمن شهرداری رشت بود، که می‌بایستی به نام و از سوی مردم رشت به دربار محمدرضا فرستاد می‌شد.

شبان با شهامت کم‌نظیری آغاز مخالفت نمود و طی سخنرانی بسیار مفصلی در جلسۀ انجمن گفت: فقر عمومی و وضع نابسامان اقتصاد و کشاورزی، مصیبت دردناکی را دامن‌گیر مردم رشت نموده و همۀ مردم با مضیقۀ مالی دست‌به‌گریبان هستند. در چنین وضعی انجمن شهرداری رشت با تصویب و خرید و ارسال چنین هدیۀ نفیس و گران‌بهایی چه چیزی را می‌خواهد ثابت کند؟

بازتاب گفتار مخالفت‌آمیز شبان، که بی‌درنگ توسط دستگاه‌های مسئول به تهران گزارش گردید، این بود که دستور قاطع صادر شد تا رشت و تمام شهرهای ایران اقدامی در مورد تهیۀ چشم‌روشنی به عمل نیاورند.

از کارهای ارزشمند دیگر شبان، پیش‌گیری از انتشار بیماری سل در سطح شهر رشت بود؛ بدین معنی که شهرداری رشت تعهد داشت بابت هزینۀ نگهداری و درمانی ـ بهداشتی کسانی که به سل مبتلا شده‌اند و به آسایش‌گاه موسوم به شاه‌آباد در تهران معرفی می‌شدند، درصدی پرداخت نماید و چون چندی انجام این تعهد به تأخیر افتاد، معلولین گیلانی از پذیرایی لازم و قابل توجه محروم ماندند، تا آن‌جا که ناچار شدند به‌صورت دسته‌جمعی به رشت آمده و واریز دیون و درصد تعهد شده را درخواست نمودند. چون شهرداری بودجه کافی نداشت، بیماران تهدید کردند که اگر شهرداری در این باره سستی بیش‌تری نشان دهد آن‌ها به‌ناچار به آغوش خانواده‌های خود بازمی‌گردند، که این سبب پراکنده‌شدن میکروب خطرناک سل و موجد خطر برای کل شهر می‌شد. شهرداری قول داد در اسرع وقت اقدام به واریز بدهی و تعهدات خود بنماید و شبان مأمور مذاکرۀ لازم با مسئولین شاه‌آباد و بهداری آن زمان شد.

شبان طی نشست‌های متعدد و تنظیم قرارداد جدیدتری، با اخذ صورت‌بدهی به رشت بازگشت و شهر بدین‌سان از آلودگی نجات یافت. او پس از یک عمر خدمت و تلاش صادقانه در تاریخ 27/12/1376 خورشیدی به ابدیت پیوست؛ مردی که مردم روزگارش یادش را جادوانه داشته‌اند. به این امید که نسل­ های بعدی هم یادش را جاودانه کنند زیرا به قول فرخی یزدی:


از دفتر زمانه فتد نامش از قلم       هر ملتی که مردم صاحب‌قلم نداشت1


روزنامۀ شبان را زنده یاد دکتر رضی شبان از 23 آذر 1329 تا 27 اسفند 1330 منتشر کرد. صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول آن دکتر شبان و سردبیرش فرهاد خسروشاهی بود. محل چاپ و ادارۀ این نشریه در رشت، فلکۀ سبزه‌میدان قرار داشت. 55 شماره از این نشریه را شادروان شبان به کتابخانۀ ملی رشت اهداء کرده است، که نگاهی اجمالی و گذرا به شماره‌های مختلف این نشریه وزین می‌افکنیم:

در سمت چپ تمامی 55 شمارۀ این نشریه سخنانی کوتاه ولی آموزنده از پیامبر اسلام (ص) آمده است. نشریه در روزهای پنجشنبه منتشر می‌شد و قیمت آن یک ریال بوده است. ماهیت نشریه را می‌توان بررسی موضوعات سیاسی ـ اجتماعی دانست. در نشریۀ شبان موضوعات معتنابه و روز استانی و ملی مورد توجه قرار می‌گرفت. اهم مطالب این نشریه در مورد استان، حول دو محور خلاصه می‌شود.

1. بازتاب فروش سؤالات امتحان نهایی سال پنجم ابتدایی از سوی برخی از مسئولان وقت ادارۀ آموزش و پرورش و پیگیری این مسئله که شکایت اولیای دانش‌آموزان را درپی داشت و به دنبال آن بازرسی از تهران برای رسیدگی به این امر به گیلان سفر کرد. (طنزی که در ادامۀ مقاله آمده است ناظر به انعکاس نتیجۀ پیگیری مأمور اعزامی از تهران به رشت است.)

2. مخالفت گسترده با فعالیت انجمن شهر رشت که هیچ‌گاه نتوانست یا نخواست مشکلات مردم را مرتفع سازد. اهم مطالب ملی که مورد توجه نشریۀ شبان قرار گرفته مخالفت با جدایی بحرین از ایران مبارزه و مخالفت با دولت سپهبد رزم‌آرا و شرکت استعماری نفت ایران و انگلیس و پشتیبانی از دولت ملی دکتر مصدق است.

در این مقاله با نگاهی گذرا به برخی از شماره‌های این نشریه، به‌صورت اجمالی محتوای آن به‌خوبی تبیین می‌شود:

در شمارۀ یک این نشریه و در صفحۀ دو آمده است:

1. بحرین را دریابید، امپراطوری انگلستان در آستانۀ شکست حقیقی است، نفت را ملی کنید تا مردم از بدبختی و پریشانی نجات یابند و کارگزاران شرکت نفت نتوانند در امور داخلی ما تا این حد مداخله نمایند.

2. آقای انیسی، بازرس فرهنگ! در نظر داشته باشید که شما برای احقاق حق یک عده دانش‌آموز بی‌گناه وارد رشت شده‌اید. تمام مردم گیلان از دانش‌آموزان سال پنجم طرف‌داری می‌نمایند. همه می‌دانند که دانش‌آموزان از دست بعضی از دبیران پول‌پرست به چه عذابی گرفتارند. آقای انیسی بدانید که امتحانات سال پنجم رشت غیرقانونی بوده و چنانچه رسیدگی دقیق در اوراق و آنچه در امتحان گذشته است به‌عمل نیاورید، ارزش آن موردگواهی و تصدیق هیچ‌یک از مردم گیلان نخواهد بود.

در زیر صفحۀ یکِ شماره‌ای که در 30 آذر 1329 منتشر شده آمده است: برای نجات از چنگ امپریالیسم خونخوار در راه لغو امتیاز نفت متحد شوید.

در شمارۀ 15 دی 1329 خطاب به رزم‌آراء، نخست‌وزیر وقت، آمده است: آقای نخست‌وزیر اگر شما نمی‌توانید در برابر نفوذ خارجی مقاومت نمایید، دلیل این نیست که ملت ایران تاب مقاومت ندارد.

در شمارۀ 21 دی 1399، به‌خوبی ماهیت پیمان سعدآباد را، که آن را می‌توان کمربند امنیتی کشورهای تحت سلطۀ انگلیس در مقابل نفوذ کمونیسم دانست، به چالش می‌گیرد و از آن به‌عنوان حلقۀ غلامی انگلیسی ها یاد می‌کند. قابل توجه است که این پیمان در دورۀ سلطنت رضاشاه بسته شده بود.

در صفحۀ یک پنجم بهمن 1329، نشریۀ شبان ماهیت فعالیت خود را این‌گونه معرفی می‌کند: مخالفین به ما ناسزا می‌گویند، ولی باید بدانند که روش مبارزۀ ما در راه دفاع از حقوق مردم ستم‌کش تغییرناپذیر است.

در شمارۀ 12 بهمن 1329 به‌شدت کابینۀ رزم‌آرا و گماشتگان وی را مورد آماج خود قرار می‌دهد: مأمورین نالایق دولت و نمایندگان رزم‌آراء با اعمال ناپسند خود تیشه به ریشۀ ملت ایران می‌زنند و غارت و اسارت مردم را شغل حقیقی خود قرار داده‌اند؛ روش رزم‌آراء به تغییر رژیم ایران کمک می‌کند.

در زیر صفحۀ سۀ شمارۀ 12 بهمن 1329 تا آخرین شمارۀ این نشریه، این عنوان به‌صورت هفتگی آمده است: دکتر شبان بعدازظهر روزهای دوشنبه و پنجشنبه کمافی‌السابق مجاناً پذیرایی می‌نماید.

در روزنامۀ 3 اسفند 1329ــ که دورۀ حاکمیت دولت رزم‌آراست‌ــ این عنوان توجه خوانندگان را به خود جلب می‌کند: با حکومت اراذل و اوباش باید مردانه پیکار کرد (الملک یبقی مع‌الکفر و لایبقی مع‌الظلم). این عنوان را می‌توان در روی صفحۀ اول، که صفحۀ روی جلد نشریۀ شبان به شمار می‌آید، مطالعه کرد.

نشریۀ شبان حتی در شمارۀ 17 اسفند 1329 پا را از نکوهش کابینه فراتر نهاده و محمدرضا پهلوی را هم مورد آماج و خطاب قرار داده است: اعلیحضرتا! آیا شما هم برای شنیدن و رسیدگی به آه و نالۀ مظلومین وقت و حوصله ندارید؟ در صفحۀ اول همین شماره و در ادامه آمده است: اِی شاه تاجدار! ای برادر عزیز! ای پدر یتیمان! بر جایگاه عدالت نوشیروان تکیه زده‌ای، بر مردم مسلمان حکومت می‌کنی، این رسم مسلمانی نیست که مردمی را در بدبختی و مذلت غوطه‌ور و هم‌آغوش با عفریت مرگ مشاهده کنی و باز مهر سکوت بر لب بگذاری!

در شماره‌های شانزده (22 فروردین 1330) و نوزده (12 اردیبهشت 1330) می‌توان جسارت و بی‌پروایی این نشریه را به‌خوبی مورد مطالعه قرار داد. در شمارۀ شانزدهم نشریۀ شبان آمده است:

«برای دخالت در امور داخلی کشور مستقل ایران، دولت‌های آمریکا و انگلیس، به مشاوره پرداخته‌اند داغ دزدی و خیانت بر پیشانی هرکسی باشد به درجات عالی می‌رسد.» در صفحۀ یک شماره نوزده کاریکاتوری را می‌توان مشاهده کرد که در آن مدیر مدرسه‌ای در مقابل دانش‌آموز نشسته است، دانش‌آموز در یک دست کتاب معلومات و در دست دیگری اسکناس هزار ریالی دارد و خطاب به مدیر می پرسد: «کدام یک ضامن قبولی من در امتحان است؟» مدیر که بر روی صندلی لمیده است خطاب به دانش‌آموز می‌گوید: «این قدر شعور نداری که بدانی هزینۀ زندگی سر به فلک گذاشته است؟»

نشریۀ شبان در شمارۀ 15 دی 1330، مردم را به حمایت از طرح پیشنهادی مصدق مبنی بر چاپ و عرضۀ اوراق قرضۀ ملی برای جبران هزینه‌های جامعه و تأمین بودجۀ کشور فرامی‌خواند: مردم شرافتمند رشت از خرید اوراق قرضۀ ملی غفلت نفرمایید.

آخرین نکته‌ای را که از نشریۀ مردمی و ارزشمند شبان به‌عنوان حسن‌ختام برگزیده‌ام بازتاب دخالت حکومت در انتخابات مجلس شورای ملی است در شمارۀ 48 این نشریه و در تاریخ 22 دی 1330 در ذیل عنوان: مردم شرافتمند بندر پهلوی! سرنوشت خود را به آرای مرده‌های تولمات نسپارند! آمده است:

مردم شرافتمند بندر پهلوی! راضی نشوید آرای مرده‌های تولمات، حقوق حقۀ شما را در انتخابات دورۀ هفدهم سلب نماید. شما با نیروی اراده و ایمان به حق و حقیقت، سرنوشت شهرستان خود را، که از زیباترین بنادر ایران است، به دست بگیرید. بدانید که طبق قانون انتخابات، تولمات باید حداکثر 1500 تعرفه داشته باشد، درصورتی‌که هر سال حداقل پنج هزار تعرفه در آن‌جا توزیع می‌شود، آن‌هم بیش‌تر برای مرده‌ها. مردانه قیام کنید و نگذارید که چون گذشته، با آرای مرده‌ها وکیل تحمیلی برای شما انتخاب شود.

پی نوشت

1. نوزاد، فریدون، تاریخ جراید و مجلات ایران [از آغاز تا انقلاب اسلامی]، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379، صص 229 و 230
 

منبع:

ورس

صبح شفت

مطبوعات بهارستان، سال اول، شماره اول، پاییز 1390، صص139-144.




:: برچسب‌ها: مشاهیر گیلانی, مفاخر گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٤/٤/٢٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.