نوشته شده توسط : مهدی پور

 

بسیار اتفاق می افتد که در هنگام گفتگو با افراد مختلف در جامعه مباحث به این می رسد که آن چه که ما تالش ها به عنوان زبان مادری از آن استفاده می کنیم و  بدان حرف می زنیم و خودمان آن را زبان تالشی می نامیم،آیا یک زبان است یا یک گویش است یا باید ان را یک لهجه نامید؟

معمولاً آن هایی که درباره زبان ها و مباحث مرتبط با زبان شناسی اطلاعاتی دارند، به ارائه نظراتی می پردازند که قابل استناد و استفاده است. اما کم نیستند افرادی که دانسته یا نادانسته به انجام تبلیغات سوء و یا بیان حرف هایی غیر واقعی درباره تالشی می پردازند. این ها معمولاً کسانی اند که درباره واژه هایی چون زبان، لهجه و گویش اطلاعاتی ندارند و فقط بر اساس شنیده های خود به اظهار نظر می پردازند و حرف هایی می زنند که نه تنها از نظر علوم مرتبط با زبان ها قابل پذیرش و استناد نیست،بلکه گاه قصد آن افراد از بیان چنین حرف هایی،  بی ارزش سازی و بی اهمیت دانی تالشی و حتی به نوعی تحقیر و توهین به آن است. البته این امر ریشه در گذشته ها و دورانی دارد که حکام و خوانین منطقه تالش فعلی تالش زبان نبودند و یا حتی میرزا ها و در واقع معلمانی که در مکتب خانه مشغول تدریس بودند، از مناطق اطراف تالش به این منطقه آمده بودند. به یاد دارم در دوران کودکی مان جملاتی معروف به گوشم خورده بود مبنی بر این که فارسی شکَرَه، ترکی هنَرَه، و.... که در انتها به تحقیر زبان های گیلانی می رسید و این نشان از آن داشت که این حرف ها حساب شده ساخته شده اند. در حالی که نظر زبان شناسان و عالمان رشته زبان شناسی درباره تالشی چیز دیگری ست و حتی از زبان یکی شان شنیدم که می گفت: زبان شناسان خیلی خوشحال هستند که زبان تالشی زنده مانده تا به وسیله آن بتوانند درباره گذشته زبان پارسی تحقیق کنند. و از زبان یکی دیگر هم شنیدم که می گفت: آرزو دارم زبان تالشی را یاد بگیرم.

همان طور که می دانید در چند سال اخیر زبان شناسان زیادی از اقصی نقاط دنیا به تحقیق درباره تالشی پرداخته و اقدام به نوشتن پایان نامه های خود درباره ی زبان تالشی نموده اند. از جمله آن ها می توانم به دکتر دانیل گوئیتزو (ایتالیایی) و دکتر دانیل پال ( اسکاتلندی)،دکتر محرم رضایتی کیشه خاله، دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، دکتر حمیدحاجت پور، دکتر علی رفیعی جیردهی اشاره کنم. از طرفی بزرگانی چون دکتر علی اشرف صادقی، دکتر احسان یارشاطر ، دکتر ایران کلباسی، دکتر علی عبدلی و...  نیز هستند که مقالات و کتب مختلفی دربازه زبان تالشی و اهمیت و ... آن نوشته اند. و البته کم نبوده اند دانشمندان و زبانشناسانی که از دهه های قبل تا  الآن درباره تالشی تحقیق کرده و کتاب ها  و مقالات متعدد نوشته اند. میللر(پدر) و میللر(پسر)،دکتر نوروزعلی محمداف ، اورانسکی و ... از جمله آنان می باشند.  و این یعنی تالشی از نظر علم زبان شناسی  دارای اهمیت فوق العاده ای می باشد.

با این مقدمه و برای این که از اصل بحث این نوشته یعنی زبان ، لهجه و یا گویش بودن تالشی خارج نشویم، به ادامه بحث درباره آن می پردازیم. اما پیش از هر چیز باید به تعاریف هر کدام از سه اصطلاح زبان، گویش و لهجه بپردازم. اما از آن جا که قصد این نوشته روشن کردن موضوع برای مردم عادی و کسانی ست که اطلاعاتی درباره زبانشناسی ندارند، به تعاریف ساده و خودمانی تر آن اصطلاحات می پردازم.


زبان: می گویند هر گاه دو نفر با هم حرف بزنند، طوری که برای برقراری این ارتباط از یک زبان استفاده نکنند، و شرایط طوری شود که هیچ کدام حرف همدیگر را نفهمند، آن ها در حال استفاده از دو زبان هستند. به عنوان مثال یک نفر از اهالی اسالم که جز تالشی با زبان دیگری آشنایی ندارد، قصد داشته باشد با یک نفر از اهالی بلوچستان که جز بلوچی با زبان دیگری آشنایی ندارد، حرف بزند، و هر کدام با همان زبانی که می دانند سخن بگویند، بی شک هیچ کدام حرف دیگری را به درستی و کامل نخواهند فهمید و منظور همدیگر را متوجه نخواهند شد. پس آن ها هر کدام دارند با یک زبان جداگانه حرف می زنند.با همین تعریف ابتدایی می شود گفت که تالشی یک زبان است. چون یک بلوچ ، یک کرد، یک لُر، یک ترک و ... نمی تواند زبان تالشی را بفهمد و با آن حرف بزند و یا نمی تواند با گویشور زبان تالشی ارتباط برقرار کند. در این جا قصد دارم یک جمله تالشی را با معانی همان جمله در زبان هایی دیگر برای تان بنویسم تا خودتان قضاوت کنید.

 

سَخسَه بِه چَمَه کَه.saxsa be čama ka   (تالشی)

 

فردا به خانه ما بیا.(فارسی)

 

فردا بییا اَمی خانِه fərdā biyā ami xāne  (گیلکی)

 

سَحَر گَه بیزَه sahar ga biza       یا       سَحَر گَه بیزم اِومزَه  sahar ga bizəm evəməza (ترکی)

 

همه جملات بالا دارای یک معنای هستند. اما آیا واژه های جمله ای که مربوط به  تالشی ست با آن ها متفاوت هست؟ شک ندارم که شما هم با من هم عقیده هستید که تفاوت دارد. این مثال خود نمونه ای است که تفاوت تالشی با دیگر زبان ها را نشان می دهد والبته هزاران نمونه از این نوع جملات را می شود ذکر کرد.

 از طرفی برخی زبان شناسان تعریف دیگری از « زبان» ارائه داده اند. آن ها می گویند: یک زبان باید دارای سه مشخصه باشد. 1) باید دارای لغات خاص خود باشد که در دیگر زبان ها نباشد.2) دارای دستور و قاعده باشد.3) باید دارای دستگاه صوتی خاص خود باشد.

خوشبختانه تالشی دارای هر سه مورد می باشد.  1) دارای واژگانی ست که در دیگر زبان ها نیست. مثلاً  پیشپیلَه pišpila به معنای قرقره، وِنج venj و گَوَزار gavazār به معنای خمیازه و ... که البته از این نوع کلمات در زبان تالشی و لهجه های مختلفش فراوان می توان نوشت.

2)تالشی دارای دستور و قاعده مندی خاص است که در این باره آثار متعددی چاپ و منتشر شده اند و کم نیستند آثاری که هنوز منتشر نشده اند.

3) واژگان تالشی در هنگام بیان دارای حالتی مختص به خود می باشند که در دیگر زبان ها موجود نیست. یعنی گویشوران زبان تالشی از بخش های خاصی از بدن خود و احتمالاً تارهای صوتی مخصوصی برای برای کلمات استفاده می کنند که تُن صدای شان با تُن صدای گویشوران دیگر زبان ها متفاوت است.

از آن جا که بیان و شرح دو مورد اخیر به نمونه های ویژه و تخصصی تری نیاز دارد از ارائه آن ها خودداری می کنم که این امور نیاز به تخصص دارند و فراتر از دانش این حقیر است.

گویش: از نظر متخصصین علم زبانشناسی گویش در واقع همان زبان است و هیچ تفاوتی با زبان ندارد، اما از آن جا که در هر کشوری یک زبان رسمی وجود دارد، به احترام آن زبان ، دیگر زبان های موجود در کشور را گویش می نامند. مثلاً چون در کشور ما ایران زبان رسمی زبان فارسی است، به احترام زبان رسمی کشورمان دیگر زبان های موجود در ایران را گویش می نامند. یعنی زبان هایی چون تالشی، تاتی، لری، کردی، و ... با  این که از نظر علم زبانشناسی یک زبان هستند، گویش نامیده می شوند. و البته این بدان معنا نیست که دارای ارزش و اهمیت کم تری هستند. هر چند از نظر تعداد گویشور به نسبت زبان فارسی دارای گویشوران کم تری اند، ولی خصوصیات یک زبان را دارند.

لهجه:  زبان هم مانند انسان در طول زمان تغییرات و تحولاتی را به خود می بیند. بر اثر این تغییرات و تحولات ممکن است زبانی از بین برود، یا زبانی دیگر به مرور زمان به وجود آید و ... در این میان گاه هم اتفاق می افتد که بنا به شرایطی گویشوران یک زبان از هم فاصله می گیرند و این فاصله سبب می شود که بعد از مدت ها تفاوت هایی بین آن چه که آن ها با آن حرف می زنند، با آن چه که هم زبانان شان در جایی دیگر با آن حرف می زنند و با هم ارتباط برقرار می کنند، وجود داشته باشد. در حالی اصل و ریشه شان یکی است و بخش اعظمی از کلماتی که استفاده می کنند، برای شان قابل فهم است. لهجه در واقع زیر مجموعه یک زبان است. فرزند یک زبان است. شاخه ای از یک درخت بزرگ به نام زبان است. فارسی یک زبان است. اما این فارسی در تهران، در اصفهان، در یزد ، در مشهد و...  به شکل های مختلف ادا می شود که هر کدام از آن ها دارای تفاوت هایی با دیگری ست. از نظر زبانشناسی هر کدام از آن ها لهجه ای از زبان فارسی اند. یعنی فارسی لهجه اصفهانی، فارسی با لهجه یزدی و ...

زبان تالشی هم دارای لهجه های مختلفی ست. مثل اسالمی، کرگانرودی، ماسالی، عنبرانی و ...که در واقع همه شان از ریشه اند ولی بر اثر مرور زمان و دلایل متعدد تفاوت هایی با هم یافته اند. البته در بین لهجه های زبان تالشی گاه تفاوت ها چنان زیاد می شود که به مرز وجود دو زبان متفاوت می رسند. به عنوان نمونه بین لهجه های عنبرانی و ماسوله ای تفاوت چنان زیاد است که کم تر ماسوله ای لهجه عنبرانی و کم تر عنبرانی ای لهجه ماسوله ای را متوجه می شود؛ مگر این که به ارامی و با تجزیه و تحلیل خاصی با هم سخن بگویند. این در حالی ست که ریشه لغاتی که به کار می برند اکثراً یکی است.

با توجه به آن چه که در بالا ذکر شد،باید به این نتیجه برسیم که تالشی یک زبان است. اما اگر به احترام زبان ملی و رسمی کشورمان که فارسی است، « زبان تالشی» را «گویش تالشی» هم بنامیم از نظر علمی اشکالی ندارد. یعنی هم می توانیم تالشی را یک زبان معرفی کنیم و هم می توانیم آن را یک گویش معرفی کنیم. اما اگر بگوییم که یک لهجه است بی شک اشتباه کرده ایم. چون ممکن است یک نفر از ما بپرسد لهجه ای از کدام زبان است؟ در آن صورت چه جوابی به او خواهیم داد؟ چون اگر بگوییم لهجه ای از ترکی ، یا گیلکی، یا فارسی ، یا هر زبان دیگری ست کاملاً دروغ و غلط است. چون زبان تالشی خود دارای لهجه های مختلف است که چند نمونه اش را در بالا ذکر کردم. از طرفی هیچ کدام از زبان شناسانی که در بالا نام شان ذکر شد و حتی آنانی هم که در بالا نامی از آنان نیامده، تالشی را لهجه ای از زبانی خاص ندانسته اند، بلکه همگی متفق القوق اند که تالشی یک زبان است و معمولاً آن را با نام زبان تالشی تعریف و توصیف نموده اند.،

نکته پایانی این که زبان های مختلف دنیا دارای تقسیم بندی ریز و درشت خاصی می باشند . مثلاً از نظر زبان شناسی ، زبان ترکی جزو زبان های ایرانی محسوب نمی شود، ولی زبان تالشی جزو زبان های ایرانی محسوب می شود و مرتبط به شاخه های شمال غربی زبان های ایرانی است و با زبان های اصیل ایرانی چون کردی، لری، بلوچی و فارسی دری و ... دارای نسبت و قرابت  نزدیک می باشد و این نشان می دهد که با آن ها از یک خانواده می باشد. و این برای ما تالش زبانان مایه مباهات و افتخار است که ایرانی هستیم و  زبان مان دارای اصالتی ایرانی ست . پس بیایید قدرش را بدانیم و برای بقا و حفظ و انتقال ان به نسل های بعدی بکوشیم که گوهری گران بهاست و از گذشتگان مان بعد از هزاران سال به ما رسیده است.

منبع : تارنمای تالش شناسی




:: برچسب‌ها: مقالات گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٢/٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.