نوشته شده توسط : مهدی پور

مرحوم سید حسن واحدی معروف به سید کاس آقا از سادات معروف منطقه شفت وفومن گیلان می باشد این سید بزرگوار درمزگده سیاهمزگی شفت زندگی می کرده ودر سال 1358  دیده از جهان فرو بست .

شغلش کشاورزی ودامداری که شغل اصلی مردم این منطقه می باشد بوده است.

ایشان دارای یازده فرزند بودند.

ازمرحوم سید کاس آقا در دوران حیات وهمچنین بعد از وفات کراماتی نقل وشهرت یافته است.

خصوصیت بارز

شغل اصلی مردم منطقه سیاهمزگی دامداری و کشاورزی می باشد ولی  به دلیل ناهمواری زمین هر دو شغل رونق چند انی ندارد؛ مردم سیاهمزگی در دوران جوانی سید در فقر وتنگدستی شدیدی زندگی می کردند آن چه از آن دوران ومشکلاتش گفته می شود قابل درک وباور نیست.

سید بزرگواربا این شرایط سخت ودشوار دارای روحیه سخاوت و اهل بذل وبخشش وبی توجه به مال بوده است بارها در حالی که خود مشکلات اقتصادی داشتند انفاقاتی را انجام می دادند که موجب اعتراض اطرافیان می شده است. در این زمینه خاطرات زیادی از آن بزرگوار نقل شده است.

بخشش ویژه

سید به فقیری برخورد می کند حداقل قوتی که داشت به  فقیر عطاء می کند وبدون قوت وغذا به خانه برمی گردد همسرش که تحمل روحیه سید را نداشت  زبان به اعتراض می گشاید وبی تابی می کند واز بی قوتی شکایت می کند؛ ناگهان سید می گوید بی تابی نکن بروبه انبار برنج سر کشی کن پر از برنج است همسرشان ناباورانه به طرف صندوق برنج می رود وآن را پر از برنج می بیند وهرقدر اصرار می کند از کجا آمده است جوابی نمی شنود.

سکوت سید

خصوصیت دیگر سید که ایشان را ممتاز کرده بود سکوت ودوری ازمردم بود او اگر چه در بین مردم بود ولی سکوت ویژه ای داشت واز گفتگوی بی فایده که گاهی در روستا دیده می شود سخت پرهیز می کرد؛ مردم نیز از این گونه گفتگو در محضر سید پرهیز می کردند.

گاه مردم شاهد گفتگوی ایشان با اموات بودند که اموات را به نام صدا می کرد وتوگویی با آنان صحبت می کرد واز بی وفایی دنیا ومال دنیا می گفت.


فقر واعتقاد

روزی در خانه سید فقر بی داد می کرد؛همسرشان تقاضای قوت لایموت می کند او برای تهیه غذا می رود به درختی نزدیک می شود از درخت چیزهایی به سید داده می شود واو آن را به خانه می آورد؛ فردی که از دور شاهد این ماجرابود قضیه را نقل می کند  وبه سرعت بین مردم مشهور می گردد.

اعتقاد مردم

مردم منطقه شفت وفومن اعتقاد عجیبی به سید دارند؛ در گرفتاری،مشکلات وبیماری برای سید نذر می کنند وحوایج خود را از خداوند می خواهند ومعتقدند خداوند بزرگ به احترام آن سید حوایج شان را برآورده می کند.

کرامات

 کرامات زیادی از ایشان نقل می شود وبین مردم مشهورشده است.

بعضی می گویند سوالاتی از آینده از ایشان پرسیده اند وپاسخ صحیح گرفته اند؛ افرادی می گویند خود یا بستگان شان مریض بودند وبا نذر برای سید از پروردگار شفا گرفتند؛ بعضی می گویند چیزی گم کردند وبا نذر برای سید آن را یافتند وبعضی می گویند سالها بچه دار نمی شدند وبه برکت نذر برای سید خداوند به آنان فرزند عنایت نموده است.

مزار سید

درسال پنجاه وهشت که ایشان از دنیا رفتند وروحانیون شهر برای مراسم ختم ایشان آمده بودند مشاهده می کنند که مردم اظهار ارادت خاصی می نمایند و مقدار زیادی نذورات به روی قبر ایشان قرارمی دهند به فرزند روحانی آن سید یعنی مرحوم حجه الاسلام حاج سید روشن واحدی پیشنهاد نمودند که برای آن سید بزرگوارضریح ومزارمناسبی بسازند که این پیشنهاد به همت مردم منطقه وتلاش های فرزند روحانی جامه عمل پوشید.

فرزند روحانی

مرحوم حجة الاسلام سید روشن واحدی دومین فرزند آن سید بزرگوار بود او خواندن قرآن را از روحانی وارسته مرحوم سید رضی  رفیعی که  ساکن سیاهمزگی بوده است فرا می گیرد وبا شوقی که از خود نشان می دهد با پیشنهاد معلم قرآن وحمایت پدر به تحصیل علوم دینی می پردازد واز روحانیون وسخنرانان مشهورگیلان می گردد.

این فرزند روحانی در زمان حیات و پس از مرگ پدر در احترام و تجلیل از پدر کمال عنایت را داشتند ودرطول حیات خود تولیت مزار پدر را با نهایت تلاش عهده دار بود.

او در سال 1390 دیده از جهان فروبست وطبق وصیت در کنار مزار پدرمدفون گردید.

منبع : وب سایت سید کاس آقا واحدی




:: برچسب‌ها: در مورد سید کاس آقا, سید کاس آقا واحدی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٢/۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.