نوشته شده توسط : مهدی پور

مردم برنج کار شفت ، در گذشته به علت نبود آب کافی برای آبیاری مزارع و نباریدن باران کافی ، در نتیجه کم آبی رودخانه ها ، برای آبیاری مزارع برنج خود دچار مشکلات فراوانی می شدند .از این رو با توسل به دعا و نماز باران و اجرای مراسم مربوطه ، دست به سوی آسمان دراز میکرده و آرزوی بارش باران می کردند.

اینگونه مراسم در روستاهای مختلف به اَشکال گوناگون اجرا می شد . بدین گونه که برخی در مساجد جمع شده دعا و قران می خواندند. سپس قرآن ها را بر سرکرده و به سوی رودخانه می رفتند و چنین می خواندند: یا کلام الله یا قرآن - امشب تا فردا باران .

در برخی از روستا ها عَلَم مسجد را به چوبی بسته و دور آن را با پارچه ای سبز پوشانده به دست سیدی می دادند و او همراه با مردم ده روانه نزدیکترین رودخانه می شد .عَلم را در عمیقترین بستر قسمت رودخانه قرار می دادند تا زمانی که باران ببارد . آنگاه عَلم را از رودخانه بیرون آورده ، قطرات آبی را که از عَلم میچکید به عنوان نذری مورد استفاده اهالی آن روستا قرار می گرفت .این مراسم در روستاهای کمسار و ملاسرا انجام می گرفت .

در روستاهای تابعه ی دهستان چوبر غالبا مردم ضمن برگزاری نماز ظهر ، قرآنی را از مسجد بیرون آورده و آن را طوری در پارچه یا نایلون می پیچیدند که آب نتواند آن را خیس کند . سپس قرآن را به ریسمانی گره زده و در یک گونی قرار می دهند و سر دیگر آن طناب را در بیرون از آب به درختی می بندند تا آب آن را نبرد . بعد از نزول باران ریش سفیدان محل ، قرآن را از آب بیرون آورده و به مسجد می برند .

منبع : کتاب تاریخ شفت ( آقای نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله (مهدی پور )


...




:: برچسب‌ها: اعتقادات و باورداشتهای مردم شفت
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱/٢۸ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.