نوشته شده توسط : مهدی پور
اهالی منطقه ی سر سبز گیلان به آداب و سنت هایی آراسته اند که هر یک از آن ها از تاریخی کهن، نام و نشان گرفته است. در برخی موارد پاره ای اختلاف و تفاوت در روایات سنت های رایج شرق و غرب مشهود است، اما بعضی ها یکدست و در یک راستا به شرح مقالش از سینه به سینه به نسل حاضر رسید. از جمله روستاها و دهستان ها بخش های تابعه ی شهر رشت، لشت نشاء را می توان نام برد که داری مراسمی به نام (عروس گولی )هستند. این سنت بعد از مراسم نوروز و نوسال معروف به «نوروزی خوانی» معمولا چند روز مانده به عید نوروز اجرا می شود.
مراسم جنبه ی نمایشی دارد و همراه با آواز و ترانه ی محلی در حیاط خانه های این و آن اجرا می شود. به این ترتیب که دو مرد آشنا با فنون رقص را به لباس و آرایش زنانه می آرایند تا یکی در نقش «کاس خانم» و دیگری در نقش «نازخانم» ظاهر شوند. دو مرد دیگر به شکل خنده داری آرایش می کنند. هریک از آن ها دسته اس کاه « کلش kolash» برای کتک زدن یکدیگر به دست می گیرند. نفر پنجم در این جمع خواننده است. او با ابیاتی آهنگین مژده ی آمدن بهار را می دهد.

در این نمایش «نازخانم» نماد بهار و پر از غمزه و ناز و لطافت و زیبایی است. اما «کاس خانم» نماد زمستان است و تمام تلاشش این است که در نمایش بتواند همپای نازخانم هنرنمایی کند ولی نمی تواند. در ترانه ی عروس گولی یک بند شعر وجود دارد، که در گذشته نبود و پیوند آن بر ترانه محصول اتفاقی ناخوشایند است.

به این شرح که در یکی از شب های برگزاری مراسم، هنرمندان محلی به خانه ای می روند، تا برنامه اجرا کنند، که سگ خانه ی روستایی که بسته بود، از سرو صدای تماشاگران همراه با گروه مجری برآشفت و بند پاره کرد و به طرف یکی از آن ها خیز برداشت، و کشاله ی رانش را به دندان گرفت. مراسم به هم ریخت و مجروح با کمک مردم به بیمارستان منتقل شدو بعد ار مداوا پشت دستش را داغ کرد که هرگز به این شیرینیکاری ها نرود. بعد از این ماجرا هنرمندان در فواصل رسیدن به محوطه ی خانه ی مورد نظر، از جمله خانه هایی که احتمال داشت سگی بسته در گوشه ی حیاط خانه در کمین باشد، آن قطعه شعر را می خوانند و بر پاره ی تن «عروس گولی» و داستان او پیوند می دهند.

«خانخازن و پری بیا / تی سگی آدم گیرا / پایه زنما میرا / آه ناله مرا گیرا»


و زن صاحبخانه را با این ابیات آواز میدهند، که اگر سگی در خانه دارد مهار کند، آری در انجام مراسم عروس گولی نگاه همه به ویژه تماشاچی که در این گونه مواقع از خانه های اطراف به محل اجرا سرک می کشند، تا دیداری از منظره داشته باشند، از جمله آنانی که وارد همین خانه می شوند که عروس گولی اجرا می شود. متوجه نازخانم است و شیرینکاری دیگر هنرمندان نیز به طفیل جلب رضایت اوست، چرا که لبخند نازخانم به هریک هدیه شود، به منزله ی شکرخندهایی تلقی می شود و شگون دارد. در گذشته های دور اینطور بوده و بیشتر خانه های روستایی با این جنب و جوش استقبال از بهار را تدارک می دیدند و امروز نیز همچون سالیان پیش این مراسم در خانه هایی از روستا به معرض اجرا گذاشته می شود، که صاحبخانه در تمکن مالی نسبت به سایرین برتری داشته باشد و هنرمندان بتوانند با رشوه لبخند «نازخانم» به صاحبخانه، وجوه بیشتری دریافت کنند. آری از سال ها قبل اینطور شده و لبحند نارخانم «سفارش» و از دایره ی میمنت، شانس و اقبال به در شده و به تسحیر سرمایه افتاده است، یا به عبارتی رنود بازیگر شگون سنت را خیلی راحت پیشکش توانمندان با اربابان بی مروت دنیا می کنند.
چه می شود کرد! این هم از عجایب کاربردهای زنجیری اقتصاد روز فرهنگ جماعت است. اینجا، بخشی از ترانه ی عروس گولی آمده است که من در سال 1339 آن را خوانده ام. عروس گولی در ابیاتی بیشتر متداول بود و هر قدر در میان مردم تشو و تما کرد، ابیات تازه تری بر کلیات ترانه افزود، که در اینجا بخش قدیمی اش را آورده ام.


عروس گولی arus guley

عروس گولی باردیم، جونه دیلی باردیم
خانخا تره ناردیم، تی پسره باردیم
عروس گولی همینه، بیدین چه نازنینه
تی چوشم درویش بوکون
عروس خو یار شینهچ
خانخازن بیه بیه تی سگی آدم گیرا
پایه(1) زنمه میرا، آه ناله مرا گیرا
نوروز مبارک باد، سال نو مبارک
عروس گولی باردیم، جونه دیلی باردیم
خانخا تره ناردیم، تی پسره باردیم
ای خانه دوبر دارا، مورغانه دوسردارا
خانخازن پسر دارا، الله تو نگه دارا
عروس گولی همینه، بدینا چی نازنینه
تی چوشم درویش بوکون
عروس خو یار شینه
عروس گولی باردیم، تی پسره باردیم
ای خانه به او خانه، میرزا ملک خانه
مورغانه چهل دانه، این نقش بزرگانه
نوروز مبارک باد، سال نو مبارک
عروس گولی باردیم، جونه دیلی باردیم
خانخا تره ناردیم، تی پسره باردیم
رنگا(2) بیدینه رنگا، ماه فوتوسئه دنگه(3)
قوربون خدا بوشوم، تی دیل چه مانه؟ سنگه؟
نوروز مبارک باد سال نو مبارک

پی نوشت:
(1)چوبدست
(2) رنگ-نور
(3) دنگ-پادنگ که به وسیله ی آن دانه های جو را از خوشه های برنج جدا می کردند و به عبارتی می کوبیدند.

برگردان عروس گولی

عروس گل آوردیم جان و دل آوردیم
صاحبخانه برای تو نیاوردیم، برای پسر تو آوردیم
عروس گل همین است، ببین چقدر نازنین است
چشمت را درویش کنف با چشم پاک نگاه کن
عروس به یار خود تعلق دارد
آهای خانم خانه! زن صاحبخانه، بیا بیا!
شگی که در محوطه ی خانه ی تو است، به آدم حمله می کند
اگر با چوب او را بزنم، می میرد و آه و ناله ی او مرا می گیرد
بیا بیا که نوروز آمده
نوروز مبارک باد ف سال نو مبارک باد.
عروس گل آوردیم جان و دل آوردیم
صاحبخانه برای تو نیاوردیم
برای پسر تو آوردیم
این خانه دو نبش است، دو بر دارد، تخم مرغ هم دو یر دارد
زن صاحبخانه پسر دارد، خداوند او را نگاه می دارد
نوروز مبارک باد، سال نو مبارک
عروس گل آوردیم، جان و دل آوردیم
صاحبخانه برای تو نیاوردیم، برای پسر تو آوردیم
این خانه به آن خانه-خانه میرزا ملک
تخم مرغ چهل دانه و این شیوه ی بزرگان است
نوروز مبارک باد، سال نو مبارک
عروس گول آوردیم، جان و دل آوردیم
صاحبخانه برای تو نیاوردیم، برای پسرت آوردیم
رنگ را ببین، رنگ چه نوری در خود دارد
ماه تابیده است پادنگ ما را بسیار زیبایش کرده است
قربان خدا بروم، که دل تو چرا، از سنگ ساخته شده است؟
نوروز مبارک باد، سال نو مبارک

-------------

فریدون پوررضا

منبع : انجمن گفتگوی سل تی تی




:: برچسب‌ها: آداب وسنت های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.