نوشته شده توسط : مهدی پور

فوزَه fuza  ( با تلفظ « ف f  » و « ز z » به حالتی متفاوت تر از حالت معمول) در زبان تالشی به معنای سوت می باشد. البته این اصطلاح و معنی دو حالت دارد. هم نام صوتی است که از دهان خارج می شود و هم نام وسیله ای است که با آن صدا تولید می شود. فوزَه ژِه  fuza že هم به معنای سوت زدن می باشد. تالش ها به سه شکل سوت می زنند.

 الف: بدون استفاده از هر وسیله ای و فقط با جمع کردن لب ها و خارج نمودن فشار هوای درون دهان.این نوع سوت را معمولاً تالشَه فوزَه tāləša fuza یعنی سوت تالشی می گویند. برخی ها که در زدن این نوع سوت مهارت ویژه دارند آن را به حالتی موسیقیایی و غمگین می زنند که در واقع باید آن را بخشی از موسیقی تالشان محسوب کرد.

ب: بدون استفاده از هر وسیله خارجی و با استفاده از انگشتان دست. در این نوع سوت زدن ممکن است فرد از یک یا چند انگشت دست استفاده کند. که برای این کار انگشت یا انگشتان یک یا دو دست خود را در دهان و بر روی زبان خود در حالتی که با انگشت نوک زبان را به سوی عقب برگردانده است،استفاده می کنند و سوت می زنند. از این سوت زدن برای متوجه کردن کسانی که دورتر از آن ها قرار دارند و یا برای اعلام حضور و ... استفاده می کنند.

پ: با استفاده از سوت های ساخته شده. سوتی که با این وسیله زده می شود معمولاً به وسیله بچه ها زده می شود و نوعی بازی و سرگرمی  بچگانه است.

در این نوشته قصد دارم یکی از سوت های ساخته شده به وسیله تالشان را شرح دهم. این نوع سوت یا در واقع سوتَک از شاخه نازک درختی که نام لرگ که در زبان تالشی بدان ملال məlāl  ، مَتال matāl   ( در اسالم)  و کوچی kuči  ( در تالشی جنوبی) می گویند، ساخته می شود.

 


 

برای ساخت  این  سوت در اوایل فصل بهار که شاخ و برگ درختان شروع به رشد کرده اند، شاخه ای نازک ( به ضخامت انگشت کوچک دست) را انتخاب می کنند و از قسمت صاف آن به درازای حدود ده سانتی متر را می برند. ابتدا هر دو سرش را گرد می برند. سپس یک طرفش را با یک ضربه داس به حالت اُریب درست می کنند ( که بدان جل دوئِه jəl duwe یعنی با یک ضربه بریدن می گویند) که در تصاویر مشخص است. بعد آن چوب را روی یک سطح صاف مانند سنگ قرار می دهند و با یک وسیله پهن ( مثل قسمت پهن داس) کم کم بدان ضربه می زنند. به طوری که نه شاخه شکسته شود و پوست شاخه درخت ضربه ببیند. این کار به مهارت و تمرین نیاز دارد. از آن جا که در فصل بهار شاخه درختان خیس است و به اندازه کافی آب دارند و نرم می باشند، پوست چوب اندک اندک به صورت یک لوله از چوب جدا می شود. با جدا شدن چوب و پوست از همدیگر، بخش مهمی از کار به پایان می رسد. بعد از این کار چوب را برداشته و از طرف برش اُریب خورده به دو قسمت تبدیل می کنند. طوری که یک قسمت کوچک و در حدود یک سوم یا یک چهارم قسمت بعدی درازا داشته باشد. آن گاه روی پوست و در یک قسمت با استفاده از چوب آن سوراخی به شکل مربع درست کرده و آن قسمت را از کل پوست جدا می کنند. البته این را پیش از بریدن چوب هم می شود با نوک چاقو و یا قسمت تیز داس انجام داد.  بخش دراز چوب را نیز از طرف مانند آن چه در شکل می بینید کمی می برند ( گرداگرد چوب) تا هم به عنوان دسته سوت مورد استفاده قرار گیرد و هم معملوم شود که تا کجا باید داخل پوست فرو برده شود. چرا که باید مابین دو تکه چوب در داخل پوست و در محل سوراخ پوست کمی فاصله وجود داشته باشد تا هوای فشرده با گردش در ان و خروج از محل سورخ تولید صدا کند. نکته دیگر این که یک طرف ( طرف کوتاه تر قسمت برش اُریب خورده) قسمت کوتاه چوب را کمی (همانطور که در شکل می بینید) می برند و صاف می کنند تا فاصله اندکی جهت عبور هوا بین آن چوب و پوست وجود داشته باشد.  بعد از پایان این کارها دو قسمت چوب را به شکلی که در تصویر دیده می شود درون پوست قرار داده و با آن سوت می زنند. این سوت را در اسالم ملالَه فوزَه məlāla fuza  می گویند. برخی ها که مهارت زیادی در این کار دارند، با انتخاب شاخه ای مناسب و درازتر و ایجاد چند سوراخ به نوعی با ان یک نی درست می کنند و مانند نی آن را می نوازند. ولی شکل معمولش همانی ست که شرح داده شد. این سوت یک وسیله بازی بچگانه می باشد که در گذشته ها بزرگترها برای بچه ها درست می کردند تا بچه ها با مشغول شدن با این کار لذت بیشتری از کودکی شان ببرند. کودکان نیز با نگاه کردن و تمرین بعد ها خود به ساختن این نوع سوت ها اقدام می کردند. این سوت تا زمانی که تازه است و آب دارد خوب صدا می دهد. ولی بعد از چند روز که کمی خشک شد و پوست و چوبش از حالت اولیه افتاد کیفیت صدایش تغییر می کند. برای بهتر شدن صدایش باید بدان اب زد و کمی خیسش کرد و یا برای دقایقی در آب آن را خواباند.

منبع : وبلاگ تالش شناسی




:: برچسب‌ها: مطالب جالب و خواندنی, دانستنیهای جالب از گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱۱/٢٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.