نوشته شده توسط : مهدی پور

یکی از بحث های داغ محافل زیست محیطی در سال های اخیر، مسئله توجیه بودن شکار و صید باتوجه به وضعیت فعلی محیط زیست کشور است. تخریب عینی منابع طبیعی از یک سو و ارائه آمار و ارقام نگران کننده کارشناسان محیط زیست درخصوص کاهش شدید جمعیت حیات وحش از سوی دیگر، همه نگاه ها و انتقادات را به سوی شکار و صید و تبعات حاصل از آن کشانده است.
شکی نیست که شکارچیان و صیادان به صورت یک عامل مستقیم و بی واسطه همواره با بهره برداری از جمعیت های جانوری، نقش مهمی را در کاهش تعداد آنان ایفا کرده اند.
به راستی آیا عامل اصلی تمامی این مشکلات و انقراض گونه های شاخص حیات وحش ایران در سال های اخیر، شکارچی یا صیاد است؟ در این نوشتار سعی بر این نیست تا با بی گناه جلوه دادن جامعه شکارچیان و صیادان کشور، علت مشکلات موجود به عامل دیگری نسبت داده شود. اما امید بر این است تا با توجیه همه جانبه قضیه از سوی مسئولین، به خوبی روشن شود که آیا تنها راهکار عملی و ممکن در مورد وضعیت شکار و صید در ایران امروز، ممنوعیت آن و پاک کردن صورت مسئله است.
استان سرسبز گیلان، سرشار از مواهب طبیعی است. زمین های زراعی پربرکت، رودهای خروشان و دائمی، دریا، جنگل و همه و همه دست به دست هم داده اند تا گیلان را آینه تمام نمای عقل و خرد آدمی در مدیریت و بهره وری از طبیعت نمایند. هرساله با شروع فصل سرما، خیل عظیم پرندگان آبزی از شمال سیبری به تالاب ها و آبگیرهای پهناور این استان مهاجرت کرده و زمستان گذرانی می کنند. در این زمان است که همزمان با تعطیلی کار زراعت و کشاورزی، فعالیت جدیدی در شمال آغاز می گردد. بازار شکار و صید پرندگان مهاجر آبزی در استان گیلان در پاییز و زمستان داغ داغ است.
شکار و صید پرندگان و استفاده از گوشت آنها در استان های شمالی کشور از جمله گیلان سابقه و قدمتی دیرینه دارد. برخی از روش های سنتی صید همچون «طشت و سو» و یا «هاکش نما» حدود ۷۰۰ سال است که در گیلان مورد استفاده قرار می گیرند. به طورکلی امروزه و برمبنای مناسبات فعلی، روش های صید و شکار در استان گیلان به دو دسته کلی روش های مجاز و روش های غیرمجاز قابل تقسیم است.


در گیلان اقتصاد آدمی درگیر با طبیعت و منابع طبیعی است. شاید در هیچ کجای دیگر کشور نتوان این چنین آمیختگی را بین انسان و طبیعت در کشاکش برای ادامه بقا و ماندگاری یافت. از آنجا که زندگی روستایی، شیوه مسلط زندگی در استان گیلان است، به تبع کشت و زرع صید و شکار نیز منبع اصلی درآمد در این خطه است. هرچند به واسطه صنعتی شدن استان، این مسئله در سال های اخیر کمرنگ شده، اما هنوز شیرازه بقای آدمی در این دیار طبیعت و منابع طبیعی است. در این میان بازار بزرگ وابسته به صید و شکار پرندگان مهاجر که هرساله در فصل سرما در استان گیلان پاگرفته و منجر به رونق اقتصادی منطقه می گردد، خود حکایت دیگری دارد. در فصل شکار، خوتکا، سرسبز، چنگر، کشیم و دیگر پرندگان آبزی در کنار دیگر محصولات زراعی و دریایی زینت بخش بازارها و درنهایت سفره های گیلانی است.
سوءمدیریت حیات وحش و نبود شناخت کافی از ذخایر و منابع موجود به عنوان رکن و مبنای اصلی حفاظت، باعث شده که صید و شکار پرندگان به عنوان یکی از عوامل مؤثر کاهش جمعیت این موجودات در سال های اخیر، خودنمایی کند. برداشت بی رویه و بی ضابطه از منابع و عدم مدیریت و نظارت در این کار، جمعیت پرندگان مهاجر را در گیلان نسبت به سال های گذشته با کاهش شدیدی روبه رو ساخته است

بررسی ها در این خصوص نشان می دهد که هر سال طی فصل شکار رقمی معادل ۶۰ الی ۷۰ درصد جمعیت پرندگان مهاجر آبزی موجود در تالاب ها و آبگیرهای استان، برداشت می شود. مطالعات انجام شده در سال ۱۳۸۰ بیانگر این است که درمجموع ۴۲ گونه متعلق به ۸ تیره از پرندگان آبزی در بازارهای گیلان شناسایی شده است. گونه های کمیاب و در خطر انقراضی همچون اردک بلوطی و باکلان کوچک نیز طی مدت بررسی به تعداد قابل توجهی در کنار سایر پرندگان،شناسایی و مشاهده شد. از نمودهای دیگر این عدم نظارت و مدیریت بر صید و شکار و چگونگی عرضه در استان، می توان به فروش تعداد قابل توجهی از پرندگان غیرحلال گوشت، همچون حواصیل ها، کاکایی ها و باکلان ها اشاره داشت.

بی شک اجرای مفاهیم مدیریت بهره وری از منابع طبیعی بر مبنای اصول اولیه توسعه پایدار به خوبی می تواند علاوه بر حفظ نسل و تداوم حیات پرندگان مهاجر آبزی در سال های آتی، بهره مندی چندگانه اهالی از این نعمات خدادادی را پایدار و مستمر سازد. از این رو امید است تا با سازماندهی بیشتر و نگاهی کارشناسانه به وضعیت صید و شکار در گیلان و دیگر استان های شمالی کشور، ضمن قانونمند کردن کلیه مراحل اجرایی، نظارت کاملی نیز بر چگونگی انجام این عمل صورت گیرد

منبع : همشهری نیوز پیپر




:: برچسب‌ها: شکار و صید در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱۱/٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.