نوشته شده توسط : مهدی پور

استان گیلان در منتها الیه جنوب غربی دریای خزر قرار دارد و به صورت باریکه ای به طرف شرق امتداد می یابد و منطقه ی تنکابن مرز تاریخی و فرهنگی آن است. این استان از دو منطقه ی جلگه ای و کوهستانی تشکیل می شود. غربی ترین شهر این استان آستارا و شرقی ترین آن رودسر(هوسم) است که هر دو در کناره ی دریای خزر واقع شده اند. با وجود گستردگی روستاها و آبادی های پرجمعیت در مناطق کوهستانی اشکور، دیلمان، اطراف در فک و کوهستان های تالش، در این مناطق سکونت شهری به مفهوم امروزی آن وجود ندارد.

از نظر فرهنگ موسیقی و با چشم پوشی از خرده فرهنگ ها می توان گیلان را به دو بخش تالش نشین و گیل نشین تقسیم کرد. چرا که از این منظر، استان گیلان دو فرهنگ کاملاً متفاوت تالشی و گیلی دارد.

موسیقی آوازی و سازی گیلان از نظر متر در سه فرم متفاوت ارائه می‌شوند. گروهی از نغمات برخوردار از متر آزاد هستند. این بخش از موسیقی گیلان عموماً در آوازهایی همچون دیلمانی، گیلکی، آبکناری، غم انگیز و ... متجلی است.

گالشی

گالش در زبان گیلی به معنای دامدار است. این واژه در مورد کسانی به کار می رود که در مناطق کوهستانی به پرورش گاو اشتغال دارند. آواز گالشی بیشتر در توصیف زندگی و آرزوهای این گروه از دامداران گیلانی ست.

دیلمانی

این نغمه ازمشهورترین و متداولترین آوازهای گیلی به ویژه در مناطق دیلمان است و معمولاً در توصیف رنج فراوان فراق و اندوه ناکامی خوانده می شود. تعداد قابل توجهی از شعرهای فایز و فهلویات فارسی، متن این آواز را تشکیل می دهند که دارای مضامین، متفاوت غنایی و حکمی هستند.

چارواداری

چاروادار در تمام نواحی البرز به کسانی گفته می شود که با اسب و قاطر، بار و مسافر حمل می کنند. این آواز نیز در بیان رنج ها، آلام و آرزوهای این گروه از اهالی البرز است که بنابر وضعیت شغلی خود غالباً دور از خانه و خانواده روزگار می گذرانند.

گاره سری

گاره به منای گهواره و گاره سری به معنای در کنار گهواره است و در موسیقی گیلان اصطلاحاً به مجموعه ای از نغمه ها گفته می شود که مادران هنگام خواباندن کودکان در کنار گهواره می خوانند. شعر این نغمه ها که تلفیقی از بداهه و تعابیر رایج بومی ست، در توصیف آرزوهایی خوانده می شود که مادران برای فرزندانشان دارند.


شرفشاهی

از انواع آوازهای گیلی ست که به خاطر استفاده از شعرهای شرفشاه دولایی به این نام شهرت یافته است. شرفشاه از شاعران و عارفان صوفی مسلک و شهیر قرن هشتم گیلان است که شعرهای عرفانی، حکیمانه و دینی او توسط یکی از مستشرقین در کتابی گردآوری شده است. این نغمه به فراخور مضامین شعرهای شرفشاه از جنبه های مذهبی و حکمی برخوردار است و از این نظر می توان آن را با تبری ها(امیری ها) مقایسه کرد.

 

امیرخوانی

آواز امیر خوانی گیلان بر گرفته از امیری های مازندرانی ست. فرم و ساختار امیری های گیلانی بیشتر ملهم از امیری های طالقانی ست  و به همین دلیل از نظر مایگی با امیری های مازندرانی متفاوت است. متن امیری های گیلی عیناً از شعرهای منسوب به امیر پازواری گرفته شده، اما لهجه ی شعرها گیلی است.

آبکناری

به مجموعه ای از آوازهای همانند گفته می شود که بیشتر در مناطق جلگه ای گیلان رایج اند و به دشتی نیز مشهوراند. آبکناری از قدیمی ترین انواع آوازهای گیلانی، و در توصیف زندگی جلگه نشینان و ساحل نشینان این منطقه است. این آواز با شکل ها و حالت های مختلف به موسیقی چوپانی گیلان نیز راه یافته است.

غم انگیز

غم انگیز چنان که از نامش بر می آید آوازی اندوهبار است که در توصیف فراق، رنج ها و آرزوهای ساکنان این منطقه خوانده می شود. این آواز دو فرم نزدیک به هم دارد که فرم دوم آن به غم انگیزِ شکسته مشهور است. شعرهای غم انگیز عموماً برگرفته از دوبیتی های عامیانه و متداول گیلی ست.

گیلکی

گیلکی در لغت به معنای زبان مردم گیلان و «مربوط یا منسوب به گیلان» است. این آواز که از نظر فرم، مایگی و حالتّ نغمه به غم انگیز شباهت دارد از رایج ترین آوازهای جلگه نشینان گیلان است و مضمون شعرهای آن، تغزلی و عاشقانه است.

منبع : وب سایت پارپیرار




:: برچسب‌ها: آوازهای گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.