نوشته شده توسط : مهدی پور

ازدواج از جمله سنتهای مورد تحسین در جوامع انسانی به شمار می آید. فرهنگ ازدواج در همه اقوام و ملل به شکل خاصی صورت می گیرد و آنچه در مراسم عروسی مردم املش روی می داد، یکی از بی نظیر ترین یادمانهای سنتی و فرهنگی مردم این سامان می باشد که در گذشته نه چندان دور جالب توجه و دارای آئین ویژه ای بود.

بعد از تمایل پسر خانواده مبنی بر ازدواج ، موافقت پدر و مادر شرط لازم است . البته سلسله مراتب ازدواج در خانواده از بزرگترین فرزند تا کوچکترین فرزند رعایت می گردد. ابتدا مادر، دختران دم بخت اقوام خود و بعد پدر ، دختران اقوام نزدیک خود را برای فرزندشان پیشنهاد می کنند و گاهی انتخاب همسر را بعهده پسرشان می گذارند. پس از موافقت اولیاء، خواستگاری بوسیله زنی خوشنام و شرین کلام از فامیل یا اهل محل صورت می گیرد. وی موضوع خواستگاری را ابتدا با مادر دختر درمیان می گذارد،سپس مادر دختر یک هفته مهلت می خواهد تا این موضوع مهم را با پدر و خویشاوندان و آنگاه با دختر شان در میان بگذارد. در طی این مدت قاصد با تجربه به نحوی با دختر مورد نظر ملاقات کرده و ضمن تعریف و تمجید از داماد آینده، دقیقاً زیبائی چهره و همچنین وضعیت فیزیکی اندام و تکلم دختر را زیر نظر گرفته و به خانواده داماد راپورت می دهد، مشابه این عمل هم برای تحقیق داماد از طرف خانواده عروس صورت می گیرد.

در صورت موافقت از خانواده دختر، مراسم خواستگاری ( بعله برون) انجام می گیرد. داماد بهمراه خانواده و چند تن از وابستگان و افراد معتمد محل به خانه عروس رفته و با خود شیرینی، پارچه و یک قطعه طلا(انگشتری) بعنوان برگ سبز می برند. در این مجلس در باره خصوصیات اخلاقی و وضعیت اقتصادی و سایر امتیازات داماد و از طرفی درجه مهارت و هنر دست و پنجه عروس و میزان علاقه مندی و دردانگی وی به خانواده اش گفتمان می نمایند. در این مجلس ، عروس آینده با اصرار مادر و خادم خانه با آراستگی مختصر و متانت خاصی همراه با یک سینی چای به میان دعوت شدگان ظاهر شده ، ابتدا پیش پدر داماد و همراهانش و در انتها با چهره برافروخته توام با طنازی در مقابل داماد ایستاده و چای را به همسر آینده اش تعارف می کند ،پس از بدست گرفتن فنجان چای توسط داماد و اظهار تشکر از وی ، یکباره فضای خانه با تبریکات صمیمانه و هلهله و شادی ، مهمانان غرق در سرور و شادمانی می گردند. آنگاه با رایزنی شیوخ و بزرگان دو طایفه ، میزان مهریه عروس آینده را پس از تعارفات لازم و گاهی موارد با چانه زنی محترمانه تعیین نموده ، سپس از جهیزیه عروس صورت برادری و در پایان جلسه زمان مراسم عقدکنان را در یکی از ایام نیک سال قرار می دهند.


پس از گذشت یک هفته از خواستگاری هدایائی موسوم به “قندسر” که شامل : کله قند ،لباس،پارچه ،شیرینی،شاخه نبات و میوه می باشد از طرف خانواده عروس به منزل داماد فرستاده می شود و آنان نیز هدایائی به خانواده عروس می فرستند. قندسر با آئین و نظم خاصی که عموماً توسط خدمتکاران و افراد آشنا ( مجمع بران) بعمل می آید این هدایا در داخل مجمع ( سینی برنجی بزرگ) چیده شده و مجمع بران به ردیف حرکت می کنند، در پیشاپیش آنان نوازدگان و چاووشی خوان و در پشت سر آنها جوانان و نوجوانان با هلهله و شادی بسوی خانه داماد می روند و از پدر داماد انعامی دریافت می دارند.اگر فاصله شیرینی خوران تا عقدکنان به عید قربان برخورد کند خانوادهخ داماد گوسفندی را که بر شاخهای آن دو نارنج و بر گردن آن زنگوله و روبانهای رنگارتگ آویخته شده به خانه عروس می فرستند و خانواده عروس پس از قربانی کردن گوسفند ، مقداری از گوشت قربانی را به خانواده داماد می دهند. و همینطور هرگاه فاصله شیرینی خوران تا عقدکنان به عید نوروز و ایام با میمنت برخورد کند هدایائی بین دو خانواده عروس و داماد رد و بدل می شود.

در مراسم عقدکنان ،وابستگان نزدیک داماد به همراه عاقد و داماد دستجمعی به خانه عروس می روند و مراسم عقد را اجراء می کنند بعد از جاری شدن صیغه عقد ، مراسم ریسمان زنی (بندزنی) که توسط مشاطه (آرایشگر) که بعضاً قاصد خواستگاری هم می باشد با حضور زنان و دختران برگزار می شود. در این مجلس زنانه، دختران دم بخت به جهت سپید بخت شدن ( ازدواج کردن) دست عروس را بر سر زده و با طشت زنی ،رقص و نغمه سرائی رونق مجلس را دو چندان نموده و از سوی خانواده عروس با میوه و شیرینی پذیرائی می شوند . در انتها خانمها مبلغی وجه نقد ( ندرتاً یک قطعه طلا) بعنوان ریسمان زنی به عروس هدیه می دهند. مراسم عروسی که چند ماه بعد از عقدکنان برگزار می گردد، با همه تشریفات و شکوه و شادمانی اش ، بعلت ریشه دار بودن فرهنگ و روح تعاون خانواده ها، کم هزینه و اقتصادی است. بطوریکه داماد بعد از عروسی دارای سرمایه کلان می شود.در املش کسی که خیال بر پائی جشن عروسی دارد، موضوع را به اطلاع بزرگ طایفه اش می رساندکه فلان موقع ،روز عروسی اش است. تمام طایفه با مشارکت هم کلیه مایحتاج و ملزومات و سور ساط عروسی از مرغ و گوشت گرفته تا انواع شیرینی و خوارو بار را آماده نموده و بعنوان شدی (شادی)به خانه داماد می فرستند و این کمک به اندازه ای است که گاهی بعد از چند روز اطعام عمومی و ریخت و پاشیدگی پذیرائی ها که در خور زندگانی داماد است کفایت نموده و حتی مخارج زندگی چند ماه عروس و داماد را تدمین می گردد.

جشن عروسی که در منزل داماد برگزار می شود ، از یک تا چند روز ادامه داشته و مهمانان را جمعی از نوازندگان و خوانندگان ترانه های محلی ،آهنگهای فلکلور را اجراء می کنند و عده ای از زنان و دختران با لباسهای چین دار گالشی رقص قاسم آبادی کرده و از عروس و داماد شاباش دریافت می کنند.

در عصر روز عروسی ، عروس و داماد هر یک چوب شاخه داری که بر سرش جوایزی آویزان شده بعنوان(برم) در جائی نصب می کنند و هر یک از پهلوانان کشتی گیله مردی که از راههای دور ونزدیک به جشن عروسی دعوت شده اند، در میدان مشغول کشتی و زور آزمائی شده هرکس پهلوان تر بود از برم ها بهره مند شده و یا به نسبه به هر یک از پهلوانان نصیبی می دهند. در پایان برگزاری مراسم عروسی هریک از خویشاوندان و افراد دعوت شده به هنگام خداحافظی، هر یک به فراخور شخصیت اجتماعی و بنیه اقتصادی مبلغی وجه نقد و یا یک قطعه طلا به رسم رونما(دیدن روی عروس) اهدائ می نمایند که نیت این کار مبنی بر گردآوری سرمایه برای زوج جوان است که هرگاه داماد یک شخص با تدبیری باشد می تواند تا آخر عمر دوره زندگانی ، رونما را سرمایه زندگی خود قرار دهد.

 

منبع: سایت کرکان بندرانزلی




:: برچسب‌ها: آداب وسنت های گیلان, آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱٠/۸ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.