نوشته شده توسط : مهدی پور

درسالهای اخیرطلاق به یک روندومعضل مهم اجتماعی تبدیل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزایش می یابدامروزه شاهدازهم گسیختن بسیاری ازپیوندها ی زناشوئی هستیم که دراثراین روندفرزندیافرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدین صدمه های روحی وروانی می بیند ساختارعاطفی کودک ازسنین ۵-۴ ماهگی شکل می گیردواگراین کودک دریک خانواده ای بزرگ شودکه هیچ محبتی نبیندبی شک دررفتارکودک تاثیرمی گذاردکارشناسان براین باورندکه درگیریهاوجنگ وجدالهائی که بین والدین صورت می گیردهیچ وقت ازذهن بچه هابیرون نمی رودویادآوری آن خاطرات تلخ دربزرگسالی ، افسردگـــــی برای اوپدیـــدمی آوردواگرنگاهی به راهروهای دادگاه بیندازیم ویاگذرمان به آنجابیفتدچه بسیارزنان ومردانی می بینیم که بابچه های قدونیم قدومعصوم درراهروهانشسته اند.‏

روانشناسان براین باورهستندکه خانواده هایی که فرزندان آنهادائم درنگرانـــی واضطراب بسرمی برندازسلامت روحی وروانی برخوردارنیستند.اینگونه والدین بایدزیرنظرروانپزشک باشندولی متاسفانه درجامعه مابسلامت روانی کمتراهمیت می دهند.تایک خالی درکنارچشمشان یادستشان ظاهرشودفوری به یک پزشک مراجعه می کنندولی ازسلامت روانی خودوفرزندشان غافل هستند.طلاق به هیچ وجه تنهاراه حل نیست ولی اکثراین زن وشوهرهایی که ازهم جدامی شوندفکر می کنندآخرین راه حل ویاتنهاراه حل است اگرهم روزی زن وشوهری نتواندباهم زندگی کندمنطقی وعاقلانه عمل کنندوبه فرزندانشان توضیح دهندکه ماهردوشمارادوست داریم وبعدازجدائی نیزشمارادوست خواهیم داشت آنهم اگرزمانی که مشکلاتشان به هیچ وجه حل شدنی نباشدوالدین نبایدپیش فرزندانشان ازیکدیگربدگوئی کنندچراکه بااین کارزمینه کینه رادرفرزندبه وجودخواهندآوردمتخصصان معتقدندچنانچه پدرومادرپس ازجدائی هرکدام روابطی صمیمانه وعاطفی بافرزندخودبرقرارسازندبه نیازهاوحوائج وی توجه کرده ودرصددبرطرف کردن آن باشندآسیب جدی متوجه فرزندان نخواهدشد.‏


ازدواجهای خیابانی ودیدن دختروپسردرخیابان وازروی هوس ازدواج کردن بایک کلمه عاشقانه گفتن که دوستت دارم نبایدفریب همدیگررابخورندزندگی که فقط ۱روز و۲روزنیست زندگی پستی وبلندی زیادداردوبایک کلمه عاشقانه گفتن نمی شودبایکدیگرازدواج کنندگروهی ازاین دخترهاوپسرهابایکباردیدن بادیدن مدولباس همدیگروظاهریکدیگـــرفکرمی کنندکه آنهازندگی خوبی خواهندداشت ازدواج بایدازروی علاقه باشدنه ازروی هوسهای زودگذر چراکه دراین ازدواج هاشعله های هوس بزودی خاموش میشودآنگاه عیب های رفتاری وشخصیتی هم متوجه می شوند( تازه به فکرجنجال ودعواوجدائی می افتنددراین میان فرزندان راقربانی هوسهای زودگذرخودمی کنندفرزندان چنین والدینی اظهارمی کنندکه اگرشمامی خواستیدازهم جداشویدواگرازروزاول بگومگوداشتیدچرابچه دارشدیدچرایک موجودبی گناه رافدامی کنید.
جوانی اظهارمی کندکه من اززمانی که یادم می آیددرخانه مان جنگ وکتک کاری بوده ولی بااین حال ما۶خواهروبرادربودیم پدرومادرعزیزاگرشماباهمدیگربه اصطلاح خودتان تفاهم نداشتیدچرابچه دارشدیدآنهم ۶تا.‏
پدرم کارگربودومادرم خانه داروزندگی بسیارساده ای داشتیم همه ماکارمی کردیم ازشیشه پاک کنی تاآدامس فروشی تازه شب که بخانه می آمدیم آن نان خالی راهم بایدبادعواوشاجره میخوردیم.
مادری می گویدماازروی تفاهم یااینکه ازهمدیگرخوشمان بیایدباهم ازدواج نکردیم بلکه به اصرارپدرومادرمان باهم ازدواج کردیم هرچقدربه پدرومادرخودگفتیم که ماهمدیگررادوست نداریم آنهاگفتندمگرباشماست مامی گوییم که بایدباهم ازدواج کنیدشمادیگرکارتان نباشدتاموقعی که نامزدبودیم آنهابه اجبارمارابیرون می فرستادندمادرم می گفت اگریکبار، دوبارباهم بیرون بروی مهرش به دلت می نشیندغافل ازاینکه شوهرم بعدهامی گفت که مادرم نیزهمین حرفهارابرای من می گفت مابیرون هم رفتیم رفت وآمدهم می کردیم اماهیچ علاقه ای به همدیگرنداشتیم تااینکه به زورواجبارخانواده هاباهم ازدواج کردیم اماچه ازدواجی یکروزخوش نداشتیم دائم درخانه درگیری ومشاجره است شوهرم خانه نمی آیدمرادرخانه استیجاری ول کرده ورفته بعضی وقتهاهم که خانه می آیدفقط برای این است که مقداری خوردوخوراک می آوردوالدین من بازهم دست ازحرفهایشان برنمی دارندومی گوینداگربچه دارشویدرابطه تان خوب می شودولی مادیگرقصدجدائی داریم ومن دیگرنمی توانم این زندگی راتحمل کنم ویک موجودمظلوم رابدبخت کنم هم اینکه خودم بدبخت شده ام کافی است .‏
پژوهشها نشان می دهدکه افراط وتفریط درروابط دختروپسرقبل ازازدواج هردومشکلاتی رادرآینده فراهم می آورد.چنانچه دختروپسرفقط درمراسم خواستگاری یکدیگرراببیندوبطورظاهری همدیگررابپسندندوجنبه های شخصیتی ، رفتاری ، فکری رادرنظرنگیرند پس ازمدتی مشکلاتی رادرزندگی تجربه خواهندکردواگرهم روابط بی بندوبارداشته وبی توجه به مسائل اخلاقی وفرهنگی طرف مقابل باشندبازهم درآینده مشکلات متعددی خواهندداشت .‏
والدین بابدگوئی ازهم نزدفرزندانشان موجب می شوندتابچه ازدیداریکی ازپایه های اصلی شخصیت رفتاری اش محروم شودودرآینده نیزنسبت به افرادبی اعتمادشودیکی ازعوامل طلاق به تغییرات اجتماعی گسترده تری که درجامعه شکل می گیردمربوط است این واقعیت که امروزه دربعضی ازخانواده ها بطورعام داغ بدنامی به طلاق زده نمی شودباعث افزایش روزافزون طلاق می شودتا اندازه ای نتیجه تغییروتحولات اجتماعی است که بارشدشهرنشینی وصنعتی شدن وبه تبع آن گذرجامعه ازمرحله سنتی به مدرن پدیدمی آیدیکی ازمسائلی که باعث می شودزنان طلاق بگیرندمسئله استقلال اقتصادی زنان است که بتدریج که زنان ازنظراقتصادی مستقل می شوند ایشان به گرفتن طلاق یک نوع منزلت اجتماعی برای آنان تلقی می شودبیشترمیگرددواین امردرپاره ای مواردباعث تشویق زنان به گرفتن طلاق شده است عواملی که درطلاق مؤثرندعامل اقتصاد، فقر، بیکاری شوهر، اعتیاد، داشتن زنان متعدد، ندادن نفقه ، فساداخلاقی ، زندانی بودن شوهر

هرچه سعــــی کنندکه بعدازجدائـــــی کمبودهمــــدیگررابرای فرزندان پرکنندنمی توانندچراچونکه درخانه هرکس جای خوددارددرخانواده هائی که والدین ازهم جدامی شونددربسیاری ازمواردبچه هادچارکمبودعاطفی می شوندوبه احتمال زیاددختران فراری ، کودکان خیابانی وافرادبزهکارومعتادمحصول چنین خانواده هائی است . ‏
درخصوص راههای جلوگیری ازطلاق بررسی هانشان می دهدعدم شناخت صحیح زوجین پیش ازازدواج یکی ازدلائل اصلی وقوع طلاق است برای جلوگیری ازاین امرمشاهده قبل ازازدواج ضروری است اگرجوانان آشنائی کامل ازهمدیگرداشته باشندودراین صورت باهم ازدواج کنندزندگی مشترک پایدارتری خواهندداشت پدیده طلاق ازلحاظ جامعه شناسی پدیده تاثیرگذاربرآسیب های اجتماعی بوده وگسیختگی خانواده رادرپی داردوهمواره درجامعه ای که درحال گذاراست بصورت ناهنجاری اجتماعی درکنارپدیده هایی چون اعتیاد،بیکاری دختران فراری ،بزهکاری ، جرم، وجنایت وفقرفریادمی کشدوهمواره قربانیانی بنام فرزند، زن مرد، حتی جامعه رابه همرا داردزن ومردبایددرکنارهم باشند.درجبهه مقابل هم مردبایدتکیه گاه مطمئنی برای زن باشدبنابه گفته ائمه وقتی زن ومردی ازطلاق صحبت م کنندطلاق آنقدرعمل زشت وناپسنداست که عرش به لرزه می افتدباکوچکترین دعوایاکدورتی فورا” کلمه طلاق رابرزبان جاری نکنیم پیامبراکرم‌‌‌ (ص ) فرمودند.ان الله تعالی یبغض الطلاق (خداوندمتعال ازطلاق بخشم می آید)بلکه به آینده فرزندانمان بیندیشم این فرزندتنهامتعلق بمانمی باشدبلکه متعلق به جامعه است اوفردابایددرجامعه باشداگردعواومشاجره هم داریم پیش فرزندانمان ازاین کاراجتناب کنیم چون این بگومگوهادرنهایت به زیان کودکانمان خواهدبودواودرآینده فردی خشن وعصبانی بارخواهدآمدوالدین بایداین نکته رابدانندکه پرورش دادن فرزندی سالم ، قوی ، اعتمادبه نفس بالاوموفق درگرومحیطی امن ، آرام ، صمیمی درخانواده است پس آموزشهای لازم دراین زمینه ضروری بنظرمیرسدوتوجه به بهداشت روح وروان ضروری است.‏

بر اساس آمارهای رسمی در سه ماهه اول سال جاری ۳۴ هزار و ۷۵۹ مورد واقعه طلاق اتفاق افتاده که در هر ساعت به طور متوسط ۱۶ واقعه طلاق در کشور به ثبت رسیده است.آمارها نشان می دهد که طلاق در کشور در سالهای اخیر روند روبه رشدی داشته است.   .

با توجه  به شیوع پدیده طلاق در سال های اخیرعلت افزایش این واقعه در جامعه ما چیست ؟


به عقیده من بروز طلاق مثل هر پدیده‌ی اجتماعی دیگر، تک عاملی نیست و به لحاظ منطقی، انواع و اقسام، علل و عوامل مختلفی در بروز و افزایش آن مؤثر است. برای این که بدانیم کدام عامل مهم‌تر است، نیازمند انجام و دسترسی به پژوهش‌های اجتماعی در این زمینه هستیم. ولی با نهایت تأسف باید گفت که طی سال‌های اخیر به نحو چشم‌گیری انجام این پژوهش‌ها و نیز طرح عمومی یافته‌های پژوهشی و بحث‌های کارشناسی در باره این موضوعات، کاهش یافته است. گویی که هیچ معضل و آسیب اجتماعی وجود ندارد که دولت موظف به ایجاد زمینه لازم برای مطالعه درباره‌ی آن‌ها باشد. اولین نتیجه‌ی مبارزه‌ی غیرمنطقی علیه علوم اجتماعی، همین وضع است که می‌بینیم. بنابراین آن‌چه که در این زمینه اظهار می‌کنم، استنباط‌های کلی بنده است و برای تأیید صحت و سقم و آن باید به مطالعات میدانی و معتبر پژوهشی مراجعه کرد.
به نظر من علت اصلی افزایش طلاق، تغییر در انتظار زن از زندگی و نقش خود در خانواده است. انتظاری که به دلایل متعدد تغییر کرده است، ولی شوهران آن را نمی‌پذیرند. البته مشابه همین وضع هم در میان مردان رخ داده است، و در واقع از یک سو تغییر انتظارات هم در زن و هم در شوهر درباره‌ی خودشان و از سوی دیگر نپذیرفتن این تغییرات درباره‌ی طرف مقابل، علت اصلی افزایش طلاق است. هم‌چنین نا‌هم‌خوانی مقررات حقوقی ازدواج با انتظارات طرفین و شرایط روز جامعه نیز عامل مهم دیگری است که بی‌ربط به عامل اول نیست. شرح این مسأله طولانی می‌شود و از حوصله‌ی این گفت‌و‌گو خارج است.

بعضی از آسیب شناسان و جامعه شناسان معتقدند که در سالیان اخیر پدیده طلاق عاطفی هم شیوع پیدا کرده  

   اعتقاد دارم در هر جایی که محدودیت‌های اخلاقی و قانونی برای انجام طلاق باشد، به همان نسبت نیز طلاق عاطفی بیشتر است ولی به نظر من با توجه به رشد طلاق و کم شدن اثرات منفی این رویداد جوانان کمتر از گذشته خود را در قید و بند زندگی سخت که همان طلاق عاطفی باشد قرار می‌دهند پس شدت طلاق عاطفی در حال کاهش است و این یکی از نتایج مثبت افزایش وقوع طلاق است.

عوارض این پدیده چگونه خود را بر جامعه نمایان می کند و اصلا برای جلوگیری یا کاهش طلاق چه راهکاری وجود دارد ؟

از اثرات افزایش این پدیده ، تغییر در الگوی خانوار و حتی افزایش تقاضا برای مسکن (به دلیل زیاد شدن تعداد خانوار)، تغییر الگوی روابط جنسی، کاهش رشد جمعیت و انواع مسائل دیگر می‌تواند در کوتاه و بلند مدت به دلیل رشد آمار طلاق، را می توان نام برد .
اما ؛ به یک تعبیر جلوی افزایش طلاق را نمی‌توان گرفت، ولی می‌توان روند آن را کاهش داد. ضمن آن‌که می‌توان از تبعات منفی آن کاست. به نظر من در سه مرحله باید این کار انجام شود.
مرحله‌ی اول پیش از ازدواج است که باید مشورت‌های متعددی را درباره‌ی چگونگی انتظارات از یکدیگر و تطابق دادن هر یک از انتظارات به دختر و پسر داده شود. در این مرحله معتقدم که باید مقررات و حقوق ازدواج تغییر کند. ازدواج یک عقد است که به هر شکلی می‌توان آن را منعقد کرد. ولی در ایران کنونی باید چند الگوی ثابت (به جای یک الگوی فعلی) به زوجین ارائه شود تا هر کدام را که خود خواستند، انتخاب کنند. بحث این مسأله نیز نیازمند فرصت دیگری است. مرحله‌ی بعد در طول زناشویی است که باید کمک‌های مشاوره‌ای و به‌ویژه رایگان به زوجین داد تا بتوانند مشکلات متعدد ارتباطی خود را به‌ویژه در امور جنسی و نیز ارتباطات با دیگر اعضای خانواده و کنار آمدن با مشکلات زندگی، حل کنند. و بالاخره در مرحله‌ی طلاق باید امکانات و مشورت‌هایی را فراهم کرد که طرفین با حداقل خسارت روانی و اخلاقی از یکدیگر جدا شوند و سرنوشت کودکان (در صورت وجود) قربانی این طلاق نشود.

همانطور که در ابتدا اشاره شد آمار رسمی سازمان ثبت احوال گویای روند افزایشی طلاق را نشان می دهد چرا مسئولین به طور عام به مسائل اجتماعی و بالاخص واقعه طلاق توجه کمتری نسبت به مسائل اقتصادی و سیاسی می کنند .

واقعیت این است که مسائل و مشکلات اقتصادی به نحوی اورژانسی هستند. وقتی ارز گران شود، همه‌ی شاخک‌ها متوجه چهار‌راه استانبول می‌شود. ولی مسائل اجتماعی به صورت آهسته آهسته تغییر می‌کند. لذا تا وقتی که به درجه‌ی بحرانی نرسند، کمتر مسئولی به آن توجه می‌کند، البته وقتی هم متوجه می‌شوند که کاری از دستشان برنمی‌آید. با این حال همه مشکلات را بر دوش دولت نباید انداخت. مردم و مطبوعات و نهادهای دیگر هم باید حساسیت لازم را از خود نشان دهند. به نظر من سونامی طلاق از چند سال پیش در تهران آغاز شده و هنگامی که به شهرستان‌ها و روستاهای کشور برسد، با یک بحران بزرگ اجتماعی مواجه خواهیم بود، به‌طوری که بساط همه‌ی برنامه‌های فرهنگی دولت را برخواهد چید.
عده ای از افراد ، نفوذ مدرنیته به فرهنگ و اجتماع سنتی ما را علت این واقعه می دانند   میتوان مدرنتیه را در روند افزایشی طلاق سهیم دانست .

در واقع بخشی از طلاق ناشی از تضاد سنت و مدرنیسم است و بخشی نیز ناشی از مدرنیته است. برای درک بهتر است مثال بزنم. صعود از یک سطح شیب‌دار، همراه با کشیدن یک چرخ‌دستی، خستگی را دوچندان می‌کند. یکی به دلیل صعود از یک سطح شیب‌دار و دیگری به علت حمل بار اضافی که فرد را به پایین می‌کشد. مدرنیته مثل همان سطح شیب‌دار به سوی بالا است و تضاد سنت و مدرنیسم مشابه آن بار اضافی است که حمل آن بر دوش فرد سنگینی می‌کند. افزایش طلاق ناشی از صعود به بالای سطح شیب‌دار را نمی‌توانیم کاهش دهیم، هرچند می‌توانیم عوارض آن را کم کنیم، ولی تضادهای موجود (به‌ویژه در حقوق خانواده) که انعکاسی از تضادهای میان سنت و مدرنیسم است را می‌توانیم کم کرده و تبعات آن، از جمله طلاق را تا حدی کاهش دهیم.

وزیر ورزش و جوانان گفته است که :” صدور مجوز به سایت‌های همسریابی از ایده‌های این وزارتخانه برای کاهش میزان طلاق است ” چقدر این ایده را می توان موثر دانست .

ارزیابی درستی این نظر منوط به این است که گوینده مستندات و شواهد کافی برای تاثیر مثبت داشتن این کار بر کاهش طلاق ارائه دهد آنگاه من یا هر کس دیگری به نقد این اظهارات بپردازیم اما وقتی هیچ دلیلی برای این ادعا آورده نمی‌شود چه می توان گفت؟ مگر این سایت‌ها قرار است چه کاری کنند که طلاق کم شود؟ این سایت‌ها در بهترین حالت امکانی برای پیدا کردن شریک جنسی هستند مگر در دنیا که از این امکانات زیاد است ازدواج‌های سایت‌های مشابه، طلاق را کم کرده است؟ خوب! اگر می‌خواهند مخالفت با تاسیس این سایت‌ها را کم کنند اشکالی ندارد که از این مطالب هم گفته شود ولی بدانند که اینها کمکی به حل مساله طلاق نمی‌کند

انشالله که این مشگل و عارضه که در بطن تعداد زیادی از خانواده ها ریشه دوانیده با با اصلاح نوع دید و آموزشهای گوناگون و …برطرف شود.

منبع : وب سایت روجا




:: برچسب‌ها: مقالات فرهنگی گیلان, مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/۱٠/٥ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.