نوشته شده توسط : مهدی پور

لنگرود ، شهری است که بین آبی خزر و استواری لیلا کوه ، مجنون وار نشسته است و خونگرمی شالیزارهایش ، با خونسردی باغهای چایش ، به هم آمیخته ؛ و دیدن چهرة مهربان و همیشه بهاری مردمانش ـ با آن نگاه‎های روشنشان ـ آرزوی تمام کسانی است که یکبار نان و نمکی از سفرة اخلاصشان خورده باشند . لنگرود ، شهر شمخالهای آویخته ، تورهای مندرس صمیمی ، باغهای پرتقال ، رنگارنگی لباسهای روستایی ، عطر بلال و پونه و ... مردمانِ شور و عشق و ایثار است . مقبرة دوازده امام زادة به شهادت رسیده ، بر بلندای ملاطش ، ریشه داری « تشیع » را درخاک پاک قلبهای مردمش ، نمایانگر می‎کند و آفتاب ، به یاد شهیدانش هر غروب ، خون می گرید لنگرود شهر ابریشم و شعر و رنج است . پروانه ها بر تبسم گلهایش پیله می کنند و شعور ، در مقابل شعرش ، به زانو در می آید و « برنج » آینة رنج سالیان طولانیِ لبخند پینه بر دستانشان است


...




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٧/٢٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.